مقاتل
معرفی کتاب

روایتی از مقتل امام حسین علیه السلام شامل وقایع پس از بیعت مردم با یزید ابن معاویه، خروج امام از مدینه و حرکتش بسوی عراق و وقایع کربلا تا بازگشتن خاندان حضرت حسین ابن علی (ع) – بی او – به مدینه.شكده باقر العلوم تألیف گردیده است.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








دوستان
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
پنجشنبه 22 بهمن 1394 :: نویسنده : عبرات
خوان پنجم[1] زینب (س)، کربلاست. او خوب می‌داند این کاروان به کجا می‌رود. او بارها از زبان برادر شنیده است که این کاروان، ‌در خون لنگر می‌اندازد و در ساحل شهادت می‌آرامد و راهی را که برادر با سر می‌رود، خواهر با پا باید ادامه دهد؛ راهی که شهادت آغاز آن است و اسارت کمال‌ بخش آن. خوب می‌داند که ساحل فرات، دریای تشنگی است.

خوب می‌داند بوسه‌ گاه پیامبر، میزبان خنجر خواهد شد و در غروبی تلخ باغ نبوت، لگدمال پاییز می‌شود. خوب می‌داند که داغ‌ دار و بی‌ یار، پرستار بیماری تب‌دار و کودکانی سوگوار خواهد بود؛ با راهی نیمه‌ تمام که تا «شام» ‌بر شترانی لنگ و هم‌سفر دژخیمانی سیاه‌ دل، باید طی شود.و این همه را می‌داند و می‌ ماند در تمام این لحظه‌ های داغ و درد، بی‌اخمی بر جبین و تردیدی در «راه»، پا به پای شهادت می‌رود و شگفتا همراه برادر بر سر هر شهید حاضر می‌شود و تسلای خاطر برادر می‌ گردد. تنها در شهادت دو جگر گوشه‌ اش در خیمه می‌ ماند تا برادر را در هنگامه حمله پاره‌ های قلبش شرمنده نبیند. خوان ششم، کوفه است؛ با کوچه‌ هایی آشنا و فضایی که در آن هر صبحگاهی طنین‌ گرم اذان پدر، معطرش می‌ساخت، اینک میزبان 72 سر، 72 آفتاب و در تعبیر سیاه‌ اندیشان، 72 «خارجی»‌ است، در آستانه شهر همه به تماشا آمده‌ اند، زنان آراسته و پای‌ کوبان و شهر آذین بسته و آماده. زینب(س) از این خوان نیز به سلامت می‌گذرد، در حالی‌ که صدای شکستن استخوان غرور در زیر پتک فریادش، همه کوچه‌ پس‌ کوچه‌ های کوفه را پر کرده است.

خوان هفتم و دشوارترین خوان، شام است، پایتخت جنایت و غرور، سرزمین زر اندوزی‌ ها و کینه‌ توزی‌ها. آنجا که 42 سال تزویر معاویه،‌اندیشه‌ ها را به خواب کشانده است و دل‌ ها را نیز، آنجا که سرها را با زر خرید‌ه‌ اند و سرکشان و آزادگان را از لب تیغ آب داده‌ اند. شام شکاننده‌ ترین خوان است. ویرانه‌ ای که رقیه می‌گیرد. تشتی که لبان برادر را در زیر ضربه‌ های چوب برادر می‌نشاند و کوچه‌ هایی که آن‌قدر فاجعه‌ انگیز و رنج‌ آورند که وقتی از آخرین بازمانده سلسله امامان پرسیدند، کدام صحنه از مجموعه صحنه‌ هایی که بر اهل بیت(ع) گذشت دشوارتر بود، سه بار غمگنانه سرود: الشام، الشام، الشام!

زینب(س) فاتح هفت خوان است و فاتح همه فردا. همه آنان که ره‌ پوی جاده روشن، اما پرسنگلاخ و خطر خیز حقیقت‌ اند، به شناخت زینب(س) نیازمندند و او در مشرق صبوری ایستاده است با سرانگشتی که راه را نشان می‌دهد و چشمانی خیس که دشت همه‌ قلب‌ها را میهمان طراوت و باروری خواهد ساخت. زینب(س) بارانی است که بر همه هزاره‌ها خواهد بارید و هر آن‌کس که این باران را درنیابد شکفتن و رُستن نخواهد دید.

زینب(س) تنها، آموزگار صبوری نیست که همه ارزش‌ های و عظمت‌ ها یکجا در سیرت و سیمای او نشسته است، آنگاه که سخنان گرم و ستم‌سوزش در کوفه شعله‌ها افروخت،‌امام سجاد(ع) در خطابی که جغرافیای روح زینب را می‌ نمایاند، فرمود: «خدا را سپاس‌گزار که عقیله، بنی‌ هاشم‌ هستى.» زینب عقیله قبیله نور است و دانای رازدان طریق معرفت و عشق و آنان که با اویند، هرگز راه گم نمی‌کنند و در راه نمی‌ مانند و قافله قلب و اندیشه خویش را از کربلا تا شام و از شام تا دوست، از همه عقبه‌ ها و خطرگاه‌ ها خواهند گذراند.[2]

پی نوشت :
[1]. خوان‌های اول تا چهارم حضرت زینب(س)، عبارت است از رحلت پیامبر، شهادت حضرت زهرا(س)، شهادت امام على(ع) و شهادت امام حسن(ع).
[2]. نک: محمدرضا سنگرى، گزیده ادبیات معاصر، نثر ادبى، صص 77 82.




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : زینب(س)، شام، امام سجاد(ع)، بوسه‌ گاه پیامبر، کربلا،


هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :