تبلیغات
شُبیر علیه السلام - آیت الله خویی
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
آیت الله خویی
در کتاب «معجم رجال الحدیث» خود اشخاصی را نام می‌برد که در کتب اربعه از آن‌ها نقل روایت شده است و همچنین در بین این اشخاص زنانی را نام می‌برد که جزو راویان حدیث بوده و در سلسله سند کتب اربعه نامشان آمده است. از جمله این اشخاص حضرت زینب (س) است. برای نمونه، روایتی را در من لایحضره الفقیه، جابر بن عبدالله انصاری از حضرت زینب کبری (س) که ایشان از حضرت زهرا (س) نقل کرده‌اند آورده، عباد عامری هم از ایشان نقل کرده، به این لحاظ آیت الله خویی نام ایشان را در این کتاب آورده است.
 
مرحوم آیت الله خویی (در ج 23 ص 190) می‌نویسد:

زینب کبری
(س) در دفاع از اسلام با برادرش حسین (ع) شریک است؛ یعنی هر چه امام حسین (ع) برای دین، اسلام و قرآن تلاش کرد و هر کاری که انجام داد حضرت زینب (س) در آن شرکت دارد و در دفاع از شریعت جدش هر نقشی را که امام حسین داشت ایشان نیز سهیم است.
 
وی در ادامه می‌نویسد:

زمانی که ایشان صحبت می‌کند گویا او زینب
(س) نیست، بلکه فصاحت و بیان علی بن ابی طالب (ع) است. در ثبات و ایستادگی و مقاومت، نمونه‌ ای از پدر است. همان گونه که می‌دانیم علی (ع) در شهامت و شجاعت زبانزد عام و خاص است و زمانی که به جهاد رفته و دست بر شمشیر می‌برد دشمن را یارای مقابله با ایشان نیست و عبارت «کالجبل الراسخ» که می‌گویند سزاوار حضرت امیر (ع)  است و می‌بینیم که حضرت زینب (س) در استواری به ایشان تشبیه شده است.
 
حضرت زینب کبری
(س) هرگز در مقابل جباران کرنش نمی‌کند و در مقابل ظالمان سر فرود نمی‌آورد و از کسی هم غیر از خدا نمی‌ترسد و او صدق و حق است. این جمله مرحوم آیت الله خویی به آن روایاتی اشاره می‌کند که در ارتباط با خطبه‌هایی است که ایشان در کوفه خوانده‌ اند و صحبت‌ هایی که با ابن زیاد داشته‌ اند، هیچ چیز ایشان را زمین گیر نمی‌کرد و هیچ مشکلی نمی‌ توانست سر راه ایشان قرار بگیرد و ایشان را از راه حق و راست به بیراهه بکشاند، مگر آن که با سربلندی آن مشکل را رفع می‌کرد. وقتی ما می‌ بینیم مرحوم خویی این گونه ایشان را وصف می‌ کند پس چگونه می‌ توانیم در مقام ایشان سخن بگوییم.
امکانات جانبی