تبلیغات
شُبیر علیه السلام - اقامه عزای امام حسین (ع)

اقامه عزای امام حسین (ع)
علت ترغیب ائمه به اقامه عزای حسین (ع)
ثواب بكاء و گفتن و خواندن مرثیه و اقامه مجلس عزاء
عزادار حقیقی چه كسی است؟
داخل شدن کمیت بر امام صادق(ع)
فرموده امام رضا (ع)
آشامیدن آب ، یاد کردن امام حسین(ع) و لعن قاتل او
کسانی که تا آخر عمرشان مدام می گریستند

 علت ترغیب ائمه به اقامه عزای حسین (ع)
هیچیك از تكالیف شرعی بدون حكمت نیست و منظور از عزاداری هم این نبوده كه همدردی با حضرت زهرا(س) و پیامبر(ص) كنیم. هر اندازه گریه و زاری كنیم تسلّی خاطر آنها نیست، چرا كه آرزوی همگی آنها شهادت بوده و اینطور نیست كه آنها هم هنوز در اندوه و ماتم باشند، البته منتظر قیام حضرت ولی(عج) می باشند تا انتقام ظلم را بگیرند. لذا اگر به آن نیت بگوئیم آنها و عقاید اسلام را كوچك شمرده ایم بلكه مقصود این است كه كربلا به صورت یك مكتب تعلیمی و ترتیبی زنده بماند و تا این روحیه شهادت طلبی زنده است، اسلام و انسانیت زنده خواهد ماند.

در بیان ثواب بكاء و گفتن و خواندن مرثیه و اقامه مجلس عزاء برای آن حضرت
شیخ جلیل كامل جعفر بن قولویه در كامل از ابن خارجه روایت كرده است كه گفت روزی در خدمت حضرت صادق علیه السلام بودیم و جناب امام حسین علیه السلام را یاد كردیم حضرت بسیار گریست و ما گریستیم، پس حضرت سر برداشت و فرمود كه امام حسین علیه السلام می‌فرمود: كه منم کشتهء گریه و زاری، هیچ مؤمنی مرا یاد نمی كند مگر آنكه گریان می‌گردد. و نیز روایت كرده است كه هیچ روزی حسین بن علی علیه السلام نزد جناب صادق علیه السلام مذكور نمی‌شد كه كسی آن حضرت را تا شب متبسم بیند و در تمام آن روز محزون و گریان بود و می‌فرمود كه جناب امام حسین علیه السلام سبب گریة هر مؤمن است. و شیخ طوسی و مفید از ابان بن تغلب روایت كرده‌اند كه حضرت صادق علیه السلام فرمود كه نفس آن كسی كه به جهت مظلومیت ما مهموم باشد تسبیح است، و اندوه او عبادت و پوشیدن اسرار ما از بیگانگان در راه خدا جهاد است. آنگاه فرمود كه واجب می‌كند این حدیث به آب طلا نوشته شود.

و به سندهای معتبرة بسیار از ابوعمارة منشد یعنی شعرخوان روایت كرده‌اند كه گفت روزی به خدمت جناب صادق علیه السلام رفتم حضرت فرمود كه شعری چند در مرثیة حسین علیه السلام بخوان چون شروع كردم به خواندن حضرت گریان شد و من مرثیه می‌خواندم و حضرت می‌گریست تا آنكه صدای گریه از خانة آن حضرت بلند شد. و به روایت دیگر حضرت فرمود: به آن روشی كه در پیش خود می‌خوانید و نوحه می‌كنید بخوان، چون خواندم حضرت بسیار گریست و صدای گریه زنان آن حضرت نیز از پشت پرده بلند شد چون فارغ شدم حضرت فرمود كه هر كه شعری در مرثیه حضرت حسین علیه السلام بخواند و پنجاه كس را بگریاند بهشت او را واجب گردد. و هر كه سی كس را بگریاند بهشت او را واجب گردد. و هر كه بیست كس را. و هر كه ده كس را و هر كه پنج كس را. و هر كه یك كس را بگریاند بهشت او را واجب گردد. و هر كه مرثیه بخواند و خود بگرید بهشت او را واجب گردد.

و هر كه او را گریه نیاید پس تباكی كند بهشت او را واجب گردد. و شیخ كشی (ره) از زید شحام روایت كرده است كه من با جماعتی از اهل كوفه در خدمت حضرت صادق علیه السلام بودیم كه جعفر بن عفان وارد شد حضرت او را اكرام فرمود و نزدیك خود او را نشانید، پس فرمود یا جعفر عرض كرد لبیك خدا مرا فدای تو گرداند، حضرت فرمود بَلَغَنی اَنَكَ تَقُولُ الشّعِر فیِ الْحُسَیْنِ وَ تَجیدَ به من رسید كه تو در مرثیه حسین علیه السلام شعر می‌گویی و نیكو می‌گوئی عرض كرد بلی فدای تو شوم فرمود كه پس بخوان. چون جعفر مرثیه خواند حضرت وحاضرین مجلس گریستند و حضرت آنقدر گریست كه اشك چشم مباركش بر محاسن شریفش جاری شد. پس فرمود به خدا سوگند كه ملائكه مقربان در اینجا حاضر شدند و مرثیة تو را برای
حسین علیه السلام شنیدند و زیاده از آنچه ما گریستیم گریستند. و به تحقیق كه حق تعالی در همین ساعت بهشت را با تمام نعمتهای آن از برای تو واجب گردانید و گناهان ترا آمرزید. پس فرمود ای جعفر می‌خواهی كه زیادتر بگویم؟ گفت بلی ای سید من، فرمود كه هر كه در مرثیة حسین علیه السلام شعری بگوید و بگرید و بگریاند البته حق تعالی بهشت را برای او واجب گرداند و بیامرزد او را.

داخل شدن کمیت بر امام صادق (ع)
حامی حوزة اسلام سید اجل میر حامد حسین طاب ثراه در عبقات از معاهده التنصیص نقل كرده كه محمد بن سهل صاحب كمیت گفت كه من و كمیت داخل شدیم بر حضرت صادق علیه السلام در ایام تشریق كمیت گفت فدایت شوم اذن می‌دهی كه در محضر شما چند شعر بخوانم فرمود این ایام عظیم و محترم است،‌ كنایت از آنكه شایسته نیست در ایام شریفه خواندن شعر. عرضه داشت كه این اشعار در حق شما است فرمود بخوان و حضرت فرستاد بعض اهلبیتش را حاضر كردند كه آنها هم استماع كنند، پس كمیت اشعار خویش بخواند و حاضرین گریه بسیار كردند تا به این شعر رسید:

یَصیبَ بِهِ الرّامُونَ عَنْ قَوْسِ غَیْرِهِم             
فَیا اخِراً اَسْدی لَهُ الْغَیَّ اَوَّلَهُ


حضرت دستهای خود را بلند كرد و گفت:
اَلّلّهُمَّ اْغفِرْ لِلْكُمَیْتِ ماقَدًَّمَ وَ ما اَخًَّرَ وَ ما اَسَرَّ وَ ما اَعْلَنَ وَ اَعْطِهِ حَتّی یَرْضی.

 روایتی از امام رضا (ع) در باره محرم
و شیخ صدوق (ره) در امالی از ابراهیم بن ابی المحمود روایت كرده كه حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند همانا ماه محرم ماهی بود كه اهل جاهلیت قتال در آن ماه را حرام می‌دانستند و این امت جفا كار خونهای ما را در آن ماه حلال دانستند و هتك حرمت ما كردند و زنان و فرزندان ما را در آن ماه اسیر كردند و آتش در خیمه‌های ما افروختند و اموال ما را غارت كردند و حرمت حضرت رسالت (ص) را در حق ما رعایت نكردند، همانا مصیبت روز شهادت حسین علیه السلام دیده‌های ما را مجروح گردانیده است و اشك ما را جاری كرده و عزیز ما را ذلیل گردانیده است و زمین كربلا مورث كرب و بلاء ما گردید تا روز قیامت، پس بر مثل حسین باید بگریند گریه كنندگان، همانا گریه بر آن حضرت فرو می‌ریزد گناهان بزرگ را. پس حضرت فرمود كه پدرم چون ماه محرم داخل می‌شد تا عاشر محرم چون روز عاشورا می‌شد آن روز مصیبت و حزن و گریة او بود و می‌فرمود امروز روزی است كه
حسین «ع» شهید شده است.
 
و ایضاً شیخ صدوق از آن حضرت روایت كرده كه هر كه ترك كند سعی در حوائج خود را در روز عاشورا حق تعالی حوائج دنیا و آخرت او را برآورد و هر كه روز عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه او باشد حق تعالی روز قیامت را روز شادی و سرور آن گرداند و دیده‌اش در بهشت به ما روشن باشد و هر كه روز عاشورا را روز بركت شمارد و برای بركت آذوقه در آن روز در خانه ذخیره كند بركت نیابد در آنچه ذخیره كرده است و خدا او را در روز قیامت با یزید و عبدالله بن زیاد و عمر بن سعد لعنهم الله در اسفل درك جهنم محشور گرداند.

و ایضاً به سند معتبر از ریان بن شبیب كه خال معتصم خلیفه عباسی بوده است روایت كرده كه گفت در روز اول محرم به خدمت امام رضا علیه السلام رفتم، فرمود كه ای پسر شبیب آیا روزه‌ای گفتم نه فرمود كه این روزی است كه حق تعالی دعای حضرت زكریا را مستجاب فرمود در وقتی كه از حق تعالی فرزند طلبید و ملائكه او را ندا كردند در محراب كه خدا بشارت می‌دهد تو را به یحیی پس هر كه این روز را روزه دارد دعای او مستجاب گردد چنانكه دعای زكریا مستجاب گردید.

پس فرمود كه ای پسر شبیب محرم ماهی بود كه اهل جاهلیت در زمان گذشته ظلم و قتال را در این ماه حرام می‌دانستند برای حرمت این ماه پس این امت حرمت این ماه را نشناختند و حرمت پیغمبر خود را ندانستند، و در این ماه با ذریت پیغمبر خود قتال كردند و زنان ایشان را اسیر نمودند و اموال ایشان را به غارت بردند پس خدا نیامرزد ایشان را هرگز! ای پسر شبیب اگر گریه می‌كنی برای چیزی پس گریه كن برای حسین بن علی علیهماالسلام كه او را مانند گوسفند ذبح كردند و او را با هیجده نفر از اهل بیت او شهید كردند كه هیچیك را در روی زمین شبیه و مانندی نبود. و به تحقیق كه گریستند برای شهادت او آسمانهای هفتگانه و زمینها و به تحقیق كه چهار هزار ملك برای نصرت آن حضرت از آسمان فرود آمدند چون به زمین رسیدند آن حضرت شهید شده بود. پس ایشان پیوسته نزد قبر آن حضرت هستند ژولیده مو گردآلود تا وقتی كه حضرت قائم آل محمد (ص) ظاهر شد، پس از یاوران آن حضرت خواهند بود و در وقت جنگ شعار ایشان این كلمه خواهد بود:یا لَثاراتِ الْحُسِیْن عَلَیْهِ السَّلام.

ای پسر شبیب خبر داد مرا پدرم از پدرش از جدش كه چون جدم حسین علیه السلام كشته شد آسمان خون و خاك سرخ بارید ای پسر شبیب اگر گریه كنی بر حسین علیه السلام تا آب دیده بر تو بر روی تو جاری شود حق تعالی جمعی گناهان صغیره و كبیره ترا بیامرزد خواه اندك باشد و خواه بسیار. ای پسر شبیب اگر خواهی خدا را ملاقات كنی و هیچ گناهی بر تو نباشد پس زیارت كن امام حسین علیه السلام را.

ای پسر شبیب اگر خواهی كه در غرفة عالیه بهشت ساكن شوی با رسول خدا و ائمه طاهرین علیهم السلام پس لعنت كن قاتلان حسین «ع» را. ای پسر شبیب اگر خواهی كه مثل ثواب شهدای كربلا را داشته باشی پس هرگاه كه مصیبت آن حضرت را یاد كنی بگو:یا لَیْتَنی كُنْتُ مَعَهُمْ فَاَفُوزَ فَوْزاً عَظیماَ.

یعنی ایكاش من بودم با ایشان و رستگاری عظیمی می‌یافتم.ای پسر شبیب اگر خواهی كه در درجات عالیات بهشت با ما باشی پس برای اندوه ما، اندوهناك باش. و برای شادی ما شاد باش و بر تو باد به ولایت و محبت ما كه اگر مردی سنگی دوست دارد حق تعالی او را در قیامت با آن محشور می ‌گرداند.ابن قولویه به سند معتبر روایت كرده از ابی هرون مكفوف یعنی نابینا، كه گفت به خدمت حضرت صادق علیه السلام مشرف شدم آن حضرت فرمود كه مرثیه بخوان برای من پس من شروع كردم به خواندن فرمود نه این طریق بلكه چنان بخوان كه نزد خودتان متعارفست و نزد قبر حسین علیه السلام می‌خواند پس من خواندم:اُمْرُرْ عَلی جَدَتِ الْحُسَیْنِ فَقُلْ لِاَعْظُمِهِ الزَّكِیَّه.

تتمة این شعر در آخر باب در ذكر مراثی خواهد آمد. حضرت گریست من ساكت شدم فرمود: بخوان من خواندم آن اشعار را تا تمام شد، حضرت فرمود باز هم برای من مرثیه بخوان من شروع كردم به خواندن این اشعار:

یا مَرْیمُ قوُمی فَانْدُبی مَوْلاكِ        
وَ عَلَی الْحُسَیْنِ فَاسْعَدی بِبُاكِ


پس حضرت بگریست و زنها هم گریستند و شیون نمودند. پس چون از گریه آرام گرفتند حضرت فرمود ای ابا هرون هر كه مرثیه بخواند برای حسین علیه السلام پس بگریاند ده نفر را از برای او بهشت است پس یك یك كم كرد از ده تا آنكه فرمود هر كه مرثیه بخواند و بگریاند یك نفر را بهشت از برای او لازم شود، پس فرمود كه هر كه یاد كند جناب امام حسین علیه السلام را پس گریه كند بهشت او را واجب شود.

ثواب بیاد حضرت بودن
و نیز ابن قولویه به سند معتبر از داود رقی روایت كرده است كه گفت روزی در خدمت حضرت صادق علیه السلام بودم كه آب طلبید چون بیاشامید آب از دیده‌های مباركش فرو ریخت و فرمود ای داود خدا لعنت كند قاتل
حسین علیه السلام را، پس فرمود هر بنده‌ای كه آب بیاشامد و یاد كند آن حضرت را و لعنت كند بر قاتل او البته حق تعالی صد هزار حسنه برای او بنویسد و صد هزار گناه از او رفع كند و صد هزار درجه برای او بلند كند و چنان باشد كه صد هزار بنده آزاد كرده باشد و در روز قیامت با دل خنك و شاد و خرم مبعوث گردد.

کسانیکه تا آخر عمرشان مدام می گریستند
مادر امام سجاد(ع) شهربانو دختر بزرگردشاه ایران بن شهریار بن كسری بود كه هنگام زایمان امام سجاد(ع) رحلت نمود .مادر حضرت علی اكبر(ع) لیلی دختر ابی مره بن مسعود ثقفی بود.مادر حضرت علی اصغر(ع) رباب دختر امرء القیس بن عدی كلبی است كه بعد از شهادت امام
حسین (ع) یكسال بیشتر زندگی نكرد و حتی یكبار هم زیر سایه نرفت یا ننشست تا اینكه رحلت نمود.در تاریخ شش نفر تا آخر عمرشان دائم الگریه بودند؛ آدم از پشیمانی می نگریست، نوح برای گمراهی قومش، یعقوب در فراق فرزندش یوسف، یحیی از ترس آتش جهنم، حضرت زهرا (س) در فراق مرگ حضرت رسول اكرم (ص) و امام سجاد(ع).


برگرفته از کتاب منتهی الامال، تألیف حاج شیخ عباس قمی

کلیه حقوق این وبلاگ برای شبیر محفوظ است و هر گونه کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز است