مقاتل
معرفی کتاب

روایتی از مقتل امام حسین علیه السلام شامل وقایع پس از بیعت مردم با یزید ابن معاویه، خروج امام از مدینه و حرکتش بسوی عراق و وقایع کربلا تا بازگشتن خاندان حضرت حسین ابن علی (ع) – بی او – به مدینه.شكده باقر العلوم تألیف گردیده است.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








دوستان
حمایت
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : عبرات
وقتی خداوند، برای هدایت بشر، «راهنما» فرستاد و برای تعیین راه و پیمودن مسیر، «حجّت» قرار داد، همه ابعاد را در نظر داشت.الگوهای مکتبی، الگوی همه جانبه امت برای راهیابی به کمال و خودسازی و بندگی‌اند. حسین بن علی علیه‌السلام نیز یکی از این اسوه‌ های کامل و الگوهای همه جانبه است و آنچه از حضرتش باید آموخت، نه تنها درس حماسه و جهاد و ظلم ستیزی، که درس عبودیت و سخاوت و جوانمردی و ارزش گرایی و تهجّد و انس با قرآن و تکریم انسان است.اینک، نگاهی به بخشی از ابعاد الگویی سالار شهیدان داریم، تا روشن گردد که شخصیت وی به بُعد شورآفرین و حماسی عاشورا و انگیزه آفرینی جهاد در کربلا خلاصه نمی‌شود. امروز، اگر آن باده جانبخش در ساغر دلمان نیست، می‌توان و باید از چشمه فیض دیگری شور و حال گرفت و «سیره حسینی» را چراغ راه قرار داد.در عصر بازسازی ایمانی و فرهنگی، توجه به ابعاد الگویی امام حسین علیه‌السلام ضروری است. آن حضرت، تنها در کربلا اسوه ما نیست؛ الگو بودنش تنها در زمینه حماسه و خون و شهادت هم نیست؛ حتّی در کربلا هم، فقط کربلای حماسه و جهاد نبود و اوج صحنه‌های آن روز جاویدان هم، تنها شهادت امام و یارانش نبود.

1. نماز، اوج بندگی
سالارما، حسین بن علی علیهماالسلام ، شب عاشورا برای انس با خدا و تهجّد و تلاوت قرآن و نماز، از دشمن مهلت گرفت. در گرماگرم نبرد عاشورا نیز، هنگام ظهر به نماز ایستاد تا به ما بیاموزد که جان بر سردین و خداجویی نهاده است. سعید بن عبداللّه حنفی، در آن لحظه، در برابر امام همچون سپر حفاظتی می‌ایستد، تا حسین بن علی علیهماالسلام ، آخرین نمازش را بخواند و با 13 تیر که بر پیکرش می‌نشیند، به شهادت می‌رسد.1


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : سیدالشهداء(ع)، الگوی زندگی، هوای نفس، کرامات، نماز،
سه شنبه 29 فروردین 1396 :: نویسنده : عبرات
اولین کلمه ای که به زبان امام حسین جاری شد
از امام باقر علیه السلام روایت می کنند که در دوره کودکی امام حسین علیه السلام کمی دیر زبان به سخن گفتن گشود و این امر این نگرانی را به وجود آورده بود که مبادا او از نعمت حرف زدن محروم باشد؛ تا این که روزی به همراه پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم به مسجد آمد و در نماز جماعت آن حضرت شرکت کرد. وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم شروع به نماز کردند و تکبیر نماز را گفتند، حضرت حسین علیه السلام نیز تکبیر گفتند. این اوّلین سخنی بود که از زمان تولد از زبان آن حضرت شنیده شد. بدین ترتیب اوّلین کلمه ای که امام حسین علیه السلام بر زبان راندند لفظ مبارک «الله اکبر» بود. وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم صدای تکبیر امام حسین علیه السلام را شنیدند دوباره تکبیر گفتند و باز امام حسین علیه السلام آن را تکرار کردند و به این ترتیب به دنبال رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم امام حسین علیه السلام هفت مرتبه تکبیر گفتند.

از پیامبر چه شنیدی
روزی به امام حسین علیه السلام گفته شد که از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم چه شنیدی؟ آن حضرت در ضمن سخنانی طولانی فرمودند: از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم شنیدم که می فرمود: «خداوند تبارک و تعالی کارهای مهم و بزرگ را دوست دارد و کارهای پست و حقیر را نمی پسندد».

ادب حسنین علیه السلام
امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام مصداق کامل ادب بودند. نقل می کنند که وقتی امام حسن علیه السلام در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم می خواستند پدر بزرگوارشان را صدا بزنند با تعبیر «یا اباالحسین» صدا می کردند و امام حسین علیه السلام آن حضرت را «اباالحسن» می خواندند و هر دو رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم را پدر صدا می کردند. اما چون رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم رحلت کردند آن دو بزرگوار علی علیه السلام را پدر خواندند.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : قیام امام، شهادت، ادب، نهضت عاشور، اسلام، جاودانگی عاشور،
چهارشنبه 23 فروردین 1396 :: نویسنده : عبرات
حضرت زینب کبری، «عقیله بنی هاشم»، سوّمین فرزند امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام است. وی در روز پنجم جمادی الاول سال پنجم یا ششم هجری در مدینه طیبه، دیده به جهان گشود و پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله نام زینب را برای وی برگزید.1

کنیه وی ام الحسن و ام کلثوم و بیش از شصت لقب داشته که عقیلة بنی هاشم معروف ترین آنهاست.

عبادت حضرت زینب علیهاالسلام
گرچه سراسر زندگی حضرت زینب علیها السلام برای حفظ و احیای معارف اسلامی سپری شد، اما آن حضرت در عبادت به معنی خاص نیز از موقعیت برجسته ای برخوردار بود و در سخت ترین شرایط نیز به طور کامل به انجام وظایف عبادی اهتمام می ورزید.

امام سجاد علیه السلام فرمود: «عمه ام زینب در جریان حادثه کربلا، با آن همه مشکلات، حتی در شب عاشورا و شب یازدهم محرم نیز نماز شبش را ترک نکرد».2 امام حسین علیه السلام به اندازه ای به خلوص و بندگی زینب اعتقاد داشت که هنگام وداع خطاب به او فرمود: «یا اختاه لاتنسینی عند نافله اللیل؛ خواهرم مرا در نماز شب خود فراموش مکن».

آن حضرت در جای دیگری فرمود: «عمه ام زینب در طول راه کوفه و شام، همواره نماز شب را به پا می داشت و در برخی از منازل بین راه می دیدم که او از فرط خستگی و رنجوری ناشی از آزار دشمن، نمازهایش را در حال نشسته می خواند».3

بالاترین عظمت
اوج عظمت آن حضرت در جریان قیام امام حسین علیه السلام و به ویژه زمان اسارت بود. عظمت این کار بزرگ، آن وقت آشکار شد که نبرد عاشورا به پایان رسید و اهل بیت امام حسین علیه السلام اسیر شدند و با پایان یافتن جنگ مسلحانه در میدان کربلا، رسالت و مسئولیت زینب کبری علیهاالسّلام و دیگر اسیران، شروع شد. اگر قیام ارزنده حسینی همچنان در طول تاریخ برای همیشه تازه و سازنده باقی مانده است، یکی از مؤثرترین عوامل آن، وجود حضرت زینب علیهاالسلام و خطبه های آن حضرت بوده است.


ادامه مطلب...

نوع مطلب :
برچسب ها : حضرت زینب سلام‌الله، امام سجاد سلام‌الله، عقیله بنی هاشم، عبادت، کربلا،
پنجشنبه 17 فروردین 1396 :: نویسنده : عبرات
زیارت عارفانه و خالصانه حضرت امام حسین(ع)، فضیلت های ویژه ای دارد که از جهات مختلفی در خور تعمق است.

جامعیت
خدای جهان آفرین، حکمت رسایش اقتضا کرد که بندگان خویش را به انجام یک سلسله کارهای شایسته، به صورت واجبات و مستحبات موظف سازد. هر کدام از این سلسله وظایف، آثار خاص و نقش سازنده ای در تقرب به پیشگاه او دارد که به واسطه ی انجام بخشی از آنها برای همیشه، نمی توان از بخش دیگرش بی نیاز بود. به همین جهت است که برخی از دانشمندان بر این اندیشه اند که انسان نباید تنها به انجام برترین مستحبات درعبادت خدا بسنده کند، چرا که آثار و خواص دیگر کارهای شایسته و عبادت های مستحبی از او فوت می شود و زیارت پیشوای شهیدان یک نوع اطاعت الهی است که خواص هر کار عبادی واجب و مستحب، زبانی و عملی، قلبی و بدنی، در آن گرد آورده شده است، اعمالی چون نماز، زکات، حج، صدقه، جهاد و ...

پاکسازی از گناه
اثر دیگر زیارت آن حضرت این است که: زائر حسین علیه السلام پس از زیارت عارفانه و خالصانه به گونه ای خاص، از گناهان پاک می گردد.

در روایات متعددی - حدود چهل روایت - تعبیر شده است که:

«خداوند گناهان گذشته و آینده ی او را خواهد بخشید.»(1)

و در روایات دیگری بدین صورت است که: « او بسان روز تولدش، از همه ی گناهان پاک و پاکیزه می شود.»(2)

اثر رهایی بخش
زائر آن حضرت نه تنها خود نجات یافته است، بلکه سبب نجات و رهایی دیگران می گردد. در روایتی امام صادق علیه السلام فرمود:

« زائر عارف حسین علیه السلام، در روز رستاخیز برای صد نفر از دوزخیان شفاعت می کند.»(3)

و در روایت دیگری است که بدو ندا می رسد که: « هان ای زائران حسین علیه السلام دست هر کسی را دوست دارید بگیرید و به بهشت وارد کنید.»(4)


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : فضیلت زیارت امام حسین، زیارت، عارف، خدا، گناه،
پنجشنبه 10 فروردین 1396 :: نویسنده : عبرات
آتش‌ گلستان شد
در هندوستان یاد و نام امام حسین (ع) منزلت ویژه‌ای دارد ،عده بسیار زیادی از بازرگانان و ثروتمندان هند از مذاهب مختلف اعتقاد فوق‌العاده‌ای به حضرت سیدالشهدا دارند و برای برکت اموالشان همه ساله مقداری از ثروت خود را نذر سوگواری آن حضرت می‌کنند. یکی از آنان هر ساله همراه سینه‌ زنان حرکت می‌ کرد و همراه با آنان بر سر و سینه می‌ زد، هنگامیکه آن مرد بازرگان از دنیا رفت بنا به رسوم مذهبی خودشان بدن او را در آتش می‌ سوزانیدند تا خاکستر بدن را دفن نمایند.اما با کمال تعجب و شگفتی دیدند آتش در دست راست و قسمتی از سینه‌ اش ابداً اثری نکرده است.پس بستگانش آن دو قطعه از بدن را به قبرستان شیعیان آوردند و گفتند:«این دو عضو از آن حسین شماست»... 1

التفات به زوّار حسینی
آقای سید عبدالرسول خادم در همین سفر اخیر تشرف حقیر در كربلا (14 رجب 88) نقل كرد از مرحوم سید عبدالحسین كلید دار حضرت سیدالشهداء علیه السّلام پدر كلیددار فعلی كه آن مرحوم اهل فضل و از خوبان بود. شبی در حرم مطهر می بیند عربی پابرهنه خون آلود، پای خونین و كثیف خود را به ضریح زده وعرض حال می كند. آن مرحوم او را نهیب می دهد و بالا خره امر می كند كه او را از حرم بیرون نمایند، در حال بیرون رفتن گفت یا حسین علیه السّلام من گمان می كردم این خانه توست معلوم شد خانه دیگری است . همان شب آن مرحوم در خواب می بیند آن حضرت روی منبر در صحن مقدس تشریف دارند در حالی كه ارواح مؤ منین در خدمت هستند حضرت از خدام خود شكایت می كند. كلیددار می ایستد و عرض می كند یا جداه ! مگر چه خلاف ادبی از ما صادر شده ؟

می فرماید امشب عزیزترین مهمان های مرا از حرم من با زجر بیرون كردی و من از تو راضی نیستم و خدا هم از تو راضی نیست مگر اینكه او را راضی كنی . عرض كرد یا جدا! او را نمی شناسم و نمی دانم كجاست ؟ فرمود الا ن در خان حسن پاشا (نزدیك خیمه گاه) خوابیده و به حرم ما هم خواهد آمد و او را با ما كاری بود كه انجام دادیم وآن شفای فرزند مفلوج اوست و فردا با قبیله اش می آیند آنها را استقبال كن . چون بیدار می شود با چند نفر از خدام می رود و آن غریب را در همانجایی كه فرموده بودند می یابد، دستش را می بوسد و با احترام به خانه خود می آورد و از او به خوبی پذیرایی می نماید. فردا هم به اتفاق سی نفر از خدام به استقبال می رود چون مقداری راه می رود می بیند جمعی شادی كنان می آیند و آن بچه مفولجی كه شفا یافته همراه آورده اند و به اتفاق به حرم مطهر مشرف می شوند. 2


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : سیدالشهداء، کرامات، اتش، شیعیان، خداوند، نجف،
شنبه 5 فروردین 1396 :: نویسنده : عبرات
عیاشی به سند معتبر روایت کرده است که روزی حضرت امام حسین علیه السلام به جمعی از مساکین گذشت که عبای خود را افکنده بودند و نشسته بودند،نان خشکی در پیش داشتند و می خوردند چون به ایشان رسید،آن حضرت دا دعوت کردند ؛حضرت از اسب فرود آمد و فرمود:" خدا متکبران را دوست نمی دارد " نزد ایشان نشست و با ایشان نشست و با ایشان تناول نمود . به روایت دیگر از ایشان عذر طلبید که این نان شما از صدقه است و صدقه بر من حرام است.

بعد فرمود: " چون من اجابت شما کردم شما نیز اجابت من کنید ."

ایشان را به خانه خود برد و به کنیز خود گفت :" هر چه برای مهمانان عزیز ذخیره کرده ای حاضر ساز ." ایشان را ضیافت کرد و انعامات فرموده روانه کرد .

منبع :
جلاءالعیون ص 450
معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام 239




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : امام حسین(ع)، مهمانی، اجابت، متکبران،
سه شنبه 1 فروردین 1396 :: نویسنده : عبرات
مخصوصا خود ابا عبد الله که به میدان آمد در چه وقتی آمد؟ فکر کنید، عصر روز عاشوراست، چون تا ظهر شد هنوز عده ای از اصحاب بودند که نماز هم خواندند. از صبح تا عصر تلاش کرده است، چه تلاشهایی! بدن هر یک از اصحابش را غالبا خودش آورده در خیمه شهدا گذاشته است. بدن یارانش را خودش آورده است، به بالین یارانش خودش آمده است، اهل بیتش را خودش تسلی داده است. اینقدر تلاش کرده که خدا می داند! گذشته از آن داغ هایی که دیده است. آخرین کسی که به میدان می آید خودش است. خیال کردند که دیگر در یک چنین شرایطی می توانند با حسین مبارزه کنند. هر کسی که جلو آمد لحظه ای مهلتش نداد که فریاد عمر سعد بلند شد، گفت خدا مرگتان بدهد، مادرهایتان به عزایتان بنشینند، به مبارزه چه کسی رفته اید؟!

«هذا ابن قتال العرب» (1) این، پسر کشنده عرب است، پسر علی بن ابی طالب است «و الله لنفس ابیه بین جنبیه»(2) به خدا روح پدرش علی در کالبد این است، به جنگ این نروید. این علامت شکست بود یا نه؟ سی هزار نفر از جنگ تن به تن کردن با یک مرد تنهای غریب آن همه مصیبت دیده، آن همه زحمت کشیده و آن همه تلاش کرده تشنه گرسنه عقب نشینی می کنند.



نه تنها در مقابل شمشیر ابا عبد الله شکست خوردند، در مقابل منطقش هم شکست خوردند. ابا عبد الله در روز عاشورا قبل از شروع جنگ دو سه بار خطابه انشاء کرد. واقعا خود آن خطابه ها عجیب است. کسانی که اهل سخن هستند می دانند ممکن نیست در حال عادی انسان بتواند سخنی بگوید که تا حد اعلی اوج بگیرد. باید روح بشر به اهتزاز بیاید. مخصوصا اگر سخن از نوع مرثیه باشد باید دل آدم خیلی سوخته باشد تا یک مرثیه خوب بگوید. اگر بخواهد غزل بگوید باید سخت دچار احساسات عشقی باشد تا غزل خوبی بگوید. اگر بخواهد حماسه بگوید، باید سخت احساسات حماسی داشته باشد تا یک سخن حماسه بگوید.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ابا عبد الله، عاشورا، جنگ، قدرت روحی، خطبه ها،
یکشنبه 22 اسفند 1395 :: نویسنده : عبرات
این‏جا بقیع است ، درست با چشم‏ های سُست که از پشت پنجره ‏ها پی در پی می ‏نگری، در یک مرثیه مواج فرو می‏ریزی.دیگر نه خود را به جا می ‏آوری و نه جز اشک را می‏نگری. تا احساس بی‏قراری، طعم شور چشم‏ ها را می‏ چشد، بغض‏های بهاری خود را می ‏تکانی، عباس علیه‏ السلام را می‏ بینی که ایستاده است. عباس ایستاده است و خاک ام البنین، بوی مشک عباس و عَلَم ابوالفضل (ع) را می‏دهد.

این‏جا بقیع است، چند قدم اشک که جلوتر می‏روی، عباس را در ناگهان ‏ترین عظمت می‏بینی که چشم به بی ‏انتهاترین مفهوم گمنام، دوخته است.

آه، پنجره‏ های دیوار بقیع! آه از این بی‏قراری مجسم!

آه از این شیدایی آتش افروز! این‏جا بقیع است. هنوز آفتاب بر نتافته است که غربتی گره خورده، به گوشه بقیع را می ‏نگری که رنگ و بوی عباس را در امتداد کوچه‏ های مدینه، در بقیع می‏پراکند.

آه، بقیع! یا مرا آتش بزن، یا ناله‏ ام را به گوش ام البنین، برسان.

بقیع! نمی‏دانم چرا به قبر ام البنین که می‏رسم، عطشی شدید سراسر احساس را فرا می ‏گیرد.

ای مأوای مهربانی‏ های پر پر!

ای دغدغه غربت!

ای که نامت رعشه بر اشک‏های من می ‏اندازد! می‏ خواهم یک آسمان بغض در تو درنگ کنم و دریا دریا و باران باران و ناله ناله در تو جاری شوم.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : ام البنین(س)، بقیع، عاشورا، حضرت عباس(ع)، کربلا،
شنبه 14 اسفند 1395 :: نویسنده : عبرات
در زمان مرحوم علامه‏ ی بحرالعلوم قدس سره، قبر مقدس حضرت ابوالفضل العباس علیه ‏السلام خراب شد. به علامه‏ ی بحرالعلوم خبر دادند که قبر مقدس حضرت عباس علیه ‏السلام دارد خراب می‏شود علامه بحرالعلوم دستور داد تا قبر شریف آن حضرت، ترمیم و تعمیر شود.

بنابر این شد که در روز معینی مرحوم علامه به اتفاق استاد بنا، به سرداب مقدس بروند و قبر را تجدید بنا کنند.

در روز مقرر، مرحوم علامه همراه با استاد بنا، در سرداب و زیر زمین مطهر وارد شدند، معمار نگاهی به قبر و نگاهی به علامه کرد و گفت: آقا اجازه می‏فرمایید که سؤالی بکنم؟ علامه فرمود: بپرس؟ استاد بنا گفت: «ما تا حالا خوانده و شنیده بودیم که حضرت ابوالفضل العباس علیه ‏السلام اندامی موزون و رشید و قدی بلند و چهار شانه داشته‏ اند. به گونه ‏ای که وقتی سوار بر اسب می‏شده ‏اند، زانوهایشان در برابر گوشه ای اسب قرار می‏گرفته است. پس بنابراین باید قبر مقدس آن حضرت هم بزرگ و طولانی باشد! ولی من می‏بینم که صورت قبر ایشان کوچک است؟!»

آیا شنیده‏ های من دروغ است؟ یا کوچکی قبر علت دیگری دارد؟! علامه بحرالعلوم به جای جواب دادن، سر به دیوار گذاشتند و سخت گریه کردند. گریه‏ ی طولانی علامه، معمار را نگران و ناراحت و مضطرب نمود و عرضه داشت: آقای من! چرا گریان و اندوهناک شدید و سرشک غم از دیدگان فرو می‏ریزید؟! مگر من چه گفتم؟ آیا از سؤالی که من کردم، تأثر در شما ایجاد شده است؟

علامه فرمودند: استاد بنا! پرسش تو دل مرا به درد آورد. چون شنیده ‏های تو درست و صحیح است، اما من به یاد مصائب و دردهای وارد شده، بر عمویم عباس علیه‏ السلام افتادم.

آری حضرت عباس علیه‏ السلام، اندامی رشید و قد و قامتی بلند داشتند. ولی به قدری ضربت شمشیر و تیرها و گرزها و نیزه ‏ها، بر بدن نازنین او وارد کردند، که بدنش را قطعه قطعه نمودند و آن اندام رشید به قطعات خونین تبدیل شد.

آیا انتظار داری که بدن پاره پاره‏ ی حضرت عباس علیه ‏السلام که توسط امام سجاد علیه ‏السلام جمع آوری و دفن شد، قبر بزرگتر از این قبر داشته باشد؟ [1] .

منیع : کرامات العباسیه ص 78 به نقل از شخصیت حضرت ابوالفضل علیه السلام ص 124.




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : حضرت عباس علیه ‏السلام، علامه‏ ی بحرالعلوم، مصائب، قبر، ضربت شمشیر،
امام صادق علیه السلام : «عاشورا روزی است که حسین میان یارانش کشته شد و بر زمین افتاد».

امام رضا علیه السلام : «هر کس عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد، خداوند روز قیامت را روز شادی و سرورش می گرداند».

امام صادق علیه السلام : «روز شهادت امام حسین علیه السلام ، سوگناک ترین روزهاست».

امام رضا علیه السلام : «هر کس در روز عاشورا کار و کسب خود را فرو گذارد، خداوند حاجت های دنیا و آخرت او را برآورده می سازد».

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم : «ای فاطمه! همه چشم ها در روز قیامت گریان است، جز چشمی که بر مصیبت های حسین علیه السلام بگرید».

امام حسین علیه السلام : «من کشته اشکم. هر مؤمنی که مرا یاد کند، اشکش روان می شود».

امام سجاد علیه السلام : «من پسر کسی هستم که فرشتگان آسمان بر او گریستند. من پسر کسی هستم که جنیّان در زمین و پرندگان در هوا برای او نوحه سرایی کردند».

امام رضا علیه السلام : «اگر بر حسین بگریی، چندان که اشک هایت بر گونه ات جاری شود، خداوند گناهانت را می آمرزد».

امام رضا علیه السلام : «چون ماه محرم می رسید، کسی پدرم را خندان نمی دید و چون روز عاشورا فرا می رسید، آن روز، روز سوگواری و اندوه و گریه او بود و می فرمود: در چنین روزی بود که حسین علیه السلام کشته شد».


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : کربلا، امام، عاشورا، زیارت، خدا، تربت امام حسین علیه‌السلام،


( کل صفحات : 12 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :