مقاتل
معرفی کتاب

«آینه در کربلاست» اثر دکتر محمدرضا سنگری تنها با گذشت یک سال از انتشار به چاپ هفتم رسیده است؛ این اثر روایتی کامل از واقعه عاشوراست.آینه در کربلاست از دقیقترین و جزئی پردازانه‌ترین تاریخ نوشته های عاشورا است که نویسنده در آن با استفاده از منابع دست اول و مورد وثوق علمای تاریخ شیعه، تحلیل جامعی از حادثه کربلا ارائه می‌دهد.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








جشنواره
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
عاشوراى تاریخى و عاشوراى سنتى

سیدجعفر شهیدى در سال 1297ش. در بروجرد متولد شد. پس از طى دوره‏ هاى مقدماتى دروس حوزه در زادگاهش، به نجف اشرف سفر كرد و پس از سال‏ها تحصیل در حوزه علمیه نجف و شركت در دروس دوره خارج فقه و اصول، تا مرحله اجتهاد پیش رفت. در سال 1327 ش. به ایران مراجعت نمود و پس از اقامت كوتاهى در قم، به تهران سفر كرد و در دانشگاه تهران به فراگیرى علوم دانشگاهى در رشته معقول و منقول مشغول شد. در سال 1340 ش. دكتراى خود را از آن دانشگاه دریافت كرد و از آن پس به تدریس در آن دانشگاه مشغول شد. استاد هیچ گاه كار را مانعى براى تحصیل خود نمى‏ دانست و در كودكى در كنار درس، مشغول كار بود. بعد از چهل سالگى نیز با توجه به فعالیت‏ هاى فراوان كارى، تدریسى و... فراگیرى زبان انگلیسى را آغاز كرد.

استاد شهیدى از سال 1328ش. همكارى با مرحوم دهخدا را آغاز كرد و پس از فوت دكتر معین، ریاست مؤسسه لغات‏نامه دهخدا را بر عهده گرفت و در حال حاضر بیش از 35 سال است كه در این سمت به فرهنگ غنى فارسى خدمت مى ‏كند. خلوص و تواضع علمى ایشان باعث شده است كه به اتمام كارهاى ناتمام علمى اساتید بزرگ ادبیات فارسى همت گمارد؛ براى مثال مى ‏توان به ا دامه كار مرحوم فروزان‏فر در شرح مثنوى اشاره كرد كه استاد سالیان درازى را صرف آن كرده است.

جناب آقاى دكتر شهیدى! در ابتداى گفت‏وگو مى ‏خواستم با توجه به مطالعاتى كه شما در زمینه تاریخ اسلام و به ویژه تاریخ قیام امام حسین‏ علیه ‏السلام داشته ‏اید، اگر امكان دارد، بفرمایید كه افراد مختلف با چه روى ‏كردهایى این مقطع از تاریخى را تحلیل كرده ‏اند و این كه نگاه خاص شما در تألیف كتاب قیام امام حسین ‏علیه ‏السلام چه بوده است؟

به نظر من برخى از شیعیان دل‏باخته، بر این اساس به قیام امام‏ حسین ‏علیه ‏السلام مى ‏نگرند كه گویا امام حسین ‏علیه ‏السلام خود را به كشتن داد تا نزد پروردگار میانجى گناهان شیعیان شود. برخى از مورخان غربى یا شرقیان شیفته تاریخ نویسان اروپایى، قیام امام حسین‏ علیه ‏السلام را در قالب قیام یك ماجراجوى عصیان‏گر علیه رژیم عربى دمشق قلمداد كرده‏اند برخى هم صرفاً براى نوشتن تاریخ به این قیام نگاه كرده‏ اند. كسى كه از این دریچه به حادثه عاشورا نگاه كند، اول فكر مى ‏كند كه یك عده ‏اى جمع شدند و از امام حسین‏ علیه‏ السلام دعوت كردند. ایشان هم آمدند و مى ‏خواستند حكومت را در دست بگیرند و یزید هم در مقابل امام حسین‏ علیه‏ السلام ایستاد و... . بعضى هم هدفشان از پرداختن به قیام امام حسین‏ علیه ‏السلام مقتل نویسى و تبلیغ مذهبى بوده است.

اما سؤالات من از قیام امام حسین‏ علیه‏ السلام چیزهاى دیگرى بود. سؤال من این بود كه چرا حوادث و وقایع خاصى در این مقطع از زمان به وجود آمده است. سؤال من این بود كه چرا عده خاصى در مقابل امام حسین‏ علیه ‏السلام ایستادند. مقابله با امام حسین ‏علیه‏ السلام در حوزه مسلمانان رخ مى‏ دهد و نه در حوزه كفر. سؤال من این بود كه چطور یك كسى كه تا دیشب همه مى‏ گفتند او مسلمان است و پشت سرش هم نماز مى‏ خواندند، به فاصله چند ساعت به جنگ با او برمى‏ خیزند؟ طبق احكام اسلامى آن زمان، مردهاى مشرك بالغ را مى‏ كشتند و زن‏ها و بچه‏ هاى آنها را به اسارت مى‏ بردند. چطور شد كه در فاصله چند ساعت، امام حسین‏ علیه ‏السلام و خانواده‏ اش به زعم عده‏ اى مشرك شدند؟ من در این كتاب درصدد بوده ‏ام كه علت این وقایع را پیدا كنم.

همان طور كه در صحبت هاى بخود اشاره داشتید، بعضى از مورخان با نگاه خاص خود طورى شواهد تاریخى را گرد هم مى ‏آوردند كه گویا قیام امام براى در دست گرفتن حكومت بوده است. چه شواهد نقضى را مى ‏توان براى طرد این دیدگاه مطرح كرد؟

مى‏ دانید كه فرق امام با پیغمبر چیست؟ پیغمبر در هر شرایطى موظف بود كه مردم را به اسلام دعوت كند؛ حتى اگر براى او خطرات جانى و مالى نیز وجود داشته باشد؛ ولى امام وقتى قیام مى‏ كند كه مردم دورش جمع شوند و بگویند: ماجز تو كسى را نداریم. اگر جواب ما را ندهى، پیش خدا مسئولى و... . براى حضرت على‏علیه‏السلام نیز چنین چیزى رخ داد. وقتى مردم به حضرت على‏علیه‏السلام روى آوردند، ایشان اول فرمودند كه اگر من وزیر شما باشم، براى شما بهتر از این است كه امیرتان باشم؛ اما وقتى شدت دعوت مردم را مشاهده كردند، با قید شروطى حكومت برآنها را پذیرفتند. امام حسین ‏علیه ‏السلام نیز همین طورى بلند نشدند تا حكومت را در دست بگیرند. اول نامه‏ هاى دعوت زیادى آمد. كه در نامه‏ هاى آخر، كوفیان حجت را برایشان تمام كمردند و گفتند: اگر نیایى، روز قیامت در پیشگاه پروردگار مسئول هستى ؛ اما حضرت باز هم قیام نكردند. حضرت مسلم را به كوفه فرستادند تا بدانند در آن جا چه خبر است. ایشان هم بر حسب ظاهر، از اشتیاق شدید مردم براى پذیرش امام حسین‏ علیه ‏السلام خبرداد و این جا بود كه حجت بر امام تمام شد و به همین جهت حضرت مى ‏فرمایند: من براى هواى نفس بیرون نیامدم. پس امام حسین‏ علیه ‏السلام را ملزم كرده بودند كه باید بیایید و سنت جدتان را احیا كنید و ایشان هم تنها به همین دلیل رفتند. بر همین اساس، وقتى لشكریان ابن زیاد مانع رفتن ایشان به كوفه شدند، حضرت فرمودند: من براى جنگ نیامده ‏ام و اگر اجازه دهید، به وطن خود یا كشور دیگرى بر مى ‏گردم. از این‏رو نمى ‏توان گفت قیام امام حسین‏ علیه ‏السلام، یك قیام نظامى و تنها براى در دست گرفتن حكومت بوده است.

چه نقایصى را در كتاب نگاشته شده در مورد قیام امام حسین مشاهده كردید كه شما را واداشت تا این كتاب را بنویسید؟

بین روایت‏گرى و گزارش‏گرى با تاریخ تحلیلى تفاوت زیادى وجود دارد. من از سن ده سالگى سروكارم با تاریخ بوده است. آن وقت كتاب‏ هاى تاریخى در دست‏رس ما، كتاب‏ هاى مرحوم سپهر (ناسخ التواریخ) بودند. وى تاریخ ابتداى خلقت آدم تا زمان امام باقرعلیه‏ السلام را نوشته بود. نوشتن یك چنین كتاب تاریخى ‏اى نمى ‏تواند كار یك نفر باشد و پرداختن به آن، مستلزم این است كه ما خیلى سطحى از مسائل تاریخى عبور كنیم. منبع دیگر ما در زمینه تاریخ، مطالبى بود كه مرحوم علامه مجلسى به آن اشاره كرده بود و بعد با دیدن كتاب‏ هاى تاریخ تشیع، خیلى به این بخش از تاریخ علاقه‏ مند شدم و تصمیم گرفتم این رشته را ادامه دهم. در سالهاى 50تا51 ش. سؤالاتى را در مورد قیام امام حسین‏ علیه‏ السلام مطرح كردم كه پاسخ آنها در ستونى در روزنامه اطلاعات منتشر شد. سؤالاتى از این قبیل كه چرا امام حسین ‏علیه ‏السلام را كشتند و بعد پاسخ تحلیلى آن را از زبان امام حسین‏ علیه‏ السلام مى‏ دادم. اعتقاد من در آن موقع این بود كه به این كتاب‏هاى مقتل نمى ‏شود زیاد اعتماد كرد و همان طور كه قبلاً هم اشاره كردم، به تاریخ با دو دیدگاه مختلف مى‏ توان نگریست: یك وقت آدم مى ‏خواهد حادثه ‏اى را بداند و یك وقت مى ‏خواهد بفهمد كه چرا این حادثه به این شكل خاص و در این زمان خاص و... اتفاق افتاده است. هدف من از ورود به عرصه تاریخ‏ نگارى، پیدا كردن علت وقوع حادثه بوده است و نه گزارش خود حادثه. خیلى‏ ها واقعه كربلا را در قالب كتاب نوشته‏ اند؛ ولى اینها همه گزارش حوادث است و در مورد این كه چرا براى امام حسین‏ علیه ‏السلام این اتفاقات افتاد، چرا سیاست‏ مداران كوفه، مكه و مدینه نرفتند تا یزید را از این كارها باز دارند؟ و چرا آنها تلاش نكردند تا بین امام حسین‏ علیه‏ السلام و یزید، صلح برقرار كنند، مطلبى نیامده است. به نظر آن مردم عصر امام حسین‏ علیه ‏السلام مردم صدر اسلام نبودند. مردم پس از فوت پیامبر به خصوص پس از دوره عثمان كه سخت‏گیرى‏ هاى عمر تمام شد، به كلى تغییر موضع دادند و اصلاً وضع اجتماع به طور كامل تغییر كرد.

این كار را چگونه به انجام رساندید؟

من با در نظر گرفتن گذشته بحث، از بعثت رسول اكرم صلى الله علیه و آله و ایمان آوردن ضعیفان و مخالفت اغنیا و مخصوصاً خانواده ابوسفیان، كار را شروع كردم. ابوسفیان و بنى امیه كه تمام بلاها از طریق آنها بر سر مسلمان‏ها وارد شد، به نظر من از همان ابتدا، اسلام آوردنشان بر مبناى دروغ و نفاق بود. این عده تا وقتى كه مكه سقوط نكرد، مسلمان نشدند و پس از آن كه دیدند دیگر راهى ندارند و باید تسلیم بشوند، اسلام را به ظاهر قبول كردند؛ ولى این طیف تا آخر عمر هم ایمان نیاوردند و حوادث اجتماعى را به گونه‏اى پیش بردند كه حادثه عاشورا اتفاق افتاد. عده ‏اى هم بودند كه واقعاً مسلمان و معتقد بودند و اینها همان‏ هایى بودند كه رفتند و شهید شدند. یك عده ‏اى هم ایمان داشتند؛ ولى به دلایل مختلف در زمان دعوت امام حسین‏ علیه ‏السلام ایشان را همراهى نكردند و پس از این كه متوجه كار زشت خود شدند، بر علیه رژیم یزید قیام كردند. در این كتاب من به طور تحلیلى با استناد به شرایط اجتماعى اعراب - در آن مقطع زمانى - سعى كرده ‏ام چراهایى را كه در مورد قیام امام‏ حسین‏ علیه‏ السلام و نحوه برخورد گروه‏ هاى مختلف با ایشان وجود دارد، براى خودم جواب دهم و پس از این كه پاسخ‏ ها براى خودم قانع كننده شد، كتاب را منتشر كردم.

براى این كه مطالعات ما درباره تاریخ عاشورا و قیا م امام حسین‏ علیه‏ السلام مطالعه صرف تاریخى نباشد و بتوانیم آن را مصداقى براى علم نافع برشماریم، چه روى ‏كردى را باید نسبت به این امر دنبال كنیم و قیام امام حسین‏ علیه‏ السلام و تاریخ عاشورا براى ما چه راهنمایى مى‏ تواند داشته باشد؟

اكنون كه حكومتى مقابل حكومت اسلامى نیست و شرایط به گونه‏ اى نمى ‏باشد كه بخواهیم یك تطابق كامل با واقعه عاشورا را برقرار سازیم. نه بحث من چیزدیگرى است؛ بحث گسست نسلى، بحثى است كه شما در كتابتان به آن اشاره كرده ‏اید. به هر حال پس از گذشت یك نسل، مردمى كه از جان و مال خود در راه اسلام گذشته بودن، به اسم اسلام، نوه پیامبر خودشان را به آن طرز فجیع به شهادت مى ‏رسانند. این امر نشان مى ‏دهد كه در آن مقطع زمانى یك گسست نسلى اتفاق افتاده است. شاید جمع كثیرى از كسانى كه در آن زمان در مقابل امام حسین‏ علیه‏ السلام ایستاده بودند، با بینش‏ هاى صدر اسلام آشنا نبودند و نمى ‏دانستند كه هدف حكومت اسلامى چه بوده است؛ اگر بخواهیم در زمان خود با یك گسست نسلى مواجه نشویم، از تاریخ عاشورا چه درس‏ هایى مى ‏توانیم بگیریم؟

براى این كه چنین اتفاقى نیفتد، همه ما باید سعى كنیم كه مردم را با عمل راست و درست خودمان به دین و معارف دینى معتقد كنیم. اگر شما بتوانید با علمتان یك نفر را راهنما باشید، ثواب آن صد برابر یك شعر و یك كتاب تاریخ و هزار چیز دیگر است. اگر ما به گفته‏ هایمان عمل نكنیم، باید مطمئن باشیم كه تأثیر ندارد. من نمى‏ توانم بگویم آقا به مال مردم تعرض نكن؛ ولى خودم تعرض كنم.اگر در مورد این نسل كه عده‏ اى روى آن انگشت مى‏ گذارند و مى‏ گویند كه اینها از اسلام برگشته ‏اند تحقیق كنیم، مى‏ فهمیم كه علت اصلى آن، عدم معرفى درست اسلام به آنها بوده است.درس دیگرى كه از قیام امام حسین‏ علیه‏ السلام و واقعه عاشورا مى ‏توان گرفت، آن است كه هر وقت بدعتى در دین به وجود آمد، باید به طریق مناسبى مقابل آن ایستاد.

یكى از بحث‏ هاى كتاب قیام امام حسین‏ علیه ‏السلام، این است كه نسلى كه در زمان امام حسین‏ علیه‏ السلام با مقوله تصمیم ‏گیرى در مورد چگونگى برخورد با دعوت امام ‏حسین‏ علیه ‏السلام مواجه شدند، نسلى بودند كه شناخت دقیقى از اسلام نداشتند. چه مسائلى باعث شد كه گروه ‏هاى مختلف در برخورد با قیام امام ‏حسین‏ علیه‏ السلام تصمیم‏ هاى متفاوتى بگیرند؟

دعوت اسلام در بین قوم خاصى پیدا شد. طبیعت عرب این بود كه در مقابل هر چیز جدید مخالفت كند؛ ولى وقتى تسلیم آن شد، دیگر از همه چیز خود در راه آن مى‏ گذرد. اعراب با پیغمبر همین كار را كردند. اول با ایشان مخالفت كردند و بعد از آن كه ایشان را پذیرفتند، دیگر هر چه ایشان مى ‏گفتند، قبول مى ‏كردند. خصلت آنها به گونه‏ اى بود كه حتى اجازه فكر كردن به خود را در برابر پیغمبر نمى ‏دادند. نقل مى ‏كنند كه روزى كسى نزد پیغمبر آمد و گفت: مرا دریاب كه دارم هلاك مى ‏شوم. پیغمبر در پاسخ او گفتند: مى ‏دانم چه بر سر تو آمده است؛ شیطان نزد تو آمد و گفت: تو را چه كسى آفرید؟ گفتى: خدا. گفت: خدا را كه آفرید؟ تو در پاسخ او درماندى. وقتى كسى در مقابل شخصى كه او را پذیرفته، دیگر اجازه فكر كردن را به خود ندهد، همواره چشم به دهان او مى ‏دوزد تا او را راهنمایى كند. چنین انسان هایى در موقع تصمیم ‏گیرì نمى ‏توانند مستقل بیندیشند و عمل كنند و همواره گوش به فرمان كسى دارند كه از او تبعیت مى ‏كنند.

بحث دیگر این است كه در زمان پیغمبر و حتى تا زمان عمر، مال و ثروت و جاه و مقام، به طور جدى وارد حوزه مسلمانان نشده بود؛ ولى در زمان عثمان هر دوى اینها آمد. آدم باید خیلى قوى و خود ساخته باشد تا بتواند در مقابل وسوسه‏ هاى این دو بایستد. پسر سعد ابى‏ وقاص شمشیر زن بزرگ عصر پیغمبر، وقتى در قبل جنگ با پسر رسول خدا صلى ‏اللَّه علیه ‏و آله فرماندارى رى به او پیشنهاد شد، با خود گفت: مى ‏گویند قیامت حق است؛ اما آرزوى من حكومت رى است و این پیشنهاد نقدى است. اگر قیامت هم حق باشد، پس از چندى توبه مى ‏كنم و... . با مطالعه این مطالب تاریخى به این نتیجه مى ‏رسیم كه واقعاً خیلى قدرت مى‏ خواهد كه كسى اسیر این وسوسه‏ ها نشود. پس باید علاوه بر این كه به خودسازى مى ‏پردازیم، دعا كنیم كه خدا ما را در این قبیل امتحانات سخت قرار ندهد.

مقام معظم رهبرى در یكى از سخنرانى ‏هاى خود به عبرت‏ هاى عاشورا اشاره كرده ‏اند. به نظر شما از قیام عاشورا چه درس‏ ها و عبرت‏ هایى مى ‏توان گرفت؟

سراسر قیام امام ‏حسین‏ علیه ‏السلام عبرت است. مهمترین عبرت آن است كه گروهى با آن شور و شعف، دخترزاده رسول خدا را دعوت كنند و بعد هم بیایند و در معركه‏ اى كه دشمن آن حضرت به راه انداخته، در مقابل حضرت بایستند. نكته مهم‏تر این است كه خیلى از كسانى كه در این معركه حاضر بودند، همان‏ هایى بودند كه براى حضرت نامه نوشته بودند. امام در هنگام مقابله با این دسته مى ‏فرمودند: مگر شما همان‏ هایى نبودید كه نوشتید میوه‏ هاى ما رسیده است و سرزمین ما سبز است و آب‏ هاى ما جارى است و وقت آن فرا رسیده است كه شما بیایید؟ یكى از عبرت‏ هایى كه از این وقایع مى‏ توان گرفت، این است كه آدم نباید به صرف حرف اشخاص اعتماد كند. وقتى پاى عمل پیش آمد، باید دید كه افراد چگونه ‏اند و چه میزان ایستادگى دارند.

به نظر شما كدام بعد محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است؟

نكته ‏اى كه باید در پاسخ به این سؤال به آن اشاره كنم، آن است كه منظور از اسلام در این بحث، شیعه است و گرنه در بسیارى از كشورهاى اسلامى اصلاً از محرم و صفر خبرى نیست. نكته دیگر آن كه این معارف و شعائرى كه در ماه‏ هاى محرم و صفر بیان مى ‏شود، واقعاً در زنده نگاه داشتن آرمان‏ هاى شیعى نقش اساسى داشته است. من وقتى به عراق رفته بودم، روز اربعین هیئت انصار الحسین‏ علیه‏ السلام به كربلا مى ‏آمدند. سال اول كه رفتم، سه چهار تا از این دسته‏ هاى عزادارى حضور داشتند؛ ولى این آخرى ‏ها مى‏ توان گفت كه تقریباً قسمت عمده عراق براى عزادارى به كربلا مى ‏آمدند. حتى از اهل سنت هم مى ‏آمدند و این نشان مى ‏دهد كه این شعارهاى سینه ‏زنى و مطالبى كه در این روزها عنوان مى‏ گردد، اینها را تحت تأثیر قرار داده است. به همین جهت این عاشوراى سنتى را باید نگه داشت؛ ولى باید سعى كرد كه عزادارى‏ ها از حد طبیعى خودشان خارج نشوند.

چگونه مى‏ توان روى‏ كرد معرفتى و تحلیلى به تاریخ عاشورا را با روى ‏كرد عاطفى و پرشور و علاقه عجین كرد؟ این سؤال را از آن جهت مطرح مى ‏كنم كه بعضى وقت‏ها مطالعات تحقیقى و تحلیلى درباره عاشورا، ما را از آن عشق و علاقه دوران كودكى و نوجوانى دور كرده است.

نظر شما یك مقدارى درست است. فرض كنید برخى از افراد به شدت علاقه‏ مند به عزادارى براى امام حسین‏ علیه‏ السلام هستند؛ اما نسبت به نمازشان كوتاهى مى‏ كنند. وظیفه من محقق، شماى فرهنگى و روحانیت این است كه سعى كنیم از این عده بكاهیم و به آنهایى كه مى ‏فهمند قیام عاشورا براى چه بوده است، بیفزاییم. منظور من این نیست كه به دانشجویان و طلبه‏ ها بگویم كه سینه نزنند. حرف من این است كه از شیر، حمله خوش است و از غزال، رم. هر كسى باید در نظر داشته باشد كه وظیفه ‏اش در قبال دین چیست. اگر شما این قدرت را دارید كه مردم را با امام حسین‏ علیه‏ السلام آشنا كنید، باید به وظیفه خود به درستى عمل كنید. شما كه برخى از حقایق مربوط به قیام امام‏ حسین ‏علیه ‏السلام را درك مى ‏كنید، باید مردم را راهنمایى كنید؛ البته شما نمى‏ توانید همه مردم را به راه راست هدایت كنید؛ همان طور كه پیامبر و هم نتوانستن؛ اما همین كه یك نفر را به راه راست هدایت كنید، براى شما كافى است.

به نظر شما چه ابعادى از حادثه عاشورا، نیاز به تحقیق و بررسى دارد؟
شما ابتدا باید سؤال داشته باشید و بعد كتاب هایى را كه در این زمینه نوشته شده است، بخوانید و بدون این كه تحت تأثیر آنها قرار بگیرید، واقعیت امر را از میان آنها در بیاورید و سعى كنید به طور معقول نسبت به پاسخ خود قانع شوید. اگر پاسخ‏ هاى موجود نتوانست شما را قانع كند، تحلیل جدید ارائه دهید. كتاب‏هاى تاریخى موجود پر از مطالب درست و غلط است كه باید آنها را از هم جدا كرد. مرحوم آقاى دربندى انسان بسیار مقدس و متدینى بود؛ ولى درباره حادثه روز عاشورا مى ‏گوید: اگر هر یك از افراد حاضر در جنگ بخواهند این قدر كه در كتاب‏ هاى مقاتل نوشته شده افراد را كشته باشندو این خطبه‏ هایى را كه به آنها منسوب است، خوانده باشند، زمان زیادى را به خود اختصاص خواهد داد و براى انجام تمام این كارها، باید روز عاشورا 72 ساعت بوده باشد. یكى هم مى‏ گوید از وقتى كه حمله كردیم، به قدرى كه یك آدم بخواهد خواب قیلوله بكند، جنگ ادامه داشت. این گزارش ‏ها باید تحلیل شود. كسى كه مى ‏خواهد در زمینه عاشورا تحقیق كند، نمى ‏تواند این چنین گزارش‏ هایى را قبول كند. وقتى مى ‏خواهید براى مردم از عاشورا صحبت كنید، شما نمى ‏توانید به صورت كاملاً تحلیلى براى مردم مطالب را بگویید؛ زیرا هم براى خودتان بد مى‏ شود و هم این كه آنها را از آن ذهنیتى كه دارند، برمى‏ گردانید. من این را در تلویزیون هم گفته ‏ام كه ما دو تا عاشورا داریم؛ یك عاشوراى تاریخى و یك عاشوراى سنتى. عاشوراى سنتى براى توده مردم است و عاشوراى تاریخى براى یك عده خاصى است.

طبق بیان شما، این دو تاریخ قابل جمع هم نیستند؟

نه، به نظر من قابل جمع نیستند.با تشكر از این كه با صبر و حوصله به سؤالات ما پاسخ دادید.

منبع: ماهنامه پرسمان


هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات