مقاتل
معرفی کتاب

روایتی از مقتل امام حسین علیه السلام شامل وقایع پس از بیعت مردم با یزید ابن معاویه، خروج امام از مدینه و حرکتش بسوی عراق و وقایع کربلا تا بازگشتن خاندان حضرت حسین ابن علی (ع) – بی او – به مدینه.شكده باقر العلوم تألیف گردیده است.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








دوستان
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
شخصیت شناسی امام حسین(ع)
فصل اول: شخصیت ‏شناسى امام حسین علیه ‏السلام
امام حسین علیه ‏السلام ، امام سوم شیعیان، شهید كربلا و ملقب به ثاراللّه‏ است كه نهضت عاشورا بر محور فداكارى و جان‏فشانى آن حضرت شكل گرفت. حسین علیه‏ السلام ، تاریخ بشرى را از حماسه و ایثار كرد و درس آزادگى و عزت به انسان‏ها آموخت. او با تقدیم خون خویش در كربلا، درخت اسلام را آبیارى كرد و مسلمانان را بیدار ساخت. پرداختن به شخصیت والا و الهى آن رادمرد جهان اسلام و بررسى جنبه‏ هاى گوناگون حیات آسمانى آن سپهر ایمان، شناختى درخور و مجالى فراتر مى ‏طلبد. در این بخش برآنیم در حد توان با گزینشى از مكارم اخلاق آن امام همام و سیره و سخن آن پیشواى بزرگ، ره توشه ‏اى براى رهروان راه ولایت فراهم كنیم.

مراحل زندگانى امام حسین علیه ‏السلام پیش از واقعه عاشورا

دوران كودكى
امام حسین علیه ‏السلام ، ثمره پیوند حضرت على علیه ‏السلام و حضرت فاطمه علیه االسلام ، دختر پیامبراعظم صلى الله ‏علیه ‏و‏آله بود. وى شش سال از دوران كودكى خود را در زمان جد بزرگوارش رسول اللّه‏ صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله سپرى كرد و در مكتب جدش تربیت یافت. او بسیار فروتن، خاشع، بخشنده، با گذشت، مهربان و شجاع بود.پیامبر زمانى كه امام حسین و امام حسن علیهماالسلام ، هفت سال بیشتر نداشتند، فرمود: «اینها سرور جوانان بهشتند».

دوره 25 ساله پس از رحلت پیامبر تا حكومت امیرالمؤمنین‏ على علیه ‏السلام
در این دوره، روح لطیف او رحلت پیامبر بعد از آن، شهادت جان‏گداز مادر و خانه ‏نشینى پدر و غصب فدك و... را دیده بود. در این دوران، امام ‏حسین علیه‏ السلام همیشه در كنار پدر بود و در جنگ‏ها شركت مى ‏كرد.در واقعه حكمیت جنگ نهروان و [دیگر] جریان‏هاى پس از جنگ صفین نیز همه‏ جا در ركاب پدر بود و آن همه بى ‏وفایى ‏ها و سست عنصرى ‏هاى مردم را نسبت به پدر بزرگوار خود از نزدیك مى ‏دید، با مرارت و تلخ‏ كامى آن مصایب را تحمل مى ‏كرد.همه او را به عظمت و بزرگى مى ‏شناختند. شجاعت او زبانزد عام و خاص بود. همه براى او احترام قائل بودند و در مقابل او تعظیم و تجلیل مى ‏كردند».

پس از شهادت امیرالمؤمنین ‏على علیه ‏السلام : دوره غربت اهل‏بیت علیهم‏السلام
امام حسین علیه‏ السلام پس از شهادت امام ‏على علیه ‏السلام در كنار برادرش، امام حسن علیه‏ السلام ، رهبر و پیشواى وقت بود و هنگام حركت نیروهاى امام مجتبى علیه ‏السلام به سمت شام، همراه آن حضرت در صحنه نظامى و پیشروى به سوى سپاه شام حضور داشت. هنگامى كه معاویه، به امام حسن علیه ‏السلام پیشنهاد صلح كرد، امام حسن علیه ‏السلام ، او و عبداللّه‏ بن ‏جعفر را فراخواند و درباره این پیشنهاد با آن‏دو به گفت‏وگو پرداخت و بالاخره پس از متاركه جنگ و انعقاد پیمان صلح، همراه برادرش به شهر مدینه بازگشت و همان‏جا اقامت گزید.امام حسین علیه‏ السلام در زمان معاویه و آن شرایط خفقان ‏بار كه كسى جرئت اعتراض نداشت، در برابر مظالم معاویه به مبارزه و مخالفت برخاست. نامه‏ هاى متعددى بین او و معاویه رد و بدل شد كه نشانه موضع‏ گیرى سخت و انقلابى امام حسین علیه ‏السلام در برابر معاویه است.معاویه به دنبال فعالیت‏ هاى دامنه ‏دار خود به منظور تثبیت ولى ‏عهدى یزید، به مدینه سفر كرد تا از مردم به ‏ویژه شخصیت‏ هاى بزرگ این شهر كه در رأس آنان امام حسین علیه‏ السلام قرار داشت، بیعت بگیرد، ولى امام پاسخ كوبنده ‏اى به او داد كه همین پاسخ، سرآغاز مخالفت امام با یزید شد.

مكارم اخلاق امام حسین علیه ‏السلام

شجاعت
دلاورى و بى ‏باكى براى مقابله با دشمن و هراسیدن از خطرها و اقدام ‏هاى دشوار یكى از مهم‏ترین ملكات اخلاقى است كه در حسین بن على علیه‏ السلام و یاران شهیدش و آزادگان اهل‏بیت علیهم‏ السلام جلوه گر بود. روح حماسى در میدان‏ هاى نبرد در خصلت ‏هاى فردى و زمینه‏ هاى تربیتى آن امام ریشه داشت. قیام كربلا از نخستین مراحل تا پایان آن، تجلى ‏گاه شجاعت امام بود. صلابت و قاطعیت امام حسین علیه ‏السلام در مخالفت كردن با یزید و خوددارى ورزیدن از بیعت با وى، تصمیم گرفتن براى حركت به سوى كوفه و مبارزه با یزیدیان، متزلزل‏ نشدن روحیه از شنیدن اخبار داخل كوفه، اعلام آمادگى براى نثار خون در راه احیاى دین، نهراسیدن از انبوهىِ سپاه گرد آمده در كربلا، رزم‏آورى ‏هاى سلحشورانه و بى ‏نظیر امام حسین علیه ‏السلام و سربازان و خاندانش، جنگ نمایان عباس، على اكبر و قاسم و... و صدها صحنه حماسى دیگر، همه جلوه هایى از شجاعت حسین بن على علیه‏ السلام و یارانش و بخشى از الفباى «فرهنگ عاشورا» است.«خاندان پیامبر در شجاعت و قوت قلب و دلیرى، نمونه بودند و آنچه در دلشان نبود، هراس از دشمن بود».

جوان‏مردى و بزرگوارى
«عنایت ویژه محمد صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله ، آغوش زهرا علیه االسلام ، پرورش على علیه‏ السلام و شایستگى ‏هاى شخصى، در حسین علیه ‏السلام جمع شد و از او، نمونه ‏اى از بزرگوارى، جوان‏مردى و فضیلت ساخت.مكتب حسین علیه ‏السلام ، پاداش نیكى را نیكىِ برتر مى ‏داند. آرى مكتب انسانیت چنین است. آنان كه نیكى را پاداش نمى ‏دهند انسان نخواهند بود و آنان كه سزاى نیكى را بدى مى ‏دهند، بویى از انسانیت نبرده ‏اند.این حسین علیه ‏السلام است كه در همه احوال و حكایات، مشت را با بوسه پاسخ مى ‏دهد و با دشمن مهر مى ‏ورزد، جوان‏مردى و بزرگوارى دارد و راهنمایى مى ‏كند.»

نمونه ‏اى از جوانمردى امام حسین علیه ‏السلام
امام حسین علیه ‏السلام در مسیر خود به كوفه، از سرزمین اشراف گذشت و به اصحابش دستور داد آب فراوانى بردارند و همه مشك‏ها را پر كنند. یاران حسین علیه ‏السلام نیز به دستور امام، آب زیادى برداشتند و حركت كردند. در منزل‏گاه بعدى به نام ذوحسم، به سپاه حرّبن یزید ریاحى برخوردند كه مأمور بودند امام حسین علیه ‏السلام را نزد ابن زیاد ببرند. در آن گرماى شدید، فریاد العطش سربازان حرّ كه سخت تشنه شده بودند، بلند بود.حسین علیه ‏السلام ، آن یكه ‏تاز میدان جوانمردى و انسانیت، به یاران خویش دستور داد تا نه تنها سپاهیان دشمن، بلكه اسب‏ها و مركب هایشان را نیز سیراب كنند. على بن طعان محارمى مى ‏گوید: «من آخرین نفر از سپاه حر بودم كه امام حسین علیه ‏السلام با دست خود، من و اسبم را سیراب كرد. چون فشار آب از دهانه مشك زیاد بود، آن حضرت لبه مشك را به عقب برگرداند تا فشار آب كم شود و من به راحتى آب بخورم».تواضع امام حسین علیه ‏السلام با مسكینان و مستمندان مى ‏نشست و مى‏ گفت: «خداوند، اهل كبر و مستكبران را دوست ندارد». یك‏روز بر چند كودك گذر كرد كه سرگرم خوردن یك قطعه نان بودند. بچه‏ه  ا از امام خواستند تا با آنها هم ‏غذا شود. امام با لطف و مهربانى، دعوت اطفال را پذیرفت و با آنها هم ‏غذا شد. آن‏گاه بچه‏ ها را با خود به خانه برد و آنها را از غذا سیر كرد و به آنها لباس پوشانید. سپس فرمود: اِنَّهُمْ اَسْخى مِنّى لاِءَنَّهُمْ بَذَلوا جَمیعَ ما قَدَروا علیه و اَنَا بَذَلْتُ بَعْضَ ما اَقدَرُ عَلیهِ.این كودكان، از من سخاوتمندترند؛ زیرا آنها هرچه داشتند، بذل كردند، ولى من بخشى از مال خویش را بخشیدم.

خداترسى
«اولیاءاللّه‏ به خاطر شناخت و معرفتى كه به ذات مقدس الهى دارند، بیش از دیگران ترسانند. حسین علیه ‏السلام نیز چنین بود. ابن شهر آشوب در مناقب آورده است كه از حسین علیه ‏السلام پرسیدند:«ما أَعظَمَ خوفُكَ مِنْ رَبِّك؛ چه زیاد از خدا مى ‏ترسى؟» فرمود: «یَأْمَنُ یومَ القیامَةِ إِلاّ مَنْ خافَ اللّه‏َ فِى الدنیا؛ از عذاب خدا در قیامت ایمن نیست، مگر كسى كه در دنیا از خدا بترسد».از دعاى آن حضرت در روز عرفه، میزان شناخت و ترس او را از خدا درمى ‏یابیم كه با چشمى گریان پس از بیان اوصاف بارى‏تعالى و كیفیت آفرینش جهان هستى و شخصیت شخیص خود، آن‏چنان خدا را در همه احوال، حاضر و ناظر اعمال خویش مى ‏داند كه گویى او را به چشم بصیرت مى ‏بیند، آنجا كه مى ‏گوید: «كور باد چشمى كه تو را مراقب خود نبیند و در زیان و خسران باد و بنده‏اى كه نصیب و بهره ‏اى از عشق و محبت خود در او قرار نداده‏اى!»

علم حسین علیه ‏السلام
«چنانكه مى ‏دانیم دانش این بزرگواران، موهبت الهى بوده است. علم حسین علیه ‏السلام و دیگر امامان علیهم‏السلام نیز به افاضه ربانى و بخشش الهى و تعلیم خاص شخص پیغمبر اعظم (ص) بود. وگرنه كدام مدرسه در كل دنیاى پر از جهل و نادانى مى ‏توانست چنین فارغ التحصیلانى تحویل دهد كه در علوم و فنون متعدد و گوناگون، استاد و از زمان كودكى، مرجع مردم و علما در مسائل علمى باشند و تا امروز كلماتشان براى رجال علم و فلسفه، حلال مشكلات گردد.هرچه انسان در حالات سید الشهدا علیه ‏السلام دقیق‏تر شود، بیشتر به این نكته دست مى ‏یابد كه یك بصیرت خارق‏العاده و بینش غیبى در امر دین، راهنماى آن حضرت بوده است. دانش آن حضرت از احتجاجات او با دشمنان اهل‏بیت علیهم‏السلام به ویژه معاویه و مروان و نامه هایى كه به معاویه مرقوم فرموده و خطبه ‏هایى كه به مناسبت‏هایى ایراد كرده و از دعاى عرفه و دعاهاى دیگر كه از آن حضرت در كتاب‏هاى شیعه و سنى نقل شده، ظاهر و آشكار است.مطلب دیگرى كه از احادیث به دست مى ‏آید، این است كه حسین علیه ‏السلام ، كثیر الحدیث و الروایة بوده كه در آن زمان با اینكه اصحاب پیغمبر كم نبودند و نقل حدیث مى ‏كردند، مردم، همه آنها را ترك [مى ‏كردند] و به مجلس حسین علیه ‏السلام مى ‏آمدند.

اخبارى كه از حسین علیه ‏السلام در این باب نقل شده (كه حاكى از علم و ذوق سرشار، قوت فطانت، استعداد و قریحه و استحكام منطق است) بیشتر از این است كه احصا شده است. آن حضرت به نوعى در مسائل علمیه (باجودت ذهن و حدّت خاطر) اظهار نظر مى ‏كرد و فتوا مى ‏داد كه موجب تحیّر مردم مى ‏شد، تا حدى كه عبداللّه‏ بن عمر در حق او گفت: اَنَّهُ یَغُرُّ الْعِلْمَ غَرّا؛ همانا حسین علیه ‏السلام ، علم را مى ‏نوشید».

جود و سخاى حسین علیه ‏السلام
درباره كرامت و جود و بخشش حسین علیه ‏السلام داستان‏هاى زیادى نقل شده است كه به عنوان نمونه به دو مورد اشاره مى ‏كنیم:

1. عمرو بن دینار روایت مى ‏كند كه امام
حسین علیه ‏السلام به عیادت اسامة بن زید رفت و او بیمار بود. وى را اندوهناك دید. علتش را جویا شد. اسامه گفت: شصت هزار درهم بدهكارم. امام فرمود: بر عهده من كه آن را بپردازم. اسامه عرض كرد: مى ‏ترسم قبل از اداى دین بمیرم. امام حسین علیه ‏السلام فرمود: نخواهى مُرد تا من قرض تو را بپردازم و حضرت پیش از فوت اسامه، دینش را پرداخت كرد.

2. انس مى ‏گوید: من خدمت امام
حسین علیه ‏السلام بودم كه كنیزش یك شاخه گل آورد و به امام علیه ‏السلام تقدیم كرد. حضرت فرمود: تو را در راه خدا آزاد كردم. انس مى‏گوید: به حضرتش عرض كردم: یك شاخه گل ارزشى ندارد كه به خاطر آن او را آزاد كردى! امام حسین علیه ‏السلام فرمود: «خدا ما را چنین ادب آموخته است كه مى ‏فرماید: «و چون شما را تحیت گویند، شما بهتر از آن تحیت گویید یا مثل آن» و آزاد كردن كنیز تحیت بهتر بود».

زهد امام حسین علیه ‏السلام
بهترین نشانه زهد كامل و خوار شمردن دنیا، فداكارى و گذشت آن حضرت از جان خود و جوانان و برادران و اصحاب و یاران و تن دادن به آن همه مصیبت و بلا بود.اگر دنیا و مال و نعمت آن، در نظر كسى بى‏قدر و ارزش نباشد، نمى ‏تواند این‏گونه در راه حق و یارى دین خدا و بزرگداشت هدف عالى خود، پایدارى و استقامت ورزد تا به حدى كه بدن قطعه قطعه عزیزانش را ببیند و صداى ناله زنان و كودكان را بشنود، ولى در راه یارى دین خدا، ثابت و پابرجا بماند و در مقابل باطل، نرمش نشان ندهد.حسین علیه ‏السلام كسى نبود كه به خاطر زندگى دنیا و خوش‏گذرانى، مصالح عالى اسلامى را نادیده بگیرد و با گرفتن حق السكوت، برقرارىِ چنان دستگاه فاسدِ ظلم و كفر را امضا كند و در اداى تكلیف و وظیفه مهمى كه از طرف خدا به عهده دارد، مسامحه و كوتاهى ورزد. علائلى مى ‏گوید: «حسین علیه ‏السلام در این ناحیه، بزرگ و یگانه بود. زندگى دنیا را خوار مى ‏شمرد و از مرگ بیم و هراس نداشت و به جز برهان پروردگارش كه همه چیز را فداى آن مى ‏كرد، به هیچ چیز نظر ندوخت».

نماز در سیره امام حسین علیه ‏السلام
نماز از عالى ‏ترین نمونه ‏هاى معنوى پیوند با خدا و برترین جلوه ‏هاى ذكر خدا است. این ارتباط معنوى در مبارزه و جهاد نیز، به مجاهد راه خدا روحیه مى ‏بخشد، چنان كه حضرت على علیه ‏السلام در جنگ صفین به یكى از یاران خود گفت: «براى نماز با این قوم مى ‏جنگم». امام
حسین علیه ‏السلام نیز از اقامه كنندگان نماز است، هم‏چنان كه در زیارت‏نامه‏ هاى ایشان آمده است:

اَشهدُ أَنَّكَ قَداَقَمتَ الصَّلاة و آتَیتَ الزَّكاة.
گواهى مى ‏دهم كه تو برپادارنده نماز و دهنده زكات هستى.
نماز امام حسین علیه ‏السلام در راه كربلا همراه با سپاه حر
یكى دیگر از جلوه ‏هاى آسمانى امام حسین علیه ‏السلام در توجه به امر نماز، آنجا تجلى یافت كه در مسیر كربلا و هنگام اقامه نماز فرمود:
فَهوَ یَعلَمُ أنّى قدكنتُ أُحِبُّ الصَّلاة.
پروردگار جهانیان به اشتیاق (وصف ناشدنى) من به نماز آگاه است.

نماز امام حسین علیه ‏السلام در شب عاشورا
نقل شده است امام حسین و یارانش، شب عاشورا را با زمزمه نماز و نیایش و تضرع و در حال ركوع و سجود، ایستاده و نشسته به صبح رساندند... .»

نماز امام حسین علیه ‏السلام در ظهر عاشورا
ظهر عاشورا نیز وقت نماز، ابوثمامه صائدى به حضرت یادآور شد كه وقت نماز است. دوست دارم خدا را در حالى ملاقات كنم كه این نماز را كه وقتش رسیده است، بخوانم. امام نگاهى به آسمان كرد و فرمود: نماز را یاد آوردى، خدا تو را از نمازگزاران و ذاكران قرار دهد. آرى! اكنون اول وقت نماز است.از آنان بخواهید دست از جنگ بردارند تا نماز بخوانیم.»

نماز خون و شهید نماز
از دیگر جلوه ‏هاى شكوهمند عاشورا، شهادت یاران امام
حسین علیه ‏السلام به هنگام نماز است. نقل است كه سعید بن عبداللّه‏ حنفى در روز عاشورا، شهید نماز شد. وى پیشاپیش امام حسین علیه ‏السلام ایستاد تا تیرهایى كه از چپ و راست به سمت امام رها مى‏شد، به آن حضرت نخورد. آن‏قدر تیر به او خورد كه وقتى نماز امام حسین علیه ‏السلام تمام شد، سعید بن عبداللّه‏ حنفى، به زمین افتاد و به مقام والاى شهات رسید.پیروان نهضت اباعبداللّه‏ علیه ‏السلام نیز باید به نماز اهتمام ورزند و آن را در رأس امور خویش قرار دهند، به‏ویژه عزاداران حسینى علیه ‏السلام نباید نماز را كه واجب دینى است، فداى مراسم سینه‏زنى و عزادارى مستحب كنند و توجه داشته باشند كه نماز، مایه برخوردارى از شفاعت حسین علیه ‏السلام است.

مهربانى با خانواده
امام حسین علیه ‏السلام با همسران و فرزندان خویش در نهایت ادب و محبت و مهربانى معاشرت مى ‏كرد. عقّاد مى ‏نویسد: «حسین علیه ‏السلام از آن كسانى بود كه به فرزندان خویش، محكم‏ترین علایق را داشت و نیز نسبت به همسرانش بهترین عواطف را دارا بود. گفته شده است امام درباره همسر باوفایش، رباب و دختر شیرین زبانش، سكینه چنین مى‏گفت: به جان خود سوگند، خانه‏اى را دوست مى ‏دارم كه سكینه و رباب را میزبانى كند. من این دو را دوست مى ‏دارم و مالم را در راه آنان مى ‏دهم و كسى نمى ‏تواند مرا بر این علاقه و دوستى ملامت كند.همین دوستى و صمیمیت است كه بناى خانواده را محكم و استوار مى ‏گرداند و از تزلزل و فروپاشى آن جلوگیرى مى ‏كند. ثمره این وفادارى و انس امام با همسرش را در رفتار همسر آن حضرت پس از شهادتش مى ‏بینیم.رباب، یكى از همسران باوفاى
حسین علیه ‏السلام بود كه تا واپسین دم، از امام حسین علیه ‏السلام جدا نشد و بار شهادت شوهر والا مقام خود را بر دوش كشید و به منزل رسانید. رباب بیش از یك‏سال پس از امام حسین علیه ‏السلام زنده بود و در تمام این مدت به سوگ شوهر نشست ؛ زیر سقفى نرفت و از گرما و سرما پرهیز نكرد تا اینكه در غم حسین علیه ‏السلام جان داد.

احترام به برادر
امام
حسین علیه ‏السلام به برادرش امام مجتبى علیه ‏السلام بسیار احترام مى ‏گذاشت و همواره با او، هم‏گام و همراه بود و هیچ‏گاه میان دو برادر شكافى رخ نداد. آنچه یكى انج ام مى ‏داد، دیگرى مى ‏پسندید و مى ‏پذیرفت.از امام باقر علیه ‏السلام نقل شده است كه امام حسین علیه ‏السلام به قدرى، برادرش امام مجتبى علیه ‏السلام را گرامى مى‏داشت و بزرگ مى ‏شمرد كه در حضور او هیچ وقت سخن نمى ‏گفت.وحدت كلمه و اتفاق ‏نظر، پیوسته در میان دو برادر برقرار بود. چون امام مجتبى علیه ‏السلام با معاویه پیمان صلح بست، امام حسین علیه ‏السلام پیمان برادرش را اجرا كرد. هنگامى نیز كه برادرش به شهادت رسیده عراقیان براى امام‏ حسین علیه ‏السلام نامه ‏هاى فراوانى نوشتند تا با رهبرى آن حضرت، معاویه را از خلافت، خلع و با ایشان بیعت كنند. با این حال، امام حسین علیه ‏السلام در پاسخ به نامه‏ ها، پیمان صلح برادرش را پیمان خود مى ‏خواند و به آنها پاسخ منفى مى ‏داد.

برگ هایى زرین از سخنان امام حسین علیه ‏السلام
سخنان والاى مولایمان امام حسین علیه ‏السلام چونان اقیانوسى است كه در این بخش به اندازه انگشت دانه‏اى از این اقیانوس بهره برده ‏ایم.

1. در مواردى كه حق تو را ملزم مى ‏سازد، بر آنچه نمى ‏پسندى، شكیبا باش و در مواردى كه هواى نفس، تو را فرا مى ‏خواند، خود را از آنچه ناحق است و دوستش مى ‏دارى، نگه دار.

پیام:
ـ همیشه پاى‏بند حق باش، حتى اگر به زیانت باشد.
ـ در مقابل هواى نفس، خود نگه‏دار باش!

2. كسى كه تو را دوست دارد، از زشتى ‏ها بازت مى ‏دارد و كسى كه دشمن توست، مغرورت مى ‏كند.

پیام:
ـ یكى از موانع رسیدن به كمال، داشتن دوست بد است.
ـ در انتخاب دوست، نهایت تلاشت را بكن!

3. كسى كه از راه نافرمانى خدا درصدد به دست آوردن چیزى باشد، آنچه را امید دارد، زودتر از دست مى ‏دهد و آنچه بیم دارد، زودتر سر مى ‏رسد.

پیام:
ـ شاید در ظاهر، با انجام گناه به سودى برسى، ولى اثر گناه به زودى دامن ‏گیرت خواهد شد.

4. بدانید كه زشت و زیباى دنیا، چونان رؤیایى است كه زود مى‏گذرد و البته بیدارى و هوشیارى در روز قیامت است. كسى كه در آخرت رستگار شد، جاودانه است و هر كه در روز قیامت به عذاب الهى افتاد، گرفتارى ‏اش جاودانه خواهد بود.

پیام:
ـ فریفته ظاهر زیباى دنیا مشو!
ـ لذت‏هاى دنیا زودگذر است.

5. اى فرزند آدم! تو روزگارى بیش زنده نیستى، هر روز كه بگذرد، بخشى از وجود تو از دست رفته است.

پیام:
ـ به گذر عمرت توجه كن!
ـ از خواب غفلت بیدار شو!
ـ تا فرصت دارى، از عمرت، شایسته بهره ‏بردارى كن!

6. هیچ‏گاه فریفته دنیا نشوید، زیرا امیدِ تكیه ‏كننده ‏هایش را قطع مى ‏كند و طمع طمع‏كارانش را ناكام مى‏ گذارد.

پیام:
ـ دل‏بسته دنیا مشو.
ـ دنیا را بر خواسته خدا ترجیح مده!
ـ زیبایى ‏هاى فریبنده دنیا، تو را از معنویات دور نكند.

7. خود را در كار بیهوده به سختى انداختن، نشانه كم ‏خردى و نادانى است.

پیام:
ـ عاقبت ‏اندیش باش!
ـ پیش از آغاز هر كار، به فكر سود دنیا و آخرتش باش.

8. با ارزش‏هاى اخلاقى زندگى كنید و براى به دست آوردن سرمایه ‏هاى نیك‏بختى بشتابید. كارى را كه براى آن شتاب نكردید، به حساب نیاورید.

پیام:
ـ براى رسیدن به لحظه‏ هاى خوش‏بختى شتاب كن.

9. نشستن با صاحبان خرد و اندیشه از نشانه‏هاى پذیرفتن حق است و بگو و مگو با غیر اهل فكر از نشانه ‏هاى نادانى است.

10. آنچه را طاقت ندارى به اجبار بر خود مبند

پیام:
ـ پیش از پذیرش كار، جنبه ‏هاى گوناگون آن را در نظر بگیر.
ـ متناسب با استعداد و توانایى ‏ات، شغل انتخاب كن!

11. به خدا سوگند! بلاها، فقر، تهى ‏دستى و كشتارها، بسیار زود و همچون دویدن اسبان سوارى در مسابقه یا حركت تند سیلاب‏ها به سوى زمین ‏هاى پست، دامن‏گیر دوستان ما مى ‏شود.

پیام:
ـ یكى از راه‏هاى آزمایش مؤمنان، گرفتارى و بلاست.
ـ گرفتارى، گاهى از سر لطف خداوند به بندگانش است.
ـ انسان‏هاى مقرّب، بلاهاى بیشترى خواهند داشت.

12. كسى كه لباس شهرت بپوشد، خدا در روز قیامت از او روى مى ‏گرداند.

پیام:
ـ پوشش باید متناسب با شأن و موقعیت اجتماعى باشد.
ـ پوشیدن لباس نامعمول، تو را به خودنمایى متهم مى ‏كند.
ـ مطابق با هویت اجتماعى ‏ات لباس بپوش.

منشور رفتارى امام حسین در عرصه مدیریت
این گفتار، نگاهى دارد به بررسى جنبه ‏هاى رفتارى امام
حسین علیه ‏السلام در حیطه مدیریت واقعه عاشورا و انطباق آن با اصول مدیریت امروز.امام حسین علیه ‏السلام با توجه به برخوردارى از شایستگى ‏هاى ضرورى براى رهبرى، نهضت عاشورا را به بهترین صورت، از آغاز تا پایان و پس از آن و با در نظر داشتن همه مهارت‏هاى مدیریتى، رهبرى كرد.با مرورى بر نهضت عاشورا درمى ‏یابیم كه امام حسین علیه ‏السلام در رهبرى نهضت عاشورا تمام وظایف یك مدیر، مانند تصمیم ‏گیرى، برنامه ‏ریزى، سازمان‏دهى، هدایت، نظارت و هماهنگى را به خوبى به نمایش گذارد كه به طور مختصر به آن اشاره مى ‏شود:

1. تصمیم ‏گیرى
امام براى اقامه اصل امر به‏ معروف و نهى از منكر، از بیعت با یزید، خوددارى و با صراحت تمام و قاطعیت وصف‏ ناپذیرى، آن را رد كرد. آن‏گاه نیز كه عوامل یزید، بر وى فشار آوردند، تصمیم گرفت از مدینه خارج شود و با استقرار در مكه، حرم امن الهى، صداى اعتراض خود را به گوش مسلمانان برساند و پس از آن، دعوت عمومى مردم كوفه را اجابت كند. به عبارت دیگر، با رفتن به قتل‏گاه و با هدیه خون خود و فرزندان و یارانش، اصل امر به معروف را احیا و چهره مصداق عینى منكر؛ یعنى سلطنت یزید را آشكار سازد.از آنجا كه امام علیه ‏السلام از نتیجه نهایى تصمیمش (قیام) آگاهى داشت، از ابتداى حركت و در مسیر خود، هرگونه مخالفت و پیشنهادى مبنى بر دست كشیدن از حركت و ارائه راه ‏حل‏هاى دیگر را با بیان منطقى رد مى ‏كرد و با قاطعیت تمام، تصمیم اولیه خود را عملى ساخت؛ تصمیمى كه با آگاهى و پیش‏بینى لازم از نتایج، گرفته بود. اكنون نیز با گذشت قرن‏ها از آن دوران، درمى ‏یابیم كه تمام پیشنهادها و راه ‏حل‏هاى دیگر نظیر بیعت با یزید، قیام در مدینه، پناه گرفتن در مكه، گرفتن امان از والى مكه، فرار به نقاط دوردست و مانند آن، نه تنها آثار گران‏بها و ارزشمند آن حماسه را در پى نداشت، بلكه پى ‏آمدهاى ناگوارى براى جامعه اسلامى ایجاد مى ‏كرد. وجه تمایز تصمیم امام حسین علیه ‏السلام با تصمیم دیگران در این بود كه پیشنهاد دهندگان راه‏هاى دیگر، ظاهر را مى ‏دیدند و شكست و پیروزى را با معادله‏ ها و محاسبه‏ هاى عادى و ظاهرى ارزیابى مى ‏كردند. آنان ساقط كردن حكومت یزید و تشكیل حكومت را هدف نهضت امام فرض كرده بودند و از پشت پرده و واقعیت امر آگاهى نداشتند.

2. برنامه ‏ریزى
برنامه ‏ریزى صحیح و اساسى بر دو اصل استوار است.

الف) دقت در هدف ‏گذارى
امام حسین علیه ‏السلام روزى كه از مدینه خارج شد، اهداف نهضت را در قالب وصیت‏نام ه‏اى به برادرش محمد حنفیّه چنین تبیین فرمود:[مردم دنیا بدانند] كه من یك فرد جاه ‏طلب، اخلال گر، مفسد و ظالم نیستم (من چنین هدف‏هایى ندارم، قیام من قیام اصلاح‏طلبى است) و خروج كردم براى اینكه امت جدم را اصلاح كنم، امر به معروف و نهى از منكر كنم و شیوه جدم و پدرم را عملى سازم.خلاصه، پایان این مرحله از نهضت را با عبارت‏هاى متعددى از شهادت بر مى ‏شمارد. از جمله آنها: «اگر دین جدم جز به كشته شدن من استوار نمى ‏ماند، پس اى شمشیرها مرا فراگیرید.» و نیز فرمود: هر كس خون قلبش را در راه ما نثار مى ‏كند و خود را براى شهادت و دیدار حق آماده كرده، با ما حركت كند.همان گونه كه از گفته ‏هاى امام علیه ‏السلام مشهود است، هدف نهایى از نهضت در یك كلمه خلاصه مى ‏شود و آن حیات و حفظ اسلام است.

ب) پیش‏بینى و زمان‏بندى
امام
حسین علیه ‏السلام به دنبال خواسته یزید براى بیعت، به خوبى اوضاع را پیش‏بینى كرده بود و از آغاز تا پایان حركت، مسئله بیدارى جامعه اسلامى و افشاى عملكرد حاكمان اموى به ‏ویژه یزید، عنایت داشت. بى‏ گمان، حركت دادن خانواده پیامبر به همراه زنان و كودكان از كوره ‏راه‏ها و بیابان‏ها، از مدینه تا مكه و از آنجا تا كربلا، براى این بود كه عاطفه آن مردم را برانگیزاند و سؤال‏هایى در اذهان عمومى به وجود آورد كه ثمره آن بعدها آشكار شد. ازاین‏رو، امام در آستانه حركت از مدینه به سوى كربلا، به دو بخش از مبارزه خود اشاره مى كند؛ یكى بخش شهادت (عملیات نظامى) و دیگرى بخش اسارت (عملیات فرهنگى). ایشان به فرمایش جدش نیز اشاره دارد كه فرمود: «پس خداوند خواسته است كه تو را كشته ببیند.... و زنان (دیگر همراهان) را اسیر».بر این اساس، امام حسین علیه ‏السلام براى رسیدن به اهداف نهضتش، حساب شده و با برنامه پیش رفت و تمامى برنامه‏ هایش، سنجیده و عاقبت ‏اندیشانه بود.

3. سازمان‏دهى
نهضت امام
حسین علیه ‏السلام در دو بخش شهادت (عملیات نظامى) و اسارت (عملیات فرهنگى) سازمان‏دهى شد. فرآیند نهضت به دو برنامه كوتاه‏ مدت (شامل اقدام‏ها و پیش‏بینى حوادث احتمالى در منازل پیموده با اهداف و نتایج ارزشمند) و برنامه بلندمدت (در قالب به اسارت رفتن فرزندان و خاندان امام) و در میانه این دو برنامه، به برنامه اصلى؛ یعنى حماسه خونین روز عاشورا تقسیم مى ‏شد.

برنامه كوتاه ‏مدت با این اهداف آغاز شد:

ـ تبیین اصول، مبانى و ماهیت نهضت، براى الگو قرار دادن آن براى آیندگان
ـ تبیین اهداف و درستى نهضت؛
ـ مستندسازى نهضت عاشورا در تاریخ؛
ـ دریافت خبرهایى از دشمن و اضاع منطقه عملیاتى؛
ـ جذب و آماده سازى نیروهاى عملیاتى در روز عاشورا.

باوجود دشوارى ‏هاى حضور زنان و كودكان، برنامه بلندمدت امام براى تبیین و گسترش حماسه حسینى بسیار مؤثر بود. امام این بار سنگین را پس از خود بر دوش سیدالساجدین علیه ‏السلام و خواهر گرامى ‏اش، زینب كبرا علیه االسلام نهاد كه آن دو بزرگوار نیز این رسالت را به زیبایى تمام انجام دادند. بدین گونه بود كه فساد و خون‏ریزى بنى ‏امیه و یزید، افشا و نهضت حسینى تثبیت شد.

4. هماهنگى
در نهضت عاشورا، میان امام
حسین علیه ‏السلام و اصحاب و یارانش هماهنگى و هم‏دلى بود و همه آنان براى دست‏یابى به وصال حق و اداى تكلیف امر به معروف و نهى از منكر در كنار امام حسین علیه ‏السلام قرار گرفته بودند.همه اصحاب در پیروى از رهبر نهضت، فعالیت‏هاى یكسانى انجام مى‏دادند. آنان در روز عاشورا در صف‏هاى به هم پیوسته، یك‏رنگى و همراهى و وحدت خود را تا پاى جان به نمایش گذاشتند و هیچ‏گونه تعارضى در عملكردهاى آنان دیده نشد.

5. رهبرى
هدایت و رهبرى در نهضت امام
حسین علیه ‏السلام بر پایه اصول و ارزش‏ هاى دینى قرار داشت كه امام سجاد علیه ‏السلام در خطبه آتشین خود در شهر شام و كاخ یزید به بعضى از این اصول اشاره فرمود. ایشان بدین گونه هم به معرفى خاندان عصمت علیهم‏السلام به‏ویژه رهبر نهضت، اباعبداللّه‏ الحسین علیه ‏السلام پرداخت و هم چهره ناپاك و ناشایست بنى ‏امیه، به‏ ویژه یزید را افشا كرد.امام سجاد علیه ‏السلام در بخشى از این خطبه به بعضى شرایط و ویژگى ‏هاى رهبرى پرداخته است كه در زیر به آن مى ‏پردازیم:اى مردم! خداوند به ما شش چیز عنایت فرموده است: دانش، بردبارى، جوان‏مردى، فصاحت بیان، شجاعت و محبت در دل‏هاى اهل ایمان.خداوند، این ویژگى ‏ها را تنها به افراد خاصى كه مأمور هدایت بشر هستند، عطا مى ‏فرماید. با بررسى زندگانى امام حسین علیه ‏السلام و نهضتش درمى ‏یابیم كه آن حضرت تمام شرایط یك رهبر شایسته را دارا بود.

6. نظارت
امام
حسین علیه ‏السلام در شب عاشورا از محیط خیمه‏ ها تا نزدیكى لشكر دشمن بیرون رفت. فردى از امام پرسید: دلیل نزدیك شدن شما به لشكر دشمن در این وقت شب چیست؟ امام در پاسخ وى فرمود: آمده ‏ام تا پستى و بلندى اطراف خیمه ‏ها را بررسى كنم كه مبادا براى دشمن مخفى ‏گاهى باشد و از آنجا براى حمله خود یا دفع حمله شما استفاده كند.همچنین یكى دیگر از فعالیت‏هاى سپاه امام در شب عاشورا این بود كه سلاح‏هاى خود را براى فردا آماده سازند.بدین ترتیب مى ‏بینیم كه امام بر تمامى مراحل عملیات، نظارت داشت. آن حضرت با به كارگیرى صحیح ‏ترین اصول مدیریتى، نهضت را رهبرى و اداره كرد و براى بهره ‏بردارى از آن نیز برنامه‏ هاى دقیق و حساب شده‏اى را به اجرا گذاشت كه جلو هرگونه تحریف احتمالى از سوى امویان براى خاموش كردن آن نهضت را بگیرد.


هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :