مقاتل
معرفی کتاب

روایتی از مقتل امام حسین علیه السلام شامل وقایع پس از بیعت مردم با یزید ابن معاویه، خروج امام از مدینه و حرکتش بسوی عراق و وقایع کربلا تا بازگشتن خاندان حضرت حسین ابن علی (ع) – بی او – به مدینه.شكده باقر العلوم تألیف گردیده است.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








دوستان
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
مقام معظم رهبری
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم
 
بیانات مقام معظم انقلاب اسلامی ایران (مد ظله العالی) آیت الله خامنه ای
 
در جمهوری اسلامی روز پرستار را با ولادت حضرت زینب کبری(س) برابر قرار داده‌اند؛ این هم معنای بزرگی دارد. زینب کبری(س) یک نمونه‌ی برجسته‌ ی تاریخ است که عظمت حضور یک زن را در یکی از مهمترین مسائل تاریخ نشان میدهد.اینکه گفته میشود در عاشورا، در حادثه‌ی کربلا، خون بر شمشیر پیروز شد - که واقعاً پیروز شد - عامل این پیروزی، حضرت زینب(س) بود؛ والّا خون در کربلا تمام شد. حادثه‌ی نظامی با شکست ظاهری نیروهای حق در عرصه‌ی عاشورا به پایان رسید؛ اما آن چیزی که موجب شد این شکست نظامیِ ظاهری، تبدیل به یک پیروزی قطعیِ دائمی شود، عبارت بود از منش زینب کبری؛ نقشی که حضرت زینب بر عهده گرفت؛ این خیلی چیز مهمی است.

این حادثه نشان داد که زن در حاشیه‌ی تاریخ نیست؛ زن در متن حوادث مهم تاریخی قرار دارد. قرآن هم در موارد متعددی به این نکته ناطق است؛ لیکن این مربوط به تاریخ نزدیک است، مربوط به امم گذشته نیست؛ یک حادثه‌ی زنده و ملموس است که انسان زینب کبری(س)  را مشاهده میکند که با یک عظمت خیره‌کننده و درخشنده‌ای در عرصه ظاهر میشود؛ کاری میکند که دشمنی که به حسب ظاهر در کارزار نظامی پیروز شده است و مخالفین خود را قلع و قمع کرده است و بر تخت پیروزی تکیه زده است، در مقر قدرت خود، در کاخ ریاست خود، تحقیر و ذلیل شود؛ داغ ننگ ابدی را به پیشانی او میزند و پیروزی او را تبدیل میکند به یک شکست؛ این کارِ زینب کبری(س) است. زینب (س) نشان داد که میتوان حجب و عفاف زنانه را تبدیل کرد به عزت مجاهدانه، به یک جهاد بزرگ.

آنچه که از بیانات زینب کبری(س) باقی مانده است و امروز در دسترس ماست، عظمت حرکت زینب کبری(س) را نشان میدهد. خطبه‌ی فراموش نشدنی زینب کبری(س) در بازار کوفه یک حرف زدن معمولی نیست، اظها رنظر معمولی یک شخصیت بزرگ نیست؛ یک تحلیل عظیم از وضع جامعه‌ی اسلامی در آن دوره است که با زیباترین کلمات و با عمیق‌ترین و غنی‌ترین مفاهیم در آن شرائط بیان شده است.

قوّت شخصیت را ببینید؛ چقدر این شخصیت قوی است. دو روز قبل در یک بیابان، برادر او را، امام او را، رهبر او را با این همه عزیزان و جوانان و فرزندان و اینها از بین برده‌اند، این جمع چند ده نفره‌ی زنان و کودکان را اسیر کرده‌اند، آورده‌اند در مقابل چشم مردم، روی شتر اسارت، مردم آمده‌اند دارند تماشا میکنند، بعضی هلهله میکنند، بعضی هم گریه میکنند؛ در یک چنین شرائط بحرانی، ناگهان این خورشید عظمت طلوع میکند؛ همان لحنی را به کار میبرد که پدرش امیرالمؤمنین(ع) بر روی منبر خلافت در مقابل امت خود به کار میبرد؛ همان جور حرف میزند؛ با همان جور کلمات، با همان فصاحت و بلاغت، با همان بلندی مضمون و معنا: «یا اهل الکوفه، یا اهل الغدر و الختل»؛ ای خدعه‌گرها، ای کسانی که تظاهر کردید! شاید خودتان باور هم کردید که دنباله‌رو اسلام و اهل‌بیت هستید؛ اما در امتحان اینجور کم آوردید، در فتنه اینجور کوری نشان دادید. «هل فیکم الّا الصّلف و العجب و الشّنف و الکذب و ملق الاماء و غمز الاعداء»؛ شما رفتارتان، زبانتان با دلتان یکسان نبود. به خودتان مغرور شدید، خیال کردید ایمان دارید، خیال کردید همچنان انقلابی هستید، خیال کردید همچنان پیرو امیرالمؤمنین (ع) هستید؛ در حالی که واقع قضیه این نبود.

نتوانستید از عهده‌ ی مقابله‌ ی با فتنه بربیائید، نتوانستید خودتان را نجات دهید. «مثلکم کمثل الّتی نقضت غزلها من بعد قوّة انکاثا»؛ مثل آن کسی شُدید که پشم را میریسد، تبدیل به نخ میکند، بعد نخها را دوباره باز میکند، تبدیل میکند به همان پشم یا پنبه‌ی نریسیده. با بی‌ صیرتی، با نشناختن فضا، با تشخیص ندادن حق و باطل، کرده‌ های خودتان را، گذشته‌ ی خودتان را باطل کردید. ظاهر، ظاهر ایمان، دهان پر از ادعای انقلابی گری؛ اما باطن، باطن پوک، باطن بی‌ مقاومت در مقابل بادهای مخالف. این، آسیب‌ شناسی است.

با این بیان قوی، با این کلمات رسا، آن هم در آن شرائط دشوار، اینگونه صحبت میکرد. اینجور نبود که یک عده مستمع جلوی حضرت زینب نشسته باشند، گوش فرا داده باشند، او هم مثل یک خطیبی برای اینها خطبه بخواند؛ نه، یک عده دشمن، نیزه‌داران دشمن دور و برشان را گرفته‌اند؛ یک عده هم مردم مختلف‌الحال حضور داشتند؛ همانهائی که مسلم را به دست ابن‌زیاد دادند، همانهائی که به امام حسین(ع) نامه نوشتند و تخلف کردند، همان هائی که آن روزی که باید با ابن‌زیاد در می‌ افتادند، توی خانه‌ ها یشان مخفی شدند - اینها بودند توی بازار کوفه - یک عده هم کسانی بودند که ضعف نفس نشان دادند، حالا هم نگاه میکنند، دختر امیرالمؤمنین(ع) را می‌بینند، گریه میکنند.حضرت زینب کبری(س) با این عده‌ی ناهمگون و غیر قابل اعتماد مواجه است، اما اینجور محکم حرف میزند.

او زن تاریخ است؛ این زن، دیگر ضعیفه نیست. نمیشود زن را ضعیفه دانست. این جوهر زنانه‌ی مؤمن، اینجور خودش را در شرائط دشوار نشان میدهد. این زن است که الگوست؛ الگو برای همه‌ ی مردان بزرگ عالم و زنان بزرگ عالم. انقلاب نبوی و انقلاب علوی را آسیب‌شناسی میکند؛ میگوید شماها نتوانستید در فتنه، حق را تشخیص بدهید؛ نتوانستید به وظیفه‌ تان عمل کنید؛ نتیجه این شد که جگر گوشه‌ ی پیغمبر، سرش بر روی نیزه رفت. عظمت زینب را اینجا میشود فهمید.
 
روز پرستار، سالروز ولادت حضرت زینب(س) است؛ این هشدار به زنان ماست: نقش خودتان را پیدا کنید. عظمت زن بودن را در آمیختن حجب و حیا و عفاف زنانه با عزت مسلمانانه و مؤمنانه، درک کنید. زن مسلمان ما اینجور است. دنیای فاسد غرب خواستند بروز زن را، شخصیت زن را در روشهای غلط و انحرافی که همراه با تحقیر جنس زن است، به زور به ذهن دنیا فرو کنند: زن برای اینکه شخصیت خودش را نشان بدهد، بایستی برای مردان چشم‌نواز باشد. این شد شخصیت برای یک زن!؟ بایستی حجاب و عفاف را کنار بگذارد، جلوه‌گری کند تا مردها خوششان بیاید. این تعظیم زن است یا تحقیر زن؟ این غرب مستِ دیوانه‌ ی از همه جا بی‌خبر، تحت تأثیر دست های صهیونیستی، این را به عنوان تجلیل از زن عَلم کرد؛ یک عده هم باور کردند.

انقلاب ما انقلاب زینبی است. از اول انقلاب، زنان یکی از برجسته‌ ترین نقشها را در این انقلاب ایفاء کردند. هم در خود حادثه‌ ی بزرگ انقلاب، هم در حادثه‌ ی بسیار بزرگ هشت سال دفاع مقدس، نقش مادران، نقش همسران، از نقش مجاهدان اگر سنگین‌ تر و دردناک‌تر و تحمل‌طلب‌ تر نبود، یقیناً کمتر نبود.

مادری که جوان خودش را، عزیز خودش را، دسته‌ی گل خودش را هجده سال، بیست سال - کمتر، بیشتر - پرورش داده، با آن محبت مادرانه او را به ثمر رسانده، حالا او را به طرف میدان جنگ میفرستد، که معلوم نیست حتّی جسد او هم برخواهد گشت یا نه. این کجا، رفتن خود این جوان کجا؟ که خوب، این جوان، با شور و هیجان جوانی، همراه با ایمان و روحیه‌ی انقلابی گری، حرکت میکند و میرود. کار این مادر، از کار آن جوان اگر بزرگتر نباشد، کوچکتر نیست. بعد هم که جسد او را برمیگردانند، افتخار میکند که بچه‌ی من شهید شده. اینها چیز کمی است؟ این، حرکت زنانه، حرکت زینب‌ گون در انقلاب ما بود.

عزیزان من، خواهران، برادران! انقلاب ما اینجوری پیش رفت. قدرت و عظمت این انقلاب به این چیزهاست؛ به دل دادن به معنویت، مجذوب شدن در مقابل لطف الهی. وقتی که دشمن میخواهد زینب کبری{ را به آنچه که برایش پیش آمده، شماتت کند، میفرماید: «ما رأیت الاّ جمیلا»؛ جز زیبائی، چیزی ندیدم. برادرانش، فرزندانش، عزیزانش، نزدیکترین یارانش، اینها در مقابل چشمش قطعه قطعه شدند، به خاک و خون تپیدند، خونشان ریخته است، سرهایشان بالای نیزه رفته است؛ میگوید جمیل، زیبا! این چه جور زیبائی‌ای است؟ این زیبائی را همراه کنید با آنچه که نقل شده است که زینب کبری حتّی در شب یازدهم نماز شبش ترک نشد. در طول دوران اسارت، انقطاع الی‌اللَّه‌ اش، دلبستگی‌اش به خدای متعال، رابطه‌ اش با خدای متعال سست نشد، کم نشد، بلکه بیشتر شد. این زن، الگوست.1

نام مبارک حضرت زینب(س) نشان‌دهنده‌ی تلاشی از این نوع است. تلاش حضرت زینب (س) فقط این نیست که از امام بیماری در کربلا حراست و پرستاری کرده است. حضرت زینب(س) از روح کلّی اسلام و جامعه‌ی آن روز مسلمین پرستاری کرد؛ پرستاری بزرگ او آن‌جاست.

حضرت زینب(س) در مقابل یک دنیا بدی، ظلم، بی‌انصافی، حیوان‌ صفتی و قساوت، یک‌ تنه ایستاد؛ و با این ایستادگی، توانست از روح کلّی اسلام حراست و پرستاری کند. همچنان که می‌گوییم امام حسین(ع) اسلام را حفظ کرد، می‌ توانیم دقیقاً ادّعا کنیم که حضرت زینب (س) هم با ایستادگی خود، اسلام را حفظ کرد. این ایستادگی، یک رمز و راز و یک عامل اصلی است.2
 
چراغ راه
مقام معظم رهبری درباره عظمت و والایی حضرت زینب(س) و مدیریت بحران آن بانوی بزرگ می‌فرماید: ارزش و عظمت زینب کبری (س)  به خاطر موضع و حرکت عظیم انسانی و اسلامی او بر اساس تکلیف الهی است. کار او، نوع حرکت او، به او این‌طور عظمت بخشید ... زینب(س) زنی نبود که از علم و معرفت بی‌ بهره باشد. بالاترین علم‌ ها و برترین و صاف‌ ترین معرفت‌ها در دست او بود. در آن ساعت‌های بحرانی که قوی‌ ترین انسان‌ها نمی‌ توانند بفهمند چه باید بکنند، و فهمید و امام خود را پشتیبانی کرد و او را برای شهید شدن تجهیز نمود. بعد از شهادت حسین بن علی(ع) هم که دنیا ظلمانی شد و دل‌ ها و جان‌ ها و آفاق عالم تاریک گردید، این زن بزرگ یک نوری شد و درخشید. زینب به جایی رسید که فقط والاترین انسان‌ های تاریخ بشریت یعنی پیامبران می‌توانند به آنجا برسند.
 
ولادت حضرت زینب کبری(س) ایجاب می‌کند که ما دایره‌ی بحث را، بخصوص در شرایط کنونی بشریت، وسیعتر قرار بدهیم. زینب کبری(س) یک زن بزرگ است. عظمتی که این زن بزرگ در چشم ملتهای اسلامی دارد، از چیست؟ نمی‌شود گفت به خاطر این است که دختر علی‌ بن‌ ابی‌ طالب(ع)، یا خواهر حسین‌ بن‌ علی و حسن‌ بن‌ علی (ع) است. نسبت ها هرگز نمی‌ توانند چنین عظمتی را خلق کنند. همه‌ی ائمه‌ ی ما، دختران و مادران و خواهرانی داشتند؛ اما کو یک نفر مثل زینب کبری(س)؟

ارزش و عظمت زینب کبری(س)، به خاطر موضع و حرکت عظیم انسانی و اسلامی او بر اساس تکلیف الهی است. کار او، تصمیم او، نوع حرکت او، به او این‌طور عظمت بخشید. هر کس چنین کاری بکند، ولو دختر امیرالمؤمنین(ع) هم نباشد، عظمت پیدا می‌کند. بخش عمده‌ی این عظمت از این‌جاست که اولاً موقعیت را شناخت؛ هم موقعیت قبل از رفتن امام حسین(ع) به کربلا، هم موقعیت لحظات بحرانی روز عاشورا، هم موقعیت حوادث کشنده‌ی بعد از شهادت امام حسین(ع) را؛ و ثانیاً طبق هر موقعیت، یک انتخاب کرد. این انتخابها زینب(س) را ساخت.

قبل از حرکت به کربلا، بزرگانی مثل ابن‌ عباس و ابن‌جعفر و چهره‌ های نامدار صدر اسلام، که ادعای فقاهت و شهامت و ریاست و آقازادگی و امثال اینها را داشتند، گیج شدند و نفهمیدند چه‌کار باید بکنند؛ ولی زینب کبری گیج نشد و فهمید که باید این راه را برود و امام خود را تنها نگذارد؛ و رفت. نه این‌ که نمی‌ فهمید راه سختی است؛ او بهتر از دیگران حس می‌کرد. او یک زن بود؛ زنی که برای مأموریت، از شوهر و خانواده‌اش جدا می‌شود؛ و به همین دلیل هم بود که بچه‌ های خردسال و نوباوگان خود را هم به همراه برد؛ حس می‌کرد که حادثه چگونه است.

در آن ساعت های بحرانی که قویترین انسانها نمی‌توانند بفهمند چه باید بکنند، او فهمید و امام خود را پشتیبانی کرد و او را برای شهید شدن تجهیز نمود. بعد از شهادت حسین‌ بن‌ علی(ع) هم که دنیا ظلمانی شد و دلها و جانها و آفاق عالم تاریک گردید، این زن بزرگ یک نوری شد و درخشید. زینب به جایی رسید که فقط والاترین انسانهای تاریخ بشریت - یعنی پیامبران - می‌توانند به آن‌جا برسند.

مادر او فاطمه‌ ی زهرا (س) زن دیگری بود که مقامش از زینب کبری هم بالاتر بود. اینها زنان الگو و نمونه‌ ی اسلامند. زن امروز دنیا الگو می‌خواهد. اگر الگوی او زینب و فاطمه‌ی زهرا (س) باشند، کارش عبارت است از فهم درست، هوشیاری در درک موقعیتها و انتخاب بهترین کارها؛ ولو با فداکاری و ایستادن پای همه چیز برای انجام تکلیف بزرگی که خدا بردوش انسانها گذاشته است، همراه باشد. زن مسلمانی که الگویش فاطمه‌ی زهرا (س) یا زینب کبری(س) باشد، این است.

اگر زن به فکر تجملات و خوشگذرانی ها و هوس های زودگذر و تسلیم شدن به احساسات بی‌ بنیاد و بی‌ریشه باشد، نمی‌تواند آن راه را برود؛ باید این وابستگیها را که مثل تار عنکبوت بر پای یک انسان رهروست، از خود دور کند، تا بتواند آن راه را برود؛ کما این‌ که زن ایرانی در دوران انقلاب و در دوران جنگ همین کار را کرد، و انتظار این است که در همه‌ی دوران انقلاب همین کار را بکند.

اما الگوی زن ایرانی در این راه، همان است که گفته شد؛ زینب(س) الگوست. زینب(س) زنی نبود که از علم و معرفت بی‌بهره باشد؛ بالاترین علمها و برترین و صافیترین معرفتها در دست او بود. همان «سکینه‌ ی کبری(س)» یی که شما اسمش را در کربلا شنیده‌اید، و دختر امام و برادرزاده و شاگرد زینب (س) است - کسانی که اهل تحقیق و کتابند، نگاه کنند - او یکی از مشعل های معرفت عربی در همه‌ی تاریخ اسلام تا امروز است. کسانی که حتّی زینب (س) و پدر زینب (س) و پدر سکینه (س) را قبول نداشتند و ندارند، اعتراف می‌کنند که سکینه(س) یک مشعل معرفت و دانش است.

رفتن این راه، به معنای دور شدن از دانش و معرفت و بینش جهانی و روشنفکری و معلومات و آداب نیست؛ اینها ورای آنهاست. زن اسلامی، زنی است که راه را درست می‌رود؛ هدف را درست تشخیص می‌دهد و در این راه حاضر به فداکاری است؛ و چنین زنی عظمت می‌آفریند؛ همچنان که زنان ایران عظمت آفریدند؛ اینها تعارف نیست.اگر زنان به انقلاب نپیوسته بودند، انقلاب پیروز نمی‌شد؛ جوانان برای پیوستن به صفوف انقلاب، از خانه‌ها بیرون نمی‌ آمدند؛ مادرانشان نمی‌ گذاشتند، یا حداقل آنها را تشویق نمی‌ کردند. اگر زنان دل در گرو انقلاب نداشتند، مردان این‌ طور آزادنه در صفوف انقلاب جانفشانی نمی‌ کردند. نقش زن در انقلاب، هم به طور مستقیم، و هم به طور غیرمستقیم، یک نقش برجسته و مجموعاً نقش اول است؛ در جنگ هم همین‌طور بود.

من با خانواده‌ های معظم شهدا دیدار و نشست‌ و برخاست زیادی داشته‌ ام. در کمتر خانواده‌ی شهیدی است که روحیه‌ی مادر از روحیه‌ ی پدر بالاتر نباشد. در اغلب خانواده‌ها، روحیه‌ ی مادر شهید از روحیه‌ ی پدر شهید بالاتر است. این، یک چیز فوق‌ العاده است. این، نقش زنان مؤمن را در این انقلاب نشان می‌دهد؛ زنانی که برای پیروزی انقلاب و برای پیشرفت مقاصد انقلاب ایستادند و همه چیز را برای اهداف و آرمانهای الهی و اسلامی خود فدا کردند.

شمشیر باید آماده باشد
در شب عاشورا در آن حدیثی که روایت می کند که حضرت زینب کبری علیها سلام رفت در کنار خیمه امام حسین (ع) دید که حضرت یک شعری را با خودشان می خواندند که حکایت از این می کرد که در آخر عمرشان است و زینب (س) گریه کرد و ناراحت شد. در همین حدیث هست که امام حسین داشتند شمشیرشان را آن جا تعمیر می کردند و آماده می کردند –آماده سازی- یعنی امام حسین (ع) نمی گفت که حالا ما که فردا بالاخره یک ساعت زودتر یا یک ساعت دیرتر رفتنی هستیم، حالا این شمشیر یک ذره کند بود، بود نخیر در راه خدا شمشیر نیروی رزمند ه نباید کند باشد، یعنی توانایی های او باید در حد اعلا و حداکثر باشد.3

عاطفه ی شورانگیز
شخصیت زینب کبری (س) منحصر در بعد غمگساری و پرستاری آن بزرگوار نیست. زینب کبری (س) یک نمونه ی کامل از زن مسلمان است. یعنی الگویی که اسلام برای تربیت زنان، آن را در مقابل چشم مردم دنیا قرار داده است.

زینب کبری (س)  دارای شخصیت چند بعدی است. دانا و خبیر و دارای معرفت والا و یک انسان برجسته است که هرکس با آن بزرگوار مواجه می شود در مقابل عظمت دانایی و روحی و معرفت او و احساس خضوع می کند. شاید مهمترین بعدی که شخصیت زن اسلامی می تواند آن را در مقابل چشم همه قرار دهد – تأثیری که از اسلام پذیرفته- این بعد است. شخصیت زن اسلامی به برکت ایمان و دل سپردن به رحمت و عظمت الهی آن چنان سعه و عظمتی پیدا می کند که حوادث بزرگ در مقابل او حقیر و ناچیز می شود.

در زندگی زینب کبری (س) این بعد از همه بارزتر و برجسته تر است. حادثه یی مثل روز عاشورا نمی تواند زینب کبری (س) را خرد کند. شکوه و حشمت ظاهری دستگاه ستمگر جباری مثل یزید و عبیدالله بن زیاد نمی تواند زینب کبری (س) را تحقیر کند. زینب کبری (س) در مدینه –که محل استقرار شخصیت با عظمت اوست – و در کربلا-که کانون محنتهای اوست – و در کاخ جبارانی مثل یزید و عبید الله بن زیاد همان عظمت و شکوه معنوی را با خود حفظ می کند و شخصیت های دیگر در مقابل او تحقیر می شوند. یزید و عبیدالله بن زیاد – این مغروران ستمگر زمان خود- در مقابل این زن اسیر و دست بسته، تحقیر می شوند.

زینب کبری (س) شور عاطفه ی زنانه را همراه کرده است با عظمت و استقرار و متانت قلب یک انسان مومن، و زبان صریح و روشن یک مجاهد فی سبیل الله، و زلال معرفتی که از زبان و دل او بیرون می تراود و شنوندگان و حاضران را مبهوت می کند عظمت زنانه است. عظمت زنانه اش بزرگان دروغین ظاهری را در مقابل او حقیر و کوچک می کند.عظمت زنانه یعنی این، یعنی مخلوطی از شور و عاطفه ی انسانی. که در هیچ مردی نمی توان این عاطفه ی شور انگیز را سراغ داد. همراه با متانت شخصیت و استواری روح که همه ی حوادث بزرگ و خطیر را در خود هضم می کند و روی آتش های گداخته شجاعانه قدم می گذارد و عبور می کند در عین حال درس می دهد و مردم را آگاهی می بخشد در عین حال امام زمان خود – یعنی امام سجاد(ع) - را مانند یک مادر مهربان آرامش و تسلا می بخشد، در عین حال با کودکان برادر و بچه های پدر از دست داده ی آن حادثه ی عظیم، در میان آن طوفان شدید، مثل سد مستحکمی برای آنها امنیت و آرامش و تسلا ایجاد می کند. بنابراین زینب کبری (س)  یک شخصیت همه جانبه بود اسلام زن را به این طرف سوق می دهد.4

بیان هنری
به نظرم بنیانگذار بنای حفظ حوادث با ادبیات و هنر، زینب کبری (س)است اگر حرکت و اقدام حضرت زینب (س) نمی بود و بعد از آن برگوار هم بقیه ی اهل بیت حضرت سجاد (ع) و دیگران- نمی بودند، حادثه ی عاشورا در تاریخ نمی ماند. بله سنت الهی این است که اینگونه حوادث در تاریخ ماندگار شود. اما همه ی سنت های الهی عملکردش از طریق ساز و کارهای معینی است. ساز و کار بقای این حقایق در تاریخ این است که اصحاب سِر، اصحاب درد، رازدانان و کسانی که از این دقایق مطلع شدند، این را در اختیار دیگران بگذارند بنابراین خاطره گویی و تدوین و پخش خاطرات را باید در جایگاه حقیقی خودش نشاند. که جایگاه بسیار بالا و والایی است و بسیار مهم است.بیان هنری هم شرط اصلی است. کما اینکه خطبه ی حضرت زینب (س) در شهر کوفه و شهر شام از لحاظ زیبایی و جذابیت بیان، آیت بیان هنری است. طوری است که اصلاً هیچ کس نمی تواند این را نادیده بگیرد. یک مخالف یا یک دشمن وقتی این بیان را می شنود مثل تیر برنده و تیغ تیزی خواهی نخواهی این بیان کار خودش را می کند.تأثیر هنر به خواست کسی که مخاطب هنر است، وابستگی ندارد. او بخواهد یا نخواهد این اثر را خواهد گذاشت. حضرت زینب (س)  و امام سجاد (ع) در خطبه ی شام و در بیان رسا و بلیغ و شگفت آور مسجد شام این کارها را کردند.5

یکی از عناصر اصلی
عاشورا یک حادثه ی تاریخی صرف نبود، عاشورا یک فرهنگ، یک جریان مستمر و یک سرمشق دائمی برای امت اسلام بود حضرت ابی عبدالله (ع) با این حرکت یک سرمشق را برای امت اسلامی نوشت و گذاشت. این سرمشق فقط شهید شدن هم نیست، یک چیز مرکب و پیچیده و بسیار عمیق است. سه عنصر در حرکت حضرت ابی عبدالله (ع) وجود دارد :عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت و عنصر عاطفه ... عنصر سوم عنصر عاطفه است. یعنی هم در خودِ حادثه و هم در ادامه و استمرار حادثه، عاطفه یک نقش تعیین کننده ای ایجاد کرده است. که باعث شد مرزی بین جریان عاشورایی و جریان شیعی با جریان های دیگر پیدا شود.حادثه ی عاشورا، خشک و صرفاً استدلالی نیست بلکه در آن عاطفه با عشق و محبت و ترحم و گریه همراه است.

قدرت عاطفه قدرت عظیمی است؛ لذا ما را امر می کنند به گریستن، گریاندن و حادثه را تشریح کردن، زینب کبری (س) در کوفه وشام منطقی حرف می زند، اما مرثیه می خواند امام سجاد بر روی منبر شام، با آن عزت و صلابت بر فرق حکومت اموی می کوبد، اما مرثیه می خواند این مرثیه خوانی تا امروز ادامه دارد و باید تا ابد ادامه داشته باشد. تا عواطف متوجه بشود در فضای عاطفی و در فضای عشق و محبت است که می توان خیلی از حقایق را فهمید، که در خارج از این فضاها نمی توان فهمید.6

هیأت، عواطف تنها نیست
هیأت، نماد تجمع عاطفی و فکری بر محور شخصیت حسین بن علی(ع) است؛ مجلس عزاداری و دسته ی سینه زنی است؛ اسمش را هر چه می خواهند، بگذارند. مراد این است که گروهی دور هم جمع می شوند و پایه ی کارشان بر عواطف و فکر – هر دو – است؛ عواطف تنها نیست، اندیشه ی خشک بی عاطفه هم نیست. اگر عواطف تنها باشد، اثر بخش نیست و در واقع زندگی اثر نمی گذارد.اگر اندیشه و فکر، خشک و بی عاطفه باشد، ماندگاری و نفوذ و گستردگی نخواهد داشت. شادابی فکر به آمیختگی آن با عواطف است. محور هم وجود مقدس اباعبدالله (ع) است؛ یک سرچشمه ی خشک نشدنی؛ دریایی که انسان هرگز نمی تواند به عمق آن برسد. از عاطفه و فکر، هر دو. الان سالهاست که درباره ی نهضت امام حسین (ع) حرفهای روشنفکرانه و فکرهای نو دارد مطرح می شود. قدیم ها خیلی روی این چیزها تکیه نمی شد، اما در دهها سال اخیر روشنفکران و متفکران دینی و مذهبی راجع به مسأله ی عاشورا و نهضت حسینی حرف های خوب و تحلیل های خوب بیان کردند.

چه کسی می تواند ادعا کند که این حرفها توانسته باشد آن صفحه ی درخشان را به طور کامل جلوی چشم انسان بگیرد؟ هرچه نگاه می کنیم، می بینیم «تو بزرگی و در آیینه ی کوچک ننمایی». نمی شود با این چشم های کوچک آن عرصه ی وسیع و آن پهنه ی بیکران را دید. این شبهای محرم را قدر بدانید و عزاداری کنید ودر این عزاداری از حسین بن علی علیه السلام درس بگیرید. عزاداری فقط برای گریه کردن نیست؛ گریه وسیله است برای این که دلها پاک بشود صاف بشود، عظمت حسین بن علی را درک کند. از این عزاداری درس باید گرفت.
 
امیدواریم که ان شاالله خداوند نظر لطف و تفضل مولا اباعبدالله الحسین (ع) را به طرف ملت ما منعطف بکند و دعای آن حضرت را درحق ما مستجاب کند وما را شیعیان واقعی وپیروان واقعی و مسلمانان واقعی قرار بدهد.7

رمز زنده مانده واقعه عاشورا
اگر زینب کبری (س) و امام سجاد (ع) در طول آن روزهای اسارت چه در همان عصر عاشورا در کربلا و چه در روزهای بعد در راه شام و کوفه و خود شهر شام و بعد از آن در زیارت کربلا و بعد عزیمت به مدینه و سپس در طول سالهای متمادی که این بزرگواران زنده ماندند، مجاهدات و تبیین و افشاگری نکرده بودند و حقیقت فلسفه عاشورا و هدف حسین بن علی (ع)  وظلم دشمن رابیان نمی کردند، واقعه عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقی نمی ماند.

... آنچه این یاد را زنده کرد تلاش بازماندگان حسین بن علی(ع) بود. به همان اندازه که مجاهدت حسین بن علی(ع) و یارانش را به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود به همان اندازه نیز مجاهدت زینب (س) و مجاهدت امام سجاد (ع) و بقیه بزرگواران دشوار بود. البته صحنه آنها صحنه نظامی نبود، بلکه تبلیغی و فرهنگی بود. ما به این نکته ها باید توجه کنیم. درسی که اربعین به ما داد بهره مند از بالاترین علمها و برترین و صافی ترین معرفتها بود.اما الگوی زن ایرانی در این راه همان است که گفته شد. زینب الگوست زینب زنی نبود که از علم و معرفت بی بهره باشد، بالاترین علمها و برترین و صافی ترین معرفتها در دست او بود.8

امام خود را تنها نگذاشت
قبل از حرکت به کربلا، بزرگانی مثل این عباس و ابن جعفر و چهره های نامدار صدر اسلام، که ادعای فقاهت و شهامت و ریاست و آقازادگی و امثال اینها را داشتند، گیج شدند و نفهمیدند چه کار باید بکنند. ولی زینب کبری (س) گیج نشد و فهمید که باید این راه را برود و امام خود را تنها نگذارد و رفت نه این که نمی فهمید راه سختی است. او بهتر از دیگران حس می کرد او یک زن بود، زنی که برای مأموریت، از شوهر و خانواده اش جدا می شود. به همین دلیل هم بود که بچه های خردسال و نوباوگان خود را هم به همراه برد حس می کرد که حادثه چگونه است.9

زینب کبری (س) نسخه اصلی رفتار مادران شهدای ما
زینب کبری (س) نسخه ی اصلی رفتار مادران شهدای ماست. دو پسر جوانش، عون و محمد شهید شدند، حضرت زینب (س) عکس العمل نشان نداد، اما دو جای دیگر غیر از مورد پسران خودش دارد که خودش را روی جسد شهید انداخت. یکی همین جاست که بالای سر علی اکبر آمد و بی اختیار خودش را روی بدن علی اکبر انداخت، یکی هم عصر عاشوراست، آن وقتی که خودش را روی بدن برادرش حسین انداخت و صدایش بلند شد «یا رسول الله! هذا حسینک ململ بدماء» (ای پیغمبر خدا، این حسین توست، این عزیز توست، این پاره ی تن توست!) چه مصیبتهایی را تحمل کردند! لا حول و لا قوه الا بالله.10

روح مطهر حضرت زینب (س) زنده و حاضر و درس آموز
امیدوارم روح مطهر زینب کبری (س) که بخش عمده ای از حماسه بزرگ ماندگار عاشورا متعلق به آن بزرگوار است نه فقط در میان بانوان جامعه، بلکه در میان همه افراد، زنده و حاضر و درس آموز باشد.11

امانتدار مقتدر
حضرت زینب(س) آن کسی است که از لحظه ی شهادت امام حسین (ع) این بار امانت را بر دوش گرفت و شجاعانه و با کمال اقتدار، آن چنان که شایسته ی دختر امیرالمومنین است در این راه حرکت کرد. اینها توانستند اسلام را جاودانه کنند و دین مردم را حفظ نمایند ماجرای امام حسین(ع) نجات بخشی یک ملت نبود، نجات بخشی یک امت نبود، نجات بخشی یک تاریخ بود. امام حسین(ع)، خواهرش زینب (س) و اصحاب و دوستانش، با این حرکت، تاریخ را نجات دادند.12

استواری روح
زینب کبری (س) برای زنان ما در طول تاریخ یک الگوست، عقل و متانت، قدرت و شجاعت، شور و احساس عاطفی، صراحت زبان، متانت دل، استواری روح، در عین حال مادرانه، خواهرانه، با همه ی انسانها برخورد کردن، در محیط خانه شمع محبت را روشن نگه داشتن، همسر و فرزندان را بر سر سفره ی محبت و عاطفه ی خود دور هم جمع کردن، اینها خصوصیات زن مسلمان است.13

حضرت آیت الله خامنه ای حرکت و نقش زنان مسلمان ایران در دوران انقلاب و جنگ تحمیلی را الگو گرفته از زینب کبری (س)  توصیف کردند و فرمودند: سکینه کبری(س)، شاگرد حضرت زینب(س) یکی از مشعل‌های معرفت و دانش در تاریخ اسلام محسوب می‌شود و این خود نشان‌ دهنده آن است که پیروی زنان مسلمان از آن حضرت به معنای قرین شدن با دانش، معرفت، ینش جهانی،، روشنفکری و فرهنگ است. زن اسلامی شخصیتی است که راه و هدف را به درستی تشخیص می‌دهد و برای آن فداکاری می‌کند.

عامل اصلی پیروزی خون بر شمشیر در حادثه عاشورا، حضرت زینب (س) بودند که با نقش برجسته خود نشان دادند که زن در متن حوادث مهم تاریخی قرار دارد. آیت‌الله خامنه‌ ای با تأکید بر اینکه حضرت زینب(س) ، حجاب و عفاف زنانه را به عزت مجاهدانه و یک جهاد بزرگ تبدیل کردند، افزودند: نمونه بارز این واقعیت، خطبه فراموش نشدنی آن حضرت در بازار کوفه و در شرایط بسیار سخت آن زمان است، که ایشان با فصاحت و بلاغت، تحلیل دقیق و عظیمی از وضعیت آن روز جامعه اسلامی ارائه و انقلاب نبوی و علوی را آسیب شناسی کردند.

نقش و عملکرد حضرت زینب (س) در حادثه عاشورا و پس از آن را، الگویی برای همه بشریت، به ویژه زنان مسلمان دانستند و افزودند: آن حضرت با درآمیختن حجب و حیا و عفاف زنانه با عزت مسلمانانه و مومنانه در واقع جایگاه و عظمت واقعی زنان را نشان دادند.ایشان، خاطرنشان کردند: حرکت زنان در انقلاب اسلامی، حرکتی زینب گونه بوده است و زنان همواره برجسته‌ ترین نقش‌ها در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس ایفا کرده اند.

پی نوشت ها :
1- بیانات در دیدار گروه کثیری از پرستاران نمونه کشور 1389/02/01

2-بیانات معظم له در دیدار پرستاران، به مناسبت سالروز میلاد فرخنده حضرت زینب{ (1380/05/03)
3- بیانات مقام معظم رهبری در اجرای صبحگاه سپاه پاسداران در پادگان قصر فیروزه 64/7/2
4- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم 84/3/25
5- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از خاطره گویان دفتر ادبیات و هنر مقاومت 84/6/31
6- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار روحانیون و مبلغان در آستانه ی ماه محرم 84/11/05
7- بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار هیئت رزمندگان اسلام 84/6/3 و سخنرانی مقام معظم رهبری در جمع رزمندگان تیپ موسی بن جعفر 67/5/25
8- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با جمع کثیری از پرستاران به مناسبت میلات حضرت زینب { و روز پرستار 70/8/22
9- بیانات مقام معظم رهبری در جمع کثیری از پرستاران 70/8/22
10-بیانات مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه 74/3/19
11- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با پرستاران و جانبازان به مناسبت روز پرستار 76/6/19
12- بیانات مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران 77/2/18
13- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم 84/3/25


هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :