شیخ مرتضی نواده شیخ انصاری
در شرح حال ایشان آورده اند که از جمله عادات او خـوانـدن زیارت عاشورا بـوده که در هر روز دو بار، صبح و عصر آن را می خـواندند و بر آن بسیار مواظب بـودند، بعد از وفاتـش کسی او را در خـواب دید و از او احوالش را پرسید. در جـواب سه مـرتبه فـرمـود: عاشـورا، عاشـورا، عاشــورا.

آقا نجفی قوچانی
ایشان در ضمـن خاطرات خـود مـی گـوید: روزی بنا گذاشتـم چهل روز زیارت عاشورا روی بام مسجد شاه (اصفهان) بخـوانـم و سه حاجت در نظر داشتـم، یکی قرض پدرم ادا شـود و یکـی مغفرت و دیگری علمـم زیاد شـود و درجه اجتهاد، پیـش از ظهر شـروع کـردم و هنـوز ظهر نشده تمام می شـد، از اول تا به آخر دو ساعت طـول مـی کشیـد، چهل روز تمام شد. یک ماه نگذشت که پدرم نوشته بـود که قرض مرا موسی بـن جعفر(ع) ادا کرده، مـن به او نـوشتـم بلکه سیـدالشهداء ادا کرد. (وکلهم نور واحد) چـون قـوی دل شده در ماه محرم و صفر جهت مطلبـی که در نظرم اهـم مطالب بـود، چهل روز زیارت عاشـورا روی بام مسجد خـواندم، با اهتمام تمام و کمال احتیاط، به ایـن معنی که در آن دو سـاعت همه را رو به قبله، سـر پـا در مقابل آفتـاب ایستاده بودم تا تمام می شد. چهل روز ختـم مـا تمـام شـد، بعد از آن خـوابـی دیــدم که مطلب برآورده شده است.[1]


پی نوشت : سیمای فرزانگان،رضا مختاری،ص 201.
منبع : زیارت عاشورا در سیره ابرار، اسماعیل محمدی کرمانشاهی.




طبقه بندی: امام حسین (ع)، 
برچسب ها: زیارت عاشورا، آثار زیارت عاشورا، آقا نجفی قوچانی، سیـدالشهداء،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 بهمن 1397 توسط عبرات
در یکی از روزها شخصی از انصار به حضور مبارک امام حسین علیه السّلام رسید و خواسته و نیاز خود را بدین مضمون روی کاغذی نوشت: ای سرورم! ای ابا عبداللّه! من به فلان شخص مبلغ پانصد دینار بدهکار هستم و توان پرداخت آن را ندارم، چون تنگ دست بوده از لحاظ مالی، سخت در مضیقه می باشم.

پس از آن که امام حسین علیه السّلام نامه او را قرائت نمود، یک هزار دینار تحویل وی داد و او را موعظه نمود و اظهار داشت: در تمام حالات سعی کن، خواهش و خواسته خود را فقط به یکی از سه شخص بگو و از او تقاضا کن:

1 - این که سعی کن خواسته ات را از کسی تقاضا نمایی که مؤ من و مورد اطمینان باشد.

2 - با مروّت و جوانمرد باشد، که حتّی الا مکان ناامیدت نکند.

3 - دارای حسب و نسب شریفی باشد، که تو را سبک نشمارد، بلکه برایت اهمیت و ارزش قایل شود.

اما دین دار مؤمن، ایمانش سبب می شود که خواسته و خواهش تو را برآورده نماید.

و امّا کسی که حسب و نسب درستی داشته و جوانمرد باشد، هرگز روی تو را زمین نمی اندازد و به هر شکلی که باشد آبروی تو را حفظ و خواسته ات را برآورده می کند.[1]

همچنین آورده اند:

روز عاشورا، برخی از افراد بر پشت امام حسین علیه السّلام أثراتی را مشاهده کردند.

پس موضوع را برای فرزندش، امام سجّاد زین العابدین علیه السّلام بازگو کردند و علّت آن را جویا شدند؟

حضرت سجّاد علیه السّلام پاسخ داد: این أ ثرها به این جهت است که پدرم سلام اللّه علیه، کیسه های آرد، خرما و... را بر پشت خود حمل می نمود و درب منازل خانواده های بی سرپرست و تهی دستان و بیوه زنان و یتیمان می برد و شخصاً تحویل آن ها می داد.[2]

پی نوشت:
[1]  تحف العقول : ص 176، بحارالانوار، ج 78، ص 119.
[2] بحارالانوار: ج 44، ص 190، به نقل از مناقب ابن شهرآشوب .
منبع : برگرفته از کتاب چهل داستان از امام حسین علیه السّلام؛ عبداللّه صالحی.



طبقه بندی: امام حسین (ع)، 
برچسب ها: مروّت، مومن، امام سجّاد زین العابدین علیه السّلام، یتیمان،
نوشته شده در تاریخ جمعه 5 بهمن 1397 توسط عبرات
ابو جحیفه، حرث بن عبد اللّه همدانی و حرث بن شرب، می گویند:

روزی در خدمت حضرت علی علیه السّلام بودیم. حضرت رو به فرزند خود امام حسن علیه السّلام نموده و فرمود: مرحبا ای پسر پیغمبر!

دراین حال، فرزند دیگر امام یعنی حسین علیه السّلام وارد شد. حضرت علی علیه السّلام به او فرمود: پدر و مادرم قربانت شود ای پدر فرزند بهترین کنیزان!

عرض کردیم: یا امیر المؤمنین! چرا به امام حسن علیه السّلام آن طور و به امام حسین علیه السّلام این گونه خطاب کردید؟ فرزند بهترین کنیزان کیست؟

امام علیه السّلام فرمود: او گم شده ای است که از کسان و وطن دور و مهجور، و نامش (محمّد) است، و فرزند حسن بن علی بن محمّد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمّد بن علی بن حسین علیهم السّلام می باشد.

در این هنگام، حضرت دست مبارک را بر روی سر امام حسین علیه السّلام نهاد و فرمود: همین حسین علیه السّلام.[1]

پی نوشت:
[1] بحار الانوار، ج 51، ص 110.
منبع : داستانهایی از امام زمان(علیه السلام)، ص: 41.



طبقه بندی: امام حسین (ع)، 
برچسب ها: حضرت علی علیه السّلام، سر امام حسین علیه السّلام، دور و مهجور،
نوشته شده در تاریخ جمعه 28 دی 1397 توسط عبرات
آیه

الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قالُوا انّا للَّهِ وَ انّا الَیهِ راجِعُونَ[1]

ترجمه
(صابران) کسانی هستند که هرگاه مصیبتی به آنها رسد، می گویند: ما از آنِ خدا هستیم و به سوی او باز می گردیم.


توضیح
این آیه درباره صبر در مصائب و گرفتاری ها می باشد. در منزل «ثعلبیه»، عبداللَّه بن سلیمان و منذر بن مشمعل اسدی به نزد امام حسین علیه السلام رفته و می خواستند خبری را که در مورد شهادت حضرت مسلم داشتند به امام علیه السلام برسانند. آنان پیش امام رفته و گفتند: یا اباعبداللَّه! ما از کوفه خبری داریم. آیا خصوصی به اطلاع شما برسانیم یا آشکارا و در میان جمع؟! امام فرمود: من با همراهانم راز پنهانی ندارم و اینان همگی محرم اسرار من هستند. به امام گفتند: ما از فرد موثقی اطلاع یافتیم که مسلم و هانی در کوفه کشته شده اند! امام چندین بار این آیه را قرائت فرمود: انّا للَّهِ وَ انّا الَیهِ راجِعُونَ همانا که ما از خداییم و به سوی او باز می گردیم. بعد فرمود: دیگر بعد از شهادت این عزیزانمان، زندگی دنیا ارزشی ندارد.[2]

نکته ها
صابران، به جای خود باختگی و پناهندگی به دیگران، تنها به خدا پناه می برند. زیرا از دید آنها، تمام جهان کلاس درس و میدان آزمایش است که باید در آن رشد کنیم. دنیا جای ماندن نیست، خوابگاه و عشرتکده نیست و شداید و سختی های آن نیز نشانۀبی مهری خداوند نیست. ناگواری ها برای آن است که زیر پای ما داغ شود تا تندتر و سریعتر حرکت کنیم، بنابراین در تلخی ها نیز شیرینی است. زیرا شکوفا شدن استعدادها، کامیابی از پاداش های الهی را بدنبال دارد.


ادامه مطلب...
طبقه بندی: امام حسین (ع)، 
برچسب ها: آیه‏، امام حسین(ع)، مصائب وارده بر امام حسین، روز عاشورا،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 دی 1397 توسط عبرات
(تعداد کل صفحات:32)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ ... ]