مقاتل
معرفی کتاب

«آینه در کربلاست» اثر دکتر محمدرضا سنگری تنها با گذشت یک سال از انتشار به چاپ هفتم رسیده است؛ این اثر روایتی کامل از واقعه عاشوراست.آینه در کربلاست از دقیقترین و جزئی پردازانه‌ترین تاریخ نوشته های عاشورا است که نویسنده در آن با استفاده از منابع دست اول و مورد وثوق علمای تاریخ شیعه، تحلیل جامعی از حادثه کربلا ارائه می‌دهد.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








حمایت
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
شنبه 5 آبان 1397 :: نویسنده : عبرات
یکی دیگر از برکات فردی سیدالشهدا(ع) که از ارزش معنوی بسیاری برخوردار است، این است که نه امام معصوم(ع) بعد از او از فرزندان گرامی آن حضرت می باشند، و نسل امامان به برکت وجود او ادامه یافت. چنانکه از امام باقر و امام صادق(ع) روایت شده است که فرمودند: «خداوند عوض قتل امام حسین(ع) چهار ویژگی به آن حضرت عطا فرموده است: اول - امامت را در ذریه او قرار داده است، دوم - شفا را در تربت آن جناب قرار داده، سوم - کنار و زیر قبه او دعا مستجاب می باشد، چهارم - ایام زیارت کنندگان او از عمرشان حساب نمی شود».[1]

از طرفی در روایات بر این امر تصریح شده که علی بن الحسین(ع) بعد از پدر به امامت رسیده است. چنانکه عبدالله بن عتبه روایت کرده: خدمت امام حسین(ع) بودم که پسر کوچکترش «علی» وارد شد. (یعنی حضرت سجاد(ع) که از علی اکبر کوچکتر بوده است. و این واقعه قبل از تولد علی اصغر می باشد). تا آنجا که می گوید: عرض کردم: اگر آن امری که از آن به خدا پناه می برم اتفاق افتاد، به چه کسی رجوع کنیم؟ (یعنی امام بعد از شما کیست؟) فرمود: به این پسرم: علی، او امام و پدر امامان است. ..».[2]

روایت در این زمینه زیادتر از آن است که در این مختصر بدانها پرداخته شود، ضمن اینکه ادامه امامت از ذریه امام حسین(ع) به خاطر مشهور بودن آن، نیازی به استدلال روایی بیشتر از آنچه ذکر شده، ندارد.

باری، استمرار خط مستقیم و هدایتگر امامت به برکت وجود مقدس سیدالشهدا(ع) است، و این از بزرگترین برکتهای فردی و معنوی آن حضرت است.

او شفیع است این جهان و آن جهان
این جهان در دین و آنجا در جنان


پی نوشت ها:
[1] وسائل الشیعه , شیخ حر عاملى , ج 10 ص 329.
[2]  اثبات الهداة , شیخ حر عاملى , ج 5 ص 215.
منبع : برگرفته از کتاب آثار و بركات سید الشهدا ، علیرضا رجالى تهرانى.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، شفیع، نسل امامان، دعا مستجاب،
جمعه 27 مهر 1397 :: نویسنده : عبرات
در سال 61 هجری تلخ ترین فاجعه تاریخ انسانی به وقوع پیوست،روز عاشورا بود که بهترین خلق به همراه بهترین نزدیکان و بهترین اصحاب و بهترین مسلمانان در سرزمینی که به واسطه این بهترینها، بهترین شد، شربت شهادت را در عطش وصال دوست،سرکشیدند. اما در مقابل این بهترینها، بدترین هایی نیز وجود داشت. اول آن که کسانی که حضرت امام حسین(ع) و یارانش را به شهادت رساندندبدترین مردم بودند. دوم آنکه بدترین ظلمها را بر آن حضرت رواداشتند به گونه ای که به نحوی دلخراش و جانسوز امام حسین(ع) و یارانش را به شهادت رساندند. بدین گونه بود که عاشورا جاودانه شد و خداوند اجر این همه جانفشانی و مظلومیت را چه زیبا دراین دنیا به آن حضرت عطا نمود، چنان که به امام حسین(ع) کرامات بسیار بخشید و در محبت و زیارت و تربت آن بزرگوار فارغ از عطای اخروی، کرامت دنیوی بخشید.

در ترنم باران معرفت چنین رسیده است:

امام صادق(ع) فرمود: «من زار الحسین فی یوم عاشورا وجبت له الجنه » (1) کسی که در روز عاشورا امام حسین(ع) را زیارت کندبهشت بر او واجب می شود.

و امام رضا(ع) فرمود: «فان البکاء علیه (الحسین) یحط ذنوب العظام » (2) همانا گریستن بر امام حسین(ع) گناهان بزرگ رانابود می کند.

و امام صادق(ع) فرمود: «من زار قبر ابی عبد الله(ع) یوم عاشورا، عارفا بحقه کان کمن زار الله تعالی فی عرشه » (3) کسی که روز عاشورا قبر امام حسین(ع) را زیارت نماید در حالی که حق او را بشناسد همانند آن است که خدای را در عرش او زیارت کرده است.

و در سیره ابرار و نیکان آمده است که آنان حق آن مقام والا رامی شناختند و در سایه این شناخت در مقام عمل حق او را گرامی می داشتند. بزرگان از رهگذر این احترامات بزرگی یافته اند:


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : زیارت عاشورا، محبت، زیارت، تربت، حاجت،
جمعه 20 مهر 1397 :: نویسنده : عبرات
از عصر عاشورا زینب(س) تجلی می کند.از آن به بعد به او واگذار شده بود.رئیس قافله اوست چون یگانه مرد زین العابدین(سلام الله علیه) است که در این وقت به شدت مریض است و احتیاج به پرستار دارد تا آنجا که دشمن طبق دستور کلی پسر زیاد که از جنس ذکور اولاد حسین هیچ کس نباید باقی بماند،چند بار حمله کردند تا امام زین العابدین را بکشند ولی بعد خودشان گفتند: «انه لما به » (1) این خودش دارد می میرد.و این هم خودش یک حکمت و مصلحت خدایی بود که حضرت امام زین العابدین بدین وسیله زنده بماند و نسل مقدس حسین بن علی باقی بماند.یکی از کارهای زینب پرستاری امام زین العابدین است.

در عصر روز یازدهم اسرا را آوردند و بر مرکبهایی(شتر یا قاطر یا هر دو) که پالانهای چوبین داشتند سوار کردند و مقید بودند که اسرا پارچه ای روی پالانها نگذارند،برای اینکه زجر بکشند.بعد اهل بیت خواهشی کردند که پذیرفته شد.آن خواهش این بود:«قلن بحق الله الا ما مررتم بنا علی مصرع الحسین » (2) گفتند:شما را به خدا حالا که ما را از اینجا می برید،ما را از قتلگاه حسین عبور بدهید برای اینکه می خواهیم برای آخرین بار با عزیزان خودمان خدا حافظی کرده باشیم.در میان اسرا تنها امام زین العابدین بودند که به علت بیماری،پاهای مبارکشان را زیر شکم مرکب بسته بودند،دیگران روی مرکب آزاد بودند.وقتی که به قتلگاه رسیدند،همه بی اختیار خودشان را از روی مرکبها به روی زمین انداختند.زینب(سلام الله علیها) خودش را به بدن مقدس ابا عبد الله می رساند،آن را به یک وضعی می بیند که تا آن وقت ندیده بود:بدنی می بیند بی سر و بی لباس،با این بدن معاشقه می کند و سخن می گوید:«بابی المهموم حتی قضی،بابی العطشان حتی مضی » (3).آنچنان دلسوز ناله کرد که «فابکت و الله کل عدو و صدیق » (4) یعنی کاری کرد که اشک دشمن جاری شد،دوست و دشمن به گریه در آمدند.

مجلس عزای حسین را برای اولین بار زینب ساخت.ولی در عین حال از وظایف خودش غافل نیست.پرستاری زین العابدین به عهده اوست،نگاه کرد به زین العابدین،دید حضرت که چشمش به این وضع افتاده آنچنان ناراحت است کانه می خواهد قالب تهی کند، فورا بدن ابا عبد الله را رها کرد و آمد سراغ زین العابدین:«یا بن اخی!»پسر برادر!چرا تو را در حالی می بینم که می خواهد روح تو از بدنت پرواز کند؟فرمود: عمه جان!چطور می توانم بدنهای عزیزان خودمان را ببینم و ناراحت نباشم؟زینب در همین شرایط شروع می کند به تسلیت خاطر دادن به زین العابدین.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها :
شنبه 14 مهر 1397 :: نویسنده : عبرات
عبدالله تازه ازدواج کرده بود که همراه همسرش به کربلا آمد. او و همسرش در کربلا شهید شدند.

مسلم بن عوسجه
مسلم از یارانی بود که همراه خانواده اش به کربلا آمد تا به امام حسین (ع) کمک کند.

طِرماح بن عدی
طِرماح و پسرعمویش، در راه کربلا با امام روبه رو شدند. امام از آن ها خواست که همراه او باشند و در برابر باطل بایستند. آن ها پذیرفتند و از امام حسین (ع) اجازه خواستند که با خانواده شان خداحافظی و برای آن ها آزوقه ای تهیه کنند، سپس راهی کربلا شوند. آن ها پس از شهادت امام به کربلا رسیدند.

زهیر بن قین
زهیر برای آن که با خاطری آسوده، همراه امام باشد، همسرش را طلاق داد و عشق به دنیا را در دلش کشت.

کوفیان
وقتی ابن زیاد تهدید کرد که یاران مسلم بن عقیل را خواهد کشت، همسران یاران مسلم، از شوهران خود خواستند که مسلم را تنها بگذارند و خانواده شان را رها نکنند تا آسیبی به آن ها نرسد.

عمر بن سعد
شب تاسوعا، امام در دیداری خصوصی به عمر بن سعد پیشنهاد کرد، به سپاه حق بپیوندد و اگر نمی خواهد با سپاه حق باشد، دست کم با سپاه حق نجنگد. عمر بن سعد بهانه آورد که اگر این پیشنهاد را بپذیرم، ابن زیاد خانه ام را ویران می کند و باغ هایم را از من می گیرد. امام در پاسخ به این بهانه گفت: «خانه و باغ های من در حجاز، برای تو.» عمر بن سعد نپذیرفت و امام را به خاطر این بخشش، مسخره کرد.

توابین
توابین کسانی هستند که امام را می شناختند و در کربلا به امام کمک نکردند و بعدها پشیمان شدند و با بنی امیه جنگیدند. آن ها پس از آن که دریافتند به امام بد کردند، اعتراف کردند: «امام، شب و روز از ما برای حفظ دین خدا، کمک می خواست، ولی ما ترسیدیم و به او کمک نکردیم.»

بیش تر یاران کوفی امام، از خانه و خانواده شان بریدند و به امام پیوستند و در کربلا، مقابل دشمن خدا ایستادند.

خانواده شهیدان کربلا، پس از کربلا، به دلیل سخن رانی های حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) جزو عزیزترین و محبوب ترین افراد جامعه بودند.

عاقبت دشمنان امام حسین (ع)

ـ دیدن خواب های آشفته

ـ دچار شدن به بیماری های درمان ناپذیر

ـ فروپاشی خانواده ها

منبع : مجله انتظار نوجوان بهمن 1385، شماره 20.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : کربلا، عمر بن سعد امام، همسر، زهیر بن قین،
شنبه 7 مهر 1397 :: نویسنده : عبرات
شعفی می گوید: مرحوم آیت الله حاج آقا حسین خادمی و مرحوم حاج شیخ عباس قمی و حاج شیخ عبدالجواد مدّاحیان روضه خوان امام حسین(ع) را در خواب دیدم که در غرفه های بهشت با یکدیگر اجتماع داشتند. از آیت ا... خادمی احوالپرسی کردم و گفتم: با هم بودن شما یک آیت الله و آقای حاج شیخ عباس قمی یک محدّث و حاج شیخ عبدالجواد روضه خوان امام حسین علیه السلام، چه مناسبتی دارد که با یکدیگر یک جا قرار گرفته اید؟

جواب دادند: ما همگی مداومت به زیارت عاشورا داشتیم و در مقدار خواندن زیارت عاشورا مثل هم بودیم. «برگرفته از زیارت عاشورا و آثار شگفت ص 50»

«ارزش گریه بر امام حسین(ع) از زبان امام عصر(عج)»

ـ سید بحرالعلوم رحمة الله علیه به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد، در بین راه راجع به این مسئله، که گریه بر امام حسین(ع) گناهان را می آمرزد، فکر می کرد همان وقت متوجه شد که شخصی عرب سوار بر اسب به او رسید و سلام کرد، بعد پرسید:جناب سید درباره چه چیز به فکر فرو رفته ای؟ و در چه اندیشه ای؟ اگر مسئله علمی است بفرمایید شاید من هم اهل باشم؟

سید بحرالعلوم فرمود:

ـ در این باره فکر می کنم که چطور می شود خدای متعال این همه ثواب به ذائران و گریه کنندگان بر حضرت سیدالشهدا(ع) می دهد مثلاً در هر قدمی که در راه زیارت برمی دارد، ثواب یک حج و یک عمره در نامة عملش نوشته می شود و برای هر یک قطره اشک تمام گناهان صغیره و کبیره اش آمرزیده می شود؟

آن سوار عرب فرمود:

ـ تعجب نکن! من برای شما مثالی می آورم تا مشکل حل شود.ـ سلطانی به همراه درباریان خود به شکار می رفت، در شکارگاه از همراهیانش دور افتاده و به سختی فوق العاده ای افتاد و بسیار گرسنه شد. خیمه ای را دید و وارد آن خیمه شد، در آن سیاه چادر، پیرزنی را با پسرش دید، آنان در گوشة خیمه عنیزه ای «بز شیرده» داشتند و از راه مصرف شیر آن، زندگی خود را می گرداندند.وقتی سلطان وارد شد، او را نشناختند، ولی به خاطر پذیرایی از مهمان آن بز را سر بریده و کباب کردند، زیرا چیز دیگری برای پذیرایی نداشتند.سلطان شب را همان جا خوابید و روز بعد از ایشان جدا شد و به هر طوری که بود خود را به درباریان رسانید و جریان را برای اطرافیان نقل کرد.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : زیارت عاشورا، گریه کنندگان، سیدالشّهدا(ع)، بحرالعلوم، شیخ عباس قمی،
تقدیر خداوند بار دیگر آفرینشی شگفت را رقم زد و دل انگیزترین جلوه های صفات الهی را در جمال دل آرای شخصیتی بزرگ از تبار علی(ع) آفرید. معراج عرفان و شور و عشق او آنچنان شکوهمند و پر رمز و راز بود که زیباترین روح پرستنده، «زین العابدین »لقب یافت و دلدادگی اش به جمال ربوبی در حال سجده موجب شد که او را «سجاد آل محمد(ص)» نام نهند. زمانی که در پنجم شعبان سال 38 هجری قمری دیده به جهان گشود. (1) پدرش امام حسین(ع) نام زیبای علی را برای او برگزید تا اینکه یاد و نام علی(ع) در خاطره ها زنده بماند و زندگی و محفل انس پدر را رونق فزاینده تر بخشد.

زندگی آن حضرت همراه با حوادث بسیار حساس و مهمی بود؛ بویژه دوره سی و پنج ساله امامتش که خود نمونه ای متعالی از مبارزات حضرت است. صفات ممتاز و گستره جودی اش در افقی فراتر ازمبارزات و مجاهدتهای اوست. و هیچ بلندنگر تیزپروازی بر ستیغ و بلندای عظمت و بزرگواری او نمی تواند دست یابد؛ اما تامل ودقت در رفتارها، سخنان و موضع گیریهای او می تواند روزنه ای به حیات معقول و نورانی اش بگشاید و این نوشتار سعی دارد پرتوی کم سواز مبارزات آن امام همام را در چهار زمینه یادآور شود.

الف- حضور در نهضت کربلا

همراهی آن حضرت در واقعه کربلا را می توان اولین تجلی چشمگیر درصحنه مبارزات به شمار آورد. زمانی که قیام خونین ابی عبد الله الحسین(ع) تحقق یافت، جز دوستان خدا و دلهای مطمئنی کسی دیگریارای همراهی حضرت را نداشت. نمی رسید و آن حضرت بی اعتنا به قدرتها و مظاهر طاغوت جلوه های شگفت از حماسه و ایثار را فرادیدانسانها قرار داد، هنگامی که در روز عاشورا امام حسین(ع) انسانها را به یاری طبید، امام زین العابدین(ع) با اینکه تنی تب دار و شرایطی سخت و جانفرسا داشت، به یاری پدر شتافت و درپاسخ عمه اش «ام کلثوم » که تصمیم داشت او را باز گرداند، فرمود: «ذرینی اقاتل بین یدی ابن رسول الله(ص)»؛ رهایم کن و بگذار که در دفاع از فرزند رسول خدا مبارزه کنم. (2)


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : امام زین‌العابدین (ع)، مبارزه امام سجاد، خدا، عبید الله، امامت،
پنجشنبه 29 شهریور 1397 :: نویسنده : عبرات
شخصیت، نهضت و مکتب حسین بن علی علیه السلام همواره جذاب و پر مخاطب بوده است و این اقبال وصف ناشدنی، شکل گیری و تولید آثار متنوع و متعددی را به همراه داشته است. در این میان، نوع نگاه علامه شهید، مرتضی مطهری در ترویج فرهنگ عاشورا و تبیین صحیح شخصیت و رفتار امام حسین علیه السلام ممتاز و ویژه است. چهار پرسش و پاسخ زیر، نمونه ای از تلاش مبارک و ماندگار آن شهید می باشد که تقدیم شما خوانندگان محترم می شود.

چگونگی رفتار امام در زمان معاویه

سؤال: چرا امام حسین علیه السلام در زمان معاویه قیام نکرد؟

بعضی جواب می دهند چون در آن وقت، موضوع صلح امام حسن علیه السلام در بین بود و امام نمی خواست بر خلاف عهد برادرش رفتار کند.

این سخن، درست نیست؛ زیرا معاویه خودش آن پیمان را نقض کرده بود. قرآن کریم عهد و پیمان را محترم می شمارد؛ تا وقتی که دیگری محترم بشمارد.

قرآن نمی گوید اگر طرف نقض کرد، تو باز هم وفادار بمان؛ بلکه می گوید: «فما استقاموا لکم فاستقیموا لهم»؛1 البته عهد با کافر هم محترم است. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله با قریش در حدیبیه قرارداد بست و چون نقض از ناحیه آنها شروع شد، پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله هم آن را ورق پاره ای بیش نشمرد؛ بلکه سر عدم قیام سید الشهدا، این بود که انتظار فرصت بهتر و بیشتری را می کشید. اسلام، تاکتیک و انتظار فرصت بهتر را جایز، بلکه واجب می داند. مسلما فرصت بعد از مردن معاویه، از زمان معاویه، بهتر بود.

امام علیه السلام در زمان خود معاویه نیز ساکت نبود؛ دائما اعتراض می کرد [و] به وسیله نامه که به معاویه نوشت، حضورا با او محاجه کرد. اکابر مسلمین را جمع کرد و با آنها صحبت کرد؛ برای قیام به سیف، بهترین وقت را این دانست که صبر کند معاویه بمیرد. امام علیه السلام قطع داشت که معاویه یزید را نصب کرده، بعد از مردن معاویه، مردم را به اطاعت از یزید، دعوت خواهند کرد؛ علی هذا از نظر امام علیه السلام خلافت یزید، چیز تازه و غیر مترقبی نبود.2


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : عاشورا، ذکر مصیبت، مکتب امام حسین(ع)،
سه شنبه 27 شهریور 1397 :: نویسنده : عبرات
کسانی که حسین علیه السلام خود را به بالین آنها رساند مختلف بودند،هر کس در یک وضعی قرار داشت.وقتی امام وارد می شد یکی هنوز زنده بود و با آقا صحبت می کرد، دیگری در حال جان دادن بود.در میان کسانی که ابا عبد الله علیه السلام خود را به بالین آنها رسانید،هیچ کس وضعی دلخراش تر و جانسوزتر از برادرش ابو الفضل العباس برای او نداشت،برادری که حسین علیه السلام خیلی او را دوست می دارد و یادگار شجاعت پدرش امیر المؤمنین است.در جایی نوشته اند ابا عبد الله علیه السلام به او گفت:برادرم «بنفسی انت »عباس جانم!جان من به قربان تو.این خیلی مهم است.عباس در حدود بیست و سه سال از ابا عبد الله علیه السلام کوچکتر بود(ابا عبد الله 57 سال داشتند و عباس یک مرد جوان 34 ساله بود).ابا عبد الله به منزله پدر ابا الفضل از نظر سنی و تربیتی به شمار می رفت،آنوقت به او می گوید: برادر جان!«بنفسی انت »ای جان من به قربان تو!

ابا عبد الله کنار خیمه منتظر ایستاده است.یک وقت فریاد مردانه ابا الفضل را می شنود.(نوشته اند ابا الفضل علیه السلام چهره اش آنقدر زیبا بود که «کان یدعی بقمر بنی هاشم »در زمان خود معروف به ماه بنی هاشم بود.اندامش به قدری رسا بود که بعضی از اهل تاریخ نوشته اند:«و کان یرکب الفرس المطهم و رجلاه یخطان فی الارض »سواراسب تنومندی شد،پایش را که از رکاب بیرون می کشید،با انگشت پایش می توانست زمین را خراش بدهد.حالا گیرم به قول مرحوم آقا شیخ محمد باقر بیرجندی یک مقدار مبالغه باشد،ولی نشان می دهد که اندام بسیار بلند و رشیدی داشته است، اندامی که حسین از نظر کردن به آن لذت می برد).وقتی که حسین علیه السلام به بالای سر او می آید،می بیند دست در بدن او نیست،مغز سرش با یک عمود آهنین کوبیده شده و به چشم او تیر وارد شده است.بی جهت نیست که گفته اند:«لما قتل العباس بان الانکسار فی وجه الحسین »عباس که کشته شد،دیدند چهره حسین شکسته شد.خودش فرمود:

«الان انقطع ظهری و قلت حیلتی ».

و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

منبع : مجموعه آثار ج 17 , مطهری، مرتضی.




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : امام حسین علیه السلام، ابو الفضل العباس، ماه بنی هاشم، خیمه، قد سرو،
سه شنبه 20 شهریور 1397 :: نویسنده : عبرات
انتخاب، بخشی از زندگی آدمیان، بلکه مهم ترین ویژگی آنهاست. هرگز حیوانات در طول زندگی خود، در مقابل گزینه های مختلف، قرار نمی گیرند؛ خود را همواره در راهی از پیش تعیین شده، می بینند و ادامه مسیر زیستی آنها، کاملاً افقی و بدون فراز و نشیب و صرفا بر اساس غریزه های ثابت و تغییرناپذیر است؛ اما انسان هر روز و هر ساعت در آستانه انتخابی تازه، قرار می گیرد. نوع و سطح انتخاب انسان، بهترین معیار سنجش برای داوری درباره شخصیت اوست. در واقعه کربلا، سه نوع انتخاب صورت گرفت:

ـ بی طرفی در مقابل دعوت امام حسین علیه السلام که نمونه آن، انتخاب عبدالله بن جعفی(1) است؛

ـ لبیک به دعوت آن حضرت علیه السلام که نمونه آن، انتخاب زهیر بن قین است؛

ـ مخالفت و شمشیر کشیدن در مقابل آن حضرت علیه السلام که نمونه آن، انتخاب عمر بن سعد ابی وقاص است.

عبدالله بن جعفی
عبدالله بن جعفی نمونه ای تاریخی از بی طرفی در مقابل مهم ترین واقعه تاریخ و بزرگ ترین درگیری زشتیها و زیباییها بود. وقتی حسین بن علی علیه السلام به او می فرماید: بیا به دشت کربلا برویم که بهشتِ بَرینِ پیروزمندان تاریخ است، می گوید: من یک اسب بسیار عالی و یک شمشیر فوق العاده برّان دارم. آنها را به شما تقدیم می کنم، ولی نمی توانم بیایم؛ زیرا زن و بچه دارم! سید الشهداء علیه السلام در مقابل این تعارفات، روی مبارکش را از او برگردانید و به او فرمود: «لا حاجَةَ لَنا فیکَ و لا فی فَرَسِکَ؛ ما به تو و اسب تو نیاز نداریم.» و سپس این آیه را تلاوت فرمود:

«وَ ما کُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُدا»؛(2) من گمراهان را یاور خود قرار نمی دهم.»

و به او توصیه فرمود که «از این سرزمین برو تا نه با ما باشی و نه بر ما...!»(3)

این انسان بی طرف، با این موضع گیری خود، همه زیباییهایی را که می توانست داشته باشد، از دست داد!


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : زهیر بن قین، عمر بن سعد، انتخاب زهیر بن قین، دعوت امام حسین(ع)، انتخاب، عبدالله بن جعفی،
سعد بن عبدالله می‏گوید: از حضرت قائم علیه ‏السلام تأویل کهیعص پرسیدم حضرت فرمود: این حروف از اخبار غیبی است که خدا بنده خود زکریای پیامبر را آگاه فرمود سپس برای حضرت محمد (ص) آن قصه را بیان کرده است، هنگامی که زکریا از پروردگار خواست که اسامی پنج تن را به او تعلیم فرماید جبرئیل به امر پروردگار نزد زکریا آمد و اسماء خمسه را بوی آموخت و زکریا هر وقت نام محمد و علی و فاطمه و حسن صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین را می ‏برد شاد می‏ شد و غم و اندوه او برطرف می‏ شد اما وقتی به نام حسین علیه ‏السلام می‏ رسید اندوه عمیقی تمام وجودش را فرامی‏ گرفت و گریه گلویش را می‏ فشرد و دچار حزن شدیدی می‏شد لذا روزی عرض کرد خدایا چرا هر وقت نام چهار نفر از پنج تن را می‏برم موجب تسلی خاطرم می‏ شود لیکن وقتی نام حسین (ع) را بر زبان جاری می‏ سازم اشکم فرو می‏ریزد و اندوه فراوان بر من مستولی می‏ گردد، پس خداوند تبارک و تعالی حکایت شهادت حسین را در کربلا برای زکریا بیان کرد و فرمود:  کهیعص فالکاف اسم کربلا و الهآء هلاک العترة الطاهرة والیاء یزید و هو ظالم الحسین و العین عطشه و الصاد صبره.

«کاف اشاره به کربلا است و هاء اشاره به شهادت و هلاکت عترت طاهرین است و یاء اشاره است به یزید که او ستمکار به حسین است و عین کنایه از تشنگی و عطش حسین است و صاد اشاره است به صبر و استقامت و بردباری حسین» وقتی زکریا این حکایت را شنید سه روز از مسجد خارج نشد و از پذیرش مردم در این سه روز امتناع نمود و به گریه و مرثیه‏ خوانی مشغول گردید و می‏گفت: الهی آیا این چنین جنایت هولناکی درباره فرزند بهترین مخلوقاتت به وقوع می‏پیوندد؟!

خدایا چنین حادثه ناگواری را برای نابودی ذریه پیامبرت نازل می‏فرمائی بار الها آیا لباس مصیبت بر قامت علی و فاطمه می ‏پوشانی؟!

خدایا آیا این مصیبت جانکاه را به ساحت مقدس آنان روا می‏داری؟ سپس از خدا درخواست نمود که در سن پیری فرزندی به او کرامت فرماید که او را دوست بدارد آن گاه حادثه مؤلمه برای وی مقدر فرماید مانند فاجعه ‏ای که برای محمد (ص) حبیب خود مقدر فرموده است و خدا هم دعایش را مستجاب فرمود یحیی را به او کرامت فرمود و به فاجعه ‏ای مبتلا گردید (که سرش را بریدند و برای طاغوت زمان فرستادند).

و مدت حمل یحیی و امام حسین شش ماه و هر دو یکسان بودند [1] .

پی نوشت :
1- بحار ج 44 ص223 - احتجاج ص 239 .
منبع : حسین نفس مطمئنه -محمد علی عالمی.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، حضرت قائم علیه‏السلام، کهیعص، عترت طاهرین، داستان کربلا،


( کل صفحات : 22 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :