تبلیغات
شُبیر علیه السلام - عبدالله بن جعفر
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
عبدالله بن جعفر
عبدالله از جمله خواستگارانی بود که به خانه علی (ع) آمد و آرزو داشت با حضرت زینب (س) دختر عموی خود ازدواج کند. اما شرم و حیا می‌کرد که خواسته خود را با عمویش مطرح کند.
 
حضرت علی(ع) که غیر از جهت خویشاوندی و اصالت خانوادگی، در وجود عبدالله اخلاق و فضیلت و ارزش‌های انسانی و معنوی زیادی سراغ داشت، عبدالله را پذیرفت و حضرت زینب
(س)، دختر والا گهر خویش را در حالی که سن او پنج سال از عبدالله کم‌ تر بود، به ازدواج وی در آورد.
 
ثمره این ازدواج، سه پسر و یک دختر بود.
امکانات جانبی