تبلیغات
شُبیر علیه السلام - قتلگاه
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
قتلگاه
در روز یازدهم محرّم سال 61 هجری، زنان و خواهران امام حسین (علیه السلام) و بازماندگان شهیدان به همراه زینب (س) و علی بن الحسین(ع) و کودکان، آماده حرکت به سوی کوفه شدند. هنگام حرکت، کاروان اسیران را از قتلگاه عبور دادند. وقتی چشم اسیران به بدن‌ های غرقه به خون روی زمین افتاد، ناله های دردناک سر دادند.

حضرت زینب
(س) در کنار بدن مقدّس امام حسین (ع) ، رو به سوی مدینه نمود و ندبه های دلخراش سر داد:

«وا محمّداه! بَناتُکَ سَبایا وَ ذُرّیتُک مُقَتّله، تسفی علیهم رِیحُ الصّبا، و هذا حُسینٌ مجزوزُ الَّرأسِ مِنَ القَفا، مَسلُوبُ العمامِةِ و الرِّداء...»1
 
ای پیامبر! اینان دختران شمایند که به اسیری می‌ روند. اینان فرزندان شمایند که با بدن های خونین، روی زمین افتاده‌ اند و باد صبا بر پیکر آنان می‌وزد! ای رسول خدا! این حسین(ع) است که سرش را از قفا بریده‌اند و عبا و ردایش را به غارت برده‌ اند.

پدرم فدای کسی که سپاهیان او را غارت کردند، سپس خیمه گاهش را سرنگون ساختند! فدای آن مسافری که دیگر امید بازگشتش نیست!2
 
فدای آن عزیزی که با لب تشنه شهید شد و از محاسنش خون می‌چکید، قربان آن کسی که جدّش رسول خداست و او فرزند هدایت است! پدرم فدای کسی که آفتاب برای او باز گشت تا نماز خود را بخواند!3

سخن‌ ها و ناله های حضرت زینب
(س) دوست و دشمن را تحت تأثیر قرار داد و همگان را به گریه وا داشت.4

در واقع، انقلاب دیگری در ادامه نهضت امام حسین
(ع) توسط حضرت زینب (س) از همین جا آغاز شد و ایشان در حالی که حتی دشمنان را منقلب کرد، به سخنان خویش، در خطاب به مادرش فاطمه زهرا(س) چنین ادامه داد:

ای مادر داغدیده! ای دختر پیامبر ! به کربلا نگاه کن! حسینت را با سر بریده و دخترانت را با خیمه های غارت شده و سوخته بنگر! مادر! ببین دخترانت را کتک می‌ زنند!

مادرم! این حسین
(ع) است که در خون غلتیده، او را تشنه شهید کرده و بدنش را با نیزه‌ ها و سم اسبان سوراخ سوراخ کرده‌ اند. اینان مورد ظلم حرامزادگان و آزادشدگان پدرت رسول خدا ، قرار گرفته‌ اند.5

پی نوشت ها :
1-  ابومخنف، پیشین، ص 259 / محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 45، ص 59.

2-  همان.
3-  همان.
4-  ابومخنف، پیشین، ص 259ـ260 / محمّدبن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، قاهره، مطبعة الاستقامه، 1358، ج 5، ص 348ـ349 / محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 45، ص 59.
5- ذبیحاللّه محلّاتی، پیشین، ج 3، ص 110.
امکانات جانبی