حنان بن سدیر خدمت امام صادق علیه السلام مشرف شد، در حالی که نزد او عدّه ای از اصحابش بودند. حضرت فرمود: «ای حنّان! آیا اباعبدالله الحسین علیه السلام را هر ماه یک بار زیارت می کنی؟ عرض کرد: خیر، حضرت فرمود: هر دوماه یکبار؟ عرض کرد: خیر، حضرت فرمود: هر سالی یک مرتبه؟ عرض کرد: خیر. حضرت فرمود: چقدر به آقایتان ظلم و جفا روا می دارید! عرض کرد: ای پسر رسول خدا علّتش کمبود مال و دور بودن راه است.

حضرت فرمودند: آیا شما را به زیارت قبول شده ای راهنمایی کنم اگرچه از راه دور باشد؟ عرض کرد: چگونه زیارت کنم ای پسر رسول خدا؟ حضرت فرمودند: غسل کن و تمیزترین لباس هایت را بپوش و به بالاترین جای منزلت یا به صحرا برو و یا رو به سوی قبر آن حضرت کرده و زیارت آن حضرت را بخوان. سپس کمی به سمت چپ برگرد و به قبر علی اکبر علیهما السلام توجه کن که پایین پای پدرشان قرار دارند و بر آن بزرگوار سلام کن سپس به آنچه از امور دنیا و آخرتت می خواهی دعا کن.

منبع :كامل الزیارات، باب 96، ح 7.



طبقه بندی: امام حسین (ع)، 
برچسب ها: امام صادق (ع)، حنان بن سدیر، زیارت امام حسین،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 آبان 1396 توسط عبرات
عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّیِّ قَالَ كُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا اسْتَسْقَى الْمَاءَ فَلَمَّا شَرِبَهُ رَأَیْتُهُ قَدِ اسْتَعْبَرَ وَ اغْرَوْرَقَتْ عَیْنَاهُ بِدُمُوعِهِ ثُمَّ قَالَ لِی یَا دَاوُدُ لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَ الْحُسَیْنِ ع فَمَا مِنْ عَبْدٍ شَرِبَ الْمَاءَ فَذَكَرَ الْحُسَیْنَ ع وَ لَعَنَ قَاتِلَهُ إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِائَةَ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ حَطَّ عَنْهُ مِائَةَ أَلْفِ سَیِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ مِائَةَ أَلْفِ دَرَجَةٍ وَ كَأَنَّمَا أَعْتَقَ مِائَةَ أَلْفِ نَسَمَةٍ وَ حَشَرَهُ اللَّهُ تَعَالَى یَوْمَ الْقِیَامَةِ ثَلِجَ الْفُؤَادِ.

داود رقّى مى ‏گوید: در محضر مبارك امام صادق علیه السّلام بودم، حضرت آب طلبیدند و زمانى كه آب را نوشیدند دیدم در حضرت حالت گریه پیدا شد و دو چشم آن حضرت غرق اشك شد. سپس به من فرمودند: اى داود! خدا قاتل حسین علیه السّلام را لعنت كند؛ بنده ‏اى نیست كه آب نوشیده و حسین علیه السّلام را یاد نموده و كشنده ‏اش را لعنت كند مگر آن كه خداوند منّان صد هزار حسنه براى او می نویسد و صد هزار گناه از او محو كرده و صد هزار درجه، مقامش را بالا برده و گویا صد هزار بنده، آزاد كرده و روز قیامت حق تعالى او را با قلبى آرام و مطمئن محشورش مى ‏كند.

منبع : كامل الزیارات، ص: 107-106.



طبقه بندی: امام حسین (ع)، 
برچسب ها: ثارالله، یادآوری، اشک، روز قیامت،
نوشته شده در تاریخ جمعه 26 آبان 1396 توسط عبرات
ورود اهل بیت به مدینه

چون اهل بیت علیهماالسّلام از شام بیرون شدند، طى مراحل و منازل نمودند تا نزدیك به مدینه شدند. بشیر بن جَذلَم كه از ملازمین ركاب بود گفت: چون نزدیك مدینه رسیدیم حضرت على بن الحسین علیه السّلام محلّى را كه سزاوار دانست فرود آمد و خیمه‌ ها بر افراخت و فرمود: اى بشیر! خدا رحمت كند پدر ترا او مردى شاعر بود آیا تو نیز بهره اى از صنعت پدر دارى؟ عرض كردم: بلى یابن رسول اللّه، من نیز شاعرم. فرمود: پس برو داخل مدینه شو و شعرى در مرثیه ابوعبداللّه علیه السّلام بخوان و مردم مدینه را از شهادت او و آمدن ما آگاه كن. بشیر گفت: حسب الامر سوار بر اسب شدم و به سوى مدینه تاختم تا داخل مدینه شدم، چون به مسجد حضرت پیغمبر صلى اللّه علیه و آله و سلّم رسیدم صدا به گریه و زارى بلند كردم و این دو شعر گفتم: 


«یا اَهْلَ یَثرِبَ لا مُقامَ لَكُم بِها  
قُتِلَ الْحُسینُ فَاَدْمُعى مِدْرارٌ  
اَلجِسْمُ مِنهُ بِكربَلاءَ مُضَرَّجٌ  
وَالرَّاءسُ مِنهُ عَلَى الْقَناةِ یُدار»ُ 

یعنى اى اهل مدینه دیگر در مدینه اقامت نكنید كه حسین علیه السّلام شهید شد و به این سبب سیلاب اشك از چشم من روان است. بدن شریفش در كربلا در میان خاك و خون افتاده و سر مقدّسش را بر سر نیزه‌ها در شهرها مى گردانند. آن وقت فریاد برآوردم كه اى مردم اینك على بن الحسین علیه السّلام با عمّه‌ها و خواهرها به نزدیك شما رسیده اند و در ظاهر شهر شما رحل خویش فرود آورده اند و من پیك ایشانم به سوى شما و شما را به حضرت او دلالت مى كنم. گوئى بانگ بشیر نفخه صور بود كه عرصه مدینه را صبح نشور ساخت. مخدّرات محجوبه از خانه‌ها بیرون شدند و با پاهاى برهنه بیرون دویدند و روها بخراشیدند و صداها به ناله و زارى بلند كردند و فریاد واویلاه و واثبوراه كشیدند و هرگز مدینه به آن حالت مشاهده نگشته بود و روزى از آن، تلخ تر و ماتمى از آن، عظیم تر دیدار نشده بود.

منبع : منتهی الامال، ۱/۱۰۳۵



طبقه بندی: مناسبتها، 
برچسب ها: ثارالله، اهل بیت(ع)، اسارت، مدینه،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 آبان 1396 توسط عبرات
عیسی بن حارث کندی گوید: «چون حسین بن علی علیه ‏السلام را شهید کردند تا هفت روز هر گاه که نماز عصر را می‏خواندیم به آفتاب که نورش بر دیوار خانه‏ ها می‏ تابید نگاه می‏کردیم و می‏دیدیم که از شدت سرخی گویا که لحافی سرخ رنگ است!»[1] .

نیز از محمد بن سیرین آورده شده است که: «این قرمزی شفق تا هنگام شهادت حضرت سیدالشهداء علیه ‏السلام وجود نداشت و پس از شهادت آن حضرت بوجود آمد.»[2]  و نیز حکایت شده که: «چون حضرت سیدالشهداء علیه ‏السلام به شهادت رسید، آفتاب چنان گرفت که ستارگان در آسمان نمودار شدند و مردم گمان می‏کردند که قیامت بر پا شده است.»[3] .

و بنابر نقل‏ های مختلف: «بعد از شهادت امام حسین علیه ‏السلام در برخی اماکن تا سه روز و در بعضی جاها تا چهل روز از آسمان خون بارید!»[4] .

نیز آمده است که: «در صبح گاه شب شهادت امام حسین علیه ‏السلام هر سنگ و سنگریزه‏ای را که از زمین بر می‏ داشتند در زیر آن خون تازه ‏ای که در حال جوشش بود مشاهده می‏کردند.»[5] .

پس از شهادت آن بزرگوار، زمین به سختی لرزید و شرق و غرب تاریک شد و مردم را زلزله و برق فرو گرفت و آسمان خون بارید و هاتفی از آسمان ندا کرد که:

«به خدا سوگند، امام فرزند امام و برادر امام و پدر امامان، حسین بن علی، کشته شد.»[6] .

پی نوشت ها :
1 - احقاق الحق،ج11،ص480.
2 - منتهی الامال،محدث قمی،ج 1 ، ص 837.
3 - بحارالانوار،ج 45 ، ص 216، مختصر تاریخ ف ابن عساکر،ج 7 ، ص 149.
4 - همان ف ص 211.
5 - منتهی الامال ، ج 1،ص 836 .
6 - مقتل الحسین ، مقرم ف ص 283.



طبقه بندی: امام حسین (ع)، 
برچسب ها: ثارالله، شگفتی بعد از شهادت، آسمان، خون،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 آبان 1396 توسط عبرات
(تعداد کل صفحات:3)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]