شُبیر علیه السلام
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
عیاشی به سند معتبر روایت کرده است که روزی حضرت امام حسین علیه السلام به جمعی از مساکین گذشت که عبای خود را افکنده بودند و نشسته بودند،نان خشکی در پیش داشتند و می خوردند چون به ایشان رسید،آن حضرت دا دعوت کردند ؛حضرت از اسب فرود آمد و فرمود:" خدا متکبران را دوست نمی دارد " نزد ایشان نشست و با ایشان نشست و با ایشان تناول نمود . به روایت دیگر از ایشان عذر طلبید که این نان شما از صدقه است و صدقه بر من حرام است.

بعد فرمود: " چون من اجابت شما کردم شما نیز اجابت من کنید ."

ایشان را به خانه خود برد و به کنیز خود گفت :" هر چه برای مهمانان عزیز ذخیره کرده ای حاضر ساز ." ایشان را ضیافت کرد و انعامات فرموده روانه کرد .

منبع :
جلاءالعیون ص 450
معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام 239


نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها : امام حسین(ع)، مهمانی، اجابت، متکبران،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 7 فروردین 1396 03:45 ب.ظ
سال نو مبارک سال خوبی داشته باشید
وبلاگ خوبی دارید
موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
پیوندهای روزانه
امکانات جانبی