مقاتل
معرفی کتاب

«آینه در کربلاست» اثر دکتر محمدرضا سنگری تنها با گذشت یک سال از انتشار به چاپ هفتم رسیده است؛ این اثر روایتی کامل از واقعه عاشوراست.آینه در کربلاست از دقیقترین و جزئی پردازانه‌ترین تاریخ نوشته های عاشورا است که نویسنده در آن با استفاده از منابع دست اول و مورد وثوق علمای تاریخ شیعه، تحلیل جامعی از حادثه کربلا ارائه می‌دهد.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








حمایت
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
سه شنبه 9 آبان 1396 :: نویسنده : عبرات
زائر امام حسین علیه السلام باید اینگونه باشد.

محمّد بن مسلم گفت: محضر مبارك حضرت ابى عبد اللّه علیه السّلام عرض كردم: هر گاه به زیارت پدر بزرگوارتان حضرت امام حسین علیه السّلام مى رویم آیا به همان كیفیّتى كه به حج مى رویم باشیم؟ 

حضرت فرمودند: بلى. عرض كردم: پس آنچه بر حاجى لازم است بر ما نیز است؟ حضرت فرمودند: چه چیزهائى را گفتى؟ عرض كردم: اشیائى را كه بر حاجى لازم مى باشد. حضرت فرمودند: بر تو لازم است كه با همراهانت خوش رفتار باشى، سخن اندك بگوئى و حتى الامكان تكلّم نكنى مگر به خیر. بر تو لازم است زیاد بیاد خدا باشى. بر تو لازم است جامه و لباس هایت را نظیف و پاكیزه نگاه دارى.


بر تو لازم است پیش از اینكه به حائر برسى غسل نمائى. لازم است بر تو كه خاشع بوده و زیاد نماز خوانده و بسیار بر محمّد و آل محمّد صلوات بفرستى و به آنچه از تو نیست و مال دیگرى است احترام گذارده و بر ندارى. لازم است به آنچه حلال نیست نگاه نكرده و چشم خود را از آن فروببندى. لازم است وقتى برادر ایمانى خود را نیازمند دیده و ملاحظه كردى كه بواسطه نداشتن نفقه از ادامه عمل عاجز است به دیدنش رفته او را كمك كرده و به مواسات با او رفتار نمائى.

بر تو لازم است تقیه كه دین تو به آن قائم است را رعایت كنى. واجب است از آنچه منهى هستى و از خصومت و دشمنى و زیاد قسم خوردن و از جدال كردنى كه در اثناء آن به خوردن قسم مبادرت مى ورزى اجتناب و دورى كنى. وقتى به این دستورها عمل كردى البتّه حجّ و عمره تو تمام و كامل بوده و به واسطه صرف نفقه و دور شدن از اهل و عیالت و روى تافتن از آنچه به آن مایل هستى از كسى كه آنچه نزدش بوده و تو آن را طلب كردى استحقاق پیدا مى كنى كه از سفرت مراجعه كرده در حالى كه مغفرت و رحمت و رضوانش شامل تو شده باشد.

منبع : کامل الزیارات، باب ۴۸، حدیث ۱




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، زیارت امام حسین(ع)، زائر کربلا،
جمعه 5 آبان 1396 :: نویسنده : عبرات
ثواب زیارت امام حسین علیه السلام با ترس و‌ هراس

حدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْبَصْرِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ عَنْ حَمَّادٍ ذِی النَّابِ عَنْ رُومِیٍّ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) مَا تَقُولُ فِیمَنْ زَارَ أَبَاكَ عَلَى خَوْفٍ قَالَ یُوءْمِنُهُ اللَّهُ یَوْمَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ وَ تَلَقَّاهُ الْمَلَائِكَةُ بِالْبِشَارَةِ وَ یُقَالُ لَهُ لَا تَخَفْ وَ لَا تَحْزَنْ هَذَا یَوْمُكَ الَّذِی فِیهِ فَوْزُكَ.

از زراره نقل است كه وى گفت: محضر مبارك حضرت ابى جعفر علیه السّلام عرضه داشتم: چه مى فرمائید در باره كسى كه با خوف و هراس پدر شما را زیارت كند؟ حضرت فرمودند:  در روزى كه فزع اكبر است حق تعالى او را أمان دهد و فرشتگان به وى بشارت داده و به او مى گویند: مترس و محزون مباش امروز روزى است كه تو در آن رستگار مى شوى.(کامل الزیارات باب ۴۵، حدیث ۱)

بإِسْنَادِهِ عَنِ الْأَصَمِّ عَنِ ابْنِ بُكَیْرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ لَهُ إِنِّی أَنْزِلُ الْأَرَّجَانَ وَ قَلْبِی یُنَازِعُنِی إِلَى قَبْرِ أَبِیكَ فَإِذَا خَرَجْتُ فَقَلْبِی وَجِلٌ مُشْفِقٌ حَتَّى أَرْجِعَ خَوْفاً مِنَ السُّلْطَانِ وَ السُّعَاةِ وَ أَصْحَابِ الْمَسَالِحِ فَقَالَ یَا ابْنَ بُكَیْرٍ أَ مَا تُحِبُّ أَنْ یَرَاكَ اللَّهُ فِینَا خَائِفاً أَ مَا تَعْلَمُ أَنَّهُ مَنْ خَافَ لِخَوْفِنَا أَظَلَّهُ اللَّهُ فِی ظِلِّ عَرْشِهِ وَ كَانَ مُحَدِّثُهُ الْحُسَیْنَ (علیه السلام) تَحْتَ الْعَرْشِ وَ آمَنَهُ اللَّهُ مِنْ أَفْزَاعِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ یَفْزَعُ النَّاسُ وَ لَا یَفْزَعُ فَإِنْ فَزِعَ وَقَّرَتْهُ [قَوَّتْهُ ]الْمَلَائِكَةُ وَ سَكَّنَتْ قَلْبَهُ بِالْبِشَارَةِ. 

ابن بكیر گوید محضر مبارك امام علیه السّلام عرضه داشتم: من به شهر ارجان وارد شده و در آنجا نازل شدم ولى قلب و دلم آرزوى زیارت قبر مطهّر پدر بزرگوارتان را داشت لذا از شهر به قصد زیارت آن جناب خارج شدم امّا دلم ترسان و لرزان بود و از خوف و ترس سلطان و عمّال وى و مرزبانان تا زمان مراجعت در وحشت و دهشت بودم. حضرت فرمودند: اى پسر بكیر آیا دوست ندارى كه خداوند تو را از كسانى كه در راه ما ترسان و خائف مى باشند محسوب فرماید؟
 
آیا مى دانى كسى كه به خاطر خوف ما خائف باشد حق تعالى او را در سایه عرش مكان دهد و هم صحبتش حضرت امام حسین علیه السّلام در زیر عرش مى باشد و حق تعالى او را از فزع هاى روز قیامت در امان مى دارد. مردم به فزع و جزع آمده ولى او فزع نمى كند، پس اگر فزع كند فرشتگان آرامش كرده و بواسطه بشارت دادن قلبش را ساكت و ساكن مى نمایند.(کامل الزیارات، باب ۴۵، حدیث ۲)




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، زیارت، ق تعالی، فرشتگان، ترس، ثواب زیارت،
قابل توجه آنانکه ارزش و ثواب اشک بر امام‌ حسین علیه السلام را با عقل خود می سنجند و انکار میکنند‌‌.

مرحوم علامه مجلسی ره گوید: بعضی از بزرگان در تألیفاتشان از سید علی حسینی نقل کرده اند که گفته: من در مشهد الرضا علیه السلام ساکن بودم. با عده ای از مؤمنین در روز عاشورا مشغول عزادارای بودیم که یکی از آنان مقتل خوانی میکرد و روایتی خواند که امام باقر علیه السلام فرموده: «هرکس در مصائب امام حسین علیه السلام اشک از چشمش خارج شود، حتی اگر به اندازه بال مگس باشد، خداوند گناهان اورا میبخشد اگر چه به اندازه کف روی دریا باشد.» در آن جمع یک جاهل مدعی علم بود. تا این روایت را شنید گفت اینها دروغ است و باعقل سازگار نیست.


بین ما بحث شد و او قانع نشد و اصرار بر تکذیب داشت و با آن حال جدا شدیم و به خانه رفتیم. آن شخص روز بعد گفت: در خواب دیدم که هنگام قیامت است و ترازوی اعمال و حساب و کتاب و هول و‌ هراس قیامت. من تشنه شدم بقدری که نزدیک بود هلاک شوم. دیدم یک حوضی که بسیار وسیع است و طول و عرض آن معلوم نیست نمایان شد. با خود گفتم حوض کوثر است. برای رفع عطش بسمت آن حوض رفتم و دیدم یک زن و دو مرد که همگی سیاه پوشیده و‌ گریان و محزون بودند آنجا ایستاده اند. پرسیدم اینان چه کسانی هستند؟ گفتند رسول اکرم اسلام و امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا سلام الله علیهم اجمعین هستند.

گفتم چرا سیاه پوشیده اند؟ گفتند مگر نمیدانی روز عاشورا است و زمین و آسمان محزون و گریان است! من رفتم خدمت حضرت زهرا سلام الله علیها گفتم من تشنه ام و آبم دهید. ایشان بمن تندی کرد و فرمود: آیا تو بودی که ثواب اشک بر فرزند مظلوم و شهیدم حسین را انکار کردی؟ خدا قاتلانش و کسانی که او را از آب منع کردند لعنت کند. من از خواب پریدم و لرزان و ترسان بودم. و بسیار استغفار میکردم. حال آمده ام به هرکس که در آن جمع بود و در حضورش انکار روایت کردم، این موضوع را بگویم و اظهار پشیمانی کنم.

منبع : بحارالانوار، مؤسسة الوفاء، ۴۴/۲۹۳




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، علامه مجلسی، اشک، ارزش، روز عاشورا،
از سعید بن مسیّب روایت است كه چون حضرت امام حسین علیه السّلام شهید شد، در سال دیگر من متوجّه حج شدم كه به خدمت حضرت امام زین العابدین علیه السّلام مشرّف شوم. پس روزى بر در كعبه طواف مى كردم ناگاه مردى را دیدم كه دستهاى او بریده بود و روى او مانند شب تار سیاه و تیره بود ‌و به پرده كعبه چسبیده بود و مى گفت: خداوندا به حقّ این خانه كه گناه مرا بیامرