تبلیغات
شُبیر علیه السلام - متن ادبی (شب لبخند علی علیه‏ السلام و فاطمه علیه االسلام )
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
متن ادبی (شب لبخند علی علیه‏ السلام و فاطمه علیه االسلام )
گاهِ کثرت برکت، در خانه است؛ همان خانه بی‏زوالی که ریشه در کوثر دارد و بر ستون‏ های کسا، تکیه داده است. شب تکثیر رحمت، در خانه‏ای است که اهل آسمان، برای ورود به آن، اذن می‏گیرند.

شب لبخند فاطمه علیهاالسلام و علی علیه‏السلام است؛ شب تبسم خدا و جبرئیل.

ولی مردم چه می‏دانند، این قنداقه کوچک، استقامت کوه‏ ها را به سُخره خواهد گرفت و ارتفاع شکیبایی را به زانو درخواهد آورد؟

مرم چه می‏فهمند که خدا، کوثری از صبر را به اهل‏ بیت عطا کرده است تا بار دیگر، ابتریت شیطان را در زمین، امضا کرده باشد و معصومیت این خاندان را گواهی باشد!

زینب علیهاالسلام آمد تا...
زینب علیهاالسلام آمده است، تا صبر، از ظرفیت تعریف شده خود، عدول کرده باشد. آمده است، تا پایمردی، بر مدار بی‏ نهایت انسانیت استقرار یابد. آمده است، تا کوثر، کوثری ممتد آورده باشد.

شاید هیچ‏کس به روشنی رسول ‏اللّه‏ صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏ آله ، گستره این آمدن را به یقین نرسیده! این را آغوش بی‏کرانی که برای فشردنش گشوده، اثبات می‏کند.

از کربلا بپرس!
آیا شکوه این میلاد، تناسبی ازلی با رویش بهار، در متن زمان ندارد؟! آیا این بهار اهل بیت علیهم‏السلام ، شکوفایی خویش را در بطن مصایب، دنبال نخواهد کرد؟! اینها را می‏توانی از کربلا بپرسی؛ چیزی جز «ما رَأَیتُ اِلاّ جَمیلاً»، پاسخ آن نخواهد بود.

سلام هماره تاریخ، بر لحظه طلوع او؛ لحظه شکفتن خورشید شکیب، بر کوه ایمان! سلام بر او که نامش «زینب» است و میلادش جاودان.

محبوبه زارع
امکانات جانبی