تبلیغات
شُبیر علیه السلام - شعر : شمیم فاطمه
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
شعر : شمیم فاطمه
تـمـام هـسـتـی مـن خــاک پـایــتـان بانو!

 و جـان عـالـم هـسـتـی فدایتان بانو!

جهـان خـلاصـه سبزی ز راز خلقت توست

و صبـر گـوشه‌ای از جلوه‌ هایتان بانو!

کـویـر جـسـم زمـیـن پـر شکوفه می‌گردد

که مـی‌وزد نـفـس د‌ل‌گـشـایـتان بانو

فــدک طـلـوع دل‌انـگیـز ظهر عاشوراست

و شـرح ساده‌ای از کـربــلایـتان بانو!

شکسـت خــواب خـدایــان سـنگی تاریخ

به دست خطبه سبز و رسایتان بانو!

به زهد مثل علی، در کمال همچو رسول

شـمـیـم فـاطمـه دارد وفـایـتان بانو

هـزار مـرتـبـه گفـتــم و بــاز مــی‌گــویم

تـمـام هـستی من خاک پایتان بانو

سروده‌ی : خدیجه پنجی
امکانات جانبی