تبلیغات
شُبیر علیه السلام - پیروزى خون بر شمشیر و بقاى دین
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
پیروزى خون بر شمشیر و بقاى دین
از قـرن هـاى متمادى, نهضت عاشورا به عنوان مظهر تجلى جنگ حق و بـاطل و روز عاشورا, روز فداكارى و جان بازى در راه دین و حریت شـناخته شده است. حسین بن على(ع) در چنین روز تاریخى با یارانى انـدك ولـى ایمانى سرشار و پرصلابت با سپاه سنگ دل یزید به مصاف پـرداخـت و كـربـلا را صحنه خونین عشق و شهادت ساخت و آزادگى, و حـریت را در بستر تاریخ صلا داد, و آزادمردان و آزادزنانى را در دامـن فـرهـنگ خود پرورد كه پرچم حریت را به دوش كشیدند و نهضت هایى را پدید آوردند.

عـاشورا یك روز بیش نبود اما شعاع تاثیر آن به ابدیت كشیده شده اسـت و چـنـان وجدان هاى حساس و دل هاى پاك را تحت تاثیر فرهنگ خـود قـرار داده كه در دهه محرم هر سال در اكثر نقاط مجالس عزا و سوگوارى برپا مى شود.

امام خمینى(ره) درباره قیام عاشورا فرمودند: عاشورا قیام عدالت خـواهـان بـا عددى قلیل و ایمان و عشقى بزرگ در مقابل ستم گران كـاخ نـشـیـن و مـسـتكبران غارت گر بود. اگر قیام عاشورا نبود, ابوسفیانیان قلم سرخ بر رخسار وحى و قرآن مى كشیدند. یـزید گمان مى كرد با كشتن حسین و یارانش مى تواند اساس وحى را بـرچـیند و به شعار پوسیده و آرمان جاهلانه جدش ابوسفیان و پدرش معاویه لباس تحقق بپوشاند.

دربـاره فـلـسـفـه نـهضت اباعبدالله الحسین(ع) كتاب ها و مقالات بـسـیـارى نـگـارش یافته و هركدام با نگاهى ویژه به آن نگریسته انـد, لـیـكن در این مقال برآنیم تا به یكى از ابعاد قیام كربلا یعنى (بقاى اصول مذاهب الهى) اشاره اى گذرا داشته باشیم.قـیام خون بار عاشورا گذشته از این كه روحیه آزادى خواهى و ستم سـوزى و پـیكار با خودكامگى و استبداد را در دل هاى مستعد زنده كـرد و مـنشا پیدایش نهضت هاى بى شمارى علیه استكبار و استعمار گـردیـد, اصـول مـذاهب الهى را از خطر تحریف و نابودى نیز نجات بـخـشـید و تمدنى عظیم و فرهنگى ریشه دار را براى افراد بشر به ارمغان آورد.

آیین الهى از آغاز پیدایش مذهب تاكنون (اسلام) بوده و هست. قرآن مـى فـرمـایـد: هـرآینه دین در پیشگاه الهى, دین اسلام است: (ان الـدیـن عـندالله الاسلام). مذاهب دیگر هریك مكمل مذهب قبلى و یا در عـرض آن قرار داشتند, ولى اسلام محمدى آخرین شكل تكامل یافته ادیـان آسـمـانـى اسـت و قـرآن كریم تنها كتابى است كه به صورت مـعـجـزه جاودانى از مذاهب الهى به یادگار مانده است و جوهره و هـویـت مـذهب را حفظ كرده است. به علاوه این كه یگانه كتابى است كـه از تـحـریـف و بـدعت ها و آمیختگى به اساطیر و خرافات مصون اسـت, چـرا كـه از هـر حـیث در حد اعجاز مى باشد. مفاهیم بسیار بـلـنـد عـلمى, اخلاقى, سیاسى, اقتصادى, تاریخى و از همه مهم تر تـاثـیـر شـگرف آن در دل ها, گویاى اوج اعجاز بى نظیر این كتاب الهى است.

قـرآن كـریم در كنار رسالت ارشاد و هدایت خلقت ها, نام و راه و آثـار پـیامبران سلف, پیام ها, داستان ها مبارزات بى امان آنان بـا طـواغـیـت زمان را نیز شفاف بیان كرده, تهمت ها, افتراها و تحریف هاى تاریخى را از ساحت مقدس پیامبران دفع كرده است.

آیـیـن مـحمدى و معجزه جاوید آن یعنى قرآن در زمانى كه مخالفان پـیامبران و موافقان آنان با یك دیگر جنگیدند و مى رفت تا چراغ هـدایت پیامبر رو به خاموشى بگراید و زمینه محو دین فراهم شود, هـم چـو مشعلى فروزنده و روشنى بخش, تمام تحریف ها و بدعت ها و تـهـمـت هـا را از ساحت دین و زندگانى انبیا(صلوات الله علیهم) زدود و مـعـجزاتشان را تایید كرد, و اشكالات و شبهات را از حریم دیـن بـرطـرف ساخت. اما همین آیین ناب و اعجاز عظیمش, قرآن, در زمـان یـزیـد دسـت خـوش خـطـرات بـسیارى شد و مى رفت تا یزید و یـزیدیان آیین ناب محمدى را از خاطره ها محو كنند.

بدون شك اگر قـیـام امـام حـسـین(ع) و یارانش نبود وجان هاى عزیزشان را هدف تـیرهاى سپاه یزید قرار نمى دادند, یزیدیان تمام نسخه هاى قرآن را آتـش مـى زدنـد; چـنان چه بخت النصر تمام نسخه هاى تورات را آتـش زد و كـتاب انجیل نیز طعمه حریق واقع شد و محو گردید. اما پـس از سـالـیان متمادى جمعى نشستند و گفتند كه در قرآن یكتبون الـكتاب بایدیهم آمده است و این جمله را به خدا نسبت دادند, در حـالـى كـه نـه حـافظه آنان یارى مى كرد و نه امانت دار بودند; بـلكه سیاست و جو حاكم به اضافه تمایلات نفسانى و تسویلات شیطانى درنوشـتن تـورات و انـجیل دخالت داشت. لذا افسانه ها و خرافاتى سـاخـتـنـد و عـقـاید باطل و نسبت هاى ناروا به خدا و پیامبران دادنـد كـه زبان از گفتن و قلم از نوشتن آن شرم دارد. اما قیام امـام حـسین(ع) و یارانش باعث بقاى دین محمدى شد و بر اعتبار و قـداست انبیا و مذاهبشان افزود. بى دلیل نیست كه پیامبر فرمود: حـسـیـن مـنـى و انا من حسین; یعنى بقاى دین و نام و شریعت من, رهـیـن قـیام حضرت حسین(ع) است; همان گونه كه عظمت و بقاى نهضت كـربـلا نیز وابسته به نبى اسلام(ص) مى باشد. از این رو گفته اند آیـیـن مـقـدس اسـلام, محمدى است ولى بقاى آن حسینى است: (الاسلام محمدى الحدوث وحسینى البقإ).


پاى ز هستى كشید بر سر پیمان
آرى این شیوه و مرام حسین است
باعث ویرانى بساط امیه
همت والاى مستدام حسین است
زنده شد اسلام مرده زاده سفیان
این اثر كربلا و شام حسین است
آن كه ز هم تار پود ظلم و ستم را
بگسلد, آن همت و حشام حسین است
آیت مظلومیش به گنبد گردون
پرچم خونین و سرخ فام حسین است


یـقـیـنـا مذهب و تمدن امروز بشر مدیون قیام عاشورا است. متفكر شهیر, آقاى محمدرضا حكیمى مى گوید: (امـام
حسین بر همه انسان هاى پس از خود تا آخر تاریخ و بر همه بـشـریت و تمدن هاى پس از خود حق دارد, و همه ـ هركدام به گونه اى ـ مـرهـون و مـدیون اویند, زیرا اگر امام حسین نبود, عاشورا نـبـود, و اگـر عاشورا نبود, اسلام نمى ماند, و اگر اسلام نمانده بـود, تمدن اسلامى پدید نمى آمد تا مایه اصلى تمدن ها و پیش رفت هـاى بعدى و ظهور رنسانس (تحول علمى) در غرب بشود و در آن صورت این تمدن كنونى وجود نداشت.

آیـا بـا وجـود حكومت هایى سفاك و بى اعتقاد و تابع جاهلیت, كه اصـل وحى الهى و نبوت محمدى را منكر بودند, مانند حكومت یزید و ولـید بن یزید بن عبدالملك و... اسلام بر جاى مى ماند, و به سده چـهارم و پنجم مى رسید, و آن تمدن شكوفا و سترگ پدید مى آمد, و آن عـلـم و فرهنگ و ادبیات و اخلاق و حقوق و طب و شیمى و صنعت و فـیزیك و ریاضیات و تكنیك... سامان مى یافت تا به تدریج به دست غـربیان افتد و تمدن كنونى آنان را پایه ریزى كند و آنان را به آسـتـانه (رنسانس) برساند, و از ظلمات و جهل و عقب ماندگى قرون وسـطایى رهایى بخشد؟)(1) واز این بالاتراگر مذاهب امروز در بین پـیـروان خـود جـلال و شـكـوهـى دارند و در برابر كفر و الحاد و كـمـونـیـسـت اعـتـبار و قداست خود را حفظ كرده اند, همگى رهین عاشورا و این قیام عظیم و خونین اند.

در پـایـان نیكو مى نماید گفتارى را از مفتى موصل درباره حادثه كربلا و قیام امام
حسین(ع) ذكر كنیم. ایشان مى گوید:(فاجعه كربلا در تاریخ بشر, نادره اى است, هم چنان كه مسببین آن نـیـز نـادره انـد. حـسین بن على سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عـمـوم را بـنـابـر فـرمان خداوند در قرآن به زبان پیغمبر اكرم وظـیـفه خویش دید و از اقدام به آن تسامحى نورزید. هستى خود را در آن قـربـانـگاه بزرگ فدا كرد و بدین سبب نزد پروردگار سرور شـهـیـدان مـحسوب شد و در تاریخ ایام پیشواى اصلاح طلبان به شـمـار مـى رفـت. آرى, به آن چه خواسته بود و بلكه برتر از آن, كامیاب گردید.)
امکانات جانبی