تبلیغات
شُبیر علیه السلام - مطالب عبرات
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
- آقا، شما اهل این شهر هستید؟

- آری، چطور؟

- در این شهر کسی را می شناسی که بخشنده و کریم باشد و بتواند به بیچاره و درمانده ای کمک کند؟

- گدا هستی؟

- نه، مشکلی برایم پیش آمده و نیاز به کمک دارم.

- موقع نماز به مسجد برو، آن جا از هر کسی بپرسی نشانت می دهد. نامش حسین است.

- مرد خوشحال شد و با یک دنیا امید به مسجد رفت. بعد از نماز از فردی که کنارش نشسته بود پرسید: برادر، حسین کیست؟

- همانی که آن جا نشسته است.

مرد برخاست و به نزد او رفت، پس از سلام و علیک گفت: به این شهر آمدم و پس از پرس و جو شما را با عنوان بخشنده ترین فرد نشانم دادند، به همین دلیل مزاحم شدم تا کمکم کنید و از این درماندگی نجاتم دهید.


نوع مطلب : امام حسین (ع)، 
برچسب ها : ثارالله، حکایت، سوال، اشک شوق، شکیبایی، بخشنده و کریم،
لینک های مرتبط :
وجود نازنین سیدالشهدا(ع) با نثار جان خود درخت دین را آبیاری و هویت اسلام را زنده نگه داشت.

خانم فاطمه (س) درباره‌ی هنگام شهادت فرزندش حسین(ع) از پدرشان پرسیدند: ای پدر شهادت فرزندم حسین(ع) چه هنگام رخ خواهد داد؟

نبی‌اكرم درخصوص وقت شهادت حسین(ع) به دخترشان حضرت فاطمه(س) فرمودند: هنگامی كه من، تو و علی نیستیم.

حضرت زهرا (س) با گریه‌ی شدید به رسول خدا(ص) فرمودند: ای پدر، گریه‌ كنان و عهده‌ داران اقامه‌ی عزای فرزندم چه كسانی خواهند بود؟

رسول خدا (ص) در پاسخ به حضرت زهرا (س) فرمودند: به درستی كه زنان امت من بر زنان اهل بیت من و مردانشان بر مردان اهل بیت من گریه خواهند كرد و هر سال نسل اندر نسل با تجدید عزای حسین(ع) آن را زنده نگه می‌دارند. پس در قیامت تو زنان و من مردانشان را شفاعت می‌كنم و با گرفتن دست گریه كن بر مصیبت حسین (ع) او را وارد بحث می‌كنم ای فاطمه (س) روز قیامت هر چشمی گریان است مگر چشم گریان بر مصیبت‌ های حسین(ع) كه صاحب این چشم در آن روز خندان است و به نعمات مثبتی مژده داده می‌شود.


نوع مطلب : امام حسین (ع)، 
برچسب ها : نبی اکرم(ص)، مرثیه و عزاداری، عاشورا، عافیت، حضرت زهرا (س)،
لینک های مرتبط :
در روز عاشورا، امام حسین علیه السلام و یاران نزدیک ایشان از سخت شدن کار و شدّت یافتن نبرد، نه تنها هیچ هراسی به دل راه نمی دادند، بلکه چهره شان گشاده تر و بانشاطتر می شد؛ اما گروه دیگری نیز در سپاه ایشان بودند که با شدّت یافتن جنگ و نزدیک شدن زمان کشته شدن، هراسان تر می شدند و به یکدیگر می گفتند: «ببینید این مرد (امام حسین علیه السلام) باکی از مرگ ندارد».

این جمله، نشان می دهد که آنچه آنان را تحت فشار قرار داده بود، مرگ و کشته شدن بود و آنچه مرگ را برای آنان به یک عامل فشار روانی تبدیل کرده بود، تفسیر نادرست از آن بود؛ اما امام حسین علیه السلام با ارائه تفسیر واقعی از مرگ، آنان را نیز مقاوم و بردبار ساخت و از فشارهای روانی، آزاد کرد.

آن حضرت به آنان فرمود: بردبار باشید- ای بزرگ زادگان-، که مرگ، چیزی نیست جز پلی که شما را از ناراحتی و سختی، به باغ های پهناور و نعمت های همیشگی منتقل می سازد. پس کدام یک از شما دوست ندارد که از زندان، به قصر منتقل شود؟! در حالی که مرگ برای دشمنان شما چیزی نیست مگر همانند کسی که از قصر، به زندان و شکنجه، منتقل می شود.[1]

از لابه لای این کلام نیز، هم ناخرسندی آنان به دست می آید و هم نابردباری آنان که ریشه در تفسیر نادرست از مرگ دارد. امام حسین علیه السلام با درک این مطلب، نگرش آنان به مرگ و ارزیابی آنان از کشته شدن را تصحیح کردند و بدین وسیله، آنان نیز دلیرانه جنگیدند و به شهادت رسیدند.

پی نوشت:
[1] بحارالأنوار، ج 44، ص 297؛ معانى الأخبار، ص 288.
منبع : عباس پسندیده، رضایت از زندگى، ص 127.


نوع مطلب : امام حسین (ع)، 
برچسب ها : مرگ، امام حسین علیه‌السلام، پل، فنا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
امکانات جانبی