مقاتل
معرفی کتاب

روایتی از مقتل امام حسین علیه السلام شامل وقایع پس از بیعت مردم با یزید ابن معاویه، خروج امام از مدینه و حرکتش بسوی عراق و وقایع کربلا تا بازگشتن خاندان حضرت حسین ابن علی (ع) – بی او – به مدینه.شكده باقر العلوم تألیف گردیده است.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








دوستان
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
حضرت زینب علیهاالسلام تندیس صبر
زن مسلمان برای انجام تمام وظایف مهمی که یک زن می تواندانجام دهد، باید از حضرت زینب تعلیم بگیرد.(حضرت آیت الله خامنه ای دام ظله العالی)

«قل هل من شرکائکم من یهدی الی الحق قل الله یهدی للحق افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع امن لا یهدی الا ان یهدی، فما لکم کیف تحکمون.» (1) "ای پیامبربگو آیا از شریکان شما کسی هست که به سوی حق رهبری کند؟ بگو: خداست که به سوی حق رهبری می کند. پس آیا کسی که به سوی حق رهبری می کند سزاوارتر است مورد پیروی قرار گیرد یا کسی که راه نمی نماید مگر آنکه هدایت شود؟ شما را چه شده؟ چگونه داوری می کنید؟"

از آنجا که زنان نقش تعیین کننده ای در ایجاد و تداوم انقلاب اسلامی داشته و دارند و از سوی دیگر حضرت امام «رحمه الله » فرموده اند: "نقش زنان عالم از ویژگیهای خاصی برخوردار است; صلاح و فساد جامعه از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه می گیرد." (2) لذا اگر زنان درجامعه ای با بهره گیری از معارف والای اسلام دل و جان خود را تهذیب کرده، پایه های فکری و فرهنگی خودشان را محکم سازند و رفتار خود را مطابق خواست خدای متعال تنظیم نمایند، قهرا جامعه به سوی رشد و کمال خواهد رفت.

در وضعیت خطیر فعلی که به فرموده مقام معظم رهبری، انقلاب ما در معرض شبیخون فرهنگی قرار گرفته و دشمنان اسلام و نظام اسلامی با بطلان نقشه های نظامی، از راه هجوم به فرهنگ ناب اسلامی به جنگ ملت ایران آمده اند، تاکید و توجه به طبقه زنان و تبیین دستورات اسلامی به نحو صحیح و جذاب برای آنان، بدون شک تاثیرات بسزایی خواهد داشت. در این راستا معرفی اسوه های الهی که شایستگی هدایت به سوی کمال را دارند، یکی از بهترین شیوه ها برای روشن ساختن زنان و مقابله با عوامل تهاجم فرهنگی است.

بهترین اسوه های عملی برای زنان ما حضرت فاطمه زهرا و حضرت زینب کبری «علیهماالسلام» می باشند.

اگر با این دید به سیره عملی حضرت زینب بنگریم در می یابیم تمام خصایص عالی اخلاقی، تربیتی و اجتماعی در وجود مقدس این بانو تجسم یافته و کلیه ارزشهای الهی و انسانی به تمام معنا در وی جلوه گر شده است.

چنانکه از بعضی اخبار مشهود است وقارش را به خدیجه کبری، عصمت و حیایش را به فاطمه زهرا، فصاحت و بلاغتش را به هنگام تکلم به علی مرتضی، حلم و بردباریش را به حسن مجتبی و شجاعت و قوت قلبش را به حضرت سیدالشهدا«علیه السلام » همانند کرده اند. (3)

بررسی زندگانی این مخدره و ویژگیهایی که در مراحل مختلف از ایشان به منصه ظهور رسیده، علاوه بر این که ما را به طور کامل با آنچه اسلام از "زن" خواسته است آشنا می سازد و اسوه ای تمام عیار به زنان تشنه فرهنگ اصیل اسلام ارائه می دهد، دریچه ای به سوی شناخت هرچه بیشتر وجود مقدس مام اطهرش نیز می گشاید; زیرا آیینه تمام نما و تجلی عملی ایمان و معرفت فاطمه «علیهاالسلام » به خداوند متعال، زینب کبری است.

پیش از شروع در اصل مطلب ذکر دو نکته ضروری است:

الف) بدون تردید اسوه های ذهنی و عینی، نقشی بسیار مهمی در تعیین مسیر فرد و سمت حرکت جامعه ایفا می کنند. انسانها بخصوص در سنین جوانی همواره به دنبال اسوه و الگویی هستند تا اندیشه، رفتار و برنامه زندگی را مطابق آن تنظیم کنند.

قرآن کریم و روایاتی که از ائمه «علیهم السلام » به ما رسیده است به این نیاز روحی انسان توجه داشته و اسوه های شایسته را معرفی کرده اند.

قرآن کریم در این زمینه می فرماید: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنه لمن کان یرجوا الله والیوم الآخر»; (4) " قطعابرای شما در اقتدا به رسول خدا سرمشقی نیکوست برای آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد می کند."

همچنین در جای دیگر حضرت ابراهیم و یارانش را به عنوان اسوه مؤمنان ذکر کرده می فرماید: «قد کانت لکم ا سوة حسنة فی ابراهیم و الذین معه »; (5) "قطعابرای شما در پیروی از ابراهیم و کسانی که با اویند سرمشقی نیکوست".

حتی در مواقع مختلف خود ائمه اعلام کرده اند که برای اعمال و رفتارشان یک اسوه کاملتری در نظر گرفته اند. بیان حضرت مهدی ارواحنا فداه که فاطمه زهرا«علیهاالسلام » را اسوه خود می دانند و امام سجاد که پیامبر را الگوی خود مطرح می کنند، از این جمله است.

