تبلیغات
شُبیر علیه السلام - علاّمه مامقانی
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
علاّمه مامقانی
علاّمه مامقانی او را از «نساء حدیث» شمرده، می‌نویسد:صدوق او را در مشیخه نام برده است و بیانات مرحوم مامقانی در جلد 3 تنقیح المقال (چاپ سنگی) صفحه 80 چنین است:

من می‌گویم: زینب! کیست زینب (س)!؟ تو چه دانی که کیست زینب
(س)؟ او بانوی بنی هاشم است که در صفات ستوده، برترین است و کسی جز مادرش بر او افتخار و برتری ندارد، تا جایی که اگر بگوییم او «صدیقه صغری» است، حق گفته‌ایم. در پوشیدگی و حجاب، چنان بود که کسی از مردان در زمان پدر و برادرانش او را ندید، جز در واقعه کربلا. او در صبر و قوّت ایمان و تقوا منحصر به فرد بود و در فصاحت و بلاغت، گویا از زبان امیرالمؤمنین (ع) سخن می‌گوید. او می‌نویسد: به مادرش صدیقه الکبری (س) می‌گفتند و او نیز صدیقه است، اما صدیقه‌الصغری (س)، به هر حال صدیقه است. عفت و حجاب او به گونه‌ ای بود که هیچ کس او را ندید.

همسایه ایشان ابومازنی می‌گوید:

طی 20 سالی که من در همسایگی آن‌ها بودم نه صدایش را شنیدم و نه این که ایشان بیرون آمده که من وضع ظاهری ایشان را ببینم. گاهی هم که برای زیارت مزار رسول خدا, بیرون می‌آمدند شبانگاه همراه پدر و  برادر خویش که پدر پیش‌ رو  و  برادر سویش را می‌ گرفتند از خانه بیرون می‌ آمد و هنگامی هم که به محل زیارت می‌رسیدند حضرت علی (ع)  شمع‌ ها را کم سو می‌ کرد تا مبادا نامحرمی ایشان را ببیند. بعد از امیرالمؤمنین (ع)، حسنین (ع) این کار را انجام می‌دادند.
 
مرحوم مامقانی می‌ نویسد:

احدی نگاهش به زینب کبری
(س) نیفتاد، چه در زمان پدر و چه در زمان دو برادرش مگر در روز عاشورا که آن هم از باب جهاد و تکلیف بود. آن زمانی که در صحنه عاشورا حضور یافت، آنجایی که به ابن سعد فرمود: تو می‌بینی فرزند رسول خدا ، را به شهادت می‌رسانند، اما هیچ نمی‌ گویی، حسین (ع) را سر می‌برند و تو نگاه می‌کنی. این سخن چنان پیکر ابن سعد را لرزاند که با آن که ازایشان روی گرداند، اما چشمانش از اشک لبریز شد.
 
زمان دیگر که ایشان سخن گفت، آنجایی بود که می‌خواستند اهل بیت را به اسارت ببرند و ابن سعد مردها را فرستاد تا زن‌ها را سوار بر شترها کنند. در این زمان حضرت زینب
(س) خود را به ابن سعد رساند و با لحنی تند فرمود:

ای ابن سعد! خدا رویت را سیاه کند. ما امانت رسول خدا ، و حرم او هستیم. تو به این نامحرم‌ ها بگو از ما فاصله گرفته تا من خود زنان را سوار بر شتر نمایم. این که مرحوم مامقانی می‌نویسد: حضرت را نامحرمی ندید مگر تا روز عاشورا منظور این است.
 
در ادامه، ایشان می‌نویسد: زینب کبری
(س)  در صبر و ایستادگی در قوت ایمان و تقوی وحیده است؛ یعنی نسخه‌ ای تک و بی بدیل و در فصاحت و بلاغت هم چون پدر است. مرحوم مامقانی کلامی را می‌گوید که در جای دیگر ندیده‌ ام و آن، اگر بگوییم ایشان معصوم است جای انکار برای کسی نیست؛ زیرا اگر کسی نگاه به رفتار ایشان در واقعه کربلا کند و بعد این ادعای مرا بنگرد، هیچ جای ابهامی برای او نیست. همچنین اگر ماجرای بعد از کربلا را نیز بنگرد، هیچ شکی در این کلام وارد نمی‌ نماید.اگر ایشان معصوم نبود پس چگونه امام حسین (ع) بخشی از بار سنگین مسئولیت را به ایشان سپرد.
 
ابن اثیر می‌نویسد:

زینب
(س) دختر علی بن ابی طالب (ع) مادرش فاطمه دختر رسول خدا بود. زینب تنها خانم متفکر و دانشمندی بود که از قدرت فکر بالایی برخوردار بود. او در واقعه کربلا همراه برادرش حسین بن علی بعد از شهادتش به همراه غافله روانه شام گشت. در برابر یزید بن معاویه خطبه ای شیوا و پرمعنا ایراد نمود. ایراد آن خطبه درایت عقل، اندیشه و قدرت بالای قلبی وی را می‌رساند.
امکانات جانبی