تبلیغات
شُبیر علیه السلام - اوج گذشت
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
راه و روش عفو را بگیر و به نیکی ها فرا بخوان و از جاهلان دوری کرده، روی بگردان و هر گاه وسوسه ای از شیطان به تو رسد، به خدا پناه ببر؛ دانستی که او شنوای دانا است. کسانی که تقوا پیشه کرده اند، هنگامی که وسوسه های شیطان به آنان برسد، به یاد خدا می افتند و در این هنگام، بینا و روشن بین می گردند؛ ولی افراد بی تقوا را برادران شیطانی شان به سوی ضلالت و گمراهی به پیش می برند و کوتاهی نمی کنند.(اعراف آیه 199- 202)

این آیه ها، روش رفتار با مخالفان و نادانان را بیان کرده اند که باید ملاک کار انسان در جامعه، عفو باشد و نیز به خوبی ها امر شود و از جاهلان- که کار را از سر اندیشه صحیح انجام نمی دهند- دوری شود؛ اگر انسان دچار وسوسه های شیطان شد، به خداوند پناه برد؛ تقوا است که هنگام هجوم افکار شیطانی به انسان، روشن بینی می دهد و آدمی می تواند آبرومندانه، خود را از ماجراهای خطرناک بیرون بکشد.

اکنون امام حسین علیه السلام را در مواقف مشکل و خطرناکی که بیش تر مردم در آن هنگام، به بیراهه می روند، مانند هنگامه های رویارویی با مخالفان و بدخواهان بنگریم و واکنش آن پیشوای بزرگ انسانی را در برابر تندی ها، خشونت ها و درشت گویی های دشمنان قسم خورده اش ببینیم. محدّث بزرگوار، قمی رحمه الله می گوید:

در بعضی کتاب ها دیدم که عصام بن مصطلق می گوید: وارد مدینه شدم و امام حسین بن علی علیه السلام را دیدم. وضع آرام و بهجت انگیز او و جلالت قدر وی مرا به شگفتی واداشت و حسد مرا به او برانگیخت و آن چه از دشمنی و کینه توزی به پدر او در دل، پنهان می داشتم، یک باره ظاهر شد. به او گفتم: تو فرزند ابوترابی؟ فرمود: «آری». در این هنگام، با شدت، زبان را به ناسزاگویی او و پدرش گشودم. او نگاهی به رأفت و مهربانی به سوی من افکند. آن گاه فرمود: «اعوذُ بالله من الشیطان الرجیم. خُذِ العَفْوَ وَأْمُرْ بِالعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الجاهِلِینَ* وَ إمّا ینْزَغَنَّک مِنَ الشَّیطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ* إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیطانِ تَذَکرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ* وَ إِخْوانُهُمْ یمُدُّونَهُمْ فِی الغَی ثُمَّ لا یقْصِرُونَ».[1]

آن گاه فرمود: «کار را بر خود سبک و آسان گردان و از خداوند، برای من و خودت طلب آمرزش کن. اکنون اگر از من یاری بخواهی، من تو را یاری می کنم و اگر در خواست عطا کنی، به تو عطا می کنم و اگر از من ارشاد بخواهی، تو را ارشاد می کنم».

عصام گفت: من از گفته و جسارت خویش پشیمان شدم و آن حضرت به فراست، پشیمانی مرا دریافت و فرمود: «لا تَثْرِیبَ عَلَیکمُ الیوْمَ یغْفِرُ اللَّهُ لَکمْ وَهُوَ أَرْحَمُ ألْرّاحِمِینَ».[2] [این آیه از زبان یوسف پیغمبر است که به برادران خود، در مقام عفو از آنان فرمود: امروز عتاب و سرزنشی بر شما نیست. خداوند شما را بیامرزد و او ارحم الراحمین است ]. فرمود: آیا تو از اهل شامی؟ عرض کردم: آری. فرمود: «شنشة اعرفها من اخزم». این مَثَلی است که حضرت آن را به مناسبت آوردند و غرض آن است که دشنام دادن به ما، عادت اهل شام است که معاویه آن را در میان آنان رواج داده است.

بعد فرمود: «خداوند ما و تو را به سلامت بدارد. هر حاجتی که داری، با گشاده رویی از من بخواه که مرا در نزد بهترین ظن و گمان خود می یابی. ان شاء اللَّه تعالی».

عصام می گوید: از این اخلاق شریف آن حضرت، در برابر آن جسارت ها و دشنام ها که از من سرزده بود، چنان شدم که زمین بر من تنگ شد و دوست داشتم که به زمین فرو روم. به ناچار آهسته از آن حضرت دور شدم، در حالی که به مردم پناه می بردم؛ ولی پس از آن مجلس، کسی نزد من محبوب تر از آن حضرت و پدرش نبود.[3]

در این جریان، چون آن شخص از جسارت خود شرمنده شد و امام علیه السلام این مطلب را به فراست دریافتند، راضی نشدند که او حتی چند لحظه هم در شرمساری بماند.

از این رو، بی درنگ آیه کریمه را خواندند، همان آیه ای که سخن حضرت یوسف صدّیق، در مقام عذرخواهی از برادرانش را بیان می کند؛ به این معنا که ملامتی بر شما نیست، خجل نباشید، که خداوند شما را می آمرزد و او رحم کننده ترین رحم کنندگان است. بدین ترتیب، آن شخص را در فضایی از شفقت و مهربانی قرار دادند.

پی نوشت ها:
[1] همان
[2] یوسف( 12) آیه 92
[3] سفینةالبحار، ج 1، ص 421؛ منازل الآخره، ص 207
منبع :منبع : امام حسین (ع) و قرآن (مجموعه مقالات)، ص: 24


نوع مطلب : امام حسین (ع)، 
برچسب ها : سبک زندگی، عفو و گذشت، امام حسین (ع)، طلب آمرزش،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 29 بهمن 1395 08:16 ب.ظ
سایت متفاوت و زیبایی دارین خیلی خوشحال شدم دوباره به وبتون اومدم افتخار میدین پیش منم بیاین خیلی ممنون
جمعه 29 بهمن 1395 05:27 ب.ظ
سلام خوبی ؟ از وبلاگت خوشم اومد. به ما هم سر بزن مرسی
جمعه 29 بهمن 1395 03:05 ب.ظ
سلام، وقتتون بخیر.
از وبلاگتون بازدید کردم؛ به نظرم مطالب خوبی داره ولی میتونه‌ ظاهر بهتری داشته باشه.
بهتون پیشنهاد می کنم به این سایت‌سر بزنید چون مرجع پوسته های مدرن و استاندارد برای‌ وبلاگ هست و‌ همش هم ریسپانسیو هستن.
اینم آدرس سایتش: themeveel.ir
به‌ زودی پوسته های‌ جدیدی هم‌ داخلش قرار می گیره.
امیدوارم براتون مفید باشه و برای ThemeVeel دیدگاه بذارید.
ممنونم و موفق باشید.
جمعه 29 بهمن 1395 12:17 ب.ظ
اللهم عجل لولیک الفرج
عبرات
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
امکانات جانبی