تبلیغات
شُبیر علیه السلام - حضرت عباس علیه السلام
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
حضرت عباس علیه السلام
حضرت زینب (س) حدود بیست سال داشت که خداوند برادری همچون عباس(ع) را به او عطا کرد . حضرت عباس(ع) فرزند بزرگ ام البنین (س) و پسر چهارم امیرالمومنین علی (ع) است.

روزی زینب کبری
(س) نزد پدر آمد و پرسید: پدر، نام و کنیه برادرم چیست؟ حضرت امیر (ع) می‌فرماید: نامش عباس، کنیه‌ اش ابوالفضل، و القابش بسیار است: ماه بنی هاشم و سقا و ...

زینب
(س): پدر در نام «عباس» نشانی از شجاعت و جوانمردی و در کنیه ابوالفضل، نشانی از شهامت و تفضل و در لقب «ماه بنی هاشم» نشانی از جمال و زیبایی است؛ ولی لقب «سقا» چرا؟ مگر شغل برادرم آب آوردن است!

پدر: نه دخترم، کار او آب دهی نیست؛ بلکه او عشیره و بستگان خود را آب می‌دهد (تشنگان اهل بیت در کربلا) اشک از دیدگان زینب
(س) جاری شد؛ ولی پدر فرمود: گریه نکن تو را با او رابطه و کاری هست.
امکانات جانبی