از سوی دیگر چون انسان همواره به دنبال کمال مطلق و بی نهایت است، قهرا در انتخاب اسوه نیز به دنبال کاملترین و عالیترین نمونه هاست. اینجاست که به عقیده ما پیشوایان و رهبران دینی، خود بهترین نمونه های عملی و اسوه های عینی مکتب اسلام بوده اند; زیرا بطور قطع شخصیتهای والایی که مصداق حقیقی "انسان کامل" بوده از عالیترین درجه مقام " خلیفة اللهی" برخوردار هستند، یا معصومند و یا تربیت شده معصوم، و لذا از هرکس دیگری برای اسوه قرار گرفتن شایسته ترند.

و البته این وظیفه آشنایان و عارفان به سیره عملی اسوه های اسلام است که زوایای مختلف زندگی آنها را برای نسل جوان مشتاق، به بهترین وجه، نمایان سازند و اجازه ندهند الگوهای بیگانه از این خلاء استفاده کرده، نیاز روحی جوانان را بطور کاذب تامین نمایند.

قرآن کریم برای تزکیه روح و جان آدمی است و روح موجودی مجرد است، نه مذکر و نه مؤنث. (6) به همین دلیل دراسوه های ارائه شده از سوی مکتب اسلام، جنسیت مطرح نیست. در قرآن کریم دو زن به عنوان نمونه برای تمام مؤمنان (حضرت مریم و آسیه) و دو زن به عنوان نمونه برای تمام کفار (همسران لوط و نوح «علیهم السلام ») مطرح می شوند. (7)

همچنین آنگاه که خداوند پیامبر اکرم را به عنوان اسوه ای نیکو معرفی می کند همه مردم را به پیروی از ایشان فرا می خواند.

از طرف دیگر می بینیم امام حسن عسکری می فرمایند: "نحن حجة الله علی الخلق و فاطمة حجة علینا (8) "ما حجت و دلیل خدا بر خلق هستیم و فاطمه حجت بر ماست". و یا از حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نقل شده است که فرمودند: "و فی ابنة رسول الله لی اسوة حسنة". (9) "دختر پیامبر خدابرای من سرمشقی نیکوست".

رمز این نکته همان است که "اگر انسانی وارسته شد سرمشق دیگر انسانها می شود. اگر مرد است اسوه همه مردم می شود و اگر زن است باز اسوء همه مردم می گردد. (10)

بنابراین ما از موضوع بحث قدمی فراتر نهاده مدعی هستیم حضرت زینب کبری «علیهاالسلام » نه فقط اسوه زن مسلمان، بلکه اسوه ای نیکو برای همه زنان و مردان طالب هدایت است. و البته زنان باید افتخار کنند که از بین ایشان شخصیتهایی چنین جامع و کامل، راهنما و سرمشق بشریت هستند. ضمنا باید به این مساله توجه داشت که اسوه بودن پیشوایان ما محدود به زمان یا مکان خاصی نیست. برنامه های انسان ساز اسلام منطبق بر فطرت الهی انسان و در برگیرنده تمام ابعاد وجودی و پاسخگوی همه نیازهای روحی و جسمی او هستند. انسانی که سرتاپا متخلق به اخلاق الهی است و دستورات اسلام را در خود پیاده کرده فراتر از مکان و زمان می اندیشد و به جای تاثیرپذیری از زمان و مکان، در آن اثر می گذارد، وی قطعا نقشی ابدی، جاودانه ونامحدود خواهد یافت، آری چنین انسانهایی اسوه کامل برای همه انسانها در تمام عصرها و نسلها خواهند بود، چرا که فطرت سالم بشری در شرایط زمانی و مکانی تغییر نخواهد یافت. «فاقم وجهک للذین حنیفا فطرة الله التی فطرالناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم ». (11)

لذا زینب گرچه زنی است که در چهارده قرن قبل می زیسته، به علت خاتم بودن مکتبش، امروز هم می تواند نقش هدایت انسانها را برعهده داشته باشد. زنان امروز بمراتب بیشتر نیازمند وجود آن حضرت برای نیل به سعادت حقیقی هستند.

ب: زن در فرهنگ اسلام، مظهر رافت، رحمانیت، و ربوبیت حق است. زن در قرآن کریم و روایات به عنوان انسانی که توان نیل به مقام خلافت الهی را دارد، دارای ارج و منزلتی بس والاست. بعلاوه زن در جایگاه "همسر" و "مادر" نقش بسیار مؤثری در رشد و اعتلاء جامعه به سمت هدف نهایی خلقت دارد.در بعد نظری، آنچه از سرچشمه قرآن و سنت تراوش می کند راه کمال و نیل به عالیترین درجات معنوی را برای مرد و زن بطور یکسان گشوده است، البته در بعضی موارد به جهت تفاوتهای فیزیکی و جایگاه ویژه ای که زن و مرد دارند راه رسیدن به این هدف برای مرد و زن متفاوت است و روشن است که اختلافات ظاهری موجب برتری یا نقصی نیست. قرآن کریم کرارا تقوی، ایمان، عمل صالح، علم و دانش، سعی فی سبیل الله و... را به عنوان ملاک برتری افراد اعلام کرده و سخن از "زن و مرد بودن" به میان نیاورده است. بلکه برای این که هیچ شبهه ای در اذهان راه نیابد، در موارد متعدد تصریح کرده که مذکر و مؤنث بودن در پیمودن این راه و دستیابی به اهداف دخالتی ندارد. (12)

در سه جریان مهم تاریخ اسلام یعنی بعثت پیامبر اکرم، جریان ولایت و امامت علی و واقعه سرنوشت ساز عاشورا بوضوح نقش برجسته سه زن یعنی حضرت خدیجه، فاطمه و زینب را مشاهده می کنیم. و اصولا قرآن کریم در تثبیت ادیان الهی، بر جایگاه ویژه زن تاکید دارد. نمونه آن حضرت مریم، مادر حضرت موسی و آسیه همسر فرعون است.

انقلاب اسلامی تا حدود زیادی ارزش و منزلت واقعی زن را تبیین کرده است و رهبر کبیر انقلاب وظیفه الهی زنان را بکرات گوشزد نموده، شخصیت و هویت واقعی آنان را متذکر شده اند و آرمانهای والایی را ارائه داده اند که برگرفته از زلال معارف اهل بیت است چنانکه فرموده اند: "زن مبدا همه سعادتها و خیرات است"; (13) "بانوان رهبر نهضت ما هستند"; (14) " زن مظهر تحقق آمال بشر است، از دامن زن مرد به معراج می رود". (15)

اکنون با عنایت به نقش خطیر زن در صلاح و فساد جامعه باید گفت زنان مسلمان ما باید دقیقا توجیه شوند که چگونه وجود پر برکت بانویی چون زینب کبری می تواند از ورای چهارده قرن، چونان خورشیدی تابناک بر زوایای زندگی آنها بتابد و دریچه های نور و سعادت را به رویشان بگشاید و از مکاتب و افکار بیگانه بی نیازشان کند.در جهان کنونی که بشریت بیش از هر زمان دیگر دچار تعارضات فکری، اخلاقی و مذهبی است و بی وقفه در پی آن است تا راهی به سوی سعادت حقیقی بیابد زن امروز نیز هدفش را در رهایی از اسارت متمرکز ساخته است، اما نمی داند چگونه خود را از منجلاب فریب، فساد و انحراف و ملعبه بودن، نجات دهد، رسالت ماست که این حقیقت روشن را بر همگان عرضه کنیم: "آنچه آزادی واقعی را برای زنان به ارمغان می آورد و سعادت و کمال را آشکارا فرارویشان قرار می دهد، قوانین مکتب حیاتبخش اسلام است که تجسم عینی آن در شخصیت فرزانگانی چون زینب کبری «علیهاالسلام »، مشاهده می شود."

شخصیت وجودی حضرت از زمان کودکی در دامان نبوت و مهد ولایت، شکل می گیرد و همگام با جریانات سرنوشت ساز تاریخ اسلام تکامل می یابد. در کنار پنج معصوم، آب حیات از این چشمه های جوشان، می نوشد و نقشی مکمل و سازنده ایفا می کند. اگر چه از کودکی نشانه های علم الهی و عظمت روح در این بانو، هویدا بود و بسیاری از ویژگیهای ایشان افاضه های قدسی حق تعالی بوده اما بطور مسلم ظرف وجودی حضرت نیز توانایی و لیاقت پذیرش این افاضات را داشت .

بطور خلاصه، حضرت زینب «علیهاالسلام » در دو میدان جهاد اصغر و جهاد اکبر، چون مبارزی خستگی ناپذیر قله های پیروزی را فتح می کرد; اوج درخشش این مجسمه علم و معرفت و صبر و شجاعت را در جریان عاشورا می بینیم.

موقعیت والایی که اهل بیت «علیهم السلام » برای حضرت زینب قائل بودند و فضایلی که از ایشان در بیانات مورخان و علمای اسلام آمده جدا موجب حیرت است.

فاضل ادیب حسن قاسم در وصف حضرت می نویسد:"گویا وجود مقدس حضرت زینب در قالبی معطر از عطر تمام فضایل ریخته شده است. انسان در برابر چشمانش مجسمه حق، فضیلت، شجاعت، مروت فصاحت زبان، قوت قلب، زهد و ورع، عفاف و شهامت را می بیند. و اگر تمام فضایل را یک به یک برشمریم، زینب قویترین و عینی ترین نمونه آنهاست. (16) "

زینب کبری «علیهاالسلام » در حالی که در خانه همسرش عبدالله بن جعفر که بحرالجود یعنی دریای بخشش لقب اشت به بهترین وضع زندگی می کرد آنگاه که رضای خدا را در این دید که همراه برادرش به حمایت از دین برخیزد از تمام آنچه زینت دنیا و مایه آسایش بود، دست کشید و با وجود اینکه بر تمام مصایب و جریانات آینده دقیقا اطلاع داشت، آخرت را بر دنیا ترجیح داد. (17)

عنایت به برخوردها، حرکات و بیانات حضرت، ما را به این نتیجه می رساند که اگرچه آن مخدره، مرتبه امامت و ولایت را دارا نبود اما مقامی را دریافته بود که ما بین آن و درجه امامت دیگر هیچ فاصله ای وجود نداشت. لها جلال لیس فوق جلالها جلال الا جلالة امها". (18)

حال با این نگرش کلی به زمان خود باز می گردیم. زنان مسلمان ما اگر به شخصیت و کرامت واقعی خود پی ببرند و احساس حقارت و خود کم بینی در آنها ریشه کن شود و توانایی های خدادادیشان را درک کنند و سعی در به فعلیت رساندن آن داشته باشند نه تنها هرگز قربانی شبیخون فرهنگی دشمن نخواهند شد، بلکه همچون شعله هایی فروزان، روشنگر راه دیگران شده و خود تهاجمی مقدس را علیه کفر و الحاد و هواپرستی پایه گذاری خواهند کرد.

مرحوم سید محسن امین می نویسد: "حضرت زینب در واقعه طف در تمام حالات و مواقع جایگاهی بارز و آشکار داشت، هم از برادرزاده اش حضرت زین العابدین «علیه السلام » پرستاری می کرد، هم لحظه به لحظه مراقب حال برادرش حسین «علیه السلام » بود و با او در مورد جریانات گفتگو می کرد، هم تدبیر امر زنان و اطفال را برعهده داشت." (19)

بطوری که نقل شده است حضرت در چندین مورد با صلابت در برابر دشمن ایستاده جان حضرت امام زین العابدین را نجات دادند. مرحوم حاج شیخ عباس قمی می نویسد:"یکبار در حالی که شمر ملعون قصد قتل حضرت سجاد را داشت، زینب کبری «علیهاالسلام » از خیمه خارج شد و در برابر او ایستاد و فرمود: والله لا یقتل حتی اقتل; به خدا قسم او کشته نمی شود مگر اینکه من کشته شوم. و به این وسیله آن پلید را از قصدش منصرف کرد." (20)

همچنین در کوفه، وقتی که ابن زیاد بر حضرت سجاد غضبناک شد و با گستاخی دستور قتل ایشان را صادر کرد، زینب کبری برخاست، دست در گردن حضرت کرد و فرمود: ای ابن زیاد! آنچه خون از ما ریختی ترا بس است والله از او جدا نمی شوم، اگر او را می کشی پس مرا هم بکش." (21) و اینجا نیز دشمن را تسلیم خود کرد.

در نقلی آمده است که وقتی زینب به همراه عیال ابا عبدالله وارد مجلس ابن زیاد شد، به صورت ناشناس در حالی که کنیزان در اطرافش بودند در قسمتی از قصر نشست. ابن زیاد سؤال کرد این زن کیست؟ زینب پاسخش را نداد. سه بار این سؤال را تکرار کرد ولی پاسخی از زینب نشنید. آنگاه یکی از کنیزان حضرت گفت: این زینب دختر فاطمه دختر رسول خدا است. اینجا حضرت با بی اعتنایی و سکوت، هیمنه و شکوه پوشالی ابن زیاد را زیر پا گذاشت، اما به محض اینکه ابن زیاد گفت: الحمد لله الذی فضحکم و قتلکم و اکذب احدوثتکم، زبان گشود و چنان با وی به مجادله برخاست که توان ادامه سخن از ابن زیاد گرفته شد." (22)

فصاحت و شجاعت ادبی حضرت در خطبی که پس از جریان عاشورا ایراد کرده است بهترین دلیل بر قدرت روحی و قوت قلب آن حضرت است چنانکه ابن حجر در اصابة و ابن اثیر در اسدالغابة بر این مطلب تصریح کرده اند. (23)

علامه جعفر نقدی می نویسد:"آنچه در مورد فصاحت و بلاغت حضرت نقل شده منطبق نیست مگر بر کلام سیدالفصحاء و امام البلغاء حضرت امیرالمؤمنین «علیه السلام » که در مورد کلام او گفته شده است: برتر از کلام مخلوق و پایین تر از کلام خالق است. و اهل بلاغت و فصاحت از عرب بر این مطلب گواهند. روایات متواتری از حذلم بن کثیر(یا بشربن خزیم) که خود یکی از فصحاء عرب بشمار می رود نقل شده است که می گوید: در محرم سال شصت و یک هجری وقتی وارد کوفه شدم و با کاروان اسیران برخورد کردم... زینب دختر علی را دیدم در حالی که تا بحال زن با شرم و حیایی فصیحتر و گویاتر از او ندیده بودم. گویا کلام از زبان امیر مؤمنان خارج می شد. بعد می گوید: "زینب به مردم اشاره ای کرد که اکت شوید، ناگهان نفسها در سینه ها حبس شد و صداها از حرکت باز ایستاد..." (24)

فصاحت زینب و شجاعت ادبی او و نفوذ کلامش در مردم چنان موجب تعجب راوی شده که نمی تواند او را به هیچ کس جز علی بن ابی طالب تشبیه کند، بلکه جریانی که ضمن آن، حضرت امام سجاد را دلداری می دهد و حدیث معروف ام ایمن را با تمام تفصیل آن، برایشان می خواند و بی تردید در منظر دشمنان این اتفاق افتاده است، خود بهترین گواه بر تسلط حضرت بر روح خود و قوت قلب و استقامت ایشان است.

از امام زین العابدین نقل شده است که فرمودند: "من وقتی نگاهم به جنازه های پدرم و یارانش افتاد، مصیبتی سنگین سینه ام را فشرد و از آنچه می دیدم نزدیک بود جانم از بدن مفارقت کند، عمه ام زینب متوجه این حالت من شد، سؤال کرد: چه می بینم، ای باز مانده جد و برادرانم! تو جانت را به خطر انداختی؟ پاسخ دادم: چگونه جزع نکنم در حالی که می بینم آقایم، برادرانم، عموهایم، فرزندان عموهایم همه با این وضع دلخراش بدون کفن بر روی خاک افتاده اند؟ در اینجا زینب فرمود: هرگز از آنچه مشاهده می کنی جزع نکن، زیرا به خدا قسم این عهدی است از رسول خدا«صلی الله علیه وآله » با جدت و پدرت و عمویت. اما بدان، عده ای از مردم خواهند آمد و این اعضای متفرق و بدنهای پاره پاره را دفن خواهند کرد و پرچم و نشانه ای بر قبر پدرت در این مکان برپا خواهند نمود که هرگز اثرش محو نخواهد شد و گذشت ایام و لیالی نشانه اش را از بین نخواهد برد و تلاش سردمداران کفر و گمراهی برای محو و نابودیش جز آشکار شدن و علو و رفعت بر آن نخواهد افزود. آنگاه حدیثی که ام ایمن از رسول خدا در مورد حوادث و جریانات عاشورا و مشتمل بر اخبار غیبی برایش نقل کرده بود بتمامه برای امام سجاد«علیه السلام » روایت کرد. (25) "

مدتی بعد که کاروان اسیران به شام و بارگاه یزید وارد می شوند باز قدرت روحی زینب تجلی کرد. یزید در آن روز پادشاه مطلق و خلیفه ظاهری بر تمام بلاد اسلامی بود و مجلسی که با عظمت تر از آن امکان نداشت آراسته بود و بیشترین فشار و خستگی را بر اهل بیت وارد و با وضعیتی بسیار فجیع آنها را وارد کاخ خود نموده بود. حضرت زینب «علیهاالسلام » با قلبی سوخته، چشمی گریان در حالیکه دشمنان از هر طرف او را احاطه کرده بودند وارد مجلس یزید شد. اما کوچکترین اعتنایی به آن هیبت و ابهت ظاهری ننمود، بلکه با سخنانش چنان یزید را خوار و مفتضح کرد که نظیر نداشت. و به گونه ای معجزه وار با تصرف ولایی خود یزید و اطرافیانش را مجبور ساخت تا به سخنان روشنگرانه او گوش فرا دهند، حتی هنگامی که آنها را تکفیر می کرد، هیچ کدام قدرت قطع کلام او یا جلوگیری از ادامه خطابه او را نداشتند. (26)

ابن طاوس از راوی نقل می کند که: وقتی در مجلس یزید، حضرت با مشاهده سر برادر با صدایی حزین، واحسیناه، سر داد به خدا قسم تمام حضار مجلس را به گریه آورد، درحالیکه یزید ساکت بود. (27)

مخفی نماند که حضرت در تمام این مراحل با هر جمله ای که ادا می کردند، یا حرکتی که نشان می دادند، حق و باطل را معرفی نموده و فضایلی را که دشمن سعی در محوشان داشت آشکار می کردند و بدین وسیله تمام تبلیغات دشمن را خنثی، مردم ناآگاه را بیدار و حقایق اسلام را به جای بدعت ها و دروغ های امویان، بیان می کردند و قطعا هیچ سلاح و شیوه دیگری نمی توانست به این سرعت و با این شدت حقیقت ماجرای کربلا را بر مردم روشن ساخته سردمداران ظالم اموی را رسوا و خوار گرداند.زنان مسلمان ما در ابعاد مختلف می توانند از این قوت و شجاعت روحی حضرت که شکست دشمن را به دنبال اشت بهره های وافر برده درسهای آموزنده بگیرند، که البته ما در زمان خود و در طول عمر نهضت اسلامیمان شواهد عینی از این مطلب در اختیار داریم. هرکجا و هرزمان که آحاد ملت ما محکم و پابرجا ایستادند و بر دشمن تاختند، چیزی جز زبونی و شکست نصیب دشمن نشد اما هرجا ملت غفلت کرد و از خود ضعف و سستی نشان داد و قدمی عقب نشست، دشمن احساس کرد که از این زاویه می تواند وارد شود و به اهدافش برسد و در نتیجه یک قدم جلو آمد.

بویژه در مورد تهاجم فرهنگی باید به این نکته دقیق عنایت خاص داشته باشیم. رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز بطور مکرر هشدار داده اند که باید در برابر دشمن در میدان عقیده و فرهنگ، هوشیار و استوار بود و الا ضربه خواهیم خورد.چنانکه در ابتدا اشاره شد، اگر زنان ما به توانایی های خدادادی و استعدادهای وجودی خود پی ببرند و از آنها بنحو احسن بهره گیرند و از سوی دیگر جایگاه و مسؤولیت خویش را بشناسند، بسیاری از مشکلات فرهنگی جامعه ما خودبخود مرتفع خواهد شد. عنایت به شخصیت عظیم حضرت زینب و درک این مطلب که "زن" می تواند به مقامی چنین رفیع و جایگاهی چنین والا دست یابد، شناختی صحیح از اسلام و "زن" به ما می دهد و در این راستا بطلان بسیاری از ادعاها و تبلیغاتی که در باره جایگاه زن در مکتب اسلام مطرح می شود، بوضوح ثابت می گردد.یکی از روشنترین و بارزترین نکاتی که در بررسی شخصیت حضرت زینب با آن مواجه می شویم، مقام وصایت و یابت خاصه امام حسین «علیه السلام » است که به حضرت اعطا شده بود.

از مرحوم صدوق «رحمه الله » علیه نقل شده که: "زینب دارای مقام نیابت خاصه از سوی حضرت ابا عبدالله بود و مردم در حلال و حرام به ایشان مراجعه می نمودند تا وقتی که امام زین العابدین کاملا بهبود یافتند." (28)

به عهده گرفتن وظایف و مسؤولیتهای یک امام معصوم، حاکی از ظرفیت وجودی بیکران ایشان است .

روایت دیگری که علامه جعفر نقدی از کتاب "اکمال الدین و اتمام النعمة" نقل می کند حاکی از آن است که امام حسین حضرت را بر اسرار امامت، امین دانسته و آن را در اختیار ایشان نهادند. و این شرافتی است که هیچ چیز دیگر با آن برابری نمی کند. (29)

نقش سرنوشت سازی که حضرت در احیاء و مساعدت دین ایفا کردند، از آغاز خلقت تاکنون نظیر ندارد. این مخدره جلیله علاوه بر آنکه همراه کاروان برادر بود، ریاست کاروان و تدبیر امور را نیز برعهده داشت، فرزندانش را نیز فدایی راه امام زمانش ساخت و عرض کرد: جدم خلیل از خداوند، قبول فدا کرد، شما هم این قربانی را از من بپذیر. (30) و به روایت بسیاری از کتب معتبر از علیا مخدره سکینه خاتون نقل شده است که حضرت زینب در ضمن بعضی از کلماتشان فرمودند: لیتهم یقنعون بالفداء; ای کاش دشمنان حاضر می شدند من به جای برادر کشته شوم." (31)

نکته مهم دیگر اینکه فرماندهی حرکت عظیم سازندگی فکر ی و فرهنگی جامعه اسلامی به عهده حضرت زینب بود، همانطور که اشاره رفت بدعت ها و انحرافاتی که امویان در دین ایجاد کرده بودند تا حدود زیادی با خون مقدس ابا عبدالله الحسین و یارانش شسته شده بود اما تکمیل آن و بعد جایگزینی ارزشهای اصیل اسلامی نیازمند حرکت توفنده و حساب شده ای که متمم جریان عاشورا باشد، بود و رهبران این حرکت زینب کبری و امام سجاد بودند. با توجه به بیماری امام سجاد، عمده سنگینی این مسؤولیت بر دوش حضرت زینب «علیهاالسلام » بود.

آری، ما در کارنامه درخشان زینب، این زن نمونه هم روایت احادیث و اخبار می بینیم (به عنوان مثال خطبه مفصل و بلند مرتبه فاطمیه را ایشان در حالیکه حدودا شش یا هفت سال داشتند به خاطر سپرده و نقل کردند.) (32) هم مجلس تدریس و تعلیم و تفسیر قرآن، هم خانه داری و تربیت فرزند می بینیم، هم هجرت فی سبیل الله و تبعیت محض از امام زمان، هم پرستاری از امام سجاد و مراقبت اطفال و زنان را مشاهده کنیم، هم فدا کردن فرزند را و هم حفظ جان امام را. هم سوگواری می بینیم، هم استقامت و قوت قلب و شجاعت، هم خطبه خواندن و تبلیغات دشمن را خنثی نمودن جلوه می کند و هم حیا و شرم و عفت. هم عبادت و یاد خدا مشاهده می شود هم جهاد و مبارزه. و در طول تاریخ چه اسوه ای کامل تر و جامع تر از این می توان یافت؟

البته بدیهی است رسیدن به مقام بلند مرتبه حضرت زینب میسور دیگران نیست و هرگز چنین توقع و انتظاری هم از کسی نیست. اما می توان و باید این قله رفیع را سرمشق دانست و در مسیر آن گام برداشت.

با بیان شمه ای از اوصاف حضرت به تبیین ابعاد ذیل می پردازیم:

1. اسلام عزیز، زنانی تربیت کرده است که جامع تمام صفات عالی انسانی هستند، در هر شرایطی وظیفه خویش را می شناسند و به نحو احسن مسؤولیتشان را به انجام می رسانند. زن مسلمان باید این ویژگی را در خود ایجاد و تقویت نماید که: اولا همواره به محیط اطراف و شرایط زمان و مکانی که در آن به سر می برد آگاه باشد که همین آگاهی، بسیاری از حربه های دشمن را بی تاثیر خواهد ساخت. ثانیا بتواند براساس مبانی شرع، وظیفه و مسؤولیت خویش را در هر موقعیت تشخیص دهد. ثالثا چنان خود را غنی و آماده نماید که هرگز احساس ضعف و کمبود و ناتوانی نکند.

این نکات را ما بوضوح در سیره عملی و بیانات زینب کبری مشاهده می کنیم. حضرت آنگاه که تکلیف الهی اقتضا نمی کرد در جامعه حضوری داشته باشد، چنان زندگی می کرد که از "یحیی مازنی" نقل شده است که گفت: "من در مدینه مدت مدیدی با امیرالمؤمنین همسایه بودم و دخترش زینب نیز در کنار خانه او، منزل داشت، "فلا والله ما رایت لها شخصا و لا سمعت لها صوتا ". به خدا قسم در این مدت من نه او را دیدم و نه صدایش را شنیدم." (33) اما همین بانو، آنگاه که وظیفه الهی ایجاب می کند، در برابر دشمن می ایستد، از حق دفاع می کند، گاه با ندبه، گاه با خطبه، گاه با دعا و گاه با نفرین، حق و باطل را از هم تفکیک نموده به جهانیان عرضه می کند. هرگز منطقش این نیست که به درون خیمه برود تا کسی او را نبیند و صدایش را نشنود، زیرا اینجا دیگر پای حمایت از دین و حفظ اسلام و پاسداری از خون شهدا و حمایت از مقام ولایت در میان است.

اسلام هرگز به زن و وظایف او به صورت تک بعدی نظر نکرده است و او را انسانی که تنها برای کنج خانه و تولید نسل مفید باشد، نخواسته است حضرت زینب تجسم عینی اسلام، با عملکردش در طول حیات، تبلیغات مخالفان اسلام و پندار خلاف بعضی را، بکلی ابطال کرده است. همان بانویی که وقتی به خانه شوهر می رود و مسؤولیت تربیت فرزند بر عهده اش قرار می گیرد، به نحو احسن در انجام وظیفه اش می کوشد، آنگاه که دین منوط به یاری و همراهی اوست، خانه و همسر را رها کرده فرزندانش را برداشته و با امام زمانش همراه می شود، آن هم با چنان قدرت و مهابتی که علامه بزرگوار سید هبة الدین شهرستانی می نویسد: "در بین زنان عرب، امثال زینب «علیهاالسلام » جدا کمیاب و نادر است که این چنین در راه مساعدت و یاری مردان قیام کرده باشد. این مخدره در طول سفر برادر، همراه با او تلاش می کرد. با دست راستش تدارکات مردان کاروان را فراهم می ساخت و با دست چپش نیازهای کودکان را برآورده می کرد." (34)

تعمق در صفات حضرت که گاه به ظاهر متضاد و بعضا از یک زن بعید به نظر می رسد، ما را به نتایج بسیار جالبی می رساند.البته در این میان، معیار برای انتخاب در هر شرایطی، وظیفه و تکلیف شرعی است. به این معنی که باید هدف و مقصد در هر حال جلب رضای الهی و عمل به تکلیف باشد و همین مطلب راه و مسیر را معین و مشخص سازد. اگر عملی مرضی خداوند متعال بود ولو دل به آن مایل نباشد یا جامعه نپسندد یا با محیط زندگی وفق ندهد، آن کس، زینبی خواهد بود که رضای خدای بزرگ را بر تمام امور دیگر ترجیح دهد.

2. روشن است که هدف انسان هرچه عالی تر باشد، مشکلات و موانع راه بیشتر است و برای موفقیت و دستیابی به مقصود باید تحمل وسعه صدر بیشتری به خرج داد. صبر ممدوح آن است که انسان مشقت ها را با انگیزه تسلیم در برابر اراده خدای متعال تحمل کند. خداوند متعال در قرآن مجید و ائمه معصومین «علیهم السلام » بکرات صابران را ستایش فرموده و اجر و پاداش فراوان برای آنان، مقرر داشته اند. صبر گاهی بحدی تکامل می یابد که تبدیل به "رضا" می شود و ما این درجه عالی را در وجود مقدس حضرت زینب مشاهده می کنیم.

مرحوم علامه جعفر نقدی می فرماید: "مصایب و سختیهایی که بر این بانو وارد شد اگر بر کوههای استوار فرود می آمد هر آینه آنها از هم می پاشید. با این وجود، حضرت در برابر آنها بنحوی معجزه وار صبر کرد تا آنجا که حتی پس از شهادت ابا عبدالله و در مواقعی سخت و جانکاه، امام زمانش حضرت سجاد«علیه السلام » را تسلای خاطر می داد. جمله معروفی که از حضرت در هنگام مشاهده جنازه مطهر برادر نقل شده است که فرمود: "اللهم تقبل منا هذا القلیل من القربان" نشانگر قوه ایمان و استحکام عقیده آن مخدره و فنای او در اراده و مشیت الهی است." (35)

و تجلی همان حالت "رضا" است که در گفتگو با ابن زیاد ملعون، با عبارت "ما رایت الا جمیلا (من ندیدم مگر زیبایی)، بر زبان حضرت جاری می شود.

3. شاید بتوان از بعدی خاص، زمان کنونی را به برهه زمانی پس از شهادت ابا عبدالله الحسین تشبیه کرد. پایان یافتن نبرد نظامی و عدم موفقیت دشمن در دسترسی به اهدافی که در سر می پرورانده و سرمایه گذاری روی متزلزل کردن پایه های اخلاقی، فرهنگی و معنوی آحادجامعه وجه مشترک این دو برهه زمانی است. به بیان دیگر تا وقتی جنگ نظامی و مسلحانه جریان دارد، صحنه، صحنه جهاد اصغر است، اما در عرصه نبرد فرهنگی باید به جهاد اکبر پرداخت و قطعا جهاد اکبر بسیار مهمتر و سخت تر است و لذا پیامبر اکرم در مواجهه با گروهی که از جنگ با دشمن باز می گشتند فرمودند: "مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبر، قیل یا رسول الله و ماالجهاد الاکبر؟ قال، جهاد النفس. (36)

"با توجه به این نکته که با پایان یافتن روز عاشورا، مسؤولیت تداوم حرکت خونین ابا عبدالله در جهت احیای دین به عهده حضرت زینب «علیهاالسلام » بود، می توان نقش اساسی زن را در رهبری جامعه به سمت پیروزی در جهاد اکبر بوضوح برداشت کرد. زمان امامت امام سجاد«علیه السلام » حقیقتا زمان جهاد اکبر بود و لذا ایشان با سلاح دعا، نیایش، اشک و نماز به میدان رفتند و حقایقی را که دشمن سعی در محو و اختفایش داشت در این قالب زنده نگه داشتند و زمینه ساز این حرکت معنوی امام سجاد بانوی قهرمان کربلا، زینب کبری «علیهاالسلام » بود.

ضمنا با عنایت به آن برهه زمانی خاص و شیوه های اتخاذ شده از سوی زینب کبری و امام سجاد می توان نتیجه رفت بالاترین سلاح برای مقابله با تهاجم فرهنگی روی آوردن به خدا، ذکر و یاد او، دعا و نیایش و تقویت معنویت در زندگی است.

"سلاحه البکاء" یعنی در جنگ با دشمن درونی در جبهه جهاد اکبر اسلحه انسان اشک است و آه نه آهن. و در این مسیر خدای سبحان زنها را مسلح تر از مردها کرد چرا که زمینه ذکر و نیایش و دل شکستگی در زن قوی تر است. (37)

لذا زنان ما می توانند با بهره گیری از این موهبت الهی یعنی عاطفه، رقت قلب و رافتی که در وجود آنها به ودیعت نهاده شده، با قوت و قدرت به مبارزه با شیطان درونی برخاسته و به مراحل عالی تقوا، تزکیه و تهذیب نفس دست یابند و در نتیجه با حصن و حصاری محکم در برابر دشمن، روح و جان و فکر خود را بیمه نمایند و از آن طرف خود ثمره تقوا را ببینند و لذتش را بچشند که خدای متعال وعده فرمود: «و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لایحتسب »; (38)

"هرکس تقوای خدا را پیشه خود سازد خداوند برای او راه گشایش قرار می دهد و از جایی که گمان نمی برد روزیش می رساند."

با این سلاح نقشه های گسترده دشمن در جهت تهی ساختن جامعه ما بویژه بانوان از عقیده و ایمان و معنویت و ارزشهای اسلامی نقش بر آب می شود.

4. آنچه متمم و مکمل بحث قبل است این که زهد در برابر ظواهر دنیوی و سعی در اطاعت و عبادت حق، وجود آدمی را در مقابل مصایب، موانع و دشمنان درونی و بیرونی چون کوه استوار و مقاوم می سازد. آن زهدی که از عالیترین مقامات سالکان و بارزترین صفات انبیاء و رسولان به شمار می رود و بنا به تعریف مرحوم صدوق عبارت است از این که "انسان دوست بدارد آنچه خالقش می پسندد و دشمن بدارد آنچه نزد خالقش مبغوض است. از حلال دنیا به اندازه کفایت بهره ببرد و به سوی حرامش نرود." عبادت نیز هم به معنای وسیعش (قصد تقرب در تمام حرکات و سکنات) و هم به معنای خاص اصطلاحیش (عبادات واجب و مستحب) مورد نظر است.

مقام معظم رهبری ضمن توصیف وجود مقدس حضرت زهرا«علیهاالسلام »، چنین فرمودند:" آن زنی که خود را در دامنه آن قله ای می بیند که در اوج آن، حضرت فاطمه زهرا«علیهاالسلام » قرار دارد، بزرگترین زن تاریخ بشر یعنی زن مسلمان ایرانی است. و چنین زنی باید از بازیچه های فراهم آمده تمدن غربی و روشهای توطئه آمیز غربی روی بگرداند و به آن بی اعتنایی کند. (39) "

آخر سخن اینکه ما را توان آن نیست که به اوج عظمت و قداست این بزرگواران دست توان یابیم ولی می توانیم به تاسی از آنان خط مشی زندگی خود را تنظیم کنیم.

پی نوشت ها:
1) یونس، 35

2) صحیفه نور، ج 16، ص 125
3) محلاتی - ذبیح الله: ریاحین الشریعه، دارالکتب الاسلامیه، چاپ پنجم، ج 3، ص 39
4) احزاب ، 21
5) ممتحنه، 4
6) آیة الله جوادی آملی عبدالله: زن در آئینه جلال و جمال، مرکز نشر فرهنگی رجاء، چاپ اول، ص 64
7) تحریم، آیه 10-12
8) بحرانی - شیخ عبدالله: عوالم العلوم، ج 11، مقدمه چاپ جدید(فاطمة الزهرا)، ص 5
9) علامه مجلسی: بحار الانوار، ج 53، چاپ جدید، باب 31، روایت 9
10) آیة الله جوادی آملی عبدالله: همان منبع، ص 132
11) روم، 30
12) مانند نحل،97، آل عمران، 195، نساء، 124، غافر، 40
13) صحیفه نور، ج 6، ص 186
14) همان، ص 85
15) همان، ص 194
16) علامه نقدی: زینب الکبری، ، ص 28
17) علامه نقدی: همان، ص 58-60
18) محلاتی - ذبیح الله: همان منبع، ج 3، ص 58
19) امین - سید محسن: اعیان الشیعه، بیروت، دارالتعاریف، ج 7، ص 137
20) محلاتی - ذبیح الله: همان منبع ، ج 3، ص 107
21) امین سیدمحسن: همان منبع ، ج 7، ص 139
22) همان منبع ، ج 7، ص 138-139
23) محلاتی - ذبیح الله: همان منبع ، ج 3، ص 46
24) علامه نقدی: همان منبع، ص 47-50
25) همان منبع ، ص 40-41
26) همان منبع ، ص 57-58
27) امین - سید محسن: همان منبع، ج 7، ص 139
28) علامه نقدی: همان منبع ، ص 35
29) همان منبع، ص 24
30) محلاتی - ذبیح الله: همان منبع، ج 3، ص 43
31) همان منبع، ص 86
32) همان منبع ، ص 27
33) علامه نقدی، همان منبع ، ص 32
34) همان مبنع، ص 29
35) همان منبع ، ص 75
36) علامه مجلسی: بحارالانوار، ج 7، ص 65
37) جوادی آملی - عبدالله: همان منبع، ص 213
38) طلاق، 2-3
39)27/10/68


هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :