مقاتل
معرفی کتاب

روایتی از مقتل امام حسین علیه السلام شامل وقایع پس از بیعت مردم با یزید ابن معاویه، خروج امام از مدینه و حرکتش بسوی عراق و وقایع کربلا تا بازگشتن خاندان حضرت حسین ابن علی (ع) – بی او – به مدینه.شكده باقر العلوم تألیف گردیده است.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








دوستان
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
حسین (ع) سرآغازی برای شناختن
بزرگداشتها باشكوه ترین سرآغاز پیدایی تاریخ در زمان زیستن می باشند. زمان زیستن در گستره پر از رویش اندیشمندان، تاریخ را  حسی و عبرت های آن را واگویه می كند. این بزرگداشت ها آزمونی است برای بازشناسی حركتها و ایستایی ها؛ تا بدان مرحله كه آدمی دریابد تا چه اندازه از آرمانها و نورانیتها فاصله گرفته و تا كجا باید بپیماید؟ چنین سنجشی همان حسابرسی به نفس است كه پروردگار بر آن اصرار ورزیده است.(1)

با این حال، به جا آوردن آداب و بزرگداشت های ویژه، به لحاظ دارا بودن از پشتوانه ای سرشار از هدایت، معرفت و رهایی، سهم ویژه ای در ضرب آهنگ هوشمندی و به یادآوری آدمی برای حسابرسی به نفسش دارد. در هر ایده و آیینی، پشتوانه ها جایگاه ویژه ای دارند. مذاهب در یك تقسیم بندی به دو قسم «آیین اساطیری» و «مذاهب تاریخی» تقسیم می شوند. برخی از آیین ها در دوره قبل از تاریخ شكل گرفته و بعد به دوره تاریخی وارد شده اند، برخلاف مذاهب تاریخی كه در دوره تاریخی شكل یافته اند. بر این اساس، حضرت محمد(ص) حضرت عیسی(ع) و حضرت موسی(ع) شخصیت هایی هستند كه ظهورشان در دوره تاریخی اتفاق افتاده است.(2)

سخن از پشتوانه ها، در واقع بیان روح حاكم بر خود فردی و جمعی پیروان هر مذهب و آیین است و بزرگداشت ها چیزی جز بازیابی پشتوانه های اساطیری و تاریخی مذاهب نیست. اسلام گرچه مذهبی تاریخی است و همچون بسیاری از آیین های اساطیری آداب تقلیدی ایستا نگردیده است، اما در یادآوری پشتوانه هایش، استوارترین آداب و مرامها را در قالب بزرگداشت های ویژه به پیروان، یادآور گشته است. چنانچه در بیان اجمالی این پشتوانه ها بكوشیم، سرآغاز آن در تولد، كودكی، نوجوانی و بزرگسالی رسول خدا(ص) و مجاهدتهای بی بدیل آن اسوه و رحمت جهانیان نمود می یابد؛ سپس در غدیر خم، دین اسلام به بركت جانشینی، امامت و ولایت علی بن ابیطالب(ع) كامل می شود و دوره امامت امامان دوازده گانه و وارثان علم و حكمت نبوی آغاز می شود؛ دوره ای كه هیچ گاه تا قیامت انتهاپذیر نیست و هر مسلمان در گستره تاریخ اسلام به گونه ای در این گلستان روح انگیز ولایت و امامت سیر نموده است. بی گمان، در تقویم بزرگداشتهای اسلام، برخی از روزها چنان عظمتی دارند كه یادآوری آنها چیزی به جز همان اسلام اصیل نیست، مثلاً آن گاه كه از روز غدیر خم یاد می شود، عیدی به پهنه و گستردگی تمام دین اسلام در آسمانها و زمین، برایش تدارك دیده می شود؛ همچنین زمانی كه نام كربلا و عاشورا بر زبانها رانده می شود، این یادآوری از چنان پشتوانه ای برخوردار است كه حسین(ع) را جان پیامبر(ص) و اسلام می بینیم.(3)

این شخصیت، همان كسی است كه به هنگام ولادتش ملائكه به ریاست حضرت جبرئیل گروه گروه بر رسول اكرم(ص) نازل می شدند و به آن حضرت تبریك می گفتند. (4)

اولین مولودی است كه هنگام ولادت او جد و پدر و مادرش گریستند. كسی است كه هر یك از معصومین(ع) به هنگام بردن نامش می گریستند و مؤمنین نیز چون او را یاد می كنند، می گریند. شخصیتی است كه تولدش در ماه شعبان واقع شد كه شهادت هیچ كدام از معصومین در آن، نقل نشده است و شهادت آن بزرگوار در ماه محرم است كه تولد هیچ یك از معصومین(ع) در آن ماه اتفاق نیفتاده است.(5)

آنچه نگارنده در این نوشتار به آن می پردازد، به روایت كشیدن زوایایی از شخصیت امام حسین(ع) در امتداد قطعاتی از كلمات الهی اش می باشد كه بی گمان در بزرگداشت ویژه سوم شعبان ما را بیش از پیش با معارف حسینی آشنا می سازد، زیرا پیامبر(ص) فرمود: آگاه باشید، حسین دری از درهای بهشت است، هر كس با او دشمنی ورزد، خداوند بوی بهشت را بر او حرام می سازد(6)
و اینك پس از چهارده قرن در مسیر ثانیه های ظهور، دوستی حسین (ع) را زینت جانمان می گردانیم تا در سحاب رحمت مهدوی، حسینی بیندیشیم و زندگی كنیم.

نسبنامه
الف) امام
حسین(ع) در اتمام حجت با اهل كوفه فرمودند: اما بعد، مردم! اول نسب مرا تعیین و فكر كنید كه من چه كسی هستم؟ سپس خویشتن را ملامت كنید. دقت كنید آیا كشتن من برای شما صحیح و جایز می باشد؟ و آیا هتك حرمت من برای شما حلال می باشد؟ آیا من پسر دختر پیامبرتان نیستم؟ آیا من فرزند وصی و پسرعموی پیامبر شما نیستم؟ مگر پدر من اولین فردی نبود كه به خدا ایمان آورد و آیا اولین فردی نبود كه پیامبر را با آنچه از پیش خدا آورده است تصدیق نمود؟ آیا حمزه سیدالشهدا عموی من نیست؟ آیا جعفر كه در بهشت با دو بال پرواز می كند عموی من نبود؟ آیا گفتار رسول خدا(ص) را درباره من و برادرم نشنیده اید كه فرموده است: این دو فرزندم آقای جوانان اهل بهشت می باشند...

اگر مرا در گفتارم تصدیق كنید كه حق همین است، زیرا به خدا سوگند از هنگامی كه دانسته ام خداوند دروغگویان را عذاب می كند دروغی نگفته ام و اگر گفتار مرا باور نداشته باشید، در میان شما كسانی هستند كه اگر از آنان بپرسید، به شما خبر خواهند داد... اگر باز هم شك دارید، آیا در این هم شك دارید كه من پسر دختر پیامبر شما هستم؟ به خدا سوگند كه از مشرق تا به مغرب پسر دختر پیامبری جز من در میان شما و در هیچ جای عالم وجود ندارد.(7)

ب) روزی مروان با لحنی تمسخرآمیز به امام
حسین(ع) گفت: اگر شما افتخار فرزندی فاطمه(س) را نمی داشتید، دیگر با چه راهی بر ما فخر می كردید؟ حضرت در پاسخ فرمود: شما را به خدا سوگند می دهم كه اگر راست می گویم مرا تصدیق كنید، آیا شما در سرتاسر زمین دو نفر را سراغ دارید كه پیامبر، آنان را بیشتر از من و برادرم حسن(ع) دوست داشته باشد؟ و آیا غیر از من و غیر از برادرم حسن، برای پیامبر(ص) دخترزاده ای سراغ دارید؟ همگی گفتند: نه سراغ نداریم.(8)

ج) امام
حسین(ع) در پاسخ شخصی كه امام را نمی شناخت، فرمود: ما حزب پیروز خداوندیم؛ ما عترت پیامبر خدا و نزدیكان آن حضرتیم، ما اهل بیت پاك پیامبریم، ما یكی از دو وزنه بزرگ هستیم كه پیامبر خدا ما را دومین كتاب خدا قرار داده است... همان كتابی كه ما در تفسیر و تأویلش درمانده نخواهیم شد. (9)

د) امام حسین در روز عاشورا فرمود:شما را به خدا سوگند می دهم، آیا مرا می شناسید؟ گفتند: آری تو را می شناسیم؛ تو پسر رسول خدا و سبط او هستی، فرمود: شما را به خدا سوگند آیا می دانید كه مادر من فاطمه دختر محمد(ص) است؟گفتند: آری، فرمود: شما را به خدا سوگند آیا می دانید كه پدر من علی بن ابی طالب(ع) است؟ گفتند: آری به خدا سوگند، فرمود: شما را به خدا آیا می دانید كه مادربزرگ من خدیجه دختر خویلد اولین زنی است كه اسلام آورد؟ گفتند: آری به خدا سوگند، فرمود: شما را به خدا آیا جعفر طیار كه در بهشت پرواز می كند عموی من نیست؟ همگی گفتند: آری به خدا سوگند. فرمود: شما را به خدا آیا می دانید كه این شمشیر رسول خداست كه من همراه دارم؟

گفتند: آری به خدا سوگند، فرمود: شما را به خدا آیا می دانید كه این عمامه پیامبر(ص) است كه من بر سر گذاشته ام؟ گفتند: آری، به خدا سوگند؛ فرمود: شما را به خدا سوگند آیا می دانید كه علی اولین كسی بود كه اسلام آورد؟ و آیا می دانید كه او از نظر دانش از دیگران عالمتر بود و از لحاظ حلم و بردباری از همه برتر بود؟ و او ولی هر مؤمن و مؤمنه ای بود؟

گفتند: آری به خدا سوگند. فرمود: پس از روی چه دلیل و با چه جرأتی خون مرا مباح می سازید؟ با این كه پدرم ساقی و پاسدار حوض كوثر است، افرادی را از حوض كوثر می راند، همان گونه كه ساربان شتران را از سراب می راند و با این كه لوای احمد در روز قیامت در دست پدرم می باشد؟ گفتند: آری همه این مطالب را می دانیم، ولی ما از تو دست برنمی داریم تا از تشنگی جان به لب رسانی. (10)

چیستی خدا
همیشه یكی از پرسشهایی كه آدمی با آن درگیر است، مقوله چیستی خداست. خدا كیست؟ خدا چیست؟ او را كه آفریده است؟... به مرور زمان با استواری ایمانش به خوبی درمی یابد كه خدا نوری است كه با عقل مادی قابل درك نیست. امام حسین(ع) در بیانی معجزه آسا می فرمایند:

الف) ای مردم، از این گمراهان بپرهیزید كه اینان همانند كفار اهل كتاب خداوند را مانند خویش می پندارند. پروردگار جهان خدایی است كه چیزی مانندش نبوده، شنوا و بیناست، در عین حال كه او همه چشمها را درك می نماید، هیچ چشمی او را نمی بیند، خدا لطیف است، یكتایی و عظمت در انحصار اوست.خواست و اراده و قدرت و علم خود را در كائنات جریان داده است، در هیچ امری از امورش كسی نیست كه بتواند با او درافتد؛ نه مانندی دارد كه مانندش باشد و نه مانندی دارد كه مثل او باشد. كار آفرینش او را سرگردان نمی سازد؛ و دگرگونیها در او راه نیافته، از دستبرد حوادث بر كنار است و توصیف كنندگان نخواهند توانست عظمتش را آن طور كه هست دریابند، میزان قدرت و هیبتش در خردها نگنجد، زیرا در میان موجودات چیزی مانندش نباشد، دانشمندان با عقلهایشان و اندیشمندان با اندیشه هایشان او را درك نمی نمایند، مگر همین اندازه كه باایمان به غیب او را تصدیق نمایند، زیرا خداوند با هیچ صفتی از صفات مخلوقات توصیف نمی گردد. خداوند یگانه بی نیازی است كه آنچه در اندیشه آید خداوند غیر او باشد. آری آن موجود كه اندیشه ما بدان رسد پروردگار ما نتواند بود و آن چیز كه در فضا یا جای دیگر باشد، خداوند و معبود ما نخواهد بود. خداوند در موجودات است، اما نه آن گونه كه اشیای جهان را دربرگیرد و بر او احاطه یابد؛ از موجودات جداست، اما نه آن گونه جدایی كه از آنها غایب باشد، نه كسی را یارای ضدیت با اوست و نه كسی را رسد كه مانندش باشد؛ قدیم بودنش همانند قدیم بودن جهان نیست، نظر و قصدش به سوی جانبی مخصوص نیست، همان گونه كه از چشمها پنهان است، از خردها نیز پنهان می باشد.

نزدیك بودن به او با لطف و كرامت اوست و دوری از او با بی لطفی او نسبت به دیگران است، هیچ مكانی او را در برنخواهد گرفت و هیچ ظرف زمانی بر او احاطه نخواهد یافت و تردیدی او را به مشورت وادار نخواهد ساخت، بی آن كه بر فراز قله ای صعود كند برتر و بالاتر است.آمدنش با نقل مكان نیست، موجودات را از نیستی به هستی می آورد و از هستی به نیستی رهسپار می كند و برای كسی جز او این دو صفت در یك لحظه هیچ گاه جمع نمی شود، اندیشه انسان با تفكر به وجودش ایمان پیدا می كند، وجودی كه به آن ایمان هست؛ بی آنكه چگونگی برایش تصور گردد، به واسطه او صفات شناخته گردد نه آن كه به وسیله صفات، او شناخته شود، به نیروی خداوندی، علوم و معارف شناخته شود نه آن كه به واسطه دانشها خداوند شناخته گردد، این است خداوندی كه همنام نداشته، از هر عیبی منزه است و بر او مانندی وجود ندارد و هر صدایی را شنیده و همه چیز را می بیند. (11)

ب) گر چه در بیان پیشین، امام
حسین(ع) پاسخگوی بسیاری از شبهات درباره خداشناسی گردید، با این حال این پرسش باقی است كه به راستی جوهره خداشناسی مسلمانان چیست؟ در دیدگاه امام حسین(ع) بین خداشناسی و ولایت خداشناسان پیوندی ناگسستنی مطرح است، زیرا امام حسین(ع) فرمود: ای مردم از خدای بزرگ بترسید، خداوند بندگانش را نیافریده است، مگر برای آن كه در حقش معرفت پیدا كنند و پس از آن كه شناختندش، او را عبادت كنند و پس از عبادتش از پرستش دیگران بی نیاز گردند. شخصی گفت: ای پسر پیامبر خدا(ص) پدر و مادرم به فدایت، شناسایی خداوند چیست؟حضرت فرمود: شناسایی خدا به این است كه مردم هر عصری امام واجب الاطاعه خود را بشناسند.(12)

اهمیت ولایت
به گزارش سلیم بن قیس، امام
حسین(ع) در اجتماع هزار نفری كه همگی زیر یك سایبان بزرگ گرد آمده بودند، فرمود: معاویه سركش با ما و شیعیان ما رفتاری كرده است كه همه شما دیده اید و می دانید و شاهد و گواهید؛ من هم اكنون از شما پرسش دارم، اگر راست گفتم، مرا تصدیق كنید و اگر هم دروغ گفتم، تكذیبم نمایید. شما را به حقی كه خداوند بر گردنتان دارد، سوگند می دهم به حق رسول خدا(ص) و قرابتی كه من با پیامبرتان دارم؛ از شما می خواهم كه سخنان امروز مرا پنهان نسازید و گفته های مرا برای دیگران بیان كنید... گفتارم را بشنوید و یادداشت نمایید؛ سپس هنگامی كه به سوی شهرها و قبیله های خود بازگشتید، به هر كسی كه امینش دانستید و مورد اطمینان شما بود كه از جانب او زیانی به شما نمی رسد؛ آنان را بدانچه از حق ما كه می دانید دعوت نمایید، زیرا من می ترسم كه این امر (ولایت ما) از بین رود و حق مغلوب گشته از میان برود، هر چند خداوند وعده داده است كه نور خویشتن را تمام می نماید، هر چند كافران نخواهند .

راوی گوید: حضرتش از آیاتی كه درباره اهل بیت(ع) نازل شده بود چیزی باقی نگذاشت، مگر آن كه همه را تلاوت كرد و تفسیر فرمود و از گفته های پیامبر(ص) نیز آنچه را كه در حق پدرش و برادرش و مادرش و در حق خودش و اهل بیت پیامبر(ص) فرموده بود، چیزی به جا نگذاشت و در نقل همه اینها اصحاب می گفتند: آری به خدا قسم ما همه اینها را شنیده و شاهد بوده ایم و تابعان صحابه می گفتند: آری به خدا سوگند، شخصی از صحابه كه او را تصدیق می نمایم و امین می دانم، این مطلب را برایم حدیث كرده است. در ادامه این روایت، سلیم بن قیس به هجده مطلب یقینی كه امام
حسین(ع) مردم را بر آنها سوگند داده بود، اشاره می دارد.(13)

بر این اساس یكی از وظایف ولایتمداران ضمن استحكام پایه های ایمان و عقیدتی خویش، نشر و ترویج فرهنگ جاوید ولایت اهل بیت(ع) در جامعه است، همان فرهنگی كه امام
حسین(ع) برای پاسبانی از آن سفارش می كند كه در راه نشر آن باید كوشید؛ از دین خدا جانبداری كنید و از حرم رسول خدا(ص) دفاع نمایید (14)

چیستی دنیا
ایمان به خدا و قبول ولایت معصومین(ع)، عنصر بركت افزایی آرامش و رسیدن به آرمانهای خدایی در این دنیاست. بی گمان، خداوند افراد مؤمن را از داخل شدن در گروه دنیاگران زیاده طلب، شهوتران و بی هدف بازمی دارد و این توفیق تنها بهای این جهانی گرفتار نشدگان دنیاست و چه سرور و ابتهاج ابدی در آخرت برایشان مهیاست، فقط خدا می داند كه با سیر در كلام امام
حسین(ع) حقایق بیشتری در حقیقت و گونه تعامل انسان با دنیا درك می شود:

الف) شما را به تقوی و خویشتنداری سفارش می كنم و شما را از روزهای خدا (روز قیامت و مرگ و ...) می ترسانم و اندرزتان می دهم.ای بندگان خدا، اگر تنها همین هول و ترس مرگ و تاریكی قبر،مسیر نهایی ما بود، سزاوار بود كه انسان در دنیا همیشه در فكر آن باشد... به هوش باش! مبادا از كسانی باشی كه از گناهكاری مردم بر آنان می ترسد، اما خویشتن از مكافات عمل خود غافل است، زیرا خداوند بزرگ فریب نخواهد خورد و به اراده خداوند جز با فرمانبرداریش نمی توان به پاداشهایی كه وعده داده است رسید. (15)

ب) ای فرزند آدم! لحظه ای اندیشه كن و با خویشتن بگو كه پادشاهان جهان و جهانمداران كجایند؟ آنان كه خرابی های جهان را آباد می كردند به كجا رفتند؟ صاحبان ثروت، از ثروت و همه چیز خود با بی میلی جدا گشتند و دیگران وارث آن گردیدند، ما نیز به زودی به آنان خواهیم پیوست.(16)

ج) ای مردم! بدانید كه دنیا خانه ای فناشدنی و زوال پذیر است؛ این دنیا مردم خود را به یك حال و یك گونه نخواهد گذاشت.(17)

چیستی رجعت
اعتقاد به رجعت، یكی از ویژگیهای مكتب اهل بیت(ع) و تشیع است كه برخاسته از آیه های نورانی قرآن مجید(18) و احادیث ائمه معصومین(ع) می باشد.(19)

طبق این اعتقاد، خداوند متعال انبیا و جانشینان آنان و پیامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) را با گروهی از مؤمنان و پاكان و برخی از ستمگران دوباره قبل از روز قیامت زنده می كند و به این دنیا برمی گرداند تا بندگان شایسته خداوند و مؤمنین از این ستمگران كه دشمن خداوند می باشند، پیش از عذابی كه در آخرت برایشان مهیا شده، در همین دنیا انتقام بگیرند. زمان این رجعت با ظهور حضرت مهدی(عج) شروع می شود و اول كسی كه به دنیا برمی گردد، امام
حسین(ع) است. (20)

آن حضرت در یكی از خطابه های خود جریان رجعت خود را پس از بیان ماجرای شهادت چنین بیان می فرماید: در دوران رجعت - اولین كسی هستم كه زمین برایم شكافته شده، سر از خاك بردارم.رجعت من همان هنگامی است كه پدرم امیرمؤمنان(ع) به دنیا بازمی گردد و قائم ما قیام می فرماید و پیامبر(ص) دوباره زنده خواهد شد. هنگام برخاستن از قبر گروهی از فرشتگان از طرف پروردگار عالم بر من وارد خواهند شد و این گروه از فرشتگانی خواهند بود كه تا آن وقت اصلاًَ به زمین نازل نشده اند و نیز جبرائیل و میكائیل و اسرافیل و دسته هایی از فرشتگان بر من وارد خواهند شد... تا این كه فرمود: و هیچ مردی از شیعیان ما باقی نخواهد ماند مگر آن كه خداوند فرشته ای برایش فرو خواهد فرستاد تا گرد و غبار از صورتش پاك نموده و جایگاه بهشتی اش را به او نشان دهند...خداوند در آن دوران به شیعیان ما چنان قدرت و بینشی عطا خواهد فرمود كه در روی زمین و زیر آن چیزی از نظر ایشان پنهان نخواهد ماند...(21)

سخن آخر
حسین سرآغازی برای شناختن است و جستن معرفت و شناخت، دغدغه ای است كه انسان معاصر با آن مواجه است. واقعیت این است گر چه امروزه فرهنگهای پیشرو در ارائه روشهای مادی نگر دنیا كوشیده اند و در این مسلخ بسیاری را قربانی اهداف خود نموده اند، اما بدون ذره ای تعصب و خودبینی می توان گفت كه فرهنگ غنی شیعه در پرتو معارف الهی اش چنانچه به گونه ای جذاب ارائه شود، پیروان خود را به سلامت گذر می دهد و آنچه نگارنده در این نوشتار به دنبال آن بود، عادت دادن نفس به مطالعه و خواندن كلام نورانی و ارزشمند امام حسین(ع) بود كه اگر شیعه كلام اهل بیت(ع) را به مثابه كلام خدا در قرآن مجید روزانه تكرار نماید و در پی این تكرارها اندیشه هایش را شكلی مرتب دهد، نتیجه آن همان جستن معرفت و شناختی اصیل است كه دیگر فرهنگها به یقین از آن بی بهره اند.


پی نوشتها:
نویسنده:محمدحسن پاكدامن
1- ر.ك: قرآن كریم. شمس/ 7 تا 10

2- ر.ك: محمدحسن پاكدامن. جامعه در قبال خرافات/12 تا 32
3- ر.ك: كنزالعمال 6/223ح 2953 «حسین منی و انا من حسین...»
4- ر.ك: بحارالانوار 43/248
5- ر.ك: عباس اسماعیلی یزدی. سحاب رحمت/ 62
6- ر.ك: ابن جوزی. مقتل الخوارزمی 1/145
7- ر.ك: مفید. الارشارد 2/98- تاریخ الطبری 4/323
8- ر.ك: الطبرسی. الاحتجاج 2/23- بحارالانوار 44/206
9- ر.ك: مفید- الامالی/ 349- وسایل الشیعه 27/197
10- ر.ك: محسن امین. لواعج الاشجان /112- بحارالانوار 44/318
11- ر.ك: ابن شعبة الحرانی. تحف العقول/244- بحارالانوار 4/301
12- ر.ك صدوق. علل الشرایه 1/9- ابوالفتح الكراجكی. كنزالفوائد/ 151
13- ر.ك: ابوصادق سلیم بن قیس الهلالی. تحقیق محمدباقر الانصاری. كتاب سلیم بن قیس 320 تا 325
14- ر.ك: سید مصطفی آل اعتماد. بلاغة الحسین/178. ناسخ التواریخ 2/287
15- ر.ك: تحف العقول 239
16- ر.ك: باقر شریف القرشی، حیاة الامام الحسین بن علی(ع) الدراسة و التحلیل 1/162
17- ر.ك: بلاغة الحسین/166
18- ر.ك: قرآن كریم. سجده /21 - قصص/5- صف/9- آل عمران /81 و ...
19- ر.ك: بحارالانوار 53/1 «تاریخ الامام الثانی عشر باب مایكون عند ظهوره»
20- ر.ك سایت اینترنتی پاسخگویی به مسایل دینی، مقاله رجعت امام حسین(ع)
21- ر.ك: قطب الدین الراوندی. الخرائج و الجرائح 2/848



هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :