تبلیغات
شُبیر علیه السلام - قیام توابین
 
مقاتل
معرفی کتاب

«آینه در کربلاست» اثر دکتر محمدرضا سنگری تنها با گذشت یک سال از انتشار به چاپ هفتم رسیده است؛ این اثر روایتی کامل از واقعه عاشوراست.آینه در کربلاست از دقیقترین و جزئی پردازانه‌ترین تاریخ نوشته های عاشورا است که نویسنده در آن با استفاده از منابع دست اول و مورد وثوق علمای تاریخ شیعه، تحلیل جامعی از حادثه کربلا ارائه می‌دهد.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








حمایت
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
قیام توابین
سالهاى آمادگى براى قیام
انگیزه ى قیام
عصـر عاشـورا بـا شـهادت امام حـسـین(ع) و 72 نفر از بـهتـرین انسانهاى تـاریخ بـشریت, بـه غروب انجامید. كوفیان سست اراده و پـیمان شكن نه تنها امام حسین(ع) را بـه كوفه دعوت كرده بـودند، سفیرش را تـنها گذاشتـند و او را یارى نكردند, بـلكه بـه كربـلا آمدند و در كشـتـن آن حـضرت شـركت كردند. كوفیان مسـت زر و زور بودند, اما فریادهاى آتشین امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) در كوفه، آنان را از مستـى بـه هوش آورد. امام سـجـاد(ع) كه همراه كاروان اهل بیت پیامبـر(ص) بـه اسارت لشکر یزید درآمده بـود، در دروازه شهر كوفه خطاب به مردم كوفه گفت:(هل تعلمون انكم كتبتم الى ابى وخدعتموه واعطیتموه من انفسكم العهدو المیثاق و البیعه و قاتلتموه.)آیا مى دانید كه شما بـه پـدرم نامه نوشتـید(و او را بـه كوفه دعوت كردید)، ولى خدعه كردید و عهد و پیمان و بـیعت خود را رها ساختید و او را به قتل رساندید؟ حضرت زینب(س) نیز خطاب بـه مردم كوفه، فریاد برآورد:

(یا اهل الكوفه! یا اهل المكر و الغدر و الخیلاء)وقتى حضرت زینب(س)خطابه ایراد كرد, مردم كوفه به یاد خطبه هاى آتـشین امام على(ع) افتـادند. زینب دختـر على بـود و اینك حلقوم على(ع). پدرش به كوفیان گفته بود:(یا اشبـاه الرجال) و اینك فریاد حضرت زینب(س), آنان را بـا طنین فریاد امام على(ع) تـداعى گرشد.شیعیان كوفه از پـیمان شكنى خـود پـشیمان بـودند. در اندیشه ى جبران گناه و اشتباه خود بودند. آنان مخفیانه بـا یكدیگر صحبـت مى كردند و نقشه ى انتقام را مى كشیدند.

عصر قیام
حجـاز و عراق پـس از شهادت امام
حسین(ع) دوران پـرحادثـه اى را گذراند. عبدالله بن زبیر از احساسات مردم نسبـت بـه شهادت امام حسین(ع) به نفع خود سود جست و علیه یزید طغیان كرد. روز بـه روز بـر شمار هواداران او افزوده شد. مردم مكه و مدینه از هواداران او بودند. عبدالله بن زبیر با تبلیغات فراوان توانست محبـوبـیت فراوانى در بـین مردم حجاز و عراق پیدا كند. مردم مدینه در سال 63 ه' .ق فرماندار آنجا را كه از سوى یزید انتخاب شده بود, عزل كردند و با عبدالله بن زبیر بیعت كردند. اندك اندك دامنه ى نفوذ عبـدالله بـن زبـیر گسـتـرش یافت. بـسـیارى از كارگزاران یزید, مخفیانه با او بیعت كردند. عبدالله بن زبـیر فرماندارانى بـراى شهرهاى حجاز، عراق، یمن،خراسان و مصر گسیل داشت.

یزید در سال 63 ه' ق، لشكرى تا دندان مسلح را براى بازپس گیرى مدینه گسیل داشت. لشكر یزید چنان جنایتى در حجـاز انجـام دادند كه تاریخ پـراست از اعمال وحشیانه آنها. سه روز اموال, ناموس و جان مردم حجاز برلشكر یزید حلال شد. هزاران نفر كشته و بـه صدها زن مسلمان تجاوز شد. جنایت یزید به نام واقعه (حره) در تاریخ مشهور است. فسق و فجور یزید نیز بـاعث شد تا مردم نفرت بـسیارى بـه او پـیدا كنند. بـا مرگ یزید(64 ه'.) و آغـاز خـلافـت مروان, درگیرىهاى شدیدى بین لشكرهاى مروان و عبدالله بن زبـیر درگرفت. مرگ یزید پـایه هاى حكومت اموى را سست كرده بـود. مروان اقتـدار یزید را نداشت. عبدالله بن زبیر پس از شكست در واقعه اى حره بـه دنبال تدارك قوا بـود و این فرصت بـا مرگ یزیدى فراهم شد. مردم كوفه شورش كرده بـودند و فرماندار آنجا كه از سوى یزید انتـخاب شده بود, را عزل كردند.

آغاز قیام
شیعیان كوفه در اندوه شهادت امام
حسین(ع) و پـشـیمان از گناه بزرگ خویش، چاره جویى مى كردند تا بتوانند اشتباه خود را جبـران نمایند. شمارى از رهبـران قبـایل و سرشناس تـرین شیعیان در منزل سلیمان بن صرد گرد آمدند تا راهى براى انتقام بـیابـند. سلیمان بن صرد دراجتماع آنان گفت:(ما وعده ى یارى بـه اهل بـیت پـیامبـر(ص)دادیم, ولى یاریشـان نكردیم و به انتظار فرجام كار ماندیم تا آن كه فرزند پیامبرمان كشته شد.خدا از ما راضى نخواهد شد مگر این كه بـا قاتـلان او بـجنگیم. شمشیرها را تیز كنید و هرچه مى توانید نیرو و اسب تهیه كنید تـا فراخوانده شوید.)

مسیب بن نجبه پس از حمد و ثناى خداوند, گفت:(ماگرفتـار عمرطولانى شـدیم و در معرض انواع آزمایشـهاى الهى قرار گرفتیم. از خـداوند مى خـواهیم ما را در زمره ى افرادى قرار ندهد كه به آنها گفته مى شود: مگر شما را به اندازه اى عمر ندادم كه پندگیرید. امیرمومنان على(ع) هم فرمود: مقدار عمرى كه خداوند در آن بـر فرزند آدم اتـمام حجت مى كند, 60 سال است. در میان ما كسى نیست كه بـه این سن نرسیده بـاشد. ما بـه تزكیه ى خود مغرور بودیم و حال آنكه خداوند ما را در تمام امورى كه مربوط بـه پسر دختر پیامبرش بود, دروغگو یافت.نامه ها و فرستادگان امام
حسین(ع) به ما رسید و برما اتمام حجت شد. از ماخواسته شد كه از آغاز تا پایان, در نها و آشكار او را یارى دهیم ولى ما از بـذل جان در راه او بـخل ورزید, تا این كه امام حسین(ع) در كنار ما كشتـه شد. نه بـا دست خـود او را یارى دادیم و نه با زبان خود از او دفاع كردیم و نه بـا اموال و قوم و قبیله خود.عذر ما در پیشگاه خداوند, بـه هنگام دیدار پیامبـر(ص) چیست كه فرزند محبوبش, همراه فرزندان و خاندانش, در بین ما كشت شد؟! به خدا سوگند, هیچ عذرى نداریم مگر این كه قاتـل او را و كسانى كه بر ضد او قیام كردند, را بـكشـیم و یا آن كه در این راه كشـتـه شویم. شاید خداوند از ما خشنود شود. من هنگامى كه خـداوند را ملاقات مى كنم از عقوبـت و عذاب او در امان نیستـم. اى مردم! از میان خود فردى را بـه رهبـرى انتـخاب بكنید تا قیام را آغاز كنیم.) رفاعد بـن شـداد پـس از مسـیب بـه سـخـنرانى پـرداخـت و گفت:

(خداوند تو را به بهترین سخنان راهنمایى كرد. بهترین كار را كردى كه دعوت به جهاد بـا تبـهكاران بـود كه راه توبـه از گناه بزرگ است. اگر خودت رهبـرى ما را بـپذیرى, ما همه قبـول خواهیم كرد و اگر نپذیرى, پیرمرد شیعه صحابـى رسول خدا(ص)و فردى كه در قبول اسلام پیشگام بود, سلیمان بن صرد خزاعى را به رهبـرى بـرمى گزینیم كه بـه شجـاعت و دوراندیشى مشهور و مورد اعتـماد است.) عبـدالله بـن وال و عبـدالله بـن سعد نیز سخنرانى كردند و از سلیمان بن صرد و مسیب بن نجبه به نیكویى یاد كردند. سرانجـام سلیمان بـن صرد خزاعى بـه رهبـرى قیام بـرگزیده شد. شیعیان, همگى بـر این بـاور بـودند كه تنها راه پاك شدن لكه ى ننگ پـیمان شكنى آنان, كشتـن قاتـلان امام حسین(ع)و یارانش است.آنان هم پیمان شده بودند كه این بار پیمان نشكنند و تا آخرین قطره خون, بر سر پیمان خویش بـایستند. شیعیان از عملكرد گذشته ى خویش توبه كرده بـودند و آماده ى انتقام از قاتلان امام
حسین(ع) و یارانش بودند.

اهداف قیام توابین
1 ـ انتقام از قاتلان امام حسین(ع) و یاران او.
2 ـ سپردن خلافت به اهل بیت پیامبر(ص).


خونخواهى امام
حسین(ع) هدف اصلى توابـین بـود. آنان تـنها راه براى تاوان اشتـبـاه خویش را در كشتـن فرمانده هان لشكر یزید در كربلا مى دانستند. آنان همچنین در صدد بـودند پس از پیروزى، یزید را از خـلافت خـلع كنند و كارگزاران او در شـهرها را عزل كنند و سپس خلافت را به اهل بیت پیامبر(ص) واگذار كنند.متاءسفانه برخى از نویسندگان در ارزیابى اهداف قیام توابـین، دقت لازم را به خرج ندادند. آنها اگر به علت عدم همكارى توابـین با فرماندار كوفه كه كارگزار عبدالله بن زبیر بود, پى مى بردند, مى یافتند كه توابین تنها در صدد بـودند تا خلافت را بـه اهل بـیت پیامبر(ص) واگذار كنند.

توابین از ابـتداى قیام، در صدد بـودند تا انتقام شهادت امام
حسین(ع) و یارانش را از عاملان اصـلى این جـنایت بـگیرند. آنها مى خواستند پس از پیروزى, حكومت را بـه خاندان پیامبـر(ص) واگذار نمایند. این مطلبـى است كه بـارها تـوسط تـوابـین بـیان شد. در شعارهاى توابـین در مراحل مختلف قیام, از نخستین نشست تا آخرین روز قیام، بـارها عـنوان شـده اسـت كـه حـكـومت را بـه اهل بـیت پـیامبـر(ص) خواهند سپـرد. بـاتوجه بـه این كه امام سجاد(ع) تنها بازمانده ى خاندان امامت در آن عصر بـود, بـنابـراین مى توان گفت توابین مى خواستند آن حضرت را به خلافت انتخاب كنند.

عبـیدالله بـن عبـدالله در یكى از سخنرانى هایش درجمع توابـین مى گوید:(من شما را به كتاب خدا, سنت پیامبر(ص)،انتقام خون اهل بـیت و جهاد بـا منكران دین و مارقین دعوت مى كنم. اگر كشـتـه شـدیم, آنچه خداوند بـراى نیكان قرار داده است, خیر است و اگر پـیروزى شدیم, حـكومت را بـه خـاندان اهل بـیت پـیامبـر(ص) مى سپـاریم. )

سالهاى آمادگى براى قیام
شیعیان كوفه هرگاه دركوچـه و خـیابـان همدیگر را مى دیدند, از یارى نكردن امام
حسین(ع) خجـل بـودند. آنان همواره پـنهانى بـا یكدیگر دربـاره اى قیام صحبـت مى كردند، زیرا بـسیارى از آشنایان آنان كه هر روز آنها را در مسجـد, بـازار, كوچـه و... مى دیدند, افرادى بـودند كه در روز عاشورا، علیه امام حسین(ع) شمشیر كشیده بودند. جاسوسان حكومت یزید نیز در صدد شناسایى كانون هاى مخالفت بـا حكومت بـودند. شیعیان از سال 61 هجرى, از نخستین ماه هاى پس از شهادت امام حسین(ع)، در جلسات مخفیانه باهم در ارتباط بـودند و پنهانى دیگران را به قیام دعوت مى كردند.شیعیان حدود چـهارسال انتـظار كشیدند تـا روز قیام فرار رسد. جلسات هفتگى توابین كه پنهانى برگزار مى شد, بـا سخنرانى سلیمان بـن صرد و دیگر سران تـوابـین آغاز مى شد. شیعیان در این جـلسات درباره چگونگى عضوگیرى، تـهیه ى تـداركات نظامى, بـررسى شیوه هاى شروع قیام،تعیین زمان و مكان و بـررسى اولویت ها در مراحل قیام به بحث مى پرداختند.

نام قیام
برخى از نویسندگان بـراین بـاورند كه اسم قیام توابـین ازاین آیه الهام گرفته بود:(فتوبـوا الى بـارئكم فاقتلوا انفسكم ذلكم خیرلكم عندبـارئكم فتاب علیكم انه هوالتواب الرحیم.) پس توبه كنید(بـازگشت كنید) بـه سوى پـروردگارتان. پـس بـكشید خودتان را. این كار, نزدخداوند بـراى شما بـهتـر است. پـس آنها توبه كردند و خداوند توبه آنان را پذیرفت. بـه درستى كه خداوند توبه پذیر(قبول كننده توبه)و رحیم است. این آیه دربـاره ى قوم بـنى اسـرائیل نازل شده اسـت كه در غیاب حضرت موسى(ع)، آن هنگام كه آن حضرت بـراى عبـادت بـه كوه رفتـه بود, بـه گوساله پـرستـى روى آورده بـودند و از تـوحید بـه شرك گراییدند. خداوند به آنان دستور داد كه یكدیگر را بكشند تا بـا این كار توبه نمایند.

بـرخى از نویسندگانى كه مى گویند نام قیام توابـین از این آیه گرفته شده است و به همین خاطر، نیز مى گویند توابین،قصد خودكشى داشتـند؛ آنان بـه شاءن نزول آیه و حكم شرعى آن در اسلام تـوجـه نكرده اند. شاءن نزول این آیه درباره ى امت یهود بود و خودكشى در اسلام هم حرام است. در بین توابین, بـویژه در بـین رهبـران آنها افرادى بـودند كه جزو حافظان قرآن و راویان احادیث پیامبـر(ص) و فقیهان و دانشمندان شیعى بـودند. بـعید بـه نظر مى رسـد كه آنها براى جبران گناه خویش، با استفاده از این آیه، بـه نوعى خودكشى دست بیازند.

رهبران قیام توابین, همگى بـیش از 60 سال داشتند, یعنى دوران جوانى, خامى و احساساتى را پـشت سرگذاشته بـودند و سالیان دراز در مكتب ائمه اطهار(علیهم السلام ) بـا تفسیر قرآن, احكام شرعى و معارف اسلامى آشنا بودند. از آنان تصور نمى شود كه براى جبران یك گناه بزرگ بـه گناه بـزرگ دیگر روى آورند. علاوه بـراین كه، اگر بپذیریم كه نام قیام از آیات قرآن كه دلالت برتوبه مى كند, گرفته شده باشد, نمى توان گفت كه حتما از این آیه اخذ شده باشد. مهمتر از همه، این كه در كتـب تـاریخـى نامى بـراى این قیام ذكر نشده اسـت، بـلكه نویسـندگان معـاصـر این قیام را (قیام تـوابـین) نامیده اند. بنابراین اگر نام قیام از این آیه اخذ شده بـود، در كتب تاریخى و احادیث اشاره اى به آن مى شد.

عضوگیرى براى قیام
شیعیان بـاگردآورى اسلحـه و نیرو, پـنهانى خود را بـراى قیام آماده مى كردند. سـالهاى 61ـ64 ه' . سـالهاى آماده شـدن شـیعیان براى قیام بـود. گروهى از توابـین, پس از مرگ یزید(64 هجرى)نزد سلیمان بـن صرد آمدند و پیشنهاد كردند تا بـا شورش بـر عمروبـن حـریث, فـرماندار كوفـه, قیام را آغـاز كنند. سـلیمان بـن صـرد پیشنهاد آنان را نپـذیرفت و گفت: قاتلان امام
حسین(ع) اشراف كوفه و دلیران عرب هستند.اگر الان شما قیام را آغاز كنید, زود كشتـه خواهید شد. سلیمان بن صرد بـه آنها پـیشـنهاد كرد كه افرادى را بـه همه ى شـهرها و روستاها بفرستند تا مردم را براى قیام فرا خوانند.

شیعیان پیشنهاد سلیمان بن صرد را پذیرفتند و شمارى از مبلغان ورزیده را به صورت پنهانى به میان قبایل كوفه و روستاهاى اطراف فرستادند. مبلغان توابـین گناه بـزرگ یارى نكردن امام
حسین(ع)، جنایات یزید و فسق و فجور او و نقشه ى خود براى قیام را به مردم مى گفتـند و از آنان مى خواستـند بـه آنها بـپـیوندند. اندك اندك دامنه ى قیام درازتـر شـد و شـهرهاى دیگر عـراق را در بـرگرفـت. مبـلغان هماره مردم را بـه انتـقام از قاتـلان امام حـسین(ع)فرا مى خواندند و بـه آنها مى گفتند كه در صورت پیروزى قیام, خلافت را بـه خاندان پیامبـر واگذار خواهند كرد. بـسیارى از شیعیان دعوت آنان را پذیرفتند و پـنهانى بـا خرید اسلحه, خود را بـراى قیام آماده كردند. سلیمان بن صرد همواره هدف هاى قیام را براى توابین بیان مى كرد و مبـلغانى را بـه مسجـدها، بـازارها و مراكز عمومى روستـاها و شهرها مى فرستاد تا آنها را بـه قیام دعوت نمایند. مبـلغان چنان خبره بودند و این تبلیغات چنان گسترده و پى درپى بود كه بسیارى از مردم, سخنان مبلغان را حفظ كرده بودند.
 

استقبـال مردم از قیام درسال 64 هجرى بـسیار چشم گیربـود. مرگ یزید را مى تـوان علت اصـلى این امر دانسـت. زیرا عبـیدالله بـن زیاد, حاكم بـصرهـ كه عامل اصلى قتـل امام
حسین(ع) و یارانش در كربـلا بـود.ـ پس از مرگ یزید، از ترس از بـصره گریخت و بـه شام رفت.سلیمان بن صرد در سال 64 ه'. نامه هایى به سعدبن حذیفه, رهبـر شیعیان مداین و نیز براى مثنى بن مخرمه عبـدى, از بـزرگان شیعه بـصره نوشت و آنها را بـه قیام فرا خواند. در نامه ى سلیمان بـن صرد به آنها آمده بود:(چون بـرادرانتـان فكر كردند و در سرانجـام كارهاى خویش دقت كردند, فهمیدند كه اشتباهى بـزرگ انجام داند كه امام حسین(ع) را یارى ندادند و او را در برابـر دشمن تنها گذاشتند, اشتبـاهى كه تاوان آن و توبـه از آن, تنها بـا كشتن قاتلان آن حضرت و یا بـا كشته شدنشان خواهد بود.

برادران شما آماده ى قیام هستند, شما نیز بـكوشید آماده شوید. قرار اسـت كه در اول ربـیع الاخـر سـال 65 ه' ., در نخـیله, همه گردهم آییم تـا قیام را آغـاز كنیم. مى خـواهیم شـما نیز در این تاریخ, بـه ما بـپیوندید و ما را در خونخواهى امام
حسین(ع) یارى دهید. شما همواره یار, بـرادر و هم فكر ما بـوده اید, اكنون نیز با بـرادرانتان كه مى خواهند بـا این كار از گناه یارى نكردن آن حضرت, تـوبـه كنند, همراه بـاشید. شایستـه است كه شماهم در این فضیلت و ثواب سهیم بـاشید و بـدین وسیله, نزد پـروردگار تـوبـه نمایید, گرچـه قطع گردنها, كشتـه شدن فرزندان, مصادره ى اموال و هلاك عشایر در این كار باشد.) سلیمان بن صرد در پایان نامه, یاد شهیدان قیام حجربـن عدى را گرامى مى دارد. شیعیان مداین و بـصـره دعوت سـلیمان بـن صـرد را پذیرفتند و به او اعلام كردند كه خود را براى قیام آماده خواهند كرد.

خرید اسلحه
توابین, پنهانى به خرید اسلحه مى پرداختند.آنان از ترس فاش شدن نقشه ى قیام, در تـهیه ى ساز و بـرگ نظامى احـتـیاط فراوان بـه خرج مى دادند. كوفه پـس از مرگ یزید, دوران پرتلاطمى را گذراند. سه فرماندار پس از مرگ یزید, در مدت شش ماه به كوفه آمده بـودند و زمامدارى آنجا را بـرعهده گرفته بـودند. فرماندار نخـست, كارگزار یزید بـود. مردم كوفه پـس از مرگ یزید سربه شورش گذاشتند و عمروبـن حریث را عزل و (عامر بـن مسعود) را به فرماندارى كوفه نصب كردند.همان طور كه قبلا گفتیم, رهبران قیام توابین بااین شورش موافق نبودند. سه ماه از این شورش نگذشت كه عبدالله بن زبـیر، فرماندار منتـخب مردم را عزل و (عبـدالله بـن یزید) را بـه جاى او نصب كرد.شیعیان پنهانى با یكدیگر جلساتى داشتند و مبلغان توابـین نیز فعالیت هاى تـبـلیغى خود را ادامه دادند. كوفه در تـب و تـاب یك جنبـش بـزرگ مى سوخت تـا این كه فرماندار جـدید, در نخستـین عكس العمل در برابر اقدامات توابین, موقعیت تازه اى براى قیام فراهم ساخت.

فرصت طلایى قیام
عبدالله بن زبیر مانند پدرش دشمن اهل بیت بـود ولى دشمن مشترك بـاعث شد تـا در بـرابـر شیعیان نرمى نشان دهد. او داعیه ى خلافت داشت و دشمنش یزید و سپس مروان بود. یزید, یك بار در واقعه حره ضربـه اى سـنگین بـه او وارد كرده بـود و اینك پـس از مرگ یزید, بهترین فرصت بـراى او فراهم شده بـود تا بـدون كمترین هزینه اى, بـتواند انتقام بـستاند؛ زیرا توابـین مى خواستند بـا حكومت شام نبرد كنند. عبدالله بن زبیر با شیعیان امام على(ع) میانه ى خوبـى نداشت ولى دشمن مشتـرك سـبـب شد تـا فرماندارش در بـرابـر قیام توابین، نرمى به خرج دهد.

فرماندار كوفه, عبدالله بن یزید به مردم گفت: به من خبـر رسیده است كه گروهى از شما مى خواهند بـه خونخواهى
حسین(ع) قیام كنند. خداوند این گروه را مورد رحمت خود قرار دهد. به خدا سوگند, بـه من گفتند كه چه افرادى مى خواهند قیام كنند و خـانه هایشان راهم نشان دادند و حـتـى دستـور دادند تـا آنها را دستگیر كنم؛ اما من خوددارى كردم و گفتم:اگر بامن جنگ كردند, با آنان مى جنگم ولى بـراى چه بـا من جنگ كنند؟! به خدا سوگند, من قاتل حسین(ع) نیستم. بـه خدا سوگند, من هم از كشتـه شدن او ـ كه رحمت خدا بـراوبـاد.ـ ناراحت شدم. بـه هرحـال, افرادى كه مى خواهند قیام كنند, در امان هستـند. آشكارا قیام كنند و به سوى قاتل حسین(ع) به راه بیفتند. من هم پشتیبـان شما هستم. پسرزیاد قاتل حسین(ع) و یارانش است.او در حال لشكركشى به عـراق اسـت. مـن دیشـب او را در كـنار پـل (مـنبـج) دیدم.

ابراهیم بن محمد بن طلحه(نوه ى طلحه) كه سرپرست خراج(مالیات) كوفه بـود، از سخنان فرماندار بـر آشفت و بـه مردم گفت: اى مردم! سخـنان این مرد سـسـت و چـرب زبـان, شما را غافل نكند. هركسى قیام كند, كشتـه خـواهد شد. اگر كسـى علیه ما قیام كند, او را خواهیم كشت.

مسیب بن نجبه سخنان او را قطع كرد و گفت:اى فرزند پیمان شكنان(ناكثین)! تو بـا شمشیر خود ما را تهدید مى كنى! تو زبون تراز آن هستى كه ما راتـهدید كنى. ما تـو را بـه خاطر دشمنى بـا ما, سرزنش نمى كنیم, چـون پـدر بـزرگ و پـدرت را كشته ایم. عبدالله بن وال هم گفت: چرا بین ما و فرماندار دخالت مى كنى؟! تو حـاكم كوفه نیسـتـى, تـو تـنها ماءمور دریافت جـزیه هسـتـى. ابراهیم بن محمدبـن طلحه, فرماندار كوفه را تهدید كرد كه بـه ابـن زبـیر گزارش خواهد داد. فرماندار كوفه بـا عذرخواهى از او مانع این كار شد. سخـنان فرماندار كوفه، تـوابـین را داراى یك فرصت طلایى بـراى شروع قیام نمود. دیگر نیازى به فعالیت هاى پنهانى نبود. تبلیغات و عضوگیرى توابین سرعت گرفت. روز به روز برشمار افرادى كه براى خوانخواهى امام
حسین(ع) اسم نوشته بودند، اضافه شد.

مختار و قیام توابین
مختار ثقفى, شش ماه پـس از مرگ یزید, بـه كوفه آمد و بـا اوج فعالیت هاى توابـین رو بـه رو شد. تـوابـین آماده ى قیام بـودند. مختار نسبت بـه قیام توابـین نظر مساعدى نداشت. او این قیام را ناكام مى دانست. مختار از فرماندهى قیام انتـقاد مى كرد و مى گفت: سلیمان تجربه اى از جنگ ندارد.تبـلیغات مختار علیه سلیمان بـن صرد خزاعى بـسیار موثر بـود. حدود دو هزار نفر از توابین به مختار پیوستند.درباره علت مخالفت مختار ثقفى بـا سلیمان بـن صرد خزاعى تنها گفته شده است كه وى كارایى نظامى سلیمان بن صرد را قبـول نداشت اما سلیمان بن صردخزاعى در زمان قیام, بـیش از 90 سال عمر داشت و حداقل پـنجاه سال تجربـه ى نظامى داشت. او درتمام جنگهاى امام على(ع) علیه دشمنان اسـلام شـمشـیر كشـیده بـود. بـقیه فرماندهان توابـین نیز جزو دلاوران عرب و پهلوانان كوفه بـودند كه سابـقه ى حداقل چهل ساله در جنگ داشتند.

به نظر مى رسد علت مخالفت مختار ثقفى با سلیمان بن صرد خزاعى, به ارتباط مختار ثقفى و عبدالله بن زبیر بـرمى گردد. مختار قبـل از ورود به كوفه، مدتى به خدمت عبدالله بن زبـیر در آمده بـود. از سوى دیگر گفتـه شده است كه مختـار كه در حـادثـه ى عاشورا در كوفه زندانى شـده بـود, بـا وسـاطت داماد خـود كه از طرفـداران عبدالله بن زبیر بود، آزاد شده بود. بـه نظر مى رسد كه عبـدالله بن زبیر, مختار را به كوفه روانه كرده بود تا فرماندهى قیام را به دست بگیرد. فرماندار كوفه كه كارگزار ابن زبیر بـود، اطلاعات كاملى از فعالیت هاى توابین را به ابن زبیر داده بود و ابن زبیر مختار را از حجاز بـه عراق فرستاد تا رهبـرى قیام را در اختیار بگیرد و به این صورت ابن زبـیر بـتواند از جنبـش خونخواهى امام
حسین(ع) به نفع خویش بهره بجوید.

اكثریت توابین همچنان به پیمان خود وفادار ماندند و فرماندهى سلیمان بن صرد را پذیرفتند. به هرحال، ماه هاى آخر آمادگى بـراى قیام سپرى شد و شیعیان آماده ى انتقام از قاتلان امام
حسین(ع) شدند.


محمدرضا سماك امانى


هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :