تبلیغات
شُبیر علیه السلام - تأملی برآثار و بركات سیاسى - اجتماعى سید الشهدا (ع)
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
تأملی برآثار و بركات سیاسى - اجتماعى سید الشهدا (ع)
1- بقاى شریعت اسلام
اوضاع عمومى اسلام و مسلمین بسیار ناراحت كننده بود . فعالیت‏ها و تبلیغات مسموم بنى امیه علیه حضرت على (ع) و خاندانش ، و نیز تحریفات و بدعت هایى كه زیركانه در اسلام داخل كرده بودند، شرایط را جهت نابودى اسلام و محو نام حضرت محمد (ص) آماده كرده بود. خلافت الهى به حكمت سلطنتى و دیكتاتورى تبدیل شده بود . روح شریعت اسلام یعنى پرهیزگارى و عدالت، در اجتماع دیده نمى ‏شد و از احكام اجتماعى دین فقط جمعه و جماعت، آن هم به صورت تشریفات وجود داشت؛ و گاهى همین صورت تشریفاتى نیز به بدعت و بلكه فسق و فجور مى ‏گرایید . اكثر قریب به اتفاق نسل مسلمان كه آن روزها در شبه جزیره عربستان زندگى مى ‏كرد، در پایان خلافت عمر متولد و در عصر عثمان پرورش یافته و در آغاز حكومت معاویه وارد اجتماع شده بودند، لذا پیامبر اكرم (ص) را زیارت نكرده و شاید بتوان گفت مقام و منزلت خاندان وحى را درك نكرده بودند.

در رأس جامعه ‏اى كه دچار بى ‏ارادگى و ضعف نفس شده بود، حاكمى فاسق و فاجر چون یزید لقب شریف امیرالمؤمنین و خلیفه مسلمین را به ناحق با خود یدك مى كشید. یك جوان قمار باز و شرابخوار، بى‏بند و بار و صد در صد اهل دنیا و خوشگذرانی هاى آن بر مردم حكومت مى كرد یك مغز الكلى كه از نظر افكار ، نسبت به اسلام و مقدسات اسلام كمترین عقیده‏ اى نداشت، و میمون بازى و هوسبازى از كارها و تفریحات روزانه‏اش بود . انسانهاى خطرناك و دنیا طلب به فرمان او در تمام استانها و شهرستانها بر اوضاع مسلط و بر دوش مسلمانان سوار بودند.در چنین وضع خطرناك و دردناكى ، امام حسین (ع) پاى فشرد و عزم جهاد راسخ كرد و با تعداد معدودى از یاران ، همراه با زنان و كودكان به استقامت برخاست، و چنین فریاد كرد: «آیا نمى‏ بینید كه به حق عمل نمى‏ شود و از باطل نهى نمى ‏شود؟ در این هنگام باید شخص مؤمن حقا و واقعاً طالب لقاى پروردگارش باشد» 19.

بارى، مقاومت و پایدارى سیدالشهدا (ع) بود كه شریعت اسلام را بعد از اینكه در اثر طغیان معاویه و جور و بیداد او رو به اضمحلال گذارده بود، و تغییر و تبدیلى كه او و پسر ناخلفش یزید در این دین بنا گذاشته و اساس دیانت را متزلزل بلكه مشرف به انهدام نموده بودند نجات بخشید. نهضت این بزرگوار و قیام نیرومندانه‏اش، بقاى دین را باعث گردیده، و با خون خود و اصحاب و یارانش ،گلستان دین را آبیارى و نهال گلستان شریعت را سرسبز و شاداب نمودند . اگر نهضت مقدس حسین نبود از اسلام به غیر از اسلام اموى و از دین جز دین یزیدى و دین تشریفاتى چیزى باقى نمانده بود.«مقرم» در كتاب مقتل خود مى ‏نویسد: نهضت حسین (ع) جزء اخیر از علت تامه جهت استحكام مبانى دین بوده، به طورى كه این نهضت ، بین دعوت حق و حملات باطل، تفرقه و جدایى انداخته ، حق و باطل را از یكدیگر جدا نمود . لذا گفته شده است : دین را وجود مقدس محمد ى شروع نموده و بقاى آن به واسطه وجود مبارك امام حسین (ع) تداوم یافت . «الاسلام نبوى الحدوث و حسینى البقاء» 20

این بركت بزرگ كه به خاطر وجود شریف حضرت سیدالشهدا (ع) است، از تفسیر بعضى احادیث نبوى نیز به دست مى‏آید، از جمله این حدیث معروف شریف كه فرمود: «حسین منى و انا من حسین» 21.

حسین از من است و من نیز از حسینم .
بفرمود احمد شه عالمین
حسین از منست و منم از حسین‏

بدین معنى كه امام حسین(ع) سبط آن رسول گرامى بوده و از زبان مبارك نبوت و انگشت ابهام مقام رسالت تغذیه نموده و رشد و نماى او از شیره جان نبى اكرم (ص) بوده است ، و از طرفى پیامبر از امام حسین است زیرا دین آن رسول خاتم ، به واسطه امام حسین و فداكارى و جان نثارى او به جهان و جهانیان نفوذ كرده و تجلیات و نورافشانى و گیتى شناسى خود را بعد از وفات پیغمبر معظم، به وسیله شهادت و جانبازى و از مال و عیال گذاشتن این بزرگوار به عالمیان جلوه و ظهور داده است .

«واشنگتن ایروینك» مورخ آمریكایى گوید: «براى امام
حسین(ع) ممكن بود كه زندگى خود را با تسلیم شدن به اراده یزید نجات بخشد، لیكن مسئولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمى داد كه او یزید را به عنوان خلافت بشناسد . او بزودى خود را براى قبول هر ناراحتى و فشارى به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنى امیه آماده ساخت. در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشك و در روى ریگ هاى تفتیده عربستان روح حسین فنا ناپذیر است . اى پهلوان و اى نمونه شجاعت و اى شهسوار من، اى حسین ». 22

2- تفسیر و احیاى اسلام و امر به معروف و نهى ازمنكر
از جمله آثار مهم سیاسى - اجتماعى قیام و نهضت حیاتبخش حسینى كه به جاى مانده، آشكار ساختن اسلام صحیح و احیاى امر به معروف و نهى از منكر بود تا بطلان اسلام انحرافى اموى كه پس از زمان رحلت نبى اكرم (ص) صورت گرفت، روشن شود.خاندان بنى امیه در تبلیغات خود، خویش را از خاندان رسول خدا (ص) قلمداد كرده و اسلام را وارونه به مردم نشان داده بودند و ایشان را در امور دین به ادعاى اینكه اولى الامر واجب الاطاعه هستند در حیرت و سرگردانى گذاشته بودند؛ اما امام
حسین(ع) با قیام خود همه این توطئه‏ ها را بهم ریخت و اسلام اموى و دین یزیدى را از اسلام ناب محمدى جدا ساخت، و با نماز خونین خود در ظهر عاشورا، نماز را اقامه كرده عملاً معنا نمود.

چنانكه در زیارت وارث مى‏ خوانیم: «اشهد انك قد اقمت الصلوة و اتیت الزكوة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنكر».

بنابراین، نهضت و شهادت سیدالشهداء (ع) دو معنى داشت:

1- نفى آنچه به نام اسلام مطرح بود، 2- اثبات آنچه از اسلام فراموش گشته و انكار شده بود - مانند امر به معروف و نهى ازمنكر - و این هر دو با هم، یعنى «احیاى اسلام محمدى».

پس از شهادت امام
حسین(ع) ، گروه مكتبى، به حركت توده‏اى مخالف تبدیل شد كه بدون استثنا همه مسلمین را در بر گرفت، زیرا مسلمانان به حقیقت اسلام و هدف تفكر مكتبى پى برده بودند، طرز تفكرى كه از روز اول، شعار حكومتى غیر منحرف و صالح را فریاد مى‏كرد. در آن زمان، تمام جهان اسلام دریافته بود كه سكوت امت بر انحراف رهبرى، خطایى فاحش به شمار مى‏آید. زیرا این سكوت به فاجعه كربلا منجر شد. و همین امر آغازى شد براى انقلابها و امر به معروف و نهى از منكر.

آرى، كار انبیا و اولیاى الهى در حقیقت امر به معروف و نهى از منكر و شناساندن معروف و منكر به مردم بوده است، و در این راستا، نه تنها به سخن بسنده نكردند كه از درگیرى و تحمل سختیها و دشواریهاى آن نیز نهراسیدند. در این بین رسول اكرم(ص) شناب بیشترى به آن دو امر داده و با تلاش و پیگیرى اسلام را پیروز كرد.اما بعد از رحلت پیغمبر (ص)، مردم از خط مستقیم محمدى منحرف شدند و نا اهلان را به خلافت پذیرفتند كه عامل مهم این مصیبت، جهل مردم و بى توجهى به امر به معروف و نهى از منكر بود. و امام
حسین(ع) با قیام مصلحانه خود احیاگر حقیقى این دو فریضه الهى است. چنانكه سر قیام خویش را «اصلاح نمودن امت جدش و امر به معروف و نهى از منكر» معرفى مى ‏نماید. او با قیام خود به این دو اصل اسلامى، اعتبار و آبروى شایسته داد و ارزش آنها را در جهان اسلام بالا برد، یعنى در حالى كه دیگران آن را در مرز ضرر شخصى متوقف مى‏ كنند و ارزش آن را پایین مى ‏آورند، نهضت حسینى مرزى براى آن نمى ‏شناسد.

گاهى گفته مى ‏شود: فقهاى شیعه شرایطى را براى امر به معروف و نهى از منكر ذكر كرده‏اند كه از آن جمله: ایمنى از ضرر بر جان و مال و ناموس است. پس شهادت
حسین(ع) چگونه امر به معروف و نهى از منكر و یا برانگیزاننده بر آن است؟

در جواب باید گفت: گاهى اوقات انسان با مسئله‏اى مواجه مى‏شود كه ناچار است بین از خود گذشتگى براى نجات دین و میهن از نابودى و هلاكت، و به زندگى خویش پرداختن و دین و وطن را رها كردن، یكى را انتخاب كند. و تردیدى نیست كه او باید شهادت و از خودگذشتگى را اختیار كند. تا عمل كرده باشد به دو قاعده قطعى: «تقدیم اهم بر مهم» و «دفع ضرر اشد به ضرر اخف». و چنانكه مى‏دانیم كه در زمان خلافت یزید به جایى رسیده بود كه قیام امرى واجب و تكلیف الهى بود، اگر چه منجر به شهادت
حسین(ع) و اسارت خاندانش گردد. و اگر ایمنى از ضرر، یك واجب مطلق بود و قیدى نداشت، هرگز جهاد در راه خدا بر مسلمانان واجب نمى‏ گشت بلكه شهادت در راه خدا معصیت محسوب مى‏شد! و حال آنكه چنین نیست.

استاد شهید مطهرى (ره) در این باره مى‏فرماید: «امر به معروف و نهى ازمنكر در مسائل بزرگ مرز نمى‏شناسد، هیچ چیزى، هیچ امر محترمى نمى ‏تواند با امر به معروف و نهى از منكر برابرى كند. نمى ‏تواند جلویش را بگیرد. این اصل دایر مدار این است كه موضوع امر به معروف و نهى از منكر چیست. اینجاست كه مى‏بینیم حسین بن على(ع) ارزش امر به معروف و نهى از منكر را چقدر بالا برد. همانطور كه اصل امر به معروف و نهى از منكر را چقدر بالا برد. همانطور كه اصل امر به معروف و نهى از منكر، ارزش نهضت حسینى را بالا برد، چون حسین بن على(ع) فهماند كه انسان در راه امر به معروف و نهى از منكر به جایى مى‏رسد كه مال و آبروى خودش را باید فدا كند، ملامت مردم را باید متوجه خودش كند؛ همانطور كه حسین كرد». 23

آرى، به بركت وجود مقدس حسین و نهضت حیاتبخش وى و شهادت مظلومانه و در عین حال رسواگر او، حقیقت اسلام تفسیر شد و امر به معروف و نهى از منكر احیا گردید.

3- دمیدن روح استقامت و آزادی خواهى
یكى دیگر ازآثار و بركات سیاسى - اجتماعى سیدالشهدا (ع) این بود كه نه فقط با حرف كه در عرصه عمل هم روح استقامت و پایدارى وآزادی خواهى و حفظ كرامت و عزت نفس را در كالبد بى‏ روح مسلمین در همه اعصار دمید. سالار شهیدان در برابر نیروى مهیب ستم و قوه قاهره بنى امیه، بالاترین استقامت و مهمترین پایدارى و شهادت را به خرج داده و در مقابل آنان مقاومت كرده و به انسانها درس حریت و آزادگى آموخت. آن حضرت در آخرین لحظات حماسه كربلا با بدنى مجروح و خونین، دشمن را طرف خطاب قرار داده و فرمود: «اى پیروان ابوسفیان، اگر دین ندارید پس در دنیا آزاد مرد باشید».

حماسه عاشورا سراسر، شعارهاى آزادى‏طلبى و استقامت و عزت نفس است. چنانكه آن حضرت در روز عاشورا ضمن گفتارهاى گرم و آتشین خود فریاد مى‏زد: «این ناپاك و فرزند ناپاك، مرا بین دو كار مخیر ساخت: یا ذلت را بپذیرم و در برابر یزید تسلیم شوم، و یا اینكه كشته گردم و به حكم شمشیر تن دهم! اما از ما خاندان پیغمبر ذلت بدور است، نه خدا براى ما ذلت مى ‏خواهد و نه پیامبر او و نه مردان پاك دل و مؤمن و نه آن دامنه اى منزهى كه ما را در میان خود پرورانده است» 24.

آرى، رمز موفقیت و راز پیروزى انسان در همیشه تاریخ بستگى به استقامت و پایدارى در مقابل سختى ‏هاى راه دارد و امام حسین (ع) با استقامت خود در برابر بناى شرك و اساس كفر و الحاد و بذل جان و تمام هستى خود در این راه مقدس، باعث دمیده شدن روح پایدارى و آزادگى در بین مردم گشت، به طورى كه در قیام هاى بعد از آن حضرت این امر به خوبى مشهود است .

4- قیام حسینى الگوى قیام هاى مقدس دیگر
قیام هاى مقدس بشرى داراى دو مشخصه هستند: اول اینكه آنها براى مقامات عالى انسانیت و توحید و عدل و آزادى، و براى رفع ظلم و استبداد صورت مى‏ گیرند. دوم اینكه، برقى هستند در ظلمتهاى سخت كه معمولاً مورد تصویب «عقلاى قوم!» قرار نمى‏ گیرند. قیام امام
حسین(ع) هر دو مشخصه را دارا بود، و یكى از آثار این قیام، جنبه الگویى آن براى سایر نهضتها و قیامهاى به حق و الهى است. تمام انقلابهاى مقدسى كه در جهان اسلام پس از شهادت حسین(ع) تا زمان ما به وجود آمد، خمیر مایه اصلى آن، قیام آن حضرت بوده و هست و خواهد بود، قیامى كه الهام بخش همه نهضتهاى اصیل رهایى بخش گردید. و این اصلى است كه خود امام حسین(ع) در «بیضه» - یكى از منازل بین مكه و كربلا - به همراهان و یاران خویش فرمود: «ولكم فیه اسوة»25 در من براى شما نمونه و الگویى است. و چنانكه مى‏دانیم این الگو، قیام بر علیه ظلم و فساد است، همان امرى كه باعث گردید خداوند متعال رسولش را در قرآن براى انسانها اسوه و الگو معرفى كند. و رسول خدا (ص) فرمود: «براى شهادت حسین(ع) حرارتى در دلهاى مؤمنان است كه هرگز سرد و خاموش نمى ‏شود» 26.

«استاد حسن ابراهیم» در این رابطه مى‏گوید: «كشته شدن امام
حسین(ع) در تهییج شیعیان و وحدت بخشیدن به آنها تأثیر بسیارى داشت. قبل از این رخداد، شیعیان پراكنده بودند؛ زیرا شیعه گرى با خون آمیخته گشت و در اعماق قلوب شیعیان، نفوذ كرد و عقیده راسخ آنان شد» 27.

اثرات نهضت امام
حسین(ع) از خود دستگاه اموى و دشمنان حضرت شروع شد. درست مثل آبى كه با حرارت رو به جوشیدن مى‏ رود، پس از به جوش آمدن، نخست حباب هایى از ته دیگ بالا آمده و در روى آب مى ‏تركد، پس از آن كم كم جوشیدن آغاز مى‏ گردد. انقلاب یك جامعه بر علیه دستگاه ظلم نیز به همین شكل است، اول انتقادها و فریادهاى عدالت خواهى و تظلم كه به حكم حبابهاى ته دیگ هستند از گوشه و كنار كشور بر مى ‏خیزند و رفته رفته جان گرفته و دیگ جامعه جوشیدن آغاز مى‏ كند و دستگاه ستم را آنقدر بالا و پایین مى ‏برد كه به صورت كف بى ‏ارزشى بر روى زمین مى‏ ریزد.

بارى، بعد از شهادت امام
حسین(ع) بلافاصله این فریادها و انتقادها كه مقدمه فرو ریختن اركان حكومت منحوس بنى امیه بود بلند شد. «سنان بن انس» هنوز از قتلگاه امام بیرون نرفته بود كه یارانش به او گفتند: تو حسین بن على، پسر پیغمبر، دختر رسول خدا (ص) را كشتى! تو مردى را كشتى كه از همه عرب بزرگتر است و آمده بود تا حكومت را از دست بنى امیه بگیرد! اكنون پیش امراى خود برو و پاداش خود را بگیر و بدان كه اگر تمام موجودى خزانه‏ هاى خودشان را در برابر كشتن حسین به تو بدهند باز هم كم است. 28
و نیز «حمید بن مسلم »گوید: زنى را از طایفه «بكر بن وائل» كه به همراه شوهرش بود در میان اصحاب عمربن سعد دیدم كه چون دید مردم ناگهان بر زنان و دختران حسین (ع) تاختند و شروع به غارت و چپاول نمودند، شمشیرى به دست گرفت و رو به خیمه آمد و صدا زد: «اى مردان قبیله بكر، آیا لباس از تن دختران رسول خدا (ص) به یغما مى‏رود؟ مرگ بر این حكومت غیر خدایى، اى قاتلان رسول خدا» در این هنگام شوهرش دست او را گرفته و به خیمه برگرداند. 29

اینها و موارد بسیار دیگر، نخستین عكس العمل‏هاى مردم از واقعه جانسور كربلا بود كه رفته رفته به وسعت آن افزوده مى‏ گشت، تا جایى كه روح انقلاب در مكتب اسلام دمیده شد ومردم هرگاه رهبر لایقى مى‏یافتند بر علیه حكومت نامشروع و فاسد بنى امیه دست به قیام مى‏زدند، و شعار غالب انقلابها «خونخواهى حسین» بود. شمار این انقلابها زیاد است كه ما در اینجا به چند نمونه اشاره مى‏ كنیم.

1- انقلاب توابین: این انقلاب در كوفه بر پا گردید و واكنش مستقیم قتل امام بود، و انگیزه آن، احساس گناه به علت یارى نكردن امام پس از آنكه كتباً از او دعوت كردند به كوفه آید - بود. لذا كوفیان خواستند ننگى را كه مرتكب شده بودند با انتقام از قاتلان آن حضرت بشویند و دست به قیام زدند. این واقعه در سال 65 هجرى روى داد..

2- انقلاب مدینه: هدف این انقلاب خونخواهى نبود بلكه انقلابى بود علیه حكومت ستمكار بنى امیه. شركت كنندگان در این قیام یك هزار تن بودند كه به دست سپاهیان شام و با نهایت وحشیگرى سركوب گردید.

3- قیام مختار ثقفى: این قیام در سال 66 هجرى در عراق به انگیزه خونخواهى امام
حسین(ع) و انتقام از قاتلان او صورت گرفت. این انقلاب به رهبرى مختار توانست در یك روز دویست و هشتاد تن از قاتلان امام حسین (ع) را به قتل رساند.

4- انقلاب مطرف بن مغیره: وى در سال 77 هجرى بر علیه حجاج بن یوسف شورید و عبدالملك بن مروان را از خلافت خلع كرد.

5- انقلاب ابن اشعث: او نیز بر علیه حجاج در سال 81 هجرى شورید و عبدالملك مروان را از خلافت خلع كرد. این شورش تا سال 83 به طول انجامید . در آغاز، پیروزی هاى نظامى به دست آورد اما بعدها شكست خورد.

6- انقلاب زید بن على : وى كه از فرزندان امام زین‏ العابدین (ع) بود در سال 122 هجرى در كوفه قیام كرد، اما بی درنگ به وسیله سپاهیان شام كه در آن هنگام در عراق بودند سركوب گردید.

7- قیام حسین بن على ، شهید فخ : «فخ» نام وادى و محلى است در قسمت غربى و یك فرسخى شهر مكه، و آن جایى است كه حسین بن على (صاحب فخ) بر علیه حكومت عباسى در سال 169 هجرى قیام كرد و با یاران خویش به شهادت رسید. وى یكى از سادات و علماى اسلام بود كه براى عظمت تشیع با خون خویش پس از حدود یك قرن از ماجراى كربلا اثرى عمیق در عالم تشیع بجاى گذاشت.

این انقلابها و انقلابهاى دیگر، نقش مهمى در برابر حكومت هاى ناشایست وقت از نظر محفوظ ماندن ظواهر اسلام و نام مقدس پیامبر اكرم (ص) و رعایت حقوق مردم ایفا كردند. و این نهضتها خود یكى از آثار مهم و ثمرات نهضت ریشه‏دار و عمیق سیدالشهدا (ع) بود . در زمان كنونى نیز خواستگاه انقلاب اسلامى ایران ،مجالسى بود كه به جهت بزرگداشت حماسه حسینى و واقعه عاشورا اقامه مى ‏گردید.قیام حسینى نه تنها براى مسلمین بلكه براى غیر مسلمانان نیز كه به دنبال رهایى از ظلم و ستم بوده و هستند، سرمشق قرار مى گیرد. «مهاتما گاندى» مى گوید: من زندگى امام
حسین(ع) آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده‏ام و توجه كافى به صفحات كربلا نموده‏ام و بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد یك كشور پیروز گردد، بایستى ازامام حسین(ع) پیروى كرده و سرمشق بگیرد. 30.

5- بیدارى خفتگان
از جمله آثار و بركات دیگرى كه قیام و شهادت سیدالشهدا (ع) در بعد سیاسى - اجتماعى داشت، بیدار شدن خفتگان و انتقال روح مبازره جویى بر علیه ظلم و ستم بوده و هست.براى تنویر ذهن و تصویر مطلب، لازم است به طور اجمال اشاره‏اى به وضعیت جامعه اسلامى آن دوران داشته باشیم . مردم آن زمان به چند دسته تقسیم مى شوند:

دسته اول: كه قسمت عمده مردم را تشكیل مى داد، كسانى بودند كه در مقابل فساد معاویه ، اراده خود را از دست داده بودند و به پستى و خوارى ناشى از فساد كه پیرامون خلافت اسلامى را فرا گرفته بود تن در داده بودند.

دسته دوم: كسانى بودند كه منافع خصوصى خود را بر رسالت و امامت ترجیح مى دادند. این دسته بر خلاف دسته اول فارغ از ظلم و انحراف بنى امیه بودند و آن را احساس نمى ‏كردند.

دسته سوم: ساده لوحانى كه فریب فرمانروایان بنى امیه را خورده بودند. و اگر نبود قیام و مقاومت امام
حسین(ع) و اصحاب راستین پیامبر به رهبرى اهل بیت (ع) ، ساده لوحان بسیارى فریب خورده و مى‏ گفتند كه اگر این دستگاه سلطنتى و كارهاى آن قانونى نبود، صحابه رسول خدا (ص) خاموش نمى ‏نشستند.

دسته چهارم: كسانى بودند كه مى‏پنداشت امام حسن (ع) خلافت را به معاویه واگذار كرده و با وى به خاطر اوضاع و احوال پیچیده زمان سازش نموده است ! زیرا اگر چه براى مردم كوفه و عراق كه از نزدیك در جریان بودند، ماجراى صلح تحمیلى آشكار بود؛ اما مسلمانانى كه در گوشه و كنار جهان اسلامى آن روزگار پراكنده بودند - مانند مردم خراسان - و از دور دستى بر آتش داشتند از ابعاد مسئله بى‏خبر بودند از این رو امام
حسین(ع) با قیام خونین خود ثابت كرد كه صلح برادرش به معناى كناره ‏گیرى از رسالت اهل بیت (ع) نیست.

گذشته از این چهار دسته كه در واقع جملگى در خواب خرگوشى مشترك بودند، دو دسته دیگر یعنى پیروان بنى امیه و یاران حقیقى امام
حسین(ع) نیز وجود داشتند . زیرا اگر چه اصحاب سیدالشهداء بسیار اندك بودند ولى قابل ذكر است كه برخى از شیعیان و علاقه‏مندان امام در سایر ایالتهاى اسلامى بودند و پس از اطلاع یافتن از دعوت حضرت، خواستند به او لبیك گویند ولى مركز كوفه تحت كنترل شدید نظامیان عبیدالله بن زیاد بود و به هیچ وجه نمى گذاشتند كسى از آن خارج یا به آن وارد شود، و بسیارى از مسلمانان نیز در مناطق دور دست از این فاجعه به كلى بى خبر بودند كه حساب آنها با سایرین جدا است .

با توجه به آنچه به طور اجمالى بیان شد، معلوم مى گردد كه مردم كوفه تا چه حدى در خواب خرگوشى فرو رفته بودند . كه تمام فریادهاى امام و یارانش را نشنیده گرفته و آسایش و رفاه طلبى ، آنان را از هر نوع كمكى در راه نجات اسلام از انحراف باز مى داشت .در آن شرایط ، انقلاب خونین سیدالشهدا (ع) تمام معادلات سیاسى دشمنان را بر هم زد و اوضاع اجتماعى آن زمان را دگرگون ساخت . جانفشانى شخصیت منحصر به فردى چون امام
حسین(ع) كه از نخبگان و برگزیدگان و پیشواى على الاطلاق مسلمانان بود و با فضیلت‏ترین و نزدیكترین آنها به پیامبر اسلام (ص) بود از طرفى خدایى بودن حركت مصلحانه سیدالشهدا (ع) و گذشتن از همه هستى خود از طرف دیگر، و عمق فاجعه و مظلومیت آن امام عزیز از ناحیه سوم باعث گردید زنگ بیدار باش، خواب سنگین مردم را بر هم زند و مردگان را احیا كند، و درخت اسلام را كه به پژمردگى روى آورده بود، با خون خود آبیارى كند و آنچنان طراوت و شادابى بخشد كه تا ابد سر سبز و خرم باقى ماند.

در آن عصر قحطى حق جویان و حق مداران ، كه ظلم و شرك و فساد، در پناه سرنیزه و كشتار، حكومت مى‏ كرد و سكوت بود و سكون ! حسین تازیانه فریاد بلند كرد و بر پیكر خفته ، بلكه مرده امت فرود آورد و چنان شور و حركتى آفرید كه آن مردم را بیدار بلكه زنده نمود، و با این بیدارى از آنها پاسدارى از انقلاب محمد (ص) و عدل على و صبر حسن (ع) ، و معناى قرآن و رسالت اسلام و خون خویش را طلب نمود.خون امام
حسین(ع) همانند آب حیاتى بود كه در كالبدهاى مرده و خشك و مأیوس جریان پیدا كرد و منشأ قیامهاى بسیارى شد . و براستى مى توان گفت كه عصر عاشورا پایان نهضت امام حسین(ع) نبود بلكه آغاز حركت و اول بیدارى ملت اسلام خصوصاً شیعیان بود.

«فلیپ حتى» در كتاب تاریخ عرب مى نویسد: «فاجعه كربلا، سبب جان گرفتن و بالندگى شیعه و افزایش هواداران آن مكتب گردید. به طورى كه مى توان ادعا كرد كه آغاز حركت شیعه و ابتداى ظهور آن، روز دهم محرم بود».31

و «گیبون» مورخ مشهور گوید: «در طى قرون آینده بشریت و در سرزمین‏هاى مختلف ، شرح صحنه حزن آور مرگ
حسین(ع) موجب بیدارى قلب خونسردترین قاریان و خوانندگان خواهد شد». 32

6- شكست یزیدو یزیدیان‏
با توجه به مفهوم پیروزى و شكست ، به این نتیجه مى رسیم كه پیروزى آن نیست كه انسان از میدان نبرد سالم به در آید و یا دشمن خود را به خاك هلاكت افكند، بلكه پیروزى آن است كه هدف خود را پیش ببرد و دشمن را از رسیدن به مقصود خود باز دارد. امیرالمؤمنین (ع) در این خصوص فرموده است : «ما ظفر من ظفر الاثم به ، و الغالب بالشر مغلوب» 33 كسى كه گناه بر او پیروز شد، شكست مى خورد و كسى كه از راه بدى بر دشمن ظفر یافت در واقع مغلوب است ». از این رو اگر چه امام
حسین(ع) و یارانش پس از یك نبرد خونبار و قهرمانانه به نور عظیم شهادت رسیدند، اما آنها هدف مقدس خود را به تمام معنى از آن شهادت پر افتخار گرفتند. و هدف این بود كه به تكلیف عمل شده و ماهیت حكومت ارتجاعى و ضد اسلامى اموى آشكار شود و افكار عمومى مسلمین بیدار گردد، كه این هدف به خوبى انجام گرفت .

رسوایى سران اموى و قاتلان امام
حسین(ع) به حدى بالا گرفت كه سرانجام پس از گذشت چند سال نه تنها هیچ كس از آل امیه جرأت نداشت نسبت خود را آشكار سازد بلكه بدنهاى مردگان آنها را هم از قبر بیرون كشیدند و با آتش سوزاندند . آرى، راه پیشرفت و پیروزى كه داشت با سرعت فراوان براى آن دودمان كثیف در بین امت هموار مى شد، بعد از واقعه كربلا یكباره درهم ریخت و با رسوایى بسیار، بساط ابوسفیانیان برچیده گشت.

«استادنیكلسون » گوید: «حادثه كربلا، حتى مایه پشیمانى و تأسف امویان شد، زیرا این واقعه، شیعیان را متحد كرد و براى انتقام امام حسین، هم صدا شدند و صداى آنان در همه جا و مخصوصاً عراق و ایرانیانى كه مى ‏خواستند از نفوذ عربها آزاد شوند انعكاس یافت».34

یكى دیگر از شواهد شكست یزیدیان و بنى امیه ، زمانى است كه امام سجاد (ع) در كوفه خطبه خواند و ماهیت پلید دشمنان خدا را براى مردم خفته و فریب خورده آشكار كرد. لذا مردم یك زبان عرض كردند:«اى فرزند رسول خدا (ص) ، همه ما شنوا و مطیع و حافظ عهد و پیمان تو هستیم ، از تو روى بر نگردانده و تو را ترك نخواهیم كرد، پس خدا تو را رحمت كند، به ما دستور بده كه همانا با دشمن تو دشمن و با دوست تو دوستیم ، تا یزید را بگیریم و از كسانى كه به تو و ما ظلم نمودند، دورى بجوییم » .35

آرى ، امام
حسین(ع) را كشتند، اما حسین كه فقط جسم نیست، امام حسین یك مكتب است كه بعد از مرگش زنده‏ تر شد. و اگر چه در كربلا قیام قامت امام حسین (ع) را در خون كشیدند ، و ناى حقیقت گوى او را بریدند، اما در حقیقت امام حسین زنده ‏تر شد، او بزرگ مردى است كه با شهادتش حركتى عظیم و تحولى بزرگ در تاریخ ایجاد كرد و یزید و یزیدیان را رسوا نمود.

7- رهایى از جهالت و ضلالت
هفتمین اثر و بركت از آثار و بركات اجتماعى نهضت سید الشهدا(ع) این بود كه با قیام و شهادت خویش مردم را از جهالت و گمراهى نجات بخشید. او خون دل خویش را در راه خدا بذل كرد تا امت را از حیرت ضلالت و جهالت كه در اثر تسلط و تبلیغات مسموم بنى امیه پیش آمده بود برهاند. چنانكه در زیارت اربعین امام
حسین(ع) مى خوانیم :

«و بذل مهجته فیك ، لیستنقذ عبادك من الجهالة و حیرة الضلالة».
و حسین (ع) خون قلب خود را در راه تو بذل كرد تا بندگانت را از جهالت و حیرت گمراهى برهاند.

استاد شهید مطهرى (ره) در توضیح فراز مذكور مى فرماید: «مقصود از جهالت مردم این نبود كه چون مردم بى‏ سواد بودند و درس نخوانده بودند مرتكب چنین عملى شدند، و اگر درس خوانده و تحصیل كرده مى‏بودند نمى ‏كردند . نه ، در اصطلاح دین، جهالت، بیشتر در مقابل عقل گفته مى ‏شود و مقصود آن تنبه عقلى است كه مردم باید داشته باشند (و به تعبیر دیگر قوه تجزیه و تحلیل قضایایى مشهود و تطبیق كلیات بر جزئیات است و این چندان ربطى به سواد و بى ‏سوادى ندارد . علم، حفظ و ضبط كلیات است و عقل قوه تحلیل است). به عبارت دیگر، امام
حسین(ع) شهید فراموشكارى مردم شد، زیرا مردم اگر در تاریخ پنجاه - شصت ساله خودشان فكر مى كردند و قوه تنبه و استنتاج و عبرت گیرى در آنها مى بود و به تعبیر سیدالشهدا (ع) كه فرمود: «ارجعوا الى عقولكم» اگر به عقل و تجربه پنجاه - شصت ساله خود رجوع مى‏كردند و جنایتهاى ابوسفیان و معاویه و زیاد در كوفه و خاندان اموى را اصولا فراموش نمى ‏كردند و گول ظاهر فعلى معاویه را كه دم زدن از دین به خاطر منافع شخصى است نمى خوردند و عمیق فكر مى‏ كردند كه آیا امام حسین(ع) براى دین و دنیاى آنها بهتر بود یایزید و معاویه و عبیدالله ، هرگز چنین جنایتى واقع نمى شد...» 36.

آرى ، امام
حسین(ع) با نهضت مقدس خویش در آن ظلمت سخت و در میان یأسها و ناامیدی اى مطلق، و در موقعى كه ستاره‏اى در آسمان بشریت دیده نمى ‏شد، مانند برقى درخشید و مانند شعله ‏اى حقانى فرا راه آدمیان ظاهرگشت . او به خوبى مى دانست كه تنها مردم نادان و گمراهند كه آلت دست حكومتهاى ستمكار و بیدادگر و فاسد واقع مى شوند ، به همین خاطر با بذل خون پاك خویش سعى كرد ملت جاهل و گمراه را از آن وضع خطرناك و دردناك نجات بخشد. لذا امام صادق (ع) در فراز مورد بحث، هدف قیام حسینى را تنها فدایى امت گنهكار بودن و شفاعت از آنان در قیامت بیان نمى‏كند ، بلكه مى‏فرماید: هدف، نجات دنیاى انسانیت از جهالت و ضلالت بود.

پی نوشت :

19 بحارالانوار , علامهء مجلسى , ج 44 ص 381
20 نقل از كتاب <زندگانى حضرت ابى عبدالله الحسین > ابوالقاسم سحاب , ص 22
21 كشف الغمة , علامه اربلى , ج 2 ص 6
22 به نقل از كتاب <درسى كه حسین (ع ) به انسانها آموخت > شهید هاشمى نژاد, ص 450
(*) ـ بیتى از نگارنده .
23 حماسهء حسینى , شهید مطهرى , ج 2 ص 130
24 تحف العقول ,محدث حرانى , ص 275
25 تاریخ طبرى , ج 7 ص 300
26 جامع احادیث الشیعه , ج 12 ص 556
27 ترجمهء تاریخ سیاسى اسلام , ج 1 ص 351
28 تاریخ طبرى , ج 4 ص 347
29 ترجمهء لهوف سید بن طاووس , ص 132
30 نقل از كتاب <درسى كه حسین (ع ) به انسانها آموخت > شهید هاشمى نژاد, ص 447
31 درسى كه حسین (ع ) به انسانها آموخت , شهید هاشمى نژاد, ص 448
32 همان مأخذ.
33 نهج البلاغه , صبحى صالح , حكمت 333
34 ترجمه تاریخ سیاسى اسلام , ج 1 ص 352. به نقل از كتاب ماهیت قیام مختار , ص 201
35 بحارالانوار , علامه مجلسى , ج 45 ص 112
(*) ـ بیتى از نگارنده .
36 حماسهء حسینى , استاد مطهرى , ج 3 ص 47
امکانات جانبی