تبلیغات
شُبیر علیه السلام - ولادت حضرت زینب(س)

ولادت حضرت زینب(س)
سروش وحی چنین نامید...
در آن زمان که صدیقه کبرا(س) به این گوهر دریای عصمت و طهارت حامله بود، حضرت ختمی مرتبت در مدینه نبود و به یکی از سفرها رهسپار بود. چون آن مظلومه از عالم رحم به عرصه وجود خرامید، صدیقه طاهره(س) به امیرالمؤمنین(ع) پیغام فرستاد که چون پدرم در سفر است و حاضر نیست، این دختر را نام بگذار. آن حضرت فرمود: من بر پدرت سبقت نمی گیرم، صبر فرمای که به این زودی باز خواهد گشت و هر نامی که صلاح بداند، می نهد. چون سه روز گذشت، رسول خدا مراجعت فرمود و به جهت آن رسم معمول بود از نخست، به سرای عصمت کبرا درآمد.

امیرالمؤمنین علی(ع) خدمت آن حضرت عرض کرد یا رسول الله! حق تعالی جل و علا دختری به دخترت عطا فرموده است؛ نامش را معین فرمایید.

فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من اند، لکن امر ایشان را با پروردگار عالم است و من منتظر وحی می باشم. در این حال جبرئیل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می رساند و می فرماید: نام این مولود را «زینب» بگذار، چه این را در لوح محفوظ نوشته ایم.

پیامبر قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید و ببوسید و نامش را زینب بگذارد و فرمود: وصیت می کنم حاضرین و غایبین امت را که این دختر را به حرمت پاس بدارند. همانا وی به خدیجه کبرا مانند است...[1]

«یک قلب و دو محبت، هرگز...»
حضرت زینب(س) حتی در زمان کودکی و سنین پایین، دارای معرفتی والا و عالی بودند. روزی از پدر خویش، حضرت علی(ع) پرسیدند: ایا مرا دوست داری؟ حضرت علی(ع) فرمودند: آری، آن گاه آن حضرت در پاسخ پدر فرمود: دو محبت ـ محبت خدا و محبت فرزندان ـ در قلب مؤمن نمی گنجد. پس سر و اساس این دوستی و محبت به این دلیل است که محبت خالص و واقعی از آن خدا و شفقت و دلسوزی از آن فرزندان می باشد و این علاقه و محبت به خاطر خدا می باشد. امیرالمؤمنین علی(ع) نیز در پاسخ، ایشان را تایید کرده و ستودند.[2]

این میزان از معرفت آن هم در دوران طفولیت، نشان از یک شناخت عمیق باطنی در وجود زینب کبرا دارد. در روز عاشورا، وقتی دست طفل خویش را گرفته و خدمت حضرت سیدالشهدا آورد و از آن حضرت استدعا کرد تا او را قبول کند، فرمود: اگر چنانچه جهاد و قتال بر زنان وارد شده بود، هر اینه هزار هزار جان نثار جانان می نمودم. چه معرفتی است که او را وا می دارد تا فرزند خردسال خویش را با دست خود در راه خدا قربانی کند و به خوبی روشن است که آنچه او را الگوی همیشگی صبر و ایثار معرفی نموده است، معرفت و شناخت والای او به خدای متعال و حجت اوست.

زینب(س) در سنگر عبادت
امام سجاد(ع):«عمه ام زینب(س) در تمام طول سفر اسارت از کوفه تا شام، پیوسته نمازهای واجب و مستحب خود را انجام می داد و رنج های سفر و مشکلات پرستاری کودکان یتیم و دل داری زنان داغدار، او را از ادای مناجات و تهجد غافل نمی کرد، حتی در بعضی منزلگاه ها می دیدم که وی در اثر ضعف و گرسنگی، به صورت نشسته نمازهای خود را می خواند و از شدت ضعف و فرسودگی توانایی ایستادن نداشت...!»[3]

کار عبادت و شب زنده داری زینب(س) قهرمان کربلا به جایی رسیده بود که حضرت سیدالشهدا(ع) هم از وی می خواهد:

«خواهرم! در نماز شب خود، مرا از دعا کردن فراموش مکن».[4]

به راز و نیاز و به سوز و گداز
تو گویی که، زهرا بود در نماز

زینب(س)، قهرمان صبر
شگفت نیست که او را «ام المصائب»، مادر مصیبت ها، لقب داده اند!

کوه های اندوه می آمد و زینب، صبورانه همه را تحمل می کرد.

