مقاتل
معرفی کتاب

«آینه در کربلاست» اثر دکتر محمدرضا سنگری تنها با گذشت یک سال از انتشار به چاپ هفتم رسیده است؛ این اثر روایتی کامل از واقعه عاشوراست.آینه در کربلاست از دقیقترین و جزئی پردازانه‌ترین تاریخ نوشته های عاشورا است که نویسنده در آن با استفاده از منابع دست اول و مورد وثوق علمای تاریخ شیعه، تحلیل جامعی از حادثه کربلا ارائه می‌دهد.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








حمایت
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
همان گونه که برای ادامه زندگی تکرار نفس کشیدن، ضروری است، و اگر متوقّف شود موجب مرگ است.نام حسین علیه السّلام و ماجرای شهادت او همانند نفس کشیدن، برای حفظ حیات اسلام ناب، همواره باید تکرار شود، و اگر در این باره هزاران کتاب نوشته گردد باز اندک است.حسین علیه السّلام و ماجرای کربلای او دریایی است که به اقیانوس ابدیت پیوسته است، آن گونه که هرگز خشکی به آن راه ندارد، باید امواج حیات، همواره از این دریا، باران رحمت بگیرد، و آن باران بر صفحه روح و جان انسانها ببارد، و در نتیجه مزرعه دلها با نشاط و خرّم شده و به ثمر نشینند. اگر این باران متوقّف شود مزرعه دل می خشکد، و همچون بیابانی خشک، بدون هر گونه تحوّل و رشد و نشاط خواهد شد.

البته باید حسین شناسی در کنار اسلام شناسی و شرایط دیگر در دلها فراهم شود تا باران دریای وجود حسین علیه السّلام در باغستان دل، لاله رویاند، و گر نه از شوره زار جز خار و خس، چیز دیگری نمی روید.امام حسین علیه السّلام به جهان آمده تا همیشه بماند و چرخهای جریان طاغوت زدایی را همواره در همه جا به حرکت درآورد.او با نهضت خونینش آمده تا انوار اسلام ناب پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و سلم و علی علیه السّلام را در دلها روشن کند، و روشن نگه دارد. حادثه غمبار کربلای او مخصوص سرزمین کربلا و ماه محرم سال 61 هجری نیست، بلکه مربوط به همه قرنها، سالها، ماهها، روز و شب ها، ساعتها، دقیقه ها، بلکه لحظه ها است. و در سراسر زمین از عصر آدم علیه السّلام تا آخر دنیا حکومت دارد، چرا که در بینش اسلام ناب، «کلّ ارض کربلا، و کلّ یوم عاشورا، هر زمینی کربلا و هر روزی عاشورا است».

از این رو امام سجّاد علیه السّلام و امامان دیگر علیهم السّلام همواره خاطره عاشورا- حتّی جزئیات آن را- تجدید می کردند، و ابراز احساسات در رابطه با مصائب جانسوز کربلا را، از عالیترین عبادات و ارزشها می دانستند.

منبع :  غم نامه کربلا، ص: 12.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، عبادت، ارززشها، کربلا، ابدیت،
آیه
الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قالُوا انّا للَّهِ وَ انّا الَیهِ راجِعُونَ[1]

ترجمه
(صابران) کسانی هستند که هرگاه مصیبتی به آنها رسد، می گویند: ما از آنِ خدا هستیم و به سوی او باز می گردیم.


توضیح
این آیه درباره صبر در مصائب و گرفتاری ها می باشد. در منزل «ثعلبیه»، عبداللَّه بن سلیمان و منذر بن مشمعل اسدی به نزد امام حسین علیه السلام رفته و می خواستند خبری را که در مورد شهادت حضرت مسلم داشتند به امام علیه السلام برسانند. آنان پیش امام رفته و گفتند: یا اباعبداللَّه! ما از کوفه خبری داریم. آیا خصوصی به اطلاع شما برسانیم یا آشکارا و در میان جمع؟! امام فرمود: من با همراهانم راز پنهانی ندارم و اینان همگی محرم اسرار من هستند. به امام گفتند: ما از فرد موثقی اطلاع یافتیم که مسلم و هانی در کوفه کشته شده اند! امام چندین بار این آیه را قرائت فرمود: انّا للَّهِ وَ انّا الَیهِ راجِعُونَ همانا که ما از خداییم و به سوی او باز می گردیم. بعد فرمود: دیگر بعد از شهادت این عزیزانمان، زندگی دنیا ارزشی ندارد.[2]

نکته ها
صابران، به جای خود باختگی و پناهندگی به دیگران، تنها به خدا پناه می برند. زیرا از دید آنها، تمام جهان کلاس درس و میدان آزمایش است که باید در آن رشد کنیم. دنیا جای ماندن نیست، خوابگاه و عشرتکده نیست و شداید و سختی های آن نیز نشانۀبی مهری خداوند نیست. ناگواری ها برای آن است که زیر پای ما داغ شود تا تندتر و سریعتر حرکت کنیم، بنابراین در تلخی ها نیز شیرینی است. زیرا شکوفا شدن استعدادها، کامیابی از پاداش های الهی را بدنبال دارد.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : آیه‏، امام حسین(ع)، مصائب وارده بر امام حسین، روز عاشورا،
یکشنبه 17 دی 1396 :: نویسنده : عبرات
آن زمان که امام حسین (ع) در سال 61 قمری ندای «هل من ناصر ینصرنی» را فریاد زد، نه برای این که در محشر کربلا منتظر یاری کسی باشد، چه این که خوب می دانست کسی دیگر از مردان بنی هاشم باقی نمانده است و امیدی هم به توبه و بازگشت کسی از لشگر دشمن نداشت. او این دعوت را برای امت های بعد، برای اقتدا به سیره و روشی که تمام انسانیت انسان را در بر داشت و نه فقط برای مسلمانان یا شیعیان، با تقاضای «کونوا احرارا فی دنیاکم» برای همه رادمرادان جهان، فریاد زد.

آیا کسی هست همچون او، خون به جگر شود و چون بابای مظلومش، خار در چشم و استخوان در گلو، ذره ای از انسانیت عدول نکند ؟ حتی اگر بدترین و زشت ترین کنایه ها را بر او بر منبر وکوچه و بازار فریاد بزنند و نسبت دهند.خواست بگوید تا آخرین لحظه و دم، دشمنم را به صلاح و فلاح دعوت می کنم و نه با شمشیر و خشونت، که با قول احسن، آن گونه که حتی در شب نبرد نا برابر با دشمن، نشست و گفت و شنید و مهلت داد تا شاید از آنها ـ ولو یک نفر ـ به راه راست و مرام انسانیت، هدایت شود.

وقتی دشمن، آب را سه شبانه روز بر حریم و حرم او بست، می توانست با قدرت الهیِ امامتش، همه سرزمین کربلا را از آب سیراب کند و فرزندان خردسال او نیز سیراب شوند، چه که او کمتر از هاجر، همسر ابراهیم نبود. اما با این حال با صبر و مقاومتی مظلومانه، ایستاد تا به همه دنیا ثابت کند که آنچه او از طرف خدایش مأمور به انجام آن است، زمین تا آسمـان با آنچه سیره دشمن مقابل است، فاصله دارد. باید با صبر و نرمش خود ثابت کنیم که فرهنگ اسلام واقعی ـ که شیعه آینه تمام نمای آن است ـ چیزی جز آن است که امروزه مدعیان دروغین حقوق بشر به او نسبت می دهند.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : کونوا احرارا فی دنیاکم، اسلام، انسانیت، خشونت، فریاد،
چهارشنبه 13 دی 1396 :: نویسنده : عبرات
در روایت اهل سنت و شیعه مستندا نقل شده است که امّ سلمه همسر پیامبر (ص) می گوید: روزی رسول خدا  (ص) مشغول استراحت بودند که دیدم امام حسین علیه السلام وارد شدند، و بر سینه پیامبر (ص) نشستند، حضرت رسول  (ص) فرمودند: مرحبا نور دیده ام، مرحبا میوه دلم، چون نشستن حسین علیه السلام بر سینه پیامبر (ص) طولانی شد، پیش خودم گفتم! که شاید پیامبر (ص) ناراحت شوند، و جلو رفتم، تا حسین علیه السلام را بر دارم.

حضرت پیامبر  (ص) فرمودند: امّ سلمه تا وقتی که حسینم خودش می خواهد بگذار بر سینه ام بنشیند، و بدان که هر کس باندازه تار مویی حسینم را اذیت کند مانند آن است که مرا اذیت کرده است.

امّ سلمه می گوید: من از منزل خارج شدم، و وقتی باز گشتم به اتاق رسول خدا (ص) دیدم پیامبر (ص) گریه می کند، خیلی تعجّب کردم! و عرض کردم یا رسول اللّه خداوند هیچگاه تو را نگریاند، چراناراحتید؟ ملاحظه کردم و دیدم حضرت پیامبر (ص) چیزی در دست دارد، و بدان مینگرد و می گرید. جلوتر رفتم و دیدم مشتی خاک در دست دارد.

سؤ ال کردم یا رسول اللّه این چه خاکی است که تو را این همه ناراحت می کند. رسول اکرم (ص) فرمودند: ای امّ سلمه الان جبرئیل بر من نازل شد و عرض کرد که این خاک از زمین کربلا است. و این خاک فرزند تو حسین علیه السلام است که در آنجا مدفون می شود. یا امّ سلمه بگیر این خاک را و بگذار در شیشه ای، هر وقت که دیدی رنگ خاک به خون گرائید، آنوقت بدان که فرزندم حسین علیه السلام به شهادت رسیده است.

امّ سلمه می گوید: آن خاک را از رسول خدا (ص) گرفتم که بوی عطر عجیبی میداد. هنگامی که امام حسین علیه السلام بسوی کربلا سفر کردند، من نگران بودم و هر روز به آن خاک نظر می کردم، تا یک روز دیدم که تمام خاک تبدیل به خون شده است و فهمیدم که امام حسین علیه السلام به شهادت رسیده اند. لذا شروع کردم به ناله و شیون کررم و آن روز تا شب برای حسین گریستم، آن روز هیچ غذا نخوردم تا شب فرا رسید، از شدّت ناراحتی و غصّه خوابم برد.

در عالم خواب رسول خدا (ص) را دیدم، که تشریف آوردند ولی سر و روی حضرت خاک آلود است! و من شروع کردم به زدودن خاک وغبار از روی آن حضرت و عرض کردم یا رسول اللّه (ص) من بفدای شما، این گرد و غبار کجاست که بر روی شما نشسته است.

فرمود: امّ سلمه الان حسینم را دفن کردم! [1]

پی نوشت:
[1] بحار الانوار: ج 85، ص 153.
منبع : برگرفته از کتاب داستانهایى از زمین كربلا.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : رسول خدا (ص)، خاک امام حسین(ع)، ام سلمه، شهادت،
هشام بن سالم: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: کسی که خودش به واسطۀ بیماری یا مشکلی نتواند به زیارت امام حسین علیه السلام برود و در عوض شخصی دیگر را روانه کند(هزینه هایش را بدهد)، چه اجری دارد؟

امام صادق علیه السلام فرمودند:

1. به ازای هر درهمی که خرج کند، خداوند همانند کوه اُحد برایش حسنه می نویسد.

2. چندین برابر آنچه هزینه کرده را در همین دنیا به او برمی گرداند!

3. بلاهایی را که فرود آمده تا به او برسد، از او می گردانَد و از وی دور می کند و مالش حفظ می شود.

هشَامُ بْنُ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع:.. قُلْتُ: فَمَا لِمَنْ یجَهِّزَ إِلَیهِ وَ لَمْ یخْرُجْ لَعَلَّهُ تُصِیبُهُ لِقِلَّةِ نَصِیبِهِ قَالَ: یعْطِیهِ اللَّهُ بِکلِّ دِرْهَمٍ أَنْفَقَهُ- مِثْلَ أُحُدٍ مِنَ الْحَسَنَاتِ وَ یخْلِفُ عَلَیهِ أَضْعَافَ مَا أَنْفَقَهُ وَ یصْرَفُ عَنْهُ مِنَ الْبَلَاءِ مِمَّا قَدْ نَزَلَ لِیصِیبَهُ وَ یدْفَعُ عَنْهُ وَ یحْفَظُ فِی مَالِهِ.[1]

پس اگر جا مانده از قافله عشق حسینی در پیاده روی زیارت حسین به هر علتی توفیق نشد. بی نصیب نمی مانیم. چرا که امام صادق علیه السلام بشارت داده است. به شرطی که در مسیر حسین قدم برداریم و برای زائر حسین هزینه کنیم. گرچه به یک درهم و دینار، باشد.

پی نوشت:
[1] ابن قولویه، کامل الزیارت، ص129.
 منبع : کامل الزیارت، ص129.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، زیارت، حسنه، امام صادق علیه السلام،
دوشنبه 11 دی 1396 :: نویسنده : عبرات
یکی از چیزهایی که انسان را در «قبر» از عذاب و ناراحتی نجات می دهد و از همه اعمال کارسازتر است، محبت اهل بیت عصمت و طهارت (ع) است.

حضرت امام رضا، علیه السلام، فرمود: «از مواردی که به زیارت زائرم می آیم شب اول قبر اوست».

مرحوم «محدث قمی» در مفاتیح نقل می کند که:

ظالمی پس از مرگ به خواب یکی از علما آمد. مرد عالم از او پرسید چگونه در راحتی بسر می بری حال آنکه باید دچار درد و شکنجه باشی؟ ظالم در پاسخ گفت: تا دیشب در عذاب می سوختم و قبرم مملو از آتش بود، ولی از دیشب تاکنون عذاب بطور موقت از قبرستان برداشته شده. زیرا، حضرت سید الشهداء، علیه السلام، دیشب سه بار به دیدن یک بانوی محترم آمد! مرد عالم به جستجو و تحقیق درباره این یانو پرداخت، تا همسر او را پیدا کرد.

از او پرسید: «همسر شما چه اعمال نیکی انجام می داد که امام حسین، علیه السلام، به دیدنش آمده است؟!» مرد مقداری از اعمال صالح همسرش را برشمرد که از جمله آنها این بود که او بر خواندن زیارت عاشورا مداومت داشت. یک عمر زیارت عاشورا می خواند. با این سخن مرد عالم پی برد که چرا امام حسین (ع) در شب اول قبر به دیدن آن زن آمده بود.

منبع : معاد در قرآن؛ ؛ ص140؛ مظاهری، حسین.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : محبت اهل‌بیت(ع)، شب اول قبر، زیارت عاشورا،
یکشنبه 10 دی 1396 :: نویسنده : عبرات
امام حسین علیه السلام دلاور مردی بود که شجاعت و شهامتش دوست و دشمن را به حیرت آورده بود. حماسه آفرینی های آن حضرت در جنگ های جمل و صفین و نهروان زبانزد خاص و عام بود. عبداللَّه بن قیس از دلاوری های امام حسین علیه السلام در جنگ صفین چنین گزارش کرده است:

در نبرد صفین در میان لشکر علی علیه السلام و در رکاب آن حضرت بودم.

ابوایوب سلمی از فرماندهان معاویه به کمک نیروهای خود بر آب فرات مسلّط شده و آن را به روی ما بست.

لشکریان علی علیه السلام از شدت عطش به آن حضرت شکایت کردند.

امیرالمؤمنین علیه السلام نیز برای باز پس گیری آب فرات عده ای را فرستاد، امّا آنان ناامید برگشتند.

مولای متقیان علیه السلام از گرفتاری پیش آمده به شدت ناراحت شد. در آن حال امام حسین علیه السلام عرضه داشت:

«امضی الیه یا ابتاه؟»؛ پدر جان! آیا من برای باز کردن راه آب بروم؟» علی علیه السلام فرمود: «پسرم! برو.»

حضرت سیدالشهدا علیه السلام به همراه عده ای به نیروهای دشمن حمله کرده و آنان را از فرات دور ساخت و خیمه اش را در کنار آب برافراشت و عده ای را برای حفاظت از آب گمارد.

آنگاه نزد پدر بزرگوارش آمد و پیروزی خویش را مژده داد. امّا علی علیه السلام از شنیدن بازگشایی راه آب به گریه افتاد. به امام گفته شد: یا علی! چرا گریه می کنید؟! این اولین پیروزی است که در این جنگ به برکت حسین علیه السلام به دست آمد امام فرمود: بلی درست است، امّا من به یاد عاشورا افتادم که حسینم با لب تشنه به شهادت می رسد و از شدّت ظلم اسب او شیهه می کشد و می گوید: ای وای از دست امتی که فرزند دختر پیامبرشان را کشتند.[1]

پی نوشت:
[1] مدینه المعاجز، ج 3، ص 139.
منبع : پاک نیا، عبد الکریم؛ ویژگی های امام حسین (ع)، الخصائص الحسینیة، ص: 72.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، شجاعت، جنگ صفین، عاشورا، عطش،
سه شنبه 5 دی 1396 :: نویسنده : عبرات
معلم بزرگ آزادگی و ظلم ستیزی، حضرت سیدالشهداء علیه السلام بر بالین ده تن از شهدای کربلا با حزن و اندوه فراوان با آنان سخن گفته است:

1- علی بن الحسین علیه السلام

آنگاه که حضرت علی اکبر به شهادت رسید، امام حسین علیه السلام بر بالین او اینگونه فرمود:

قَتَل اللَّهُ قَوْماً قَتَلوُک ما اجْراهُمْ عَلَی الرَّحْمن وَعَلی إنْتَهاک حُرْمَة الرَّسُول، عَلَی الدُّنْیا بَعْدَک الْعَفَا[1].

خدا بکشد مردم ستمگری که تو را کشتند، اینان تا چه اندازه بر خدا و به هتک حرمت رسول خدا صلی الله علیه و آله بی پروا شده اند، پس از تو، افّ بر این دنیا!


2- عباس بن علی علیه السلام

وقتی اباالفضل العباس به درجه رفیع شهادت نایل گشت امام حسین علیه السلام بالین او حاضر و فرمود:

الْانَ انْکسَرَ ظَهْری وَقَلَّتْ حیلَتی.

اکنون پشتم شکست، چاره اندیشی ام اندک شد.

3- قاسم بن حسن علیه السلام

پس از شهادت، امام علیه السلام بر بالین او حضور یافت و اینگونه سخن ایراد کرد:

بُعداً لِقْومٍ قَتَلوُک وَخَصَمَهُمْ فیک رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه و آله [2].

دور باد از رحمت خدا! گروهی که تو را به شهادت رساندند، جدّت رسول خدا در روز رستاخیز در این زمینه با آنان دشمنی کند.

عَزّ عَلی عَمِّک أَنْ تَدْعوُهُ فَلا یجیبُک [3].

بس دشوار است بر عمویت که او را به یاری خود فراخوانی ولی نتواند به تو پاسخ مثبت دهد[4].


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : حجت خدا، ستمگری، حضرت سیدالشهداء علیه السلام، شهدای کربلا،
دوشنبه 4 دی 1396 :: نویسنده : عبرات
یکی دیگر از برکات فردی سیدالشهدا(ع) که از ارزش معنوی بسیاری برخوردار است، این است که نه امام معصوم(ع) بعد از او از فرزندان گرامی آن حضرت می باشند، و نسل امامان به برکت وجود او ادامه یافت. چنانکه از امام باقر و امام صادق(ع) روایت شده است که فرمودند: «خداوند عوض قتل امام حسین(ع) چهار ویژگی به آن حضرت عطا فرموده است: اول - امامت را در ذریه او قرار داده است، دوم - شفا را در تربت آن جناب قرار داده، سوم - کنار و زیر قبه او دعا مستجاب می باشد، چهارم - ایام زیارت کنندگان او از عمرشان حساب نمی شود».[1]

از طرفی در روایات بر این امر تصریح شده که علی بن الحسین(ع) بعد از پدر به امامت رسیده است. چنانکه عبدالله بن عتبه روایت کرده: خدمت امام حسین(ع) بودم که پسر کوچکترش «علی» وارد شد. (یعنی حضرت سجاد(ع) که از علی اکبر کوچکتر بوده است. و این واقعه قبل از تولد علی اصغر می باشد). تا آنجا که می گوید: عرض کردم: اگر آن امری که از آن به خدا پناه می برم اتفاق افتاد، به چه کسی رجوع کنیم؟ (یعنی امام بعد از شما کیست؟) فرمود: به این پسرم: علی، او امام و پدر امامان است. ..».[2]

روایت در این زمینه زیادتر از آن است که در این مختصر بدانها پرداخته شود، ضمن اینکه ادامه امامت از ذریه امام حسین(ع) به خاطر مشهور بودن آن، نیازی به استدلال روایی بیشتر از آنچه ذکر شده، ندارد.

باری، استمرار خط مستقیم و هدایتگر امامت به برکت وجود مقدس سیدالشهدا(ع) است، و این از بزرگترین برکتهای فردی و معنوی آن حضرت است.

او شفیع است این جهان و آن جهان
این جهان در دین و آنجا در جنان


پی نوشت ها:
[1] وسائل الشیعه , شیخ حر عاملى , ج 10 ص 329.
[2]  اثبات الهداة , شیخ حر عاملى , ج 5 ص 215.
منبع : برگرفته از کتاب آثار و بركات سید الشهدا ، علیرضا رجالى تهرانى.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، شفیع، نسل امامان، دعا مستجاب،
یکشنبه 3 دی 1396 :: نویسنده : عبرات
زراره که یکی از شاگردان و اصحاب امام صادق علیه السّلام است، از آن حضرت حکایت کند:

در زمان حضرت اءبا عبداللّه الحسین علیه السّلام شخصی به نام عبداللّه بن شدّاد لیثی، دچار بیماری و تب سختی شده بود.

امام حسین علیه السّلام به جهت عیادت و دیدار او راهی منزلش شد، و چون که حضرت خواست وارد منزل شود بلافاصله تب او برطرف گردید؛ و مریض گفت: راضی شدم به حقّانیتی که از طرف خداوند متعال به شما اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام ارزانی شده است تا جائی که تب از شما فرار می کند.

امام حسین علیه السّلام فرمود: قسم به خداوند! چیزی آفریده نشده است مگر آن که تحت فرمان ما خواهد بود.

زراره گوید: سپس صدائی را شنیدیم که می گفت: لبّیک یا ابن رسول اللّه! و آن گاه امام حسین علیه السّلام فرمود: آیا امیرالمؤ منین علیه السّلام تو را دستور نداده است که فقط به افرادی نزدیک شوی که یا دشمن ما بوده و یا گناهکار باشد، که سبب کفّاره گناهش شود، پس چرا به این شخص روی آورده ای.[1]

مرز پیروی از پدر

روزی عبدالرّحمان فرزند عمرو بن عاص با عدّه ای در محلّی نشسته بودند، که امام حسین علیه السّلام از جلوی آن ها عبور نمود، در همان حال عبدالرّحمان گفت: هرکس می خواهد به بهترین شخص در زمین و آسمان نگاه کند، به این رهگذر نظر نماید.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، موجودات، رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله، نافرمانی و معصیت،
مرحوم شیخ مفید رحمة اللّه علیه و دیگر محدّثین و تاریخ نویسان در کتاب های مختلف آورده اند:

چون شب عاشورا فرا رسید حضرت ابا عبداللّه الحسین صلوات اللّه علیه به جهت خستگی بیش از حدّ، جلوی خیمه نشسته بود و سر مبارک خود را بر سر زانوهای خود نهاده، تا قدری استراحت نماید. پس ناگهان حضرت زینب علیها السّلام با شنیدن صدای صیحه اسبان و هجوم دشمنان، نزدیک برادرش امام حسین علیه السّلام آمد و به آن حضرت خطاب کرد و اظهار داشت: ای برادر! آیا صدای اسبان را نمی شنوی، که هجوم آورده اند؟!

پس امام حسین علیه السّلام سر از زانوی خود برداشت و ایستاد؛ و آن گاه برادر خود حضرت اباالفضل العبّاس علیه السّلام را صدا کرد و فرمود: برادرجان عبّاس! حرکت کن و به سوی مهاجمین برو؛ و از ایشان بخواه که امشب را به ما مهلت دهند، تا در این شب با پروردگار متعال مناجات و راز و نیاز نمائیم.

خدا می داند که من نماز و تلاوت قرآن، همچنین مناجات و استغفار به درگاه خداوند متعال را خیلی دوست دارم.

لذا حضرت اباالفضل علیه السّلام از آن ها مهلت گرفت.

و در آن شب امام حسین علیه السّلام و دیگر اصحاب و یاران آن حضرت هر کدام به نوعی مشغول عبادت و استغفار و راز و نیاز با قاضی الحاجات شدند.

و هنگامی که نماز صبح عاشوراء را اقامه نمودند، ناگاه تعدادی از لشکر دشمن به سمت خیمه های حضرت، هجوم آوردند و شمر ملعون در حالتی که فرماندهی آن ها را به عهده داشت، نعره می کشید و به امام علیه السّلام و اهل بیت رسالت جسارت می کرد.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، شب عاشورا، عروج، غارت اموال زنان و کودکان،
شنبه 2 دی 1396 :: نویسنده : عبرات
وی، از تابعین ساکن کوفه و در رکاب امیرالمؤمنین علی علیه السلام حضور داشته و در یکی از جنگ های آن حضرت از ناحیه پا زخمی شد. مسلم از کوفه خارج و رهسپار کوی حسین علیه السلام شد و هنگام فرود آمدن آن حضرت در کربلا به آن بزرگوار رسید.

مسلم بن کثیر، در نخستین حمله به درجه شهادت نایل آمد.[1]

در کتاب  پژوهشى پیرامون شهداى كربلا، ص: 357 درباره شخصیت شناسی این شهید بزرگوار می نویسد:

مسلم بن کثیر اعرج، از طایفه ازْد  و از یاران امام حسین علیه السلام است نام او در زیارت منسوب به ناحیه مقدسه امام علیه السلام، اسلم  و در زیارت رجبیه، سلیمان ذکر شده است.

به گفته برخی معاصران به نقل از الاصابه، وی فرزند کثیر بن قلیب صدفی ازدی اعرج کوفی می باشد. او محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را درک کرد و در فتح مصر حاضر شد  ولی براساس پژوهش های انجام شده این مطالب مربوط به پدر او، کثیر اعرجْ است نه مسلم او تابعی و از یاران امام علی علیه السلام بود. در جنگ جمل حضور یافت و چون در این جنگ توسط عمرو بن ضبه تمیمی از ناحیه پا آسیب دید و فلج شد «اعرج» لقب گرفت.

مسلم، از کسانی است که برای امام حسین علیه السلام نامه نوشت و مسلم بن عقیل علیه السلام را در کوفه یاری کرد. وی پس از تنها ماندن سفیر امام علیه السلام، از کوفه خارج شد؛ و در نزدیکی های کربلا به سید الشهدا علیه السلام پیوست و در روز عاشورا در نبرد نخست به فیض شهادت نایل گشت. [2]

پی نوشت ها:
[1] بهرامى، غلامرضا، یاران خورشید (سلحشوران نهضت امام حسین علیه السلام)، 1جلد، انتظار سبز - قم، چاپ: اول، 1389 ش.
[2] پژوهشى پیرامون شهداى كربلا، ص: 357.
منبع : یاران خورشید؛ ص153،پژوهشى پیرامون شهداى كربلا، ص: 357.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، یاران خورشید، اصحاب ابی عبد الله،
جمعه 1 دی 1396 :: نویسنده : عبرات
امام حسین علیه‏السلام می‏فرماید: هنگامی نزد رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم رفتم که اُبَیّ بن کعب نزد آن حضرت بود. رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم به من فرمود: «مَرْحَباً بِکَ یا اَباعَبْدِاللّهِ یا زَیْنَ السَّماواتِ وَالاَرْضِ؛ خوش آمدی ای اباعبداللّه! ای زینت آسمان‏ها و زمین!»

اُبَیّ گفت: ای رسول خدا! چگونه فرد دیگری غیر از شما، زیور آسمان‏ها و زمین است؟

فرمود: سوگند به خدایی که مرا بحق، به پیامبری برانگیخت! حسین بن علی در آسمان‏ها بزرگوارتر است تا در زمین. سمت راست عرش خدای عزّوجلّ نوشته است: «مصباح هُدی و سفینة نجاة...؛ (حسین) چراغ هدایت و کشتی نجات است. امامِ خیر، برکت، عزّت، فخر، دانش و ذخیره است.».

منیع: کمال الدین ، صدوق ، ج 1 ، ص 269 - 264.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، مصباح، کشتی نجات، زینت آسمان‏ها،


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :