تبلیغات
شُبیر علیه السلام - فرزند حسین علیه السّلام
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
ابو جحیفه، حرث بن عبد اللّه همدانی و حرث بن شرب، می گویند:

روزی در خدمت حضرت علی علیه السّلام بودیم. حضرت رو به فرزند خود امام حسن علیه السّلام نموده و فرمود: مرحبا ای پسر پیغمبر!

دراین حال، فرزند دیگر امام یعنی حسین علیه السّلام وارد شد. حضرت علی علیه السّلام به او فرمود: پدر و مادرم قربانت شود ای پدر فرزند بهترین کنیزان!

عرض کردیم: یا امیر المؤمنین! چرا به امام حسن علیه السّلام آن طور و به امام حسین علیه السّلام این گونه خطاب کردید؟ فرزند بهترین کنیزان کیست؟

امام علیه السّلام فرمود: او گم شده ای است که از کسان و وطن دور و مهجور، و نامش (محمّد) است، و فرزند حسن بن علی بن محمّد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمّد بن علی بن حسین علیهم السّلام می باشد.

در این هنگام، حضرت دست مبارک را بر روی سر امام حسین علیه السّلام نهاد و فرمود: همین حسین علیه السّلام.[1]

پی نوشت:
[1] بحار الانوار، ج 51، ص 110.
منبع : داستانهایی از امام زمان(علیه السلام)، ص: 41.


نوع مطلب : امام حسین (ع)، 
برچسب ها : حضرت علی علیه السّلام، سر امام حسین علیه السّلام، دور و مهجور،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 30 آذر 1396 08:42 ب.ظ
مهدی جان
فال حافظ زدم آن رند غزل‌خوان هم گفت:
زندگی بی تو محال است، تو باید باشی...
الهم عجل لولیک الفرج
یلدا برشما هم گرامی باد.
عبرات
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
امکانات جانبی