مگر مصیبت جدّش رسول خدا(ص)، ضربه کوچکی بر قلب نازنین او بود؟

مگر فقدان پر درد و داغ مادرش حضرت زهرا(س)، زلزله کوچک در روح او بود؟

مگر داغ پدری همچون علی(ع)، کم مصیبتی بود که زینب، شاهدش بود؟

مگر لب های مسموم و جگر پاره پاره و پیکر تیرباران شده برادر مظلومش امام مجتبی(ع)، قضیه ساده ای بود؟

حادثه عظیم کربلا، شهادت برادرش حسین(ع) و عباس و دیگر آل ابی طالب و نیز فدا شدن دو پسرش «محمد» و «عون» در رکاب سیدالشهداء، مگر مصیبتی بود که با روح عادی بتوان تحملش کرد؟

چه صبری در دل او نهفته بود؟

پا به پای برادرش در صحنه های کربلا حضور داشت؛ به راستی سزاست که برادر را بر شوهر مقدم بدارد و دو فرزند خود را قربانی وی سازد.

امروز، مگر نه این است که در جامعه ما هم، زنان دلیر و صبور، که مادر و خواهر و همسر شهید شدند، از زینب(س) الگو و سرمشق می گیرند؟ مگر درس های عاشورایی زینب، تمام شدنی است؟

کلاس زینب، هنوز و تا همیشه به روی آزادگان و حق جویان باز است و رهروان تازه می خواهد!

کیست که گام در این مکتب نهد و ریزه خوار خوان گسترده صبر زینبی باشد؟

من؟ تو؟ ما...[5]

چرا عقیله بنی هاشم؟
مقام و استعداد و فهم و درایت زینب(س) به قدری بالاست که دانشمندان بزرگ ایشان را به خاطر هوشمندی فوق العاده و قدرت شگرف مدیریت و پاسداری از آرمان های مقدس شهیدان کربلا، «عقیله بنی هاشم»؛ یعنی بانوی خردمند دودمان بنی هاشم و قهرمان کربلا نامیده اند.[6]

ابن عباس خطبه فدک فاطمه(س) را از زینب(س) روایت می کند و می گوید: این خطبه را عقیله ما زینب(س)، دختر علی(ع) برای ما روایت کرد...[7]

سؤالی ساده، جوابی خارق العاده
زینب(س) در سنینی بود که روی دامن علی(ع) می نشست و با ایشان گفت وگو می کرد. علی(ع) ضمن نوازش وی از او پرسید: فرزندم! بگو «احد»، زینب گفت: «احد»! بعد فرمود: بگو «اثنین»؛ زینب(س) ساکت ماند. علی(ع) ادامه داد: فرزندم! چرا سخن نمی گویی؟!

زینب(س) فرمود: زبانی که به گفتن یک گردش کرده؛ چگونه «دو تا» بگوید؟

علی(ع) دختر دلبندش را به سینه چسبانید و صورتش را غرق بوسه کرد.[8]

مفسر بی نظیر قرآن واحکام
یک سال از اقامت علی(ع) و خاندانش در کوفه می گذشت که، گروهی از بانوان خردمند و بزرگوار کوفه، شوهران خود را به حضور علی(ع) فرستادند و پیغام دادند: ما شنیده ایم، زینب نیز مانند مادر بزرگوار خود، حضرت فاطمه(س)، دارای قدرت علم و دانش فراوانی است؛ اگر اجازه دهید و موافقت کنید، برای بهره برداری از خرمن علم ودانش او، به حضور وی مشرف شویم. علی(ع) و زینب(س) با این درخواست موافقت کردند، و زن های کوفه در محفل درس و تفسیر قرآن زینب(س) شرکت می جستند.[9]

از کدام فضیلت و جلالت و کرامت او می توان سخن گفت؟
از نسب او، تربیت او، معرفت او، شکوه و عظمت او، طاعت و عبادت او، صبر و استقامت او، ایمان و قوت قلب و شجاعت او، فصاحت و بلاغت او و سرانجام وظیفه رسالت او؛ همان بار گرانی که کوه ها از کشیدن آن سر باز می زنند؟!

زینب، پرورده دامان رسالت و ولایت و عصمت است، نیای بزرگوارش قطب عالم وجود، رسول اکرم(ص)، پدرش امام علی(ع)، نمونه اعلای انسان کامل و مادرش زهرای مرضیه، مظهر عصمت و طهارت و صبر و استقامت است.

طهارت و پاکی خاندانش را خداوند به نصّ وحی، اعلام داشته است و آنان را از هر ناپاکی، منزّه و مبرّا معرفی کرده، می فرماید: «إِنّما یُریدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرًا». (احزاب: 33)

زینب کبرا، در پرتو انوار وحی و در سایه خورشید ولایت و دامان عصمت بالید و پرورش یافت و با تعالیم عالیه مربیان عالم وجود، شجره طیبه وجودش به برگ و بار نشست.سالی چند، با رسول اکرم(ص) و مادر ارجمندش به سر آورد و منش والای او در دوران کودکی، از تعالیم الهی آن دو نخبه جهان هستی نقش پذیرفت.از آن پس، سالیانی را با پدر بزرگوارش امام علی(ع) که جامع فضائل و منبع کمالات نامتناهی بود، زیست و از چشمه سار دانش و فضل و ادب او، زلال معرفت و حقیقت نوشید.همدم و جلیس و انیس برادران برگزیده اش حسن و حسین(علیهما السلام) بود و از آن دو خورشید سپهر ولایت، اسرار و معارف فراوانی آموخت.[10]

در رفعت شأن او، سخن حجّت خدا، امام سجاد(ع) کافی است که فرمود: «یا عَمَّه! أنْتِ بِحَمْدِ اللهِ عالِمَهٌ غَیرٌ مُعَلَّمهّ وَ فَهِمَهٌ غَیرُ مُفَهَمَّهَ»![11]

صبر را شرمنده خود کرد
به دنیا آمده بود تا صبر را شرمنده کند؛ زینب(س)، این اسطوره تاریخ را می گویم. آمده بود تا عشق را مبهوت لحظه های زلالش کند. آمده بود تا صدق و وفا را به جهانیان بیاموزد و متانت و وقار را به نمایش گذارد. آمده بود تا رسالت خود را به انجام برساند؛ مونس و یار برادر، سالار قافله حسینی و غم خوار اسیران باشد.

آمده بود تا فریاد بلند مظلومان باشد؛ فریادی که پژواک آن هنوز هم از ورای تاریخ به گوش شنوای دل های حق جویان می رسد.

سالار قافله حسینی
اسیران، بر هودجی از خون نشسته بودند. با حسین آمده بودند و بی حسین برمی گشتند و سالار قافله، زینب بود؛ هرچند خمیده و شکسته دل، ولی به پاسداری از حقیقت ایستاده بود تا امتداد راه برادر باشد. وصیت برادر این بود که «زینبم، بعد از من مبادا روی بخراشی و گریبان بدری و جزع و فزع کنی.» و زینب اکنون آرام چون شقایقی داغ دار با مصیبتی عظیم در دل، همراه قافله شده بود.

وارث علی و فاطمه
زینب(س) در خانه رفیع امامت رشد یافته، از لبان وحی علم آموخته و در دامان کرامت، پرورش یافته بود. او لباس پاکی و تقوا پوشیده بود و به آداب و اخلاق اسلامی مزین گشته بود. زینب(س)، فصاحت و بلاغت را از علی، نجابت را از فاطمه، صبر و شکیبایی را از حسن و مظلومیت را در عین ایستادگی از حسین آموخته بود؛ او روح بلند رضا بود.

حضرت زینب(س) در خضوع و خشوع و عبادت و بندگی، وارث پدر و مادر بود. او بیش تر شب ها را با عبادت و بندگی حضرت حق به صبح می رساند و همواره قرآن تلاوت می کرد. تهجد و شب زنده داری حضرت زینب(س) در طول حیات پربرکتش ترک نشد؛ حتی در شب یازدهم محرم با آن همه رنج و خستگی و دیدن آن مصیبت های دل خراش هم به عبادت خدا پرداخت. حضرت سجاد(ع) می فرماید: «آن شب دیدم عمه ام بر سجاده نماز نشسته و مشغول عبادت است.» نیز از آن حضرت نقل شده که «عمه ام زینب با این همه مصیبت از کربلا تا شام، هیچ گاه نمازهای مستحبی را ترک نکرد.» و نیز روایت می کنند: «چون امام حسین(ع) برای وداع با زینب(س) آمد، فرمود: خواهرم، مرا در نماز شب فراموش نکن».

عبدالله در جوانمردی و بزرگواری و احسان و سخاوت، به آن چنان مقام بلند انسانی و معنوی رسید که خدمتگزار جامعه و پناهگاه مستمندان گردید.
محوریابی

شاخص های الگویی حضرت برای زنان کنونی[12]

1. عابد و بنده مخلص خدا

2. صدیق و راستگو

3. حافظ حجاب و عفاف

4. بردبار و صبور

5. مبلّغ دین و پاسدار ارزش های اسلامی

6. دانشمند، مفسّر و محدّث

7. انسان ساز و جامعه ساز

8. حامی ولایت و امامت

9. مروّج ایثار و از خودگذشتگی

10. مهربان و باصلابت

11. جسور در برابر باطل و ظلم ستیز

12. پویا و حاضر در عرصه های اجتماعی

13. دارای بینش و بیداری سیاسی

14. دارای فصاحت و بلاغت

15. وفادار و نستوه

16. دارای مدیریت پویا و غیراحساسی

17. ادامه دهنده حماسه و حماسه آفرین

18. پرورش دهنده شهید

19. عدالت خواه و مبارز

20. عزت طلب و آزادی خواه و...

کتابستان
1. تاج لنگرودی، محمدمهدی، سیمای حضرت زینب(س)، تهران، نشر ممتاز، 1375، رقعی، 224 صفحه.
2. جزائری، سیدنورالدین، خصائص زینبیه، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، 1381، وزیری، 352 صفحه.
3. رجالی تهرانی، علیرضا، مادر مصیبت ها (سوگنامه حضرت زینب)، قم، انتشارات نبوغ، 1380، رقعی، 128 صفحه.
4. رضایی، مهدی، زیباترین شکیب، زندگانی حضرت زینب(س)، تهران، انتشارات بنیاد مستضعفان، 1379، رقعی، 184 صفحه.
5. سیف، رسول، بانوی عاشورا حضرت زینب، تهران، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، انتشارات مدرسه، 1377، وزیری، 44 صفحه.
6. فولادزاده، عبدالامیر، حضرت زینب بزرگ بانوی کربلا، قم، کانون نشر اندیشه های اسلامی، 1370، 56 صفحه.
7. فهیم کرمانی، مرتضی، پیام آور کربلا حضرت زینب، تهران، انتشارات دارالسلام، 1376، رقعی، 208 صفحه.
8. فتحعلی بیگی، داود، جنگ حضرت زینب(س)، تهران، انتشارات نمایش، 1382، رقعی، 224 صفحه.
9. قدیانی، عباس، اسوه های ایثار (نگاهی به زندگانی حضرت زینب)، تهران، انتشارات فردابه، 1381، رقعی، 64 صفحه.
10. کهیارنزاد، عطاالله، پیام آور عاشورا حضرت زینب کبرا، مجموعه اشعار و نوحه های سینه زنی و زنجیرزنی ائمه اطهار، شیراز، انتشارات تخت جمشید، 1380، رقعی، 120 صفحه.
11. محمدی اشتهاردی، محمد، حضرت زینب پیام رسان شهیدان کربلا، تهران، نشر مطهر، 1376، رقعی، 48 صفحه.
12. وحیدی صدر، مهدی، مثل مادر ، مشهد، عروج اندیشه، 1382، خشتی، 12 صفحه.
13. یوسفی، حسین، زندگانی حضرت زینب(س)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1377، رقعی، 96 صفحه.

سید محمدمهدی موسوی

پی نوشت ها:
[1]. محمدتقی خان سپهر، ناسخ التواریخ (بخش مربوط به حضرت زینب(س)، انتشارات کتاب فروشی اسلامیه، ص 44.

[2]. سید نورالدین جزایری، خصایص زینبیه، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، 1381، ص 225.
[3]. ریاحین الشریعه، ج 3، ص 62.
[4]. علی محمد دخیل، اعلام النساء، بیروت، مؤسسه اهل بیت(ع)، باب زینب بنت علی(ع)، ص 20.
[5]. برداشتی آزاد از: جواد محدثی، اینه علی نما، نشر معروف،1380، چ 2، صص 19و 20.
[6]. زینب قهرمان دختر علی(ع)، ص 7.
[7]. زندگانی حضرت فاطمه زهرا(س) و دختران آن حضرت زینب و ام کلثوم(سلام الله علیهما)، ص 271.
[8]. همان، ص 272، (به نقل از: ریاحین الشریعه، ج 3، ص 54).
[9]. ریاحین الشریعه، ج 3، ص 57.
[10]. شیخ عباس قمی، سفینه البحار، دارالأسوه للطباعه و النشره، 1414 هـ .ق، چ 1، ج 3، ص 496.
[11]. همان، صص 22 و 23؛ ایینه صبر، گردآورندگان: محمود شاهرخی، مشفق کاشانی، انتشارات اسوه، چ 1، 1372.
[12]. برگرفته از: سید نورالدین جزائری، خصائص زینبیه، قم، انتشارات شریف رضی، چ1376.

کلیه حقوق این وبلاگ برای شبیر محفوظ است و هر گونه کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز است