تبلیغات
شُبیر علیه السلام - متن ادبی ( آیینه تبسم مدینه )

متن ادبی ( آیینه تبسم مدینه )
مدینه غرق نور است؛ غرق عطر صلوات!

مدینه، لحظه‏ های تازه ‏ای را تجربه می‏ کند؛ گویی تنزیل تازه‏ ای از عرش فرود آمده است! این نور الهی، چیست در کالبد خانه زهرا علیهاالسلام ؟ چیست این مهر مصطفوی که صلابت مرتضوی‏ اش، آمیخته با تبسم است؟

کیست این آیینه عطوفت که زینت پدر است و گرمی ‏بخش دل مادر؟

کیست این که شور شکیبایی ‏اش، آکنده از صبر ایوب است صداقت زهرایی ‏اش، حتی نگاه مادر را به تحسین وا داشت است؟

کیست این جلوه شگرف آفرینش که با لبخندش، تبسم بر لبان پیامبر صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله نشانده است؟

کیست این که از گاهواره پرندینش، عطر سیب جاری است و نگاهش، آکنده از گلواژه‏ های کربلایی است؟

بانو، ای صبر جمیل، ای آیینه بی‏ بدیل شکیبایی! کجاست ایوب صبر تا از قاموس شکیبایی ‏ات نصیبی ببرد؟

کجاست قلمی تا ناتوان از تحریر عظمتت نباشد؟!

چگونه شعری می ‏تواند به ارتفاع بلند نامت دست یازد؛ آنجا که مقابل شکوه نامت، تمام قصاید، کوتاه و تمام غزل‏ها، ناتوان از توصیفند!

ای قهرمان فصاحت و بلاغت! جایی که تو لب به سخن بگشایی، حتی سکوت، برای شنیدن کلمات علوی ‏ات سکوت خواهد کرد!

جایی که تو پای بگذاری، اسارت از آنجا کوچ خواهد کرد!

جایی که نام مقدس تو جاری است، تمام ناشکیبایی‏ ها به صبر و تمام دردها شفا خواهد یافت؟

ای واپسین فصل شگفت عاشورا! اگر نبود صلابت علوی‏ ات، عاشورا در غروب کربلا و کربلا با غروب عاشورا، به پایان می‏ رسید!

بانو، ای صبر جمیل! حتی صبر، نیاز خود در ناز پرستاری تو می‏ بیند. حتی درد، با یاد تو، تلخی خویش را فراموش می‏ کند و آتش غم، با نام تو در دل‏ها خاموش می ‏شود.

بانو! تنها تویی گویاترین کتاب دردهای اهل بیت علیهم‏السلام ؛ تویی ام‏ المصایب! تویی که با یادآوری غریبانه‏ هایت، می‏ شود تمام مرثیه‏ های جهان را سرود.

میلادت مبارک، خاتون خانه ولایت، ای پرستار زخم‏ های عاشورایی، زینب علیهاالسلام !


سیدعلی اصغر موسوی