تبلیغات
شُبیر علیه السلام - دارالاماره کوفه

دارالاماره کوفه
حضرت زینب (س) همراه با خواهر خود، در جمع خویش و امام سجّاد (ع) و دیگران به دارالاماره وارد شد، در حالی که پست‌ ترین لباس را به تن داشت، تا او را نشناسند. ایشان بدون توجه به هیبت مجلس و عبیداللّه، به صورت زنی ناشناس نزدیک دیوار نشست و زنان گردش نشستند. ابن زیاد پرسید: این زن کیست؟ کسی جواب او را نداد. او سه بار پرسش خود را تکرار کرد. در آخر، یکی از کنیزان ایشان پاسخ داد: این زن، زینب (س) فرزند فاطمه (س) دختر رسول اللّه است!1

طرز ورود حضرت زینب
(س)، که همانند فرمانده پیروز، بدون اعتنا به ابن زیاد وارد مجلس شد، برای عبیداللّه سخت ناراحت کننده بود. هنگامی که وی حضرت زینب (س) را شناخت، خشمش شدیدتر شد و برای تشفّی قلب ناپاک خویش، به خاندان وحی اهانت نمود و گفت: خدا را ستایش می‌کنم که شما را رسوا کرد و کشت و دروغ شما را آشکار ساخت.

دختر امیرالمؤمنین (ع) در برابر یاوه گوئی های او، پاسخی قاطعانه و کوتاه فرمود:

«الحمداللهِ الَّذِی اَکرَمَنا بِنَبِیّهِ مُحَمَّد ,وَ طَهَّرَنا مِنَ الرِّجسِ تَطهِیراً اِنَّما یَفتَضِحُ الفَاسِقُ وَ یکذِبُ الفاجِرُ وَ هُوَ غَیرُنا» 2

حمد خداوندی که ما را به خاطر پیغمبرش شرافت بخشید و از پلیدی‌ ها پاک گرداند. خداوند فاسق و دروغگو را رسوا می‌کند و چنین کسی غیر خاندان ماست.

ابن زیاد، که خود را سخت در تنگنای سخنان و تحقیرهای ایشان گرفتار دید، بابِ سخن را عوض کرد. او برای تازه کردن داغ حضرت زینب
(س)، با لحن استهزا آمیز پرسید: کار خدا را با برادر و اهل‌بیت خویش چگونه یافتی!؟ حضرت زینب (س) با لحن رضایت مندانه و با شجاعت فرمود:

«ما رَأَیتُ اِلاَّ جَمِیلا، هؤلاءِ قَومٌ کَتَبَ الُلهُ عَلَیهِمُ القَتل فَبَرَزُوا اِلی مَضاجِعِهِم وَسَیَجمَعَ اللّهُ بَینَکَ وَ بَینَهُم وَ تُخاصِمُونَ عِندَهُ...»3

از خدای مهربان جز خیر و خوبی ندیدم. اینان کسانیاند که خداوند لباس زیبای شهادت بر اندامشان پوشانید، باعزّت به سرای باقی شتافتند، و به زودی خداوند شما و آن‌ها را در حضور خود جمع می‌کند و در محکمه عدل، داوری خواهد کرد.

سپس فرمود:

ای فرزند مرجانه! در آن روز، چگونه می‌توانی به این گناه عظیم پاسخ دهی؟ مادرت به عزایت بنشیند!

این نهیب کوبنده حضرت زینب
(س) آنچنان در مجلس طنین انداخت که عبیداللّه را در برابر سران کوفه سخت تحقیر نمود. ایشان اجازه نداد که عبیداللّه جنایت خویش را به خداوند نسبت دهد و فرمود:

ای پسر مرجانه! قسم به جانم! تو پسران ما را کشتی، به بانوان ما بی احترامی کردی، شاخه‌هایم را قطع و ریشه‌هایم را بریدی... 4

پیامد سخنان حضرت زینب
(س) در کوفه
بانوی بزرگ کربلا تا اینجا وظیفه بنیادین خویش را در پاسداری از نهضت، به خوبی به انجام رساند و با ایراد خطابه آتشین در اجتماع مردم و سخنان کوبنده‌اش در برابر ابن زیاد، به خوبی توانست مسیر قیام خونین کربلا را از دستبرد حکومت امویان حفظ کند و افکار کوفیان را برای گرفتن انتقام از به وجود آورندگان آن حادثه آماده سازد.

سخنان حضرت زینب
(س) لرزه بر اندام ابن زیاد و کوفیان افکند و بر مردم آن اثری عمیق گذارد و خاندان اموی را رسوا ساخت.

هنگام نماز ظهر در حالی که مؤذّن اذان می‌گفت، عبیداللّه دستور زندان کردن اهل‌بیت (علیهم السلام) را صادر کرد.

خطابه حضرت زینب
(س) و نیز سخنان امام سجّاد(ع) و امّ کلثوم و فاطمه بنت الحسین در کوفه و دارالاماره به مردم کوفه جرئت بخشید و زمینه قیام بر ضد حکومت ظلم را فراهم ساخت 5

پی نوشت ها :
1- ابومخنف، پیشین، ص 262 / شیخ مفید، الارشاد، قم، المؤتمر للشیخ مفید، 1413، ص 13 / محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 45، ص 117.

2- سیدبن طاووس، پیشین، ص 201 / محمّدباقر مجلسی، پیشین، ج 45، ص 117.
3- شیخ مفید، الارشاد، ترجمه هاشم محلاتی، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، 1378، ج 2، ص 173 / سیدبن طاووس، پیشین، ص 201 / سید عبدالکریم هاشمی نژاد، پیشین، ص 321.
4- ابومخنف، پیشین، ص 262 / سیدبن طاووس، پیشین، ص 201.
5- سید عبدالکریم هاشمی نژاد، پیشین، ص 326.

کلیه حقوق این وبلاگ برای شبیر محفوظ است و هر گونه کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز است