تبلیغات
شُبیر علیه السلام - ورود امام حسین به میعادگاه عاشقان، کربلا‏
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
ورود امام حسین به میعادگاه عاشقان، کربلا‏
حسین در روز پـنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 وارد كربلا شد كه پس ‍از شنیدن نام كربلا حسین عـلیه ‏السلام دانست كه به مـیعادگاه عاشقان رسیده است دستور داد تا اهل بیت فـرود آیند و خیمه ها را برافرازند و ‏فرمود: این زمینى است كه در آن كشته مى شوم و در آن مـدفـون مـى گـردم و اضافه فرمود: همراه پدرم ‏امیرالمؤمنین از اینجا عبور كردیم ، در این نقـطه مـتـوقـف شد و از نام این زمـین پـرسید و پس از شنیدن پاسخ ‏فـرمـود« اینجاست مـحل فـرود آمـدن كاروان آنها و اینجا است محل ریختن خون آنان» 

حضار عرض كردند یا امیرالمؤمنین این فرمایش شما درباره چه كسانى است ؟

امـام فـرمـود: جماعتى از خاندان محمد صلى الله علیه و آله و سلم در این زمین به شهادت مى رسند.‏

‏« آرى این سرزمـین مـحل محنت و بلا است ، اینجا میعادگاه عاشقان حق است اینجا وعده گاه مـلاقـات دوست ‏است ، در اینجا عـاشقـان بیقـرار و شوریده حال به وصال مـحبوب مـى رسند، اینجا لب تـشنگـان مـجروح و ‏داغـدار از جام وصال دوست سیراب مى گردند اینجا وعده گاه عشاق راه حق و حرّیت و آزادى و عدالت است .» ‏‏1
 
دعا و شكوه حسین علیه السلام
پـس از آنكه خـیمـه برافـراشتـه شد حسین عـلیه السلام اهل بیت و افـراد خـانواده و یارانش را جمع كرد و تصور ‏قطعه قطعه شدنشان را از ذهن گـذرانید، اشك چشمان مباركش را فرا گرفت و دست به دعا برداشت و با خداى ‏خود به راز و نیاز پرداخت و از گرفتاریها شكوه كرد و فرمود: « بار خدایا مائیم عترت پیامبرت محمد كه ما را از خانه و كاشانه مان بیرون كردند و از حرم جدمان رانده شدیم ، ‏بنى امیه بر ما ستم كردند، خدایا تو خود حق ما را بستان و ما را بر مردم ستمكار پیروز گردان .» و نیز براى اینكه یاران ابى عبدالله موقعیت خود را بدانند و در تعیین سرنوشت خود تصمیم بگیرند. به یاران و انصارش خطاب كرد و فرمود: ‏« مردم بنده و برده دنیایند و دین لقلقه زبان آنها است از هر سو كه زندگیشان تامین شود به همـان سو مـى ‏چـرخـند هرگـاه به گـرفـتـاریها مـبتـلا شوند دینداران تقلیل خواهند یافت .»2

‏« بار خدایا مائیم عترت پیامبرت محمد كه ما را از خانه و كاشانه مان بیرون كردند و از حرم جدمان رانده شدیم ، ‏بنى امیه بر ما ستم كردند، خدایا تو خود حق ما را بستان و ما را بر مردم ستمكار پیروز گردان»

اولین سخنرانى امام در كربلا
پـس از آنكه حسین علیه السلام و یارانش در كربلا مستقر شدند اولین سخنرانى خود را به این ترتیب ایراد كرد:«پس از حمد و ثناى پروردگار فرمود: بطوریكه مى بینید كار ما به اینجا رسیده و دنیا تـغـییر یافـتـه بدیهایش به ما ‏روى آورده و نیكى هایش به ما پشت كرده و از حیات و زندگـى مـا باقـى نمانده است مگر جرعه كمى همانند ‏رطوبتى كه در ته كاسه بعد از تـخـلیه مـى مـاند و زندگـى پـستـى مـانند چـراگـاه خـشك آیا نمـى بینید كه به ‏حق عـمـل نمـى شود و از باطل جلوگیرى بعمل نمى آید، در چنین حالتى مؤمن حقا باید مشتاق لقاى پروردگار ‏باشد (یعنى مرگ را آرزو مى كند.) پـس بدرستى كه من مرگ را جز سعادت و رستگارى نمى دانم و زندگى با ستمكاران را جز محنت و رنج و ‏ملالت و ذلت نمى یابم . »3

نكتـه : هدف امام حسین علیه السلام از این سخنرانى این بود كه یاران را به مسئولیتى كه بر عهده دارند توجه ‏دهد تا در انجام آن بكوشند.
 
پاسخ دلنشین یاران حسین
یاران حسین حقـا هدف امـام را درك كردند و هر یك پـاسخ مـثـبت دادند قـبل از همـه زهیر بن قـین برخـاست و ‏گـفـت : خـدا تـرا هدایت كند اى فـرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم سخنانت را شنیدیم ، اگر دنیا ‏براى ما الى الابد باقى بود و ما در آن زندگى جاودانه و همیشگى داشتیم جنگ و كشته شدن در ركاب تو را بر ‏زندگى همیشگى در این جهان ترجیح مى دادیم .

سپـس نافـع بن هلال بجلى برخـاست و عـرض كرد: یابن رسول الله (شمـا از رو گـرداندن مـردم ناراحت نباشید) ‏كه جدتـان رسول خدا نتوانست محبتش را در دل همه مردم جاى دهد كه گروهى منافق به او وعده نصرت مى ‏دادند ولى در باطن با او مكر و حیله كردند، در برخورد با پیامبر بسیار گرم و جذاب بودند ولى در خفاء سخت ترین ‏دشمنى را انجام مى دادند تا آنكه خدا او را به جوار رحمت خویش خواند، و نیز پدر شما در یك چنین موقعیتى ‏قرار داشت یك گروه و جمعیت تصمیم بر یاریش گـرفـتند و در كنار او با دشمنانش جنگیدند و سه گروه دیگر با او ‏جنگیدند تا اجلش ‍فرا رسید و امروز شما هم در چنین موقعیتى قرار دارید، هر كه عهدشكنى كند و بیعت خود را ‏نقض نماید جز به خودش لطمه نمى زند و خداوند از بندگانش بى نیاز است ما در اطاعـت شمائیم ما را به هر ‏سو مى خواهى اعزام فرما به شرق یا به غرب ، بخدا قسم از مـقـدرات الهى ناراضى نیستیم و از لقاء پروردگار ‏هم خوشحالیم نیت و عقیده ما آن است كه دوست بداریم هر كه را كه شما دوست دارید و دشمن بداریم هر ‏كه را كه شما دشمن دارید.بیشتـر یاران حسین عـلیه السلام همانند نافع سخن گفتند و امام علیه السلام از آنان تقدیر و تشكر كرد.4‏
 
منبع: آنچه در كربلا گذشت، آیت الله محمد على عالمى

پی نوشت ها:‏
‏1- الحسین فـى طریقه ص 143 كامل ج 3 / ص 379 - اعیان الشیعه ج 1 / ص 598.

‏2- حیاة الحسین ج 3/ص 97 - بلاغة الحسین ص 35.
‏3- بلاغة الحسین ص 34 - اعیان الشیعه ج 1/ص 598 - ابصارالعین ص 7 - حیاة الحسین ج 3/ص 98.
‏4- حیاة الحسین ج 3/ص 98 - اعیان الشیعه ج 3/ص 598 - بلاغة الحسین ص 34 - ابصارالعین ص 7 و عقدالفرید ‏ج 4/ص 380.
امکانات جانبی