تبلیغات
شُبیر علیه السلام - کاخ یزید
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
کاخ یزید
یزید از قتل امام حسین (ع) و پیروزی خود سرمست بود. از این‌ رو، مجلسی بی سابقه ترتیب داد، اشراف و سران کشوری و لشکری شام در آن شرکت نمودند و وی بر بالای تخت زرنگار خود نشست و قدرت خویش را نمودار ساخت.«در این هنگام، دستور داد سر مطهّر حسین (ع) را در برابر او حاضر سازند و زنان و فرزندان آن حضرت را وارد مجلس کنند.» 1 در اینجا، آن ناپاک زاده، کینه های موروثی خویش را نسبت به خاندان علی (ع) آشکار ساخت و گستاخی‌ های بسیار کرد.
 
اشعار کفرآمیز خواند و درباره پیروزی خود، یاوه‌ ها گفت و آیات قرآن را به نفع خود تأویل کرد.2

یزید با چوب دستی، که در دست داشت، نسبت به سر بریده فرزند پیامبر, اسائه ادب کرد.3

و کینه شدیدی را، که او و خاندانش در باطن نسبت به پیامبر عالی قدر و اسلام در دل داشتند، علنی ساخت و اشعاری را خواند که مضمون آن‌ها این بود:

کاش سران قبیله من، که در بدر کشته شدند، می‌بودند و می ‌دیدند که طایفه خرزج چگونه از شمشیرهای ما به ناله آمدند، تا از خوشحالی فریاد می‌زدند:

ای یزید! دست تو شل مباد! ما بزرگان بنی هاشم را کشتیم و آن را به حساب جنگ بدر گذاشتیم و این پیروزی را در برابر آن شکست قرار دادیم.
 
هاشم با حکومت بازی کرد، وگرنه، نه خبری از آسمان داشت و نه وحی بر او نازل شد.4 من از نسل «خُندُف» 5 نیستم اگر از فرزندان احمد انتقام نگیرم.

یزید که نه ترتیب درستی داشت و نه از تدبیر و دوراندیشی برخوردار بود و نه ظاهر اسلام را رعایت می‌کرد، این چنین گستاخانه به امام حسین (ع) اهانت نمود.

پی نوشت :
1- سید عبدالکریم هاشمی نژاد، پیشین، ص 330

2- محمّد محمّدی اشتهاردی، پیشین، ص 248
3- حسن الهی، پیشین، ص 208
4- ابومخنف، پیشین، ص 267 / سید بن طاووس، پیشین، ص 214ـ215
5- «خندوف» جدّه پدری یزید بود که بین یزید و او سیزده واسطه وجود داشت.
امکانات جانبی