مقاتل
معرفی کتاب

«آینه در کربلاست» اثر دکتر محمدرضا سنگری تنها با گذشت یک سال از انتشار به چاپ هفتم رسیده است؛ این اثر روایتی کامل از واقعه عاشوراست.آینه در کربلاست از دقیقترین و جزئی پردازانه‌ترین تاریخ نوشته های عاشورا است که نویسنده در آن با استفاده از منابع دست اول و مورد وثوق علمای تاریخ شیعه، تحلیل جامعی از حادثه کربلا ارائه می‌دهد.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








حمایت
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
عاقبت سیاهی لشکر ابن سعد ملعون

سیّد ابن طاووس و ابن شهر آشوب و دیگران از عبد اللَّه بن رباح قاضى روایت كرده اند كه گفت: مرد نابینائى را دیدم از سبب كورى از او سؤال كردم. گفت: من از آنها بودم كه به جنگ حضرت امام حسین علیه السّلام رفته بودم و با ۹ نفر رفیق بودم، امّا نیزه به كار نبردم و شمشیر نزدم و تیرى نینداختم. چون آن حضرت را شهید كردند و به خانه خود برگشتم و نماز عشا كردم و خوابیدم. در خواب دیدم كه مردى به نزد من آمد و گفت: بیا كه حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله و سلّم تو را مى طلبد. گفتم: مرا به او چه كار است؟ جواب مرا نشنید و گریبان مرا كشید و به خدمت آن حضرت برد.


ناگاه دیدم كه حضرت در صحرائى نشسته است محزون و غمگین و جامه را از دستهاى خود بالا زده است و حربه اى به دست مبارك خود گرفته است و طشتی در پیش آن حضرت افكنده اند و ملكى بر بالاى سرش ایستاده است و شمشیرى از آتش در دست دارد و آن ۹ نفر كه رفیق من بودند ایشان را به قتل مى رساند و آن شمشیر را به هر یك از ایشان كه مى زند آتش در او مى افتد و مى سوزد و باز زنده مى شود و بار دیگر ایشان را به قتل مى رساند. من چون آن حالت را مشاهده كردم به دو زانو در آمدم و گفتم: السّلام علیك یا رسول اللَّه. جواب سلام من نگفت و ساعتى سر در زیر افكند و گفت:

اى دشمن خدا هتك حرمت من كردى و عترت مرا كشتى و رعایت حقّ من نكردى. گفتم: یا رسول اللَّه من شمشیرى نزدم و نیزه به كار نبردم و تیر نیانداختم. حضرت فرمود: راست گفتى و لیكن در میان لشكر آنها بودى و سیاهى لشكر ایشان را زیاد كردى. نزدیك من بیا. چون نزدیك رفتم دیدم طشتى پر از خون در پیش آن حضرت است. پس فرمود: این خون فرزند من حسین است و از آن خون در چشم هاى من كشید. چون بیدار شدم نابینا بودم.

منبع : جلاء العیون، ص ۷۸۴




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، اهل بیت(ع)، هتك حرمت، قاتلان امام حسین علیه السلام،
چهارشنبه 17 آبان 1396 :: نویسنده : عبرات
قابل توجه آنانکه که مردم را به بهانه «عدم معرفت به امام حسین علیه السلام» از زیارت آن حضرت منع میکنند.

«شوق و محبت و رغبت» به امام حسین علیه السلام هم برای رفتن به زیارت آن حضرت و اجر آن، کافیست.

1- زیارت از روی «حب»:
▫️حدَّثَنِی أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی خَلَفٍ الْقُمِّیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى الْیَقْطِینِیِّ عَنْ رَجُلٍ عَنْ فُضَیْلِ بْنِ عُثْمَانَ الصَّیْرَفِیِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ الْخَیْرَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ حُبَّ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَ حُبَّ زِیَارَتِهِ وَ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ السُّوءَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ بُغْضَ الْحُسَیْنِ وَ بُغْضَ زِیَارَتِهِ .

حضرت ابى عبد اللّه علیه السّلام فرمودند: كسى كه خداوند خیر را براى او اراده كرده باشد در قلبش محبّت امام حسین علیه السّلام را قرار داده و در دلش محبت زیارت آن جناب را مى اندازد و كسى كه خداوند سوء و بدى را برایش بخواهد در قلبش بغض امام حسین علیه السّلام قرار داده و در دلش بغض زیارت آن حضرت را مى اندازد.(منبع : کامل الزیارات، باب ۵۵، حدیث ۳)

2-  زیارت از روی «شوق»:
حدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْقُرَشِیُّ الرَّزَّازُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى عَنْ أَبِی أُسَامَةَ زَیْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَقُولُ مَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) تَشَوُّقاً إِلَیْهِ كَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الآْمِنِینَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ أُعْطِیَ كِتَابَهُ بِیَمِینِهِ وَ كَانَ تَحْتَ لِوَاءِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) حَتَّى یَدْخُلَ الْجَنَّةَ فَیُسْكِنَهُ فِی دَرَجَتِهِ- إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَكِیمٌ.

▪️امام صادق علیه السّلام میفرمودند: كسى كه از روى شوق و ذوق به زیارت قبر حضرت حسین بن على سلام اللّه علیهما برود روز قیامت خداوند متعال او را از جمله آمنین مى نویسد و محسوب مى فرماید و كتابش (نامه اعمال او) را به دست راستش دهد و در زیر پرچم حسین علیه السّلام بوده تا داخل بهشت شود پس حق تعالى او را در درجه و مرتبه خودش مكان داده بدرستى كه خداوند متعال عزیز و حكیم مى باشد.(منبع : کامل الزیارات، باب ۵۶، حدیث ۱)




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : ثارالله، اربعین، زیارت، قیامت،
دوشنبه 15 آبان 1396 :: نویسنده : عبرات
خدمتکاران آسمانی زائران امام حسین علیه السلام

غذای زائران در کربلا از بهشت می آید و حوائج آنان برآورده است.

حدَّثَنِی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَصْرِیِّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو الْفَضْلِ عَنِ ابْنِ صَدَقَةَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) كَأَنِّی بِالْمَلَائِكَةِ وَ اللَّهِ قَدْ ازْدَحَمُوا الْمُوءْمِنِینَ عَلَى قَبْرِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ فَیَتَرَاءَوْنَ لَهُ قَالَ هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ قَدْ لَزِمُوا وَ اللَّهِ الْمُوءْمِنِینَ حَتَّى إِنَّهُمْ لَیَمْسَحُونَ وُجُوهَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ قَالَ وَ یُنْزِلُ اللَّهُ عَلَى زُوَّارِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) غُدْوَةً وَ عَشِیَّةً مِنْ طَعَامِ الْجَنَّةِ وَ خُدَّامُهُمُ الْمَلَائِكَةُ لَا یَسْأَلُ اللَّهَ عَبْدٌ حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْیَا وَ الآْخِرَةِ إِلَّا أَعْطَاهَا إِیَّاهُ قَالَ قُلْتُ هَذِهِ وَ اللَّهِ الْكَرَامَةُ قَالَ لِی یَا مُفَضَّلُ أَزِیدُكَ قُلْتُ نَعَمْ سَیِّدِی قَالَ كَأَنِّی بِسَرِیرٍ مِنْ نُورٍ قَدْ وُضِعَ وَ قَدْ ضُرِبَتْ عَلَیْهِ قُبَّةٌ مِنْ یَاقُوتَةٍ حَمْرَاءَ مُكَلَّلَةٍ بِالْجَوَاهِرِ وَ كَأَنِّی بِالْحُسَیْنِ (علیه السلام) جَالِسٌ عَلَى ذَلِكَ السَّرِیرِ وَ حَوْلَهُ تِسْعُونَ أَلْفَ قُبَّةٍ خَضْرَاءَ وَ كَأَنِّی بِالْمُوءْمِنِینَ یَزُورُونَهُ وَ یُسَلِّمُونَ عَلَیْهِ فَیَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُمْ أَوْلِیَائِی سَلُونِی- فَطَالَ مَا أُوذِیتُمْ وَ ذُلِّلْتُمْ وَ اضْطُهِدْتُمْ فَهَذَا یَوْمٌ لَا تَسْأَلُونِّی حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْیَا وَ الآْخِرَةِ إِلَّا قَضَیْتُهَا لَكُمْ فَیَكُونُ أَكْلُهُمْ وَ شُرْبُهُمْ فِی الْجَنَّةِ فَهَذِهِ وَ اللَّهِ الْكَرَامَةُ الَّتِی لَا انْقِضَاءَ لَهَا وَ لَا یُدْرَكُ مُنْتَهَاهَا.


از مفضّل بن عمر نقل است كه وى گفت حضرت ابو عبد اللّه علیه السّلام فرمودند: گویا مى بینم كه فرشتگان با مؤمنین بر سر قبر حضرت حسین بن على علیهما السّلام ازدحام كرده اند. راوى مى گوید: عرضه داشتم: آیا مؤمنین فرشته را مى بینند؟ حضرت فرمودند: هرگز هرگز، آنها به خدا قسم ملازم و همراه مؤمنین بودند حتّى با دست هایشان به صورت هاى آنها مسح مى كشند.  

سپس امام علیه السّلام فرمودند: خداوند منّان هر صبح و شام از طعام بهشت بر زوّار امام حسین علیه السّلام نازل مى فرماید و خدمتكاران ایشان فرشتگانند. هیچ بنده اى از بندگان خداوند حاجتى از حوائج دنیا و آخرت را از خداوند متعال در خواست نمى كنند مگر آنكه خدا به او عطاء مى فرماید. راوى مى گوید: عرض كردم: به خدا قسم این كرامت مى باشد. امام علیه السّلام به من فرمودند اى مفضّل: برایت بیشتر بگویم؟ عرض كردم: بلى سرور من.  

حضرت فرمودند: گویا مى بینم تختى از نور را كه گذارده اند و بر روى آن قبّه اى از یاقوت سرخ زده شده كه با جواهرات آن را زینت نموده اند و حضرت امام حسین علیه السّلام بر روى آن تخت نشسته اند و اطراف آن حضرت ۹۰ هزار قبه سبز زده اند و مؤمنین آن حضرت را زیارت كرده و بر آن جناب سلام مى دهند. پس خداوند متعال به ایشان مى فرماید:  اى دوستانم از من درخواست كنید و بخواهید. پس زیاد اذیّت شدید. روزى است كه حاجتى از حاجات دنیا و آخرتتان را از من در خواست نكرده مگر آن را روا مى نمایم. پس خوردن و آشامیدنشان در بهشت مى باشد. پس به خدا قسم كرامت و احسانى كه زوال نداشته و انتهاء آن را نمى توان درك كرد همین است.

منبع : کامل الزیارات، باب ۵۰، حدیث ۳




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : اربعین، زائران امام حسین علیه السلام، بهشت، کربلا،
یکشنبه 14 آبان 1396 :: نویسنده : عبرات
بهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ صَالِحٍ عَنِ الْحَرْثِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ إِنَّ لِلَّهِ مَلَائِكَةً مُوَكَّلِینَ بِقَبْرِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) فَإِذَا هَمَّ بِزِیَارَتِهِ الرَّجُلُ أَعْطَاهُمُ اللَّهُ ذُنُوبَهُ فَإِذَا خَطَا مَحَوْهَا ثُمَّ إِذَا خَطَا ضَاعَفُوا لَهُ حَسَنَاتِهِ فَمَا تَزَالُ حَسَنَاتُهُ تَضَاعَفُ حَتَّى تُوجِبَ لَهُ الْجَنَّةَ ثُمَّ اكْتَنَفُوهُ وَ قَدَّسُوهُ وَ یُنَادُونَ مَلَائِكَةَ السَّمَاءِ أَنْ قَدِّسُوا زُوَّارَ حَبِیبِ اللَّهِ فَإِذَا اغْتَسَلُوا نَادَاهُمْ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) یَا وَفْدَ اللَّهِ أَبْشِرُوا بِمُرَافَقَتِی فِی الْجَنَّةِ ثُمَّ نَادَاهُمْ أَمِیرُ الْمُوءْمِنِینَ ع أَنَا ضَامِنٌ لِقَضَاءِ حَوَائِجِكُمْ وَ دَفْعِ الْبَلَاءِ عَنْكُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الآْخِرَةِ ثُمَّ الْتَقَاهُمْ [اكْتَنَفَهُمُ ]النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) عَنْ أَیْمَانِهِمْ وَ عَنْ شَمَائِلِهِمْ حَتَّى یَنْصَرِفُوا إِلَى أَهَالِیهِمْ.

 

حضرت ابى عبد اللّه علیه السّلام فرمودند: خداوند متعال فرشتگانى دارد كه مُوكّل قبر حضرت امام حسین علیه السّلام مى باشند. هنگامى كه شخص قصد زیارت آن حضرت را مینماید حق تعالى گناهان او را در اختیار این فرشتگان قرار مى دهد و زمانى كه وى قدم برداشت فرشتگان تمام گناهانش را محو مى كنند و سپس قدم دوّم را كه برداشت حسناتش مضاعف و دو چندان مى كنند و پیوسته با قدم هائى كه برمى دارد حسناتش مضاعف مى گردد تا به حدّى مى رسد كه بهشت برایش واجب و ثابت مى گردد. سپس اطرافش را گرفته و تقدیسش میكنند و فرشتگان آسمان نداء داده و مى گویند: زوّار دوست دوست خدا را تقدیس نمائید.

و وقتى زوّار غسل كردند حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایشان را مورد نداء قرار داده و مى فرماید: اى مسافران خدا! بشارت باد بر شما كه در بهشت با من هستید. سپس امیرالمؤمنین علیه السّلام به ایشان نداء نموده و مى فرماید: من ضامنم كه حوائج شما را بر آورده نموده و بلاء را در دنیا و آخرت از شما دفع كنم. سپس پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم با ایشان از طرف راست و چپ ملاقات فرموده تا بالأخره به اهل خود بازگردند.

منبع : کامل الزیارات، باب ۴۹، حدیث ۳




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : ثارالله، اربعین، فرشتگان، زائر، کربلا،
شنبه 13 آبان 1396 :: نویسنده : عبرات
ثواب عظیم کسی که بسمت کربلا برای زیارت راه می افتد.

حدَّثَنِی أَبِی عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ بَشِیرٍ الدَّهَّانِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ إِنَّ الرَّجُلَ لَیَخْرُجُ إِلَى قَبْرِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) فَلَهُ إِذَا خَرَجَ مِنْ أَهْلِهِ بِأَوَّلِ خُطْوَةٍ مَغْفِرَةُ ذُنُوبِهِ- ثُمَّ لَمْ یَزَلْ یُقَدَّسُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَتَّى یَأْتِیَهُ فَإِذَا أَتَاهُ نَاجَاهُ اللَّهُ تَعَالَى فَقَالَ عَبْدِی سَلْنِی أُعْطِكَ ادْعُنِی أُجِبْكَ اطْلُبْ مِنِّی أُعْطِكَ سَلْنِی حَاجَةً أقضیها [أَقْضِهَا لَكَ قَالَ وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ حَقٌّ عَلَى اللَّهِ أَنْ یُعْطِیَ مَا بَذَلَ.


حضرت ابى عبد اللّه علیه السّلام فرمودند: شخصى كه به زیارت قبر حضرت حسین بن على علیهما السّلام مى رود، زمانى كه از اهلش جدا شد با اولین گامى كه برمى دارد تمام گناهانش آمرزیده مى شود. سپس با هر قدمى كه برمى دارد پیوسته تقدیس و تنزیه شده تا به قبر برسد و هنگامى كه به آنجا رسید حق تعالى او را خوانده و با وى مناجات نموده و مى فرماید: بنده من! از من بخواه تا به تو اعطاء نمایم. من را بخوان اجابتت نمایم. از من طلب كن به تو بدهم. حاجتت را از من بخواه تا برایت روا سازم.راوى مى گوید امام علیه السّلام فرمودند: بر خداوند متعال حق و ثابت است آنچه را كه بذل نموده اعطاء فرماید.

منبع : کامل الزیارات، باب ۴۹، حدیث ۲




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : ثارالله، زیارت، کربلا، ثواب،
پنجشنبه 11 آبان 1396 :: نویسنده : عبرات
ثواب کسی که پیاده به زیارت امام حسین علیه السلام برود.

حدَّثَنِی أَبِی وَ جَمَاعَةُ مَشَایِخِی عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ وَ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ جَمِیعاً عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الْجَبَّارِ النَّهَاوَنْدِیِّ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرِ بْنِ أَبِی فَاخِتَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَا حُسَیْنُ مَنْ خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ یُرِیدُ زِیَارَةَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (صلی الله علیه و آله) إِنْ كَانَ مَاشِیاً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَى عَنْهُ سَیِّئَةً حَتَّى إِذَا صَارَ فِی الْحَائِرِ كَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْمُصْلِحِینَ الْمُنْتَجَبِینَ [الْمُفْلِحینَ الْمُنْجِحِینَ حَتَّى إِذَا قَضَى مَنَاسِكَهُ كَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْفَائِزِینَ حَتَّى إِذَا أَرَادَ الِانْصِرَافَ أَتَاهُ مَلَكٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یُقْرِوءُكَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَكَ اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَكَ مَا مَضَى.


حضرت ابو عبد اللّه علیه السّلام فرمودند: كسى كه از منزلش بیرون آید و قصدش زیارت قبر حضرت حسین ابن على علیهما السّلام باشد، اگر پیاده رود خداوند منّان به هر قدمى كه برمى دارد یك حسنه برایش نوشته و یك گناه از او محو مى فرماید تا زمانى كه به حائر برسد و پس از رسیدن به آن مكان شریف حق تبارك و تعالى او را از رستگاران قرار مى دهد تا وقتى كه مراسم و اعمال زیارت را به پایان برساند كه در این هنگام او را از فائزین محسوب مى فرماید تا زمانى كه اراده مراجعت نماید. در این وقت فرشته اى نزد او آمده و مى گوید: رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم سلام رسانده و به تو مى فرماید:  از ابتداء عمل را شروع كن، تمام گناهان گذشته ات آمرزیده شد.

منبع : کامل الزیارت، باب ۴۹، حدیث ۱




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : ثارالله، زیارت، فائزین،
سه شنبه 9 آبان 1396 :: نویسنده : عبرات
زائر امام حسین علیه السلام باید اینگونه باشد.

محمّد بن مسلم گفت: محضر مبارك حضرت ابى عبد اللّه علیه السّلام عرض كردم: هر گاه به زیارت پدر بزرگوارتان حضرت امام حسین علیه السّلام مى رویم آیا به همان كیفیّتى كه به حج مى رویم باشیم؟ 

حضرت فرمودند: بلى. عرض كردم: پس آنچه بر حاجى لازم است بر ما نیز است؟ حضرت فرمودند: چه چیزهائى را گفتى؟ عرض كردم: اشیائى را كه بر حاجى لازم مى باشد. حضرت فرمودند: بر تو لازم است كه با همراهانت خوش رفتار باشى، سخن اندك بگوئى و حتى الامكان تكلّم نكنى مگر به خیر. بر تو لازم است زیاد بیاد خدا باشى. بر تو لازم است جامه و لباس هایت را نظیف و پاكیزه نگاه دارى.


بر تو لازم است پیش از اینكه به حائر برسى غسل نمائى. لازم است بر تو كه خاشع بوده و زیاد نماز خوانده و بسیار بر محمّد و آل محمّد صلوات بفرستى و به آنچه از تو نیست و مال دیگرى است احترام گذارده و بر ندارى. لازم است به آنچه حلال نیست نگاه نكرده و چشم خود را از آن فروببندى. لازم است وقتى برادر ایمانى خود را نیازمند دیده و ملاحظه كردى كه بواسطه نداشتن نفقه از ادامه عمل عاجز است به دیدنش رفته او را كمك كرده و به مواسات با او رفتار نمائى.

بر تو لازم است تقیه كه دین تو به آن قائم است را رعایت كنى. واجب است از آنچه منهى هستى و از خصومت و دشمنى و زیاد قسم خوردن و از جدال كردنى كه در اثناء آن به خوردن قسم مبادرت مى ورزى اجتناب و دورى كنى. وقتى به این دستورها عمل كردى البتّه حجّ و عمره تو تمام و كامل بوده و به واسطه صرف نفقه و دور شدن از اهل و عیالت و روى تافتن از آنچه به آن مایل هستى از كسى كه آنچه نزدش بوده و تو آن را طلب كردى استحقاق پیدا مى كنى كه از سفرت مراجعه كرده در حالى كه مغفرت و رحمت و رضوانش شامل تو شده باشد.

منبع : کامل الزیارات، باب ۴۸، حدیث ۱




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، زیارت امام حسین(ع)، زائر کربلا،
جمعه 5 آبان 1396 :: نویسنده : عبرات
ثواب زیارت امام حسین علیه السلام با ترس و‌ هراس

حدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْبَصْرِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ عَنْ حَمَّادٍ ذِی النَّابِ عَنْ رُومِیٍّ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) مَا تَقُولُ فِیمَنْ زَارَ أَبَاكَ عَلَى خَوْفٍ قَالَ یُوءْمِنُهُ اللَّهُ یَوْمَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ وَ تَلَقَّاهُ الْمَلَائِكَةُ بِالْبِشَارَةِ وَ یُقَالُ لَهُ لَا تَخَفْ وَ لَا تَحْزَنْ هَذَا یَوْمُكَ الَّذِی فِیهِ فَوْزُكَ.

از زراره نقل است كه وى گفت: محضر مبارك حضرت ابى جعفر علیه السّلام عرضه داشتم: چه مى فرمائید در باره كسى كه با خوف و هراس پدر شما را زیارت كند؟ حضرت فرمودند:  در روزى كه فزع اكبر است حق تعالى او را أمان دهد و فرشتگان به وى بشارت داده و به او مى گویند: مترس و محزون مباش امروز روزى است كه تو در آن رستگار مى شوى.(کامل الزیارات باب ۴۵، حدیث ۱)

بإِسْنَادِهِ عَنِ الْأَصَمِّ عَنِ ابْنِ بُكَیْرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ لَهُ إِنِّی أَنْزِلُ الْأَرَّجَانَ وَ قَلْبِی یُنَازِعُنِی إِلَى قَبْرِ أَبِیكَ فَإِذَا خَرَجْتُ فَقَلْبِی وَجِلٌ مُشْفِقٌ حَتَّى أَرْجِعَ خَوْفاً مِنَ السُّلْطَانِ وَ السُّعَاةِ وَ أَصْحَابِ الْمَسَالِحِ فَقَالَ یَا ابْنَ بُكَیْرٍ أَ مَا تُحِبُّ أَنْ یَرَاكَ اللَّهُ فِینَا خَائِفاً أَ مَا تَعْلَمُ أَنَّهُ مَنْ خَافَ لِخَوْفِنَا أَظَلَّهُ اللَّهُ فِی ظِلِّ عَرْشِهِ وَ كَانَ مُحَدِّثُهُ الْحُسَیْنَ (علیه السلام) تَحْتَ الْعَرْشِ وَ آمَنَهُ اللَّهُ مِنْ أَفْزَاعِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ یَفْزَعُ النَّاسُ وَ لَا یَفْزَعُ فَإِنْ فَزِعَ وَقَّرَتْهُ [قَوَّتْهُ ]الْمَلَائِكَةُ وَ سَكَّنَتْ قَلْبَهُ بِالْبِشَارَةِ. 

ابن بكیر گوید محضر مبارك امام علیه السّلام عرضه داشتم: من به شهر ارجان وارد شده و در آنجا نازل شدم ولى قلب و دلم آرزوى زیارت قبر مطهّر پدر بزرگوارتان را داشت لذا از شهر به قصد زیارت آن جناب خارج شدم امّا دلم ترسان و لرزان بود و از خوف و ترس سلطان و عمّال وى و مرزبانان تا زمان مراجعت در وحشت و دهشت بودم. حضرت فرمودند: اى پسر بكیر آیا دوست ندارى كه خداوند تو را از كسانى كه در راه ما ترسان و خائف مى باشند محسوب فرماید؟
 
آیا مى دانى كسى كه به خاطر خوف ما خائف باشد حق تعالى او را در سایه عرش مكان دهد و هم صحبتش حضرت امام حسین علیه السّلام در زیر عرش مى باشد و حق تعالى او را از فزع هاى روز قیامت در امان مى دارد. مردم به فزع و جزع آمده ولى او فزع نمى كند، پس اگر فزع كند فرشتگان آرامش كرده و بواسطه بشارت دادن قلبش را ساكت و ساكن مى نمایند.(کامل الزیارات، باب ۴۵، حدیث ۲)




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، زیارت، ق تعالی، فرشتگان، ترس، ثواب زیارت،
سه شنبه 2 آبان 1396 :: نویسنده : عبرات
ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺩﺧﺘﺮﻱ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻟﻪ ﺩﺍﺷﺖ. ﺷﺒﻲ ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺖ ﭘﺮﻳﺸﺎﻧﻲ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﭘﺪﺭﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﻛﺠﺎﺳﺖ؟ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ در خواب ﺩﻳﺪم! ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﺍﺯ ﺷﻨﻴﺪﻥ ﺍﻳﻦ ﺳﺨﻦ ﮔﺮﻳﺎﻥ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺷﻴﻮﻥ ﺍﺯ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ. ﻳﺰﻳﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ﺍﺳﺖ؟ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺩﻧﺪ. ﺁﻥ ﻟﻌﻴﻦ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺳﺮ ﭘﺪﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭ ﺑﺒﺮﻧﺪ. ﺳﺮ ﺭﺍ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺩﺍﻣﻨﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ. ﮔﻔﺖ: ﺍﻳﻦ ﭼﻴﺴﺖ؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺳﺮ ﭘﺪﺭ ﺗﻮﺳﺖ. ﺁﻥ ﻛﻮﺩﻙ ﻫﺮﺍﺳﺎﻥ ﺷﺪ، ﺗﺮﺳﻴﺪ ﻭ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ، ﺑﻌﺪ ﻣﺮﻳﺾ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﺭ ﺩﻣﺸﻖ ﺍﺯ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﻓﺖ.(کامل بهایی ۲/۱۷۹)

ﺩﺭ ﺑﻌﻀﻲ ﻛﺘﺐ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ: ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﻲ ﺭﻭﻱ ﺳﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ ﻭ ﺁﻥ ﻃﺒﻖ ﺭﺍ ﺟﻠﻮ ﺁﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﻬﺎﺩﻧﺪ. ﭘﺮﺩﻩ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﺮﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺍﻳﻦ ﺳﺮ ﻛﻴﺴﺖ؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺳﺮ ﭘﺪﺭ ﺗﻮﺳﺖ. ﺳﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﻃﺸﺖ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻴﻨﻪ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﻲ‌ﮔﻔﺖ: «ﻳﺎ ﺃﺑﺘﺎﻩ، ﻣﻦ ﺫﺍ ﺍﻟﺬﻱ ﺧﻀﺒﻚ ﺑﺪﻣﺎﺉ! ﻳﺎ ﺃﺑﺘﺎﻩ، ﻣﻦ ﺫﺍ ﺍﻟﺬﻱ ﻗﻄﻊ ﻭﺭﻳﺪﻱ! ﻳﺎ ﺃﺑﺘﺎﻩ ﻣﻦ ﺫﺍ ﺍﻟﺬﻱ ﺃﻳﺘﻤﻨﻲ ﻋﻠﻲ ﺻﻐﺮ ﺳﻦ! ﻳﺎ ﺃﺑﺘﺎﻩ، ﻣﻦ ﺑﻘﻲ ﺑﻌﺪﻙ ﻧﺮﺟﻮﻩ؟ ﻳﺎ ﺃﺑﺘﺎﻩ، ﻣﻦ ﻟﻠﻴﺘﻴﻤﺔ ﺣﺘﻲ ﺗﻜﺒﺮ»➖«ﭘﺪﺭ ﺟﺎﻥ چه کسی ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﻧﺖ ﺧﻀﺎﺏ ﻛﺮد! ﺍﻱ ﭘﺪﺭ ﻛﻪ ﺭﮔﻬﺎﻱ ﮔﺮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺮید! ﺍﻱ ﭘﺪﺭ، چه کسی ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﻛﻮﺩﻛﻲ ﻳﺘﻴﻢ ﻛﺮد! ﭘﺪﺭ ﺟﺎﻥ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻛﻪ ﺍﻣﻴﺪﻭﺍﺭ ﺑﺎﺷﻢ؟ ﭘﺪﺭ ﺟﺎﻥ، ﺍﻳﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﻳﺘﻴﻢ ﺭﺍ چه کسی ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻱ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﻛند! ». ﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ، ﺗﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻟﺐ ﺑﺮ ﺩﻫﺎﻥ ﺷﺮﻳﻒ ﭘﺪﺭ ﻧﻬﺎﺩ ﻭ ﺳﺨﺖ ﺑﮕﺮﻳﺴﺖ ﺗﺎ ﻏﺶ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻮﺵ ﺭﻓﺖ. ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺣﺮﻛﺖ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺍﺯ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ. ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﭼﻮﻥ ﺍﻳﻦ ﺑﺪﻳﺪﻧﺪ ﺻﺪﺍ ﺑﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﺍﻏﺸﺎﻥ ﺗﺎﺯﻩ ﺷﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺍﻫﻞ ﺩﻣﺸﻖ ﺍﺯ ﺯﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺁﮔﺎﻩ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﺮﻳﺴﺘﻨﺪ.(نفس المهموم ص ۴۵۶)


وقتی رقیه سلام الله علیها خرابه را به هم ریخت...

دختر کوچک امام حسین علیه السلام در خرابه دلتنگ پدر گشت و از فرط گریه خوابش برد. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺍﺛﻨﺎ  ﺧﻮﺍﺏ ﭘﺪﺭ ﺩﻳﺪ. ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﺪ «ﻓﺒﻚ ﻭ ﺗﻘﻮﻝ: ﻭﺍ ﺃﺑﺘﺎﻩ، ﻭﺍ ﻗﺮﺓ ﻋﻴﻨﺎﻩ، ﻭﺍ ﺣﺴﻴﻨﺎﻩ» ﭼﻨﺎﻥ ﺻﻴﺤﻪ ﻛﺸﻴﺪ ﻛﻪ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﻧﺸﻴﻨﺎﻥ ﭘﺮﻳﺸﺎﻥ ﺷﺪﻧﺪ. ﻫﺮ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺁﺭﺍﻡ ﻛﻨﻨﺪ ﻣﻤﻜﻦ ﻧﺸﺪ. ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻳﻦ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﻳﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﭘﻴﺶ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻴﻨﻪ ﭼﺴﺒﺎﻧﻴﺪ ﻭ ﺗﺴﻠﻲ ﻣﻲ‌ﺩﺍﺩ. ﺁﻥ ﻣﻈﻠﻮﻣﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﻧﻤﻲ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻧﻮﺣﻪ ﻣﻲ‌ﻛﺮﺩ. ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺭﻭﻱ ﺩﺍﻣﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﮔﺮﻳﻪ ﻛﺮﺩ «ﺣﺘﻲ ﻏﺸﻲ ﻋﻠﻴﻬﺎ ﻭ ﺍﻧﻘﻄﻊ ﻧﻔﺴﻬﺎ»«ﺗﺎ ﺁﻧﻜﻪ ﻏﺶ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻧﻔﺲ ﺍﻭ ﻗﻄﻊ ﺷﺪ». ﺍﻣﺎﻡ ﺑﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﺩﺭﺁﻣﺪ. ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﺑﻪ ﺷﻴﻮﻥ ﺁﻣﺪﻧﺪ. «ﻓﻀﺠﻮﺍ ﺑﺎﻟﺒﻜﺎﺀ ﻭ ﺟﺪﺩﻭﺍ ﺍﻟﺄﺣﺰﺍﻥ ﻭ ﺣﺜﻮﺍ ﻋﻠﻲ ﺭﺅﻭﺳﻬﻢ ﺍﻟﺘﺮﺍﺏ ﻭ ﻟﻄﻤﻮﺍ ﺍﻟﺨﺪﻭﺩ ﻭ ﺷﻘﻮﺍ ﺍﻟﺠﻴﻮﺏ، ﻭ ﻗﺎﻡ ﺍﻟﺼﻴﺎﺡ». ﺁﻥ ﻭﻳﺮﺍﻧﻪ ﺍﺯ ﻧﺎﻟﻪ ﺍﺳﻴﺮﺍﻥ ﻳﻚ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﺷﺪ.

ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻴﻬﻮﺵ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺨﺪﺭﺍﺕ ﺩﺭ ﺧﺮﻭﺵ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻣﻲ‌ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻴﻨﻪ ﻣﻲ‌ﻛﻮﺑﻴﺪﻧﺪ. ﺧﺎﻙ ﺑﺮﺳﺮ ﻣﻲ‌ﻛﺮﺩﻧﺪ ﮔﺮﻳﺒﺎﻥ ﻣﻲ‌ﺩﺭﻳﺪﻧﺪ ﻛﻪ ﺻﺪﺍﻱ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﻗﺼﺮ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﻳﺰﻳﺪ ﺭﺳﻴﺪ. ﻃﺎﻫﺮ ﺑﻦ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺩﻣﺸﻘﻲ ﮔﻮﻳﺪ: ﺳﺮ یزید ﺭﻭﻱ ﺯﺍﻧﻮﻱ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ. ﺳﺮ ﭘﺴﺮ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻫﻢ ﺩﺭ  ﻣﻴﺎﻥ ﻃﺸﺖ ﺑﻮﺩ. ﻫﻤﻴﻨﻜﻪ ﺷﻴﻮﻥ ﺍﺯ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ، ﺩﻳﺪﻡ ﺳﺮﭘﻮﺵ ﺍﺯ ﻃﺒﻖ ﺑﻪ ﻛﻨﺎﺭ ﺭﻓﺖ، ﺳﺮ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﺗﺎ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺑﺎﻡ ﻗﺼﺮ، ﺑﻪ ﺻﻮﺕ ﺑﻠﻨﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩ: «ﺃﺧﺘﻲ ﺳﻜﺘﻲ ﺍﺑﻨﺘﻲ»«ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺯﻳﻨﺐ، ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺭﺍ ﺳﺎﻛﺖ ﻛﻦ».

ﻃﺎﻫﺮ ﮔﻮﻳﺪ: ﺩﻳﺪﻡ ﺁﻥ ﺳﺮ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻳﺰﻳﺪ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻳﺎ ﻳﺰﻳﺪ، ﻣﻦ ﺑﺎ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ، ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﻛﺸﺘﻲ ﻭ ﻋﻴﺎﻟﻢ ﺭﺍ ﺍﺳﻴﺮ ﻛﺮﺩﻱ؟! ﻳﺰﻳﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻧﺪﺍ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺻﺪﺍ ﺳﺮ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ. ﭘﺮﺳﻴﺪ: ﻃﺎﻫﺮ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ﺍﺳﺖ؟ ﮔﻔﺘﻢ: ﻧﻤﻲ ﺩﺍﻧﻢ ﺩﺭ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭﻟﻲ ﺩﻳﺪﻡ ﺳﺮ ﻣﺒﺎﺭﻙ ﺣﺴﻴﻦ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻃﺸﺖ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﻭ ﭼﻨﻴﻦ ﻭ ﭼﻨﺎﻥ ﮔﻔﺖ. ﻳﺰﻳﺪ ﻏﻠﺎﻣﻲ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ ﻛﻪ ﺧﺒﺮﻱ ﺑﻴﺎﻭﺭﺩ. ﻏﻠﺎﻡ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻭﺍﻗﻌﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻳﺰﻳﺪ ﻧﻘﻞ ﻛﺮﺩ. ﺁﻥ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﮔﻔﺖ: ﺳﺮ ﭘﺪﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭ ﺑﺒﺮﻳﺪ ﺗﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻴﺮﺩ. ﺁﻥ ﺳﺮ ﻣﻄﻬﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻃﺸﺖ ﻧﻬﺎﺩﻧﺪ ﻭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺁﻥ ﺳﺮ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺁﻥ ﻣﻈﻠﻮﻣﻪ ﻧﻬﺎﺩﻧﺪ. ﭘﺮﺩﻩ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻨﺪ. ﺁﻥ ﻣﻌﺼﻮﻣﻪ ﭼﻮﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺳﺮ ﭘﺪﺭ ﺷﺪ «ﻓﺎﻧﻜﺒﺖ ﻋﻠﻴﻪ ﺗﻘﺒﻠﻪ ﻭ ﺗﺒﻜﻲ ﻭ ﺗﻀﺮﺏ ﻋﻠﻲ ﺭﺃﺳﻬﺎ ﻭ ﻭﺟﻬﻬﺎ ﺣﺘﻲ ﺍﻣﺘﻠﺄ ﻓﻤﻬﺎ ﺑﺎﻟﺪﻡ»«ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺳﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺻﻮﺭﺕ ﭘﺪﺭ ﺭﺍ ﻣﻲ‌ﺑﻮﺳﻴﺪ ﻭ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻭ ﺻﻮﺭﺕ ﺧﻮﺩ ﻣﻲ‌ﺯﺩ ﺗﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺩﻫﺎﻧﺶ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﻥ ﺷﺪ».(ریاض القدس ۲/۳۲۳)




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : ثارالله، حضرت رقیه(س)، خرابه های شام، ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻳﻦ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﻳﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ،
شنبه 29 مهر 1396 :: نویسنده : عبرات
پس از آنکه قافله اُسرا به شام رسید، ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﺭﺍ ﻛﻨﺎﺭ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺷﻬﺮ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﺭﺍﻳﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺯﻳﻮﺭ ﻭ ﺯﻳﻨﺘﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﺁﺋﻴﻦ ﺑﻨﺪﺍﻥ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﻛﺴﻲ ﭼﻨﺎﻥ ﻧﺪﻳﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﻗﺮﻳﺐ ﭘﺎﻧﺼﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﺮﺩ ﻭ ﺯﻥ ﺑﺎ ﺩﻑ‌ﻫﺎ ﻭ ﺍﻣﻴﺮﺍﻥ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺑﺎ ﻃﺒﻞ ﻭ ﺑﻮﻕ ﻭ ﺩُﻫﻞ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﭼﻨﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﺯﻥ ﺭﻗﺺ ﻛﻨﺎﻥ، ﺑﺎ ﺩﻑ ﻭ ﭼﻨﮓ ﻭ ﺭُﺑﺎﺏ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﻫﺎﻟﻲ ﺷﻬﺮ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﺧﻀﺎﺏ ﻛﺮﺩﻩ، ﺳﺮﻣﻪ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﻛﺸﻴﺪﻧﺪ ﻭ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﻱ ﻓﺎﺧﺮ ﭘﻮﺷﻴﺪﻧﺪ.(کامل بهایی ص 915)

ﻧﻘﻞ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺳﺮ ﻣﻘﺪﺱ ﺳﻴﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍﺀ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﻣﺎﻩ ﺻﻔﺮ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻣﺸﻖ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺑﻨﻲ ﺍﻣﻴﻪ ﻋﻴﺪ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ.(مصباح کفعمی ص۵۱۰ ، نفس الممهوم ۴۲۹ )

خواسته ام کلثوم علیها السلام از شمر لعنة الله علیه: ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺳﻴﺪ ﺑﻦ ﻃﺎﻭﻭﺱ ﻣﻲ‌ﻧﻮﻳﺴﺪ: ﻛﻮﻓﻴﺎﻥ ﺳﺮ ﺣﺴﻴﻦ علیه السلام ﺭﺍ ﺑﺎ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﺳﻴﺮ ﺑﺮﺩند. ﭼﻮﻥ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺩﻣﺸﻖ ﺭﺳﻴﺪﻧﺪ، ‌ﺍﻡ ﻛﻠﺜﻮﻡ ﺑﻪ ﺷﻤﺮ ﻛﻪ ﺟﺰﺀ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺑﻪ ﺗﻮ ﺣﺎﺟﺘﻲ ﺩﺍﺭﻡ. ﮔﻔﺖ: ﭼﻴﺴﺖ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻣﺎ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺷﻬﺮ ﻣﻲ‌ﺑﺮﻳﺪ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺍﻱ ﻭﺍﺭﺩ ﻛﻨﻴﺪ ﻛﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺮ ﻛﻤﺘﺮ ﺑﺎﺷد ﻭ ﺩﻳﮕﺮ ﺁﻧﻜﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻨﺎﻥ ﺑﮕﻮ ﺍﻳﻦ ﺳﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﻛﺠﺎﻭﻩ‌ ﻫﺎﻱ ﻣﺎ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺑﺒﺮﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺩﻭﺭ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺑﺲ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺣﺎﻝ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺧﻮﺍﺭ ﻭ ﺫﻟﻴﻞ ﺷﺪﻳﻢ. ﺷﻤﺮ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺦ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺁﻥ ﺑﺎﻧﻮ ﺍﺯ ﻋﻨﺎﺩ ﻭ ﻛﻔﺮﻱ ﻛﻪ ﺩﺍﺷﺖ، ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺳﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻓﺮﺍﺯ ﻧﻴﺰﻩ ﺑﺰﻧﻨﺪ ﻭ ﻣﻴﺎﻥ ﻛﺠﺎﻭﻩ‌ ﻫﺎ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺣﺎﻝ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺮﺍﻥ ﺑﮕﺮﺩﺍﻧﻨﺪ. ﺗﺎ ﺁﻥ ﻛﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺩﻣﺸﻖ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻠﻪ‌ﻫﺎﻱ ﻣﺴﺠﺪ ﺟﺎﻣﻊ ﺑﭙﺎ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ. ﻳﻌﻨﻲ ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﺍﺳﻴﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﻣﻲ‌ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ.(اللهوف ص 174 )


ﺍﻣﺎﻡ ﺳﺠﺎﺩ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﻫﻤﻴﻨﻜﻪ ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺷﺎﻡ ﺭﺳﻴﺪﻧﺪ، ﻣﺎ ﺭﺍ ﺳﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﺁﻧﺠﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻳﺰﻳﺪ ﺍﺫﻥ ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺩﺍﺧﻞ ﺷﺪﻳﻢ ﻭ ﺣﺎﻝ ﺁﻥ ﻛﻪ ﻳﻬﻮﺩﻱ ﻭ ﻧﺼﺮﺍﻧﻲ ﺑﻲ ﺍﺫﻥ ﺩﺍﺧﻞ ﻣﻲ‌ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺒﺐ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺳﺎﻋﺎﺕ ﻧﺎﻣﻴﺪﻧﺪ ﻭ ﻗﺒﻠﺎ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺣﻠﺐ ﻣﻲ‌ﮔﻔﺘﻨﺪ. ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺷﻮﺍﺭﺗﺮ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﺍﻭﻝ ﺻﺒﺢ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺎﻡ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﻏﺮﻭﺏ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﻋﻴﺎﻝ ﺍﺳﻴﺮ ﻭ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﺳﻨﻪ بر ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻳﺰﻳﺪ ﺭﺳﺎﻧﻴﺪﻧﺪ ﻭ ﺣﺎﻝ ﺁﻧﻜﻪ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ  ﺁﻥ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﻣﺴﺎﻓﺘﻲ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺪﺕ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻛﻮﭼﻪ ﻭ ﺑﺎﺯﺍﺭﻫﺎﻱ ﺷﺎﻡ ﻣﻲ‌ﮔﺮﺩﺍﻧﻴﺪﻧﺪ.(انوارالشهاده ۲۳۴ فصل 18 )

ابن منذر ﻫﻤﺪﺍﻧﻲ ﮔﻮﻳﺪ:‌ ﺍﻡ ﻛﻠﺜﻮﻡ علیهاالسلام ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻡ ﻛﻪ ﮔﻮﻳﺎ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺯﻫﺮﺍ ﺑﻮﺩ. ﭼﺎﺩﺭ ﻛﻬﻨﻪ ﺍﻱ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺭﻭﺑﻨﺪﻱ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ. ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻳﻦ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﻳﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﺳﻠﺎﻡ ﻛﺮﺩﻡ. ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺍﻱ ﻣﺆﻣﻦ، ﺍﮔﺮ ﻣﻲ‌ﺗﻮﺍﻧﻲ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺷﺨﺺ ﻛﻪ ﺳﺮ ﺣﺴﻴﻦ ﺭﺍ ﺣﻤﻞ ﻣﻲ‌ﻛﻨﺪ ﭼﻴﺰﻱ ﺑﺪﻩ ﻛﻪ ﺳﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺟﻠﻮ ﺑﺒﺮﺩ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﻫﺴﺘﻴﻢ. ﻣﻦ ﺻﺪ ﺩﺭﻫﻢ ﺑﻪ ﺣﻤﻞ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺳﺮ ﺩﺍﺩﻡ ﺗﺎ ﺳﺮ ﺣﺴﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺭﺍ ﺟﻠﻮ ﺑُﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﻭﺭ ﺷﻮﺩ.(کامل بهایی ص  921)

ﺩﺭ «ﻣﻨﺎﻗﺐ» ﺑﻪ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺯﻳﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺍﺯ ﭘﺪﺭﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﻛﻪ ﺳﻬﻞ ﺑﻦ ﺳﻌﺪ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺩﺭ ﺳﻔﺮﻱ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻣﺸﻖ ﺷﺪﻡ، ﺷﻬﺮﻱ ﺩﻳﺪﻡ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﺁﺑﺎﺩﺍﻧﻲ، ﺩﺭﺧﺘﻬﺎﻱ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ، ﻧﻬﺮﻫﺎﻱ ﺑﺴﻴﺎﺭ، ﻗﺼﺮﻫﺎﻱ ﺑﻠﻨﺪ، ﺧﺎﻧﻪ‌ﻫﺎﻱ ﺑﻲ ﺷﻤﺎﺭ ﻭ ﺩﻳﺪﻡ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﺁﺋﻴﻦ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ. ﭘﺮﺩﻩ‌ﻫﺎ ﺁﻭﻳﺨﺘﻪ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﺎﺩ ﻭ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﻧﻮﺍﺧﺘﻦ ﺳﺎﺯ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﮕﺮ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻭﺯ ﻋﻴﺪ ﺍست! ﺍﺯ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ: ﻣﮕﺮ ﺩﺭ ﺷﺎﻡ ﻋﻴﺪﻱ ﻫﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻢ؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺍﻱ ﺷﻴﺦ، ﻣﮕﺮ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺷﻬﺮ ﻏﺮﻳﺒﻲ؟ ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﻦ ﺳﻬﻞ ﺑﻦ ﺳﻌﺪ ﻫﺴﺘﻢ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﺍﻡ.

ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺍﻱ ﺳﻬﻞ، ﻣﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﻣﻲ‌ﻛﻨﻴﻢ ﻛﻪ ﭼﺮﺍ ﺧﻮﻥ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻧﻤﻲ ﺑﺎﺭﺩ ﻭ ﭼﺮﺍ ﺯﻣﻴﻦ ﺍﻫﻠﺶ ﺭﺍ ﻓﺮﻭﻧﻤﻲ ﺑﺮد! ﮔﻔﺘﻢ: ﭼﺮﺍ؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺍﻳﻦ ﻓﺮﺡ ﻭ ﺷﺎﺩﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺳﺮ ﻣﺒﺎﺭﻙ ﺣﺴﻴﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﻲ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻋﺮﺍﻕ ﺑﺮﺍﻱ ﻳﺰﻳﺪ ﺑﻪ ﻫﺪﻳﻪ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﮔﻔﺘﻢ: ﻋجب! ﺳﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺭﺍ ﻣﻲ‌ﺁﻭﺭﻧﺪ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﺎﺩﻱ ﻣﻲ‌ﻛﻨﻨﺪ؟ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ: ﺍﺯ ﻛﺪﺍﻡ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻲ‌ﻛﻨﻨﺪ؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺍﺯ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺳﺎﻋﺎﺕ (ﻣﻦ ﺳﻮﻱ ﺁﻥ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺷﺘﺎﻓﺘﻢ، ﭼﻮﻥ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺁﻥ ﺭﺳﻴﺪﻡ) ﺩﻳﺪﻡ ﻛﻪ ﭘﺮﭼﻤ ﻬﺎﻱ ﻛﻔﺮ ﻭ ﮔﻤﺮﺍﻫﻲ ﺍﺯ ﭘﻲ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﻲ‌ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﺳﻮﺍﺭﻱ ﺁﻣﺪ ﻛﻪ ﻧﻴﺰﻩ ﺍﻱ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺳﺮﻱ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺷﺒﻴﻪ ﺗﺮﻳﻦ مردم به ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﺑﻮﺩ. ﺍﺯ ﻋﻘﺐ ﺁﻧﺎﻥ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﺑﺮ ﺷﺘﺮﺍﻥ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﻛﺮﺩﻩ ﻣﻲ‌ﺁﻭﺭﻧﺪ. ﻧﺰﺩﻳﻚ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ: ﺗﻮ ﻛﻴﺴﺘﻲ؟ ﮔﻔﺖ: ﺳﻜﻴﻨﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ.

ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﻦ ﺳﻬﻞ ﺑﻦ ﺳﻌﺪ ﺍﺯ ﺻﺤﺎﺑﻪ ﺟﺪﺕ ﻣﻲ‌ﺑﺎﺷﻢ، ﺍﮔﺮ ﺣﺎﺟﺘﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻢ؟ ﺳﻜﻴﻨﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺑﻪ ﺁﻧﻜﺲ ﻛﻪ ﺳﺮ ﭘﺪﺭﻡ ﺭﺍ ﺣﻤﻞ ﻣﻲ‌ﻛﻨﺪ ﺑﮕﻮ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺳﺮ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﺗﺮ ﺑﺮﺩﻩ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﻳﺪﻥ ﺁﻥ ﺳﺮ ﻣُﻨَﻮﺭ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺮﻡ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﻜﻨﻨﺪ. ﺳﻬﻞ ﮔﻔﺖ: ﻧﺰﺩ ﺁﻥ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ: ﺁﻳﺎ ﺣﺎﺟﺖ ﻣﺮﺍ ﺑﺮ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﻱ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﺻﺪ ﺩﻳﻨﺎﺭ ﻃﻠﺎ ﺑﮕﻴﺮﻱ؟ ﮔﻔﺖ: ﺣﺎﺟﺖ ﺗﻮ ﭼﻴﺴﺖ؟ ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﻳﻦ ﺳﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺑﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺟﻠﻮ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺒﺮﻱ. ﺁﻥ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﺯﺭ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺣﺎﺟﺖ ﻣﺮﺍ ﺭﻭﺍ ﻧﻤﻮﺩ.(بحارالانوار ۴۵/۱۲۷)

ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻋﻠﺎﻣﻪ ﻣﺠﻠﺴﻲ ﺩﺭ «ﺟﻠﺎﺀ ﺍﻟﻌﻴﻮﻥ» ﺍﻳﻦ ﺧﺒﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﻌﻀﻲ ﻛﺘﺐ ﻣﻌﺘﺒﺮﻩ ﻧﻘﻞ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻛﻪ: ﺑﻪ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺍﺑﻦ ﺷﻬﺮ ﺁﺷﻮﺏ ﭼﻮﻥ ﺁﻥ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻃﻠﺎ ﺭﺍ ﻣﺼﺮﻑ ﻛﻨﺪ ﺩﻳﺪ ﺳﻨﮓ ﺳﻴﺎﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺮ ﻳﻚ ﻃﺮﻑ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ: «ﻭ ﻟﺎ ﺗﺤﺴﺒﻦ ﺍﻟﻠﻪ ﻏﺎﻓﻠﺎ ﻋﻤﺎ ﻳﻌﻤﻞ ﺍﻟﻈﺎﻟﻤﻮﻥ» ﻭ ﺑﺮ ﺟﺎﻧﺐ ﺩﻳﮕﺮ: «ﻭ ﺳﻴﻌﻠﻢ ﺍﻟﺬﻳﻦ ﻇﻠﻤﻮﺍ ﺃﻱ ﻣﻨﻘﻠﺐ ﻳﻨﻘﻠﺒﻮﻥ» (جلاء العیون ص ۹۸۶)




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : اُسرا، شام، امام حسین علیه السلام، اهل بیت،
قابل توجه آنانکه ارزش و ثواب اشک بر امام‌ حسین علیه السلام را با عقل خود می سنجند و انکار میکنند‌‌.

مرحوم علامه مجلسی ره گوید: بعضی از بزرگان در تألیفاتشان از سید علی حسینی نقل کرده اند که گفته: من در مشهد الرضا علیه السلام ساکن بودم. با عده ای از مؤمنین در روز عاشورا مشغول عزادارای بودیم که یکی از آنان مقتل خوانی میکرد و روایتی خواند که امام باقر علیه السلام فرموده: «هرکس در مصائب امام حسین علیه السلام اشک از چشمش خارج شود، حتی اگر به اندازه بال مگس باشد، خداوند گناهان اورا میبخشد اگر چه به اندازه کف روی دریا باشد.» در آن جمع یک جاهل مدعی علم بود. تا این روایت را شنید گفت اینها دروغ است و باعقل سازگار نیست.


بین ما بحث شد و او قانع نشد و اصرار بر تکذیب داشت و با آن حال جدا شدیم و به خانه رفتیم. آن شخص روز بعد گفت: در خواب دیدم که هنگام قیامت است و ترازوی اعمال و حساب و کتاب و هول و‌ هراس قیامت. من تشنه شدم بقدری که نزدیک بود هلاک شوم. دیدم یک حوضی که بسیار وسیع است و طول و عرض آن معلوم نیست نمایان شد. با خود گفتم حوض کوثر است. برای رفع عطش بسمت آن حوض رفتم و دیدم یک زن و دو مرد که همگی سیاه پوشیده و‌ گریان و محزون بودند آنجا ایستاده اند. پرسیدم اینان چه کسانی هستند؟ گفتند رسول اکرم اسلام و امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا سلام الله علیهم اجمعین هستند.

گفتم چرا سیاه پوشیده اند؟ گفتند مگر نمیدانی روز عاشورا است و زمین و آسمان محزون و گریان است! من رفتم خدمت حضرت زهرا سلام الله علیها گفتم من تشنه ام و آبم دهید. ایشان بمن تندی کرد و فرمود: آیا تو بودی که ثواب اشک بر فرزند مظلوم و شهیدم حسین را انکار کردی؟ خدا قاتلانش و کسانی که او را از آب منع کردند لعنت کند. من از خواب پریدم و لرزان و ترسان بودم. و بسیار استغفار میکردم. حال آمده ام به هرکس که در آن جمع بود و در حضورش انکار روایت کردم، این موضوع را بگویم و اظهار پشیمانی کنم.

منبع : بحارالانوار، مؤسسة الوفاء، ۴۴/۲۹۳




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، علامه مجلسی، اشک، ارزش، روز عاشورا،
از سعید بن مسیّب روایت است كه چون حضرت امام حسین علیه السّلام شهید شد، در سال دیگر من متوجّه حج شدم كه به خدمت حضرت امام زین العابدین علیه السّلام مشرّف شوم. پس روزى بر در كعبه طواف مى كردم ناگاه مردى را دیدم كه دستهاى او بریده بود و روى او مانند شب تار سیاه و تیره بود ‌و به پرده كعبه چسبیده بود و مى گفت: خداوندا به حقّ این خانه كه گناه مرا بیامرز و مى دانم كه نخواهى آمرزید؛ من گفتم: واى بر تو چه گناه كرده اى كه چنین ناامید از رحمت خدا گردیده اى؟ گفت: من شتربان امام حسین علیه السّلام بودم در هنگامى كه متوجّه كربلا گردید.

چون آن حضرت را شهید كردند، پنهان شدم كه بعضى از جامه هاى آن حضرت را بربایم و در كار برهنه كردن حضرت بودم. در شب ناگاه شنیدم كه خروش عظیم از آن صحرا بلند شد و صداى گریه و نوحه بسیار شنیدم و كسى را نمى دیدم و در میان آنها صدائى مى شنیدم كه مى گفت: اى فرزند شهید من و اى حسین غریب من، تو را كشتند و حقّ تو را نشناختند و آب را از تو منع كردند. از استماع این اصوات وحشت زا، مدهوش گردیدم و خود را در میان كشتگان افكندم و در آن حال مشاهده كردم سه مرد و یك زن را كه ایستاده اند و بر دور ایشان ملائكه بسیار احاطه كرده اند. یكى از ایشان مى گوید كه: اى فرزند بزرگوار و اى حسین مقتول به سیف اشرار، فداى تو باد جدّ و پدر و مادر و برادر تو.ناگاه دیدم كه حضرت امام حسین علیه السّلام نشست و گفت: لبّیك یا جدّاه و یا رسول اللَّه و یا أبتاه و یا امیر المؤمنین و یا امّاه یا فاطمة الزّهرا و یا أخاه اى برادر مقتول به زهر جانگداز.

بر شما باد از من سلام. پس فرمود: یا جدّاه كشتند مردان ما را، یا جدّاه اسیر كردند زنان ما را، یا جدّاه غارت كردند اموال ما را، یا جدّاه كشتند اطفال ما را، ناگاه دیدم كه همه خروش بر آوردند و گریستند. حضرت فاطمه زهرا علیها السّلام از همه بیشتر مى گریست. پس حضرت فاطمه علیها السّلام گفت: اى پدر بزرگوار ببین كه چه كار كردند با این نور دیده من این امّت جفاكار. اى پدر مرا رخصت بده كه خون فرزند خود را بر سر و روى خود بمالم، چون خدا را ملاقات كنم با خون او آغشته باشم. پس همه بزرگواران خون آن حضرت را برداشتند و بر سر و روى خود مالیدند.

پس شنیدم كه حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله و سلّم مى گفت كه: فداى تو شوم اى حسین كه تو را سر بریده مى بینم و در خون خود غلطیده مى بینم، اى فرزند گرامى چه کسی جامه هاى تو را كند؟ حضرت امام حسین علیه السّلام فرمود كه: اى جدّ بزرگوار، شتر دارى كه با من بود و با او نیكیهاى بسیار كرده بودم، او به جزاى آن نیكیها مرا عریان كرد. پس حضرت رسالت صلّى اللّه علیه و آله و سلّم به نزد من آمد و گفت: از خدا ترس نكردى و از من شرم نكردى كه جگرگوشه مرا عریان كردى؟ خدا روى تو را سیاه كند در دنیا و آخرت و دستهاى تو را قطع كند. پس در همان ساعت روى من سیاه شده و دستهاى من افتاد و براى این دعا مى كنم و مى دانم كه نفرین حضرت رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم رد نمى شود و من آمرزیده نخواهم شد.

منبع : جلاء العیون ص ۷۸۶




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، كعبه، طواف، ملائكه، شهید، امام حسین علیه السّلام، لباس،
از منظر جریان‌ شناسی تاریخی، می‌توان طیف‌ ها و افراد مختلف زمانه‌ی سیدالشهدا علیه‌ السلام را در سه جریان کلی مورد بررسی قرار داد:

جریان اول
جریان سیدالشهدا علیه‌السلام شامل خود ایشان و یارانی می‌شد که در صحرای کربلا به‌ همراه ایشان به شهادت رسیدند؛ افرادی که مبانی بنیادین و مبانی معرفتی خوبی داشتند و مسائل اسلامی را در دوره‌ی خود به‌ خوبی درک کرده بودند. این جمع چون با استدلال و اندیشه‌ی صحیح به مسئله‌ی امامت پی برده بودند، دیگر در هر مسئله‌ای با امام حسین علیه‌ السلام بحث‌ و جدل نمی‌کردند و نگاه او را کامل‌ ترین نگاه نسبت به همه‌ی مسائل و نسبت به همه‌ی رجال آن عصر می‌ دانستند، زیرا نگاهشان به مسئله‌ی امامت این بود که امام، معصوم از هرگونه خطا و اشتباه است، بی‌ هوا و مؤمن راستین است، سخنش سخن خداست و در عین‌ حال دشمن‌ شناسی قوی و مسلط به مسائل روز و خلاصه حجت است.

در عین‌ حال که نگاه و مبانی این افراد سالم بود، آن‌ها عمل صالح و سالم هم داشتند. چون دید و نگاه سالم به‌ تنهایی انسان را حفظ نمی‌کند. چه بسیار افرادی که در روز عاشورا به حقانیت امام حسین علیه‌ السلام ایمان داشتند، ولی چون شکم‌هایشان از حرام پر بود، از قاتلان ایشان شدند. اما این افراد، هم نگاه و مبانی سالم داشتند، و هم عمل صالح.

جریان دوم
جریان دوم، جریان اموی به رهبری یزید بود که اساس آن بر پایه‌ی ظلم و فساد استوار بود. باطل بودن جریانی مثل یزید الان برای ما کاملاً روشن است، اما در آن دوره با همه‌ی فسق‌ و فجورهایش، شفاف نبود. منطق بنی‌امیه، منطق استکبار، منطق تفرعن و منطق قبیله‌ی برتر بود. نیازی به توضیح نیست که این منطق، منطق باطلی است و قدرت‌ هایی مثل آمریکا، اسرائیل و انگلیس الان همان منطق بنی‌امیه را دارند و خود را برتر می‌دانند. می‌توان گفت مبانی مدرن غرب، همان نگاه بنی‌امیه است، اما با تئوری‌ پردازی قوی‌ تر و شیک‌ تر. این تفکر باطل است و با فطرت انسانی تعارض دارد و جریان امام حسین در تعارض و تقابل با این جریان بود. تقابل جریان حسینی و اموی با یکدیگر کاملاً روشن است.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : جریان‌ شناسی، جریان اموی، عمل صالح، سیدالشهدا علیه‌ السلام، ظلم و فساد،


( کل صفحات : 16 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :