مقاتل
معرفی کتاب

«آینه در کربلاست» اثر دکتر محمدرضا سنگری تنها با گذشت یک سال از انتشار به چاپ هفتم رسیده است؛ این اثر روایتی کامل از واقعه عاشوراست.آینه در کربلاست از دقیقترین و جزئی پردازانه‌ترین تاریخ نوشته های عاشورا است که نویسنده در آن با استفاده از منابع دست اول و مورد وثوق علمای تاریخ شیعه، تحلیل جامعی از حادثه کربلا ارائه می‌دهد.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








حمایت
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
جمعه 23 آذر 1397 :: نویسنده : عبرات
زراره که یکی از شاگردان و اصحاب امام صادق علیه السّلام است، از آن حضرت حکایت کند:

در زمان حضرت ابا عبداللّه الحسین علیه السّلام شخصی به نام عبداللّه بن شدّاد لیثی، دچار بیماری و تب سختی شده بود.

امام حسین علیه السّلام به جهت عیادت و دیدار او راهی منزلش شد، و چون که حضرت خواست وارد منزل شود بلافاصله تب او برطرف گردید؛ و مریض گفت: راضی شدم به حقّانیّتی که از طرف خداوند متعال به شما اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام ارزانی شده است تا جائی که تب از شما فرار می کند.

امام حسین علیه السّلام فرمود: قسم به خداوند! چیزی آفریده نشده است مگر آن که تحت فرمان ما خواهد بود.

زراره گوید: سپس صدائی را شنیدیم که می گفت: لبّیک یا ابن رسول اللّه! و آن گاه امام حسین علیه السّلام فرمود: آیا امیرالمؤمنین علیه السّلام تو را دستور نداده است که فقط به افرادی نزدیک شوی که یا دشمن ما بوده و یا گناهکار باشد، که سبب کفّاره گناهش شود، پس چرا به این شخص روی آورده ای.[1] .

1- بحارالانوار : ج 44 ، ص 183، مناقب ابن شهرآشوب : ج 4 ، ص 51 ، س 6.
منبع : چهل داستان و چهل حدیث از امام حسین علیه السلام ، عبدالله صالحی.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : موجودات، گناه، تب، حقّانیّت، رسول اللّه، اهل بیت،
سه شنبه 20 آذر 1397 :: نویسنده : عبرات
راستی همه انسان‏ها خدمت دیگران را به خویشتن تحسین می‏نمایند، به ویژه زمانی که نیاز و حاجتی مطرح باشد و اگر کسی به آن بی‏ اعتنایی نماید، او را سرزنش نموده و انتظار خدمت از او دارند. لذا در روایت نورانی حضرت امام حسین علیه السلام مطلب این‏گونه تشریح گردیده است: «وَ اعْلَمُوا اَنَّ حَوائِجَ النَّاسِ اِلیکُم مِن نِعَمِ اللَّهِ عَلَیکُم فَلا تَمِلُّوا النِّعمَ، فَتَحَوَّلَ نَقِماً [1] ؛ ای مردم بدانید! به درستی که نیازهای مردم به سوی شما از نعمت‏های خداوند است، پس نعمت‏های او شما را خسته نکند، سپس تبدیل به عذاب و گرفتاری می‏گردد».

راستی اندیشه حسینی در قبال در خواست‏های مردم در بالاترین اوج بیان و ارزش قرار گرفته است. باید دوست داران و محبان امام حسین علیه السلام کمیته رسیدگی به نیازهای مردمی را تشکیل دهند، تا از نعمت‏های الهی قدردانی نموده و تأمین حوائج مردم را از بزرگترین خدمت‏ها دانسته و سیره آن امام همام را پیگیری نمایند. حضرت امام حسین علیه السلام فرمود: فَمَنْ تَعَجَّلَ لأَخیهِ خَیْراً وَجَدَهُ اِذا قَدِمَ عَلَیْهِ غَداً وَ مَنْ اَرادَ اللَّهَ تَبْارَکَ وَ تَعالی بِالصَّنَیعَةِ اِلی اَخیهِ، کافَأَهُ بِها فی وَقْتِ حاجَتِهِ وَ صَرَفَ عَنْهُ مِنَ بَلاءِ الدُّنْیا ما هُوَ اَکْثَرُ مِنْهُ وَ مَن نَفَسَ کُرْبَةَ مُؤْمِنٍ فَرَّجَ اللَّهُ عَنْهُ کَرْبَ الدُّنْیا وَ الاخِرَةِ وَ مَنْ اَحْسَنَ، اَحْسَنَ اللَّهُ اِلَیهِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحسِنینَ؛ [2]  پس کسی که برای برادرش (برادر دینی و نسبی) در کار خیری عجله کند، کوشش نماید، تا خواسته او برآورده شود) فردا (روز قیامت، یا در دنیا و یا در هر دو مکان) آن خوبی‏ ها را می‏ یابد. زمانی که برای برادرش پیش فرستاد و کسی که به وسیله خدمت به برادرش خداوند تبارک و تعالی را اراده نماید. خداوند در وقت نیاز او را کفایت می‏کند و بلاهای دنیا را که بیشتر از خوبی‏ های آن است، از او برمی‏گرداند. و کسی که مشکلات انسان با ایمانی را بکاهد، خداوند سختی‏ های دنیا و آخرت او را گشایش می‏دهد. (مشکلاتش را حل می‏کند) و کسی که به مؤمنی خوبی کند، خداوند به او خوبی می‏نماید و او نیکوکاران را دوست می‏ دارد».

پیام‏ ها

1. گشایش مشکلات مردم موجب نزول رحمت الهی برای انسان و دفع و رفع بلاها می‏گردد.

2. رد کردن نعمت، ناسپاسی و موجب مجازات انسان می‏گردد.

3. انسان باید از رجوع مردم خسته نشود. بلکه باید شاداب گردد، تا لیاقت محل نزول نعمت‏ های خدادادی را به دست آورد.

4. کسی که به مؤمنی خوبی کند، خداوند پاداش دهنده اوست.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : مردم، خدمت رسانی، امام حسین علیه السلام، فقیر، مسؤلین کشوری،
جمعه 16 آذر 1397 :: نویسنده : عبرات
(مفضّل بن عمر) نقل کرده که: حضرت ابو عبداللّه (ع) فرمودند: گویا می بینم که فرشتگان با مؤ منین بر سر قبر حضرت حسین بن علی (ع) ازدحام کرده اند.

راوی می گوید: عرضه داشتم: آیا مؤمنین فرشته را می بینند؟

حضرت فرمودند: هرگز، هرگز، آنها به خدا قسم ملازم و همراه مؤ منین بودند، حتّی با دست هایشان به صورت های آنها مسح می کشند. سپس امام (ع) فرمودند: خداوند منّان هر صبح و شام از طعام بهشت بر زوّار امام حسین (ع) نازل می فرماید و خدمتکاران ایشان فرشتگانند.

هیچ بنده ای از بندگان خداوند حاجتی از حوائج دنیا و آخرت را از خداوند متعال درخواست نمی کنند، مگر آنکه خدا به او عطاء می فرماید.

راوی می گوید: عرض کردم: به خدا قسم این کرامت می باشد.

امام (ع) به من فرمودند: ای مفضّل: برایت بیشتر بگویم؟

عرضه کردم، بلی سرور من.

حضرت فرمودند: گویا می بینم تختی از نور را که گذارده اند و بر روی آن قبّه ای از یاقوت سرخ زده شده که با جواهرات آن را زینت نموده اند و حضرت امام حسین (ع) بر روی آن تخت نشسته اند و اطراف آن حضرت نود هزار قبه سبز زده اند و مؤ منین آن حضرت را زیارت کرده و بر آن جناب سلام می دهند.

پس خداوند متعال به ایشان می فرماید: ای دوستانم از من سؤ ال کنید و بخواهید، پس زیاد اذیت شدید و خوار و مقهور گردیدید، امروز روزی است که حاجتی از حاجات دنیا و آخرتتان را از من درخواست نکرده، مگر آنرا روا نمایم. پس خوردن و آشامیدنشان در بهشت می باشد، پس به خدا قسم کرامت و احسانی که زوال نداشته و انتهاء آن را نمی توان درک کرد همین است.[1]


پی نوشت :
[1] ترجمه كامل الزیارات ص 443.
منبع : برگرفته از کتاب داستانهایی از فضیلت زیارت امام حسین (ع)،علی میرخلف زاده .





نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : فضیلت زیارت امام حسین علیه‌السلام، مؤمنین، زوّار امام حسین (ع)، حاجات دنیا،
شنبه 10 آذر 1397 :: نویسنده : عبرات
فقط عاشورا بخوان!
چهار سال از رحلت علامه امینی می گذشت که شبی پسر بزرگش دکتر محمد هادی او را در خواب دید. پدر، شاد و خندان بود. محمدهادی می پرسد «آقاجان! در آنجا کدام عمل موجب نجات شما شد، کتاب الغدیر یا سایر تألیفات، یا تأسیس بنیاد کتابخانه امیرالمؤمنین(ع)؟» پدر لحظه ای تأمل کرد و سپس فرمود «فقط زیارت ابی عبدالله الحسین(ع)» محمدهادی می گوید «شما می دانید روابط ایران و عراق تیره است و راه کربلا بسته، چه کنیم؟» علامه پاسخ می دهد «در مجالس عزاداری امام حسین(ع) شرکت کن، ثواب زیارت امام حسین(ع) را به تو می دهند.» و بعد از لحظاتی بار دیگر رو به محمدهادی می گوید «پسر جان! در گذشته بارها یادآوری کردم و الان هم به تو توصیه می کنم زیارت عاشورا را هیچ وقت و به هیچ عنوان فراموش مکن...»

خوب شدم
صبح یکی از روزهای سال 1357 بود. مرحوم محدث قمی به همراه خانواده در نجف اقامت داشت. آن روز صبح وقتی پسر بزرگش برای رفتن به مدرسه حاضر می شد متوجه شد که پدر حال خوشی ندارد. جلو رفت و از احوال او پرسید. پدر گفت: «امروز چشمم به شدت درد می کند و قادر به مطالعه و نوشتن نیستم» و سر به زیر انداخت و با ناراحتی گفت: «شاید خاندان پیغمبر(ص) مرا از خود طرد کرده باشند.» پسر نمی دانست چه بگوید، کمی پدر را تسلی داد و با عجله به سمت مدرسه رفت. ظهر که به خانه برگشت با کمال تعجب دید که ایشان، سر حال مشغول نوشتن است، پرسید «چشمتان بهتر شد؟»، محدث قمی پاسخ داد «درد به کلی رفع شد.» و ادامه داد «وضو گرفتم، مقابل قبله نشستم و کتاب کافی (شیخ کلینی) را به چشم کشیدم، درد چشمم برطرف شد» تا پایان عمر پدر به درد چشم مبتلا نشد.

ما عزادار حسینیم!
شهید ایت الله دستغیب می گوید «در زمان مجاورت حقیر در نجف اشرف در ماه محرم سال 1358ق حکومت عراق از بیرون آمدن دسته ها جلوگیری کرده بود. شب عاشورا برای این که در حرم مطهر و صحن شریف سینه زنی نشود از طرف حکومت، اول شب درهای حرم و رواق را قفل کردند و هم چنین درهای صحن را و آخرین دری که مشغول بستن آن بودند در قبله بود. یک لنگه آن را بسته بودند که ناگاه جمعیت سینه زن هجوم آورده، به صحن آمدند و رو به حرم مطهر آوردند و وقتی درها را بسته دیدند، در همان ایوان مشغول عزاداری و سینه زنی شدند. بعد از مدتی عده ای مأمور به همراه رئیس پلیس آمدند. رئیس با چکمه ای که به پا داشت، توی ایوان آمد و بعضی را زد و امر کرد آنها را بگیرند. در مقابل سینه زن ها هجوم آوردند و او را بلند کردند و انداختند توی صحن و به سختی مجروح اش کردند، اما ترسیدند که قوای دولتی تلافی کنند. برای همین به در بسته حرم امیرالمؤمنین پناه آورده و در حالی که بر سر و سینه می زدند، فریادشان بلند بود که «یا علی فُکَّ الباب» و فریاد می زدند «ما عزادار فرزندت هستیم.»


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : عاشورا، سیل، زیارت، محمدهادی، عزاداری، صحن،
شنبه 14 مهر 1397 :: نویسنده : عبرات
عبدالله تازه ازدواج کرده بود که همراه همسرش به کربلا آمد. او و همسرش در کربلا شهید شدند.

مسلم بن عوسجه
مسلم از یارانی بود که همراه خانواده اش به کربلا آمد تا به امام حسین (ع) کمک کند.

طِرماح بن عدی
طِرماح و پسرعمویش، در راه کربلا با امام روبه رو شدند. امام از آن ها خواست که همراه او باشند و در برابر باطل بایستند. آن ها پذیرفتند و از امام حسین (ع) اجازه خواستند که با خانواده شان خداحافظی و برای آن ها آزوقه ای تهیه کنند، سپس راهی کربلا شوند. آن ها پس از شهادت امام به کربلا رسیدند.

زهیر بن قین
زهیر برای آن که با خاطری آسوده، همراه امام باشد، همسرش را طلاق داد و عشق به دنیا را در دلش کشت.

کوفیان
وقتی ابن زیاد تهدید کرد که یاران مسلم بن عقیل را خواهد کشت، همسران یاران مسلم، از شوهران خود خواستند که مسلم را تنها بگذارند و خانواده شان را رها نکنند تا آسیبی به آن ها نرسد.

عمر بن سعد
شب تاسوعا، امام در دیداری خصوصی به عمر بن سعد پیشنهاد کرد، به سپاه حق بپیوندد و اگر نمی خواهد با سپاه حق باشد، دست کم با سپاه حق نجنگد. عمر بن سعد بهانه آورد که اگر این پیشنهاد را بپذیرم، ابن زیاد خانه ام را ویران می کند و باغ هایم را از من می گیرد. امام در پاسخ به این بهانه گفت: «خانه و باغ های من در حجاز، برای تو.» عمر بن سعد نپذیرفت و امام را به خاطر این بخشش، مسخره کرد.

توابین
توابین کسانی هستند که امام را می شناختند و در کربلا به امام کمک نکردند و بعدها پشیمان شدند و با بنی امیه جنگیدند. آن ها پس از آن که دریافتند به امام بد کردند، اعتراف کردند: «امام، شب و روز از ما برای حفظ دین خدا، کمک می خواست، ولی ما ترسیدیم و به او کمک نکردیم.»

بیش تر یاران کوفی امام، از خانه و خانواده شان بریدند و به امام پیوستند و در کربلا، مقابل دشمن خدا ایستادند.

خانواده شهیدان کربلا، پس از کربلا، به دلیل سخن رانی های حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) جزو عزیزترین و محبوب ترین افراد جامعه بودند.

عاقبت دشمنان امام حسین (ع)

ـ دیدن خواب های آشفته

ـ دچار شدن به بیماری های درمان ناپذیر

ـ فروپاشی خانواده ها

منبع : مجله انتظار نوجوان بهمن 1385، شماره 20.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : کربلا، عمر بن سعد امام، همسر، زهیر بن قین،
جمعه 27 مهر 1397 :: نویسنده : عبرات
در سال 61 هجری تلخ ترین فاجعه تاریخ انسانی به وقوع پیوست،روز عاشورا بود که بهترین خلق به همراه بهترین نزدیکان و بهترین اصحاب و بهترین مسلمانان در سرزمینی که به واسطه این بهترینها، بهترین شد، شربت شهادت را در عطش وصال دوست،سرکشیدند. اما در مقابل این بهترینها، بدترین هایی نیز وجود داشت. اول آن که کسانی که حضرت امام حسین(ع) و یارانش را به شهادت رساندندبدترین مردم بودند. دوم آنکه بدترین ظلمها را بر آن حضرت رواداشتند به گونه ای که به نحوی دلخراش و جانسوز امام حسین(ع) و یارانش را به شهادت رساندند. بدین گونه بود که عاشورا جاودانه شد و خداوند اجر این همه جانفشانی و مظلومیت را چه زیبا دراین دنیا به آن حضرت عطا نمود، چنان که به امام حسین(ع) کرامات بسیار بخشید و در محبت و زیارت و تربت آن بزرگوار فارغ از عطای اخروی، کرامت دنیوی بخشید.

در ترنم باران معرفت چنین رسیده است:

امام صادق(ع) فرمود: «من زار الحسین فی یوم عاشورا وجبت له الجنه » (1) کسی که در روز عاشورا امام حسین(ع) را زیارت کندبهشت بر او واجب می شود.

و امام رضا(ع) فرمود: «فان البکاء علیه (الحسین) یحط ذنوب العظام » (2) همانا گریستن بر امام حسین(ع) گناهان بزرگ رانابود می کند.

و امام صادق(ع) فرمود: «من زار قبر ابی عبد الله(ع) یوم عاشورا، عارفا بحقه کان کمن زار الله تعالی فی عرشه » (3) کسی که روز عاشورا قبر امام حسین(ع) را زیارت نماید در حالی که حق او را بشناسد همانند آن است که خدای را در عرش او زیارت کرده است.

و در سیره ابرار و نیکان آمده است که آنان حق آن مقام والا رامی شناختند و در سایه این شناخت در مقام عمل حق او را گرامی می داشتند. بزرگان از رهگذر این احترامات بزرگی یافته اند:


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : زیارت عاشورا، محبت، زیارت، تربت، حاجت،
جمعه 20 مهر 1397 :: نویسنده : عبرات
از عصر عاشورا زینب(س) تجلی می کند.از آن به بعد به او واگذار شده بود.رئیس قافله اوست چون یگانه مرد زین العابدین(سلام الله علیه) است که در این وقت به شدت مریض است و احتیاج به پرستار دارد تا آنجا که دشمن طبق دستور کلی پسر زیاد که از جنس ذکور اولاد حسین هیچ کس نباید باقی بماند،چند بار حمله کردند تا امام زین العابدین را بکشند ولی بعد خودشان گفتند: «انه لما به » (1) این خودش دارد می میرد.و این هم خودش یک حکمت و مصلحت خدایی بود که حضرت امام زین العابدین بدین وسیله زنده بماند و نسل مقدس حسین بن علی باقی بماند.یکی از کارهای زینب پرستاری امام زین العابدین است.

در عصر روز یازدهم اسرا را آوردند و بر مرکبهایی(شتر یا قاطر یا هر دو) که پالانهای چوبین داشتند سوار کردند و مقید بودند که اسرا پارچه ای روی پالانها نگذارند،برای اینکه زجر بکشند.بعد اهل بیت خواهشی کردند که پذیرفته شد.آن خواهش این بود:«قلن بحق الله الا ما مررتم بنا علی مصرع الحسین » (2) گفتند:شما را به خدا حالا که ما را از اینجا می برید،ما را از قتلگاه حسین عبور بدهید برای اینکه می خواهیم برای آخرین بار با عزیزان خودمان خدا حافظی کرده باشیم.در میان اسرا تنها امام زین العابدین بودند که به علت بیماری،پاهای مبارکشان را زیر شکم مرکب بسته بودند،دیگران روی مرکب آزاد بودند.وقتی که به قتلگاه رسیدند،همه بی اختیار خودشان را از روی مرکبها به روی زمین انداختند.زینب(سلام الله علیها) خودش را به بدن مقدس ابا عبد الله می رساند،آن را به یک وضعی می بیند که تا آن وقت ندیده بود:بدنی می بیند بی سر و بی لباس،با این بدن معاشقه می کند و سخن می گوید:«بابی المهموم حتی قضی،بابی العطشان حتی مضی » (3).آنچنان دلسوز ناله کرد که «فابکت و الله کل عدو و صدیق » (4) یعنی کاری کرد که اشک دشمن جاری شد،دوست و دشمن به گریه در آمدند.

مجلس عزای حسین را برای اولین بار زینب ساخت.ولی در عین حال از وظایف خودش غافل نیست.پرستاری زین العابدین به عهده اوست،نگاه کرد به زین العابدین،دید حضرت که چشمش به این وضع افتاده آنچنان ناراحت است کانه می خواهد قالب تهی کند، فورا بدن ابا عبد الله را رها کرد و آمد سراغ زین العابدین:«یا بن اخی!»پسر برادر!چرا تو را در حالی می بینم که می خواهد روح تو از بدنت پرواز کند؟فرمود: عمه جان!چطور می توانم بدنهای عزیزان خودمان را ببینم و ناراحت نباشم؟زینب در همین شرایط شروع می کند به تسلیت خاطر دادن به زین العابدین.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها :
شنبه 7 مهر 1397 :: نویسنده : عبرات
شعفی می گوید: مرحوم آیت الله حاج آقا حسین خادمی و مرحوم حاج شیخ عباس قمی و حاج شیخ عبدالجواد مدّاحیان روضه خوان امام حسین(ع) را در خواب دیدم که در غرفه های بهشت با یکدیگر اجتماع داشتند. از آیت ا... خادمی احوالپرسی کردم و گفتم: با هم بودن شما یک آیت الله و آقای حاج شیخ عباس قمی یک محدّث و حاج شیخ عبدالجواد روضه خوان امام حسین علیه السلام، چه مناسبتی دارد که با یکدیگر یک جا قرار گرفته اید؟

جواب دادند: ما همگی مداومت به زیارت عاشورا داشتیم و در مقدار خواندن زیارت عاشورا مثل هم بودیم. «برگرفته از زیارت عاشورا و آثار شگفت ص 50»

«ارزش گریه بر امام حسین(ع) از زبان امام عصر(عج)»

ـ سید بحرالعلوم رحمة الله علیه به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد، در بین راه راجع به این مسئله، که گریه بر امام حسین(ع) گناهان را می آمرزد، فکر می کرد همان وقت متوجه شد که شخصی عرب سوار بر اسب به او رسید و سلام کرد، بعد پرسید:جناب سید درباره چه چیز به فکر فرو رفته ای؟ و در چه اندیشه ای؟ اگر مسئله علمی است بفرمایید شاید من هم اهل باشم؟

سید بحرالعلوم فرمود:

ـ در این باره فکر می کنم که چطور می شود خدای متعال این همه ثواب به ذائران و گریه کنندگان بر حضرت سیدالشهدا(ع) می دهد مثلاً در هر قدمی که در راه زیارت برمی دارد، ثواب یک حج و یک عمره در نامة عملش نوشته می شود و برای هر یک قطره اشک تمام گناهان صغیره و کبیره اش آمرزیده می شود؟

آن سوار عرب فرمود:

ـ تعجب نکن! من برای شما مثالی می آورم تا مشکل حل شود.ـ سلطانی به همراه درباریان خود به شکار می رفت، در شکارگاه از همراهیانش دور افتاده و به سختی فوق العاده ای افتاد و بسیار گرسنه شد. خیمه ای را دید و وارد آن خیمه شد، در آن سیاه چادر، پیرزنی را با پسرش دید، آنان در گوشة خیمه عنیزه ای «بز شیرده» داشتند و از راه مصرف شیر آن، زندگی خود را می گرداندند.وقتی سلطان وارد شد، او را نشناختند، ولی به خاطر پذیرایی از مهمان آن بز را سر بریده و کباب کردند، زیرا چیز دیگری برای پذیرایی نداشتند.سلطان شب را همان جا خوابید و روز بعد از ایشان جدا شد و به هر طوری که بود خود را به درباریان رسانید و جریان را برای اطرافیان نقل کرد.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : زیارت عاشورا، گریه کنندگان، سیدالشّهدا(ع)، بحرالعلوم، شیخ عباس قمی،
پنجشنبه 29 شهریور 1397 :: نویسنده : عبرات
شخصیت، نهضت و مکتب حسین بن علی علیه السلام همواره جذاب و پر مخاطب بوده است و این اقبال وصف ناشدنی، شکل گیری و تولید آثار متنوع و متعددی را به همراه داشته است. در این میان، نوع نگاه علامه شهید، مرتضی مطهری در ترویج فرهنگ عاشورا و تبیین صحیح شخصیت و رفتار امام حسین علیه السلام ممتاز و ویژه است. چهار پرسش و پاسخ زیر، نمونه ای از تلاش مبارک و ماندگار آن شهید می باشد که تقدیم شما خوانندگان محترم می شود.

چگونگی رفتار امام در زمان معاویه

سؤال: چرا امام حسین علیه السلام در زمان معاویه قیام نکرد؟

بعضی جواب می دهند چون در آن وقت، موضوع صلح امام حسن علیه السلام در بین بود و امام نمی خواست بر خلاف عهد برادرش رفتار کند.

این سخن، درست نیست؛ زیرا معاویه خودش آن پیمان را نقض کرده بود. قرآن کریم عهد و پیمان را محترم می شمارد؛ تا وقتی که دیگری محترم بشمارد.

قرآن نمی گوید اگر طرف نقض کرد، تو باز هم وفادار بمان؛ بلکه می گوید: «فما استقاموا لکم فاستقیموا لهم»؛1 البته عهد با کافر هم محترم است. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله با قریش در حدیبیه قرارداد بست و چون نقض از ناحیه آنها شروع شد، پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله هم آن را ورق پاره ای بیش نشمرد؛ بلکه سر عدم قیام سید الشهدا، این بود که انتظار فرصت بهتر و بیشتری را می کشید. اسلام، تاکتیک و انتظار فرصت بهتر را جایز، بلکه واجب می داند. مسلما فرصت بعد از مردن معاویه، از زمان معاویه، بهتر بود.

امام علیه السلام در زمان خود معاویه نیز ساکت نبود؛ دائما اعتراض می کرد [و] به وسیله نامه که به معاویه نوشت، حضورا با او محاجه کرد. اکابر مسلمین را جمع کرد و با آنها صحبت کرد؛ برای قیام به سیف، بهترین وقت را این دانست که صبر کند معاویه بمیرد. امام علیه السلام قطع داشت که معاویه یزید را نصب کرده، بعد از مردن معاویه، مردم را به اطاعت از یزید، دعوت خواهند کرد؛ علی هذا از نظر امام علیه السلام خلافت یزید، چیز تازه و غیر مترقبی نبود.2


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : عاشورا، ذکر مصیبت، مکتب امام حسین(ع)،
سه شنبه 20 شهریور 1397 :: نویسنده : عبرات
انتخاب، بخشی از زندگی آدمیان، بلکه مهم ترین ویژگی آنهاست. هرگز حیوانات در طول زندگی خود، در مقابل گزینه های مختلف، قرار نمی گیرند؛ خود را همواره در راهی از پیش تعیین شده، می بینند و ادامه مسیر زیستی آنها، کاملاً افقی و بدون فراز و نشیب و صرفا بر اساس غریزه های ثابت و تغییرناپذیر است؛ اما انسان هر روز و هر ساعت در آستانه انتخابی تازه، قرار می گیرد. نوع و سطح انتخاب انسان، بهترین معیار سنجش برای داوری درباره شخصیت اوست. در واقعه کربلا، سه نوع انتخاب صورت گرفت:

ـ بی طرفی در مقابل دعوت امام حسین علیه السلام که نمونه آن، انتخاب عبدالله بن جعفی(1) است؛

ـ لبیک به دعوت آن حضرت علیه السلام که نمونه آن، انتخاب زهیر بن قین است؛

ـ مخالفت و شمشیر کشیدن در مقابل آن حضرت علیه السلام که نمونه آن، انتخاب عمر بن سعد ابی وقاص است.

عبدالله بن جعفی
عبدالله بن جعفی نمونه ای تاریخی از بی طرفی در مقابل مهم ترین واقعه تاریخ و بزرگ ترین درگیری زشتیها و زیباییها بود. وقتی حسین بن علی علیه السلام به او می فرماید: بیا به دشت کربلا برویم که بهشتِ بَرینِ پیروزمندان تاریخ است، می گوید: من یک اسب بسیار عالی و یک شمشیر فوق العاده برّان دارم. آنها را به شما تقدیم می کنم، ولی نمی توانم بیایم؛ زیرا زن و بچه دارم! سید الشهداء علیه السلام در مقابل این تعارفات، روی مبارکش را از او برگردانید و به او فرمود: «لا حاجَةَ لَنا فیکَ و لا فی فَرَسِکَ؛ ما به تو و اسب تو نیاز نداریم.» و سپس این آیه را تلاوت فرمود:

«وَ ما کُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُدا»؛(2) من گمراهان را یاور خود قرار نمی دهم.»

و به او توصیه فرمود که «از این سرزمین برو تا نه با ما باشی و نه بر ما...!»(3)

این انسان بی طرف، با این موضع گیری خود، همه زیباییهایی را که می توانست داشته باشد، از دست داد!


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : زهیر بن قین، عمر بن سعد، انتخاب زهیر بن قین، دعوت امام حسین(ع)، انتخاب، عبدالله بن جعفی،


( کل صفحات : 13 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :