تبلیغات
شُبیر علیه السلام - سوره ی مبارکه القصص : آیه 36
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
سوره ی مبارکه القصص : آیه 36
فَلَمَّا جَاءَهُم مُّوسَى بِآیَاتِنَا بَیِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّفْتَرًى وَمَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِی آبَائِنَا الْأَوَّلِینَ(36)

هنگامى كه موسى معجزات روشن ما را براى آنان آورد، گفتند: «این چیزى جز سحر نیست كه بدروغ به خدا بسته شده ما هرگز چنین چیزى را در نیاكان خود نشنیده ‏ایم!» (36)

«ما سمعنا بهذا فی آبائنا الاولین.» این را ما از پدران پیشین خود نشنیده‌ایم.«این دروغ و آئینی ساختگی بیش نیست.»

امام سجاد علیه‌السلام فرمود:ای مردم، ما را از دیار خود بیرون راندند، از خانه و کاشانة خود به دور افکندند، در سرزمین‌ها و شهرها مورد بی‌توجهی و بی‌مهریمان قرار دادند.گویا که ما زادگان ترک و کابل هستیم. و این در حالی است که نه جرم و گناهی مرتکب شده‌ایم، نه کار ناخوشایندی را انجام داده‌ایم و نه رخنه‌ای در دین ایجاد کرده‌ایم. این را ما از پدران پیشین خود نشنیدیم و این دروغ و آئینی ساختگی بیش نیست.
امکانات جانبی