مقاتل
معرفی کتاب

روایتی از مقتل امام حسین علیه السلام شامل وقایع پس از بیعت مردم با یزید ابن معاویه، خروج امام از مدینه و حرکتش بسوی عراق و وقایع کربلا تا بازگشتن خاندان حضرت حسین ابن علی (ع) – بی او – به مدینه.شكده باقر العلوم تألیف گردیده است.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








دوستان
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
بخشنده و بزرگوار

1 - روزى یك اعرابى نزد امام حسین(ع) آمد و عرض كرد: اى فرزند رسول خدا(ص) من پرداخت دیه ‏اى كامل را ضمانت كرده‏ ام امّا از اداى آن ‏ناتوانم. با خود گفتم كه از بزرگوارترین مردم، آن را تقاضا می‏كنم و از خاندان رسول اللَّه كسى را بزرگوارتر و بخشنده ‏تر نیافتم. پس امام حسین به وى فرمود: "اى برادر عرب از تو سه پرسش مى ‏كنم ‏اگر یكى از آنها را پاسخ گفتى ثلث آن دیه را به تو میدهم و اگر دو پرسش ‏را جواب دادى دو ثلث آن را به تو مى ‏پردازم و اگر هر سه پرسش را پاسخ‏ گفتى تمام مالى را كه مى ‏خواهى به تو مى‏ دهم".

اعرابى عرض كرد: آیا كسى مانند تو كه اهل علم و شرف است از چون‏ منى مى ‏خواهد بپرسد؟

حضرت فرمود: "آرى. از جدّم رسول خدا صلى‌ الله‌ علیه‌ و آله شنیدم كه مى ‏فرمود.معروف به اندازه معرفت است".

اعرابى عرض كرد: آنچه مى ‏خواهى بپرس اگر پاسخ دادم (كه هیچ) و گرنه جواب آنها را از تو فرا خواهم گرفت. و لا قوة الا باللَّه.

امام علیه السلام پرسید: "برترین اعمال چیست؟"

اعرابى گفت: ایمان به خدا.

حضرت سؤال كرد: "راه رهایى از نیستى و نابودى چیست؟"

اعراى گفت: اعتماد به خداوند.

امام حسین پرسید: "زینت دهنده انسان چیست؟"

اعرابى گفت: علم همراه با حلم.

امام پرسید: "اگر این نشد؟"

اعرابى گفت: مال همراه با مروّت.

حضرت پرسید: "اگر این نشد؟"

اعرابى گفت: "فقر همراه با صبر".

حضرت پرسید: "اگر این نشد؟"

اعرابى گفت: در این صورت صاعقه‏ اى از آسمان بر او فرود آید و بسوزاندش كه او سزاوار آن است.

آن‏حضرت براى ترغیب مردم به جود و سخاوت این اشعار را میخواند: - چون دنیا به تو بخشید تو نیز همه آن را پیش از آنكه از بین برود، بر مردم ببخش.

آنگاه امام حسین ‏علیه السلام خندید و كیسه‏ اى كه در آن هزار دینار بود، به او داد و انگشترى خود را كه نگین آن به دویست درهم مى ‏ارزید، بدو بخشید و فرمود: "اى اعرابى این طلا را به طلبكارانت بده و انگشترى رابه مصرف خود برسان."

اعرابى تمام آنها را گرفت و گفت: "خدا داناتر است كه رسالتش را در كجا نهد."(1)

2 - انس بن مالك گوید: پیش امام حسین ‏علیه السلام بودم كه كنیز آن‏حضرت ‏داخل شد و در حالى كه دسته ‏اى گل براى آن‏ حضرت آورده بود، به وى‏ سلام داد.

امام به او فرمود: "تو را در راه خدا آزاد كردم".

عرض كردم: او به شما با دسته ‏اى گل سلام كرد. این امر براى آن كنیز چندان مهم نبود كه آزادش كردى؟!

فرمود: "خداوند ما را چنین ادب آموخته است. او فرمود: "چون به ‏شما تحیّت فرستادند شما نیز تحیّتى بهتر از آن یا همانند آن بفرستید".بهتر از تحیّت این زن، آزاد كردنش بود".(2)

یاور ضعیفان‏

این صفت در حقیقت به مثابه شاخه ‏اى از صفات پسندیده بخشش ‏و كرم آن‏حضرت است. زیرا هر گاه نفس به بلنداى صفات پاك و والابرسد نسبت به دیگران مهر مى ‏ورزد همچنان كه ابر بر زمین و خورشید بردیگر ستارگان مهربانى و محبّت مى‏ بخشد.

1 - پس از ماجراى عاشورا، بر شانه آن‏ حضرت زخمى عمیق مشاهده ‏كردند. به نظر مى‏ رسید كه این زخم در اثر ضربت چند شمشیر بر شانه ‏آن‏ حضرت پیدا شده است. كسانى كه این زخم را دیدند دریافتند كه این، زخمى عادى نیست. از امام سجاد علیه السلام در این باره پرسش كردند. آن‏حضرت ‏پاسخ داد: "این زخم در اثر حمل تو بره ‏اى بود كه حسین ‏علیه السلام آن را بردوش مى ‏گرفت و به منزل بیوه زنان و یتیمان و بیچارگان مى ‏برد".(3)

3 - آن‏حضرت براى ترغیب مردم به جود و سخاوت این اشعار رامى ‏خواند:

- چون دنیا به تو بخشید تو نیز همه آن را پیش از آنكه از بین برود، بر مردم ببخش.

- پس بخشش، نابود كننده آن نعمت هاى رسیده نیست و بخل نمى ‏تواند آن نعمت هاى از دست رفته را نگاه دارد.

در حقیقت او پیش از آنكه گوینده خصال نیك باشد، عامل بدان هابود. داستان زیر از همین ویژگى امام حسین ‏علیه السلام حكایت مى‏ كند.

شجاعت و دلاورى‏
 
ما شیعیان بر این باوریم كه ائمه معصوم ‏علیهم السلام به قلّه همه كمالات ‏انسانى رسیده و در رسیدن به هر كمالى از همگان گوى سبقت ربوده بودند.امّا شرایط خاصّ‏ اجتماعى كه هر یك از ائمه‏ علیهم السلام در آن به سر مى‏ برده ‏اند، موجب مى ‏شده تا صفتى مخصوص به همان اوضاع و شرایط در آن نمود بیشترى پیدا كند. بنابر این مى ‏توان گفت كه هر كدام از آنان صفتى متفاوت‏ از دیگرى داشته ‏اند. صفت برجسته امام حسین‏ علیه السلام، كه وى را از دیگر ائمه متمایز ساخته، همانا شجاعت و دلاورى آن‏حضرت است.

هر گاه انسان واقعه كربلا را با آن صحنه ‏هاى شگفت انگیز به خاطر مى ‏آورد صحنه‏ هایى كه در آنها خون با اشك و بردبارى با مروّت و همدلى ‏با فداكارى آمیخته بود، چهره قهرمان یكى از دلیر مردان این میدان یعنى ‏حسین بن على ‏علیه السلام در شكوهمندترین و درخشانترین شكل خود نمایان‏ مى‏ شود به گونه‏ اى كه اگر از توانایی‌ هاى جنگى آن ‏حضرت كه آن را دست به‏ دست و سینه به سینه از پدران خویش به ارث برده بود آگاهى نداشتیم و یا آنكه در این باره مدارك و اسناد قطعى تاریخى در دست نداشتیم و اگر براین باور و اعتقاد نبودیم كه رهبران معنوى مى ‏بایست آیت خلقت ‏و معجزه خداوند باشند، چه بسا در بسیارى از حقایق ثابتى كه عقل و اندیشه و ضمیر ما در برابر آنها سر تعظیم فرود آورده، گرفتار گمان‏ و تردید مى‏ شدیم.

امام حسین‏ علیه السلام در واقعه عاشورا در هر مناسبتى به میدان نبرد گام‏ مى ‏نهاد و در میان تاخت و تاز اسبان براى یافتن جسد صحابى یا هاشمى‏ كه شهید شده بود به جستجوى مى ‏پرداخت. و چه بسا تا رسیدن بر سر جسد یاران خود درگیری‌هاى بس خونین میان او و دشمنانش در مى‏ گرفت.هر یك از این درگیری‌ها و نبردها، خود یورشى بى همتا و دشوارمحسوب مى‏شد. مصیبت، خود از نیروى انسان و اراده او مى‏كاهد. گرسنگى وتشنگى او را فرسوده و ضعیف مى ‏كند و توان او را كاهش مى ‏دهد و گرماى شدید خود عامل دیگرى است كه تلاش بیشترى از وى مى ‏طلبد.

شكیبایى آن است كه انسان در سخت ترین شرایط بر اعصاب خود مسلّط باشد. بى‏ گمان امام در روز عاشورا در دشوارترین و سخت‏ترین ‏حالتى بوده كه انسان در برابر ظلم و ستم پایدارى كرده است. امّا با این ‏همه آن‏حضرت شكیبایى ورزید، آن گونه كه حتّى فرشتگان آسمانى از مقاومت دلیرانه و قدرت اراده و عزم پولادین وى به شگفت آمدند.تمام این موارد، در روز عاشورا براى امام حسین به وجود آمده بود. امّابا این حال او نیم زرهى در بركرده بود و با یورش‌هاى شجاعانه خویش بردشمن درنده خوى مى ‏تاخت. همچون صاعقه ‏اى بود كه چون فرود مى ‏آمد،دلاوران سپاه دشمن را مانند برگ درخت، در اطراف خود به خاك ‏و خون مى‏ نشاند.

یكى از كسانى كه در صحنه عاشورا حضور داشت، مى ‏گفت:"هیچ كس را دلیرتر از حسین ندیدم. چون یورش مى ‏آورد، دشمنان‏ مانند حیوان ضعیفى كه از پیش روى شیر مى ‏گریزد، از مقابل او مى ‏گریختند. بعلاوه اینكه فصیح‏تر از ایشان كسى وجود نداشت".

عقاد در این باره مى ‏نویسد: "در میان نوع انسان هیچ كس دلدارتر از حسین ‏علیه السلام در روز عاشورا یافت نمى ‏شود."(4)

بردبار حكیم:

1 - شكیبایى آن است كه انسان در سخت ترین شرایط بر اعصاب خود مسلّط باشد. بى ‏گمان امام در روز عاشورا در دشوارترین وسخت‏ترین ‏حالتى بوده كه انسان در برابر ظلم و ستم پایدارى كرده است. امّا با این ‏همه آن‏حضرت شكیبایى ورزید، آن گونه كه حتّى فرشتگان آسمانى از مقاومت دلیرانه و قدرت اراده و عزم پولادین وى به شگفت آمدند.

2 - یكى از خادمان آن‏حضرت مرتكب عملى شد كه بر وى مجازات‏ لازم بود. امام دستور داد او را حد بزنند. خادم گفت: مولاى من(وَالْكَاظِمِینَ الْغَیْظَ )(و آنهایى كه خشم و غضب خود فرو نشانند) امام ‏فرمود: رهایش كنید. خادم گفت: (وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ) (و از بدى مردم‏ در گذرند) امام فرمود: از تو گذشتم. خادم گفت:(وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ)(و خداوند نیكو كاران را دوست مى ‏دارد) امام فرمود: "تو در راه خدا آزادى و دو برابر مبلغى كه پیش از این به تو مى ‏دادم، به تو خواهم داد".(5)

پی‌نوشت‌ها:
1 - اعیان الشیعه - سیّد محسن امین، ص‏40 - 29.
2 - أبو الشهداء - عباس محمود عقّاد.
3 - اعیان الشیعة، ج‏4، ص‏132.
4 - أبو الشهداء - عباس محمود عقّاد، ص‏46.
5 - الفصول المهمّة، ص‏159.
منبع: هدایتگران راه نور؛ زندگانى امام حسین ‏علیه السلام آیة الله سید محمد تقى مدرسى؛ مترجم : محمد صادق شریعت




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : امام حسین، اخلاق امام حسین، بخشنده و بزرگوار،


هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :