تبلیغات
شُبیر علیه السلام - احترام به حضرت سیدالشهداء (ع)
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
احترام به حضرت سیدالشهداء (ع)
چون مدتی گذشت دانسته شد كه طاق روی سردابها در اثر كثرت عبور مردم آن توانائی تحمل را ندارد و ممكن است فرو ریزد و سبب زحمت و هلاكت شود.لذا شیخ امر فرمود: كه طاق را بردارند و از نو با استحكام بیشتری بنا كنند و چون جماعت بسیاری در سردابها دفن شده بودند امر فرمود: سردابی را خراب كنند و بنا نمایند بعد سرداب دیگر و هر سردابی را خراب می كردند یك نفر پائین می رفت و خاك بر جسد مرده می ریخت به مقداری كه كشف نشود هتك حرمت اموات نگردد پس مشغول شدند تا رسیدند به سردابی كه مقابل ضریح مقدس بود چون پائین رفتند برای پوشانیدن جسدها دیدند تمام جسدهائی كه در این قسمت هست سرهایشان كه در جهت غرب بوده بجای پایشان كه رو به قبر شریف بوده قرار گرفته و پایشان به سمت غرب است .

مردم با خبر شدند جماعت به شماری می آمدند این منظره عجیبه را مشاهده می كردند و آن جسدهائی كه در این قسمت بوده منقلب گردیده سه جسد بود كه یكی از آنها جسد آقا میرزا اسماعیل اصفهانی نقاش بود كه در صحن مقدس مشغول نقاشی بوده .

پسرش وقتی كه منظره جسد پدر را می بیند گواهی می دهد كه من هنگام دفن پدرم حاضر بودم و بدن پدرم را كه دفن كردم پاهایش رو به ضریح مقدس بود و الحال می بینم سرش رو به ضریح است و آشكار شد بر مردم اینكه این تغییر وضع جسد چند مرده تاءدیبی از طرف خداوند است بندگانش را، كه بشناسند راه ادب و طریقه معارف (علیهم السلام) را. (1)

 

پاورقی
1- ترجمه كامل الزیارات ص 462.
امکانات جانبی