تبلیغات
شُبیر علیه السلام - متن ادبی (زینت و زخم و صبر)

متن ادبی (زینت و زخم و صبر)
از رحلت پیامبر، حادثه‏ ها ـ یکایک ـ رقم خوردند؛ از رحلت پیامبر صلی‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله که لبخند شادی را از لبان فرزندان علی علیه ‏السلام سترد و فاطمه علیهاالسلام و شویش را در اندوهی جانکاه فرو بُرد... تا... و زینب، از اوان کودکی، با مصیبت‏ ها و رنج‏ هایی چنین، خو کرد، اما هرگز زیر بار بلایا، کمر خم نکرد. و آن‏گاه که این ستم ‏ها می ‏دید، با خود می‏ اندیشید که چرا مردمان، در میثاق‏شان چنین ناپایدارند؟ مگر محنتِ زهرا علیهاالسلام ، آزار پیامبر نیست؟

پس این امواج خشم و فریاد جماعت، بر خانه پاره تن رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله از بهر چیست؟ و اگر علی علیه‏ السلام را، مولای مردم و دروازه شهر دانش پیامبر می ‏خوانند، چه‏سان به اکراه و اجبارش به مسجد می‏ کشانند؟

آری، همه اینها را می‏دید و چون پدر، برمی ‏آشفت، ولی هیچ نمی‏گفت! شاید زینب علیهاالسلام باید اشک‏ هایش را در دیده و غم‏ هایش را در سینه می ‏انباشت؛ زیرا فصلی دیگر از فِراق، فراروی خویش داشت!

کلیه حقوق این وبلاگ برای شبیر محفوظ است و هر گونه کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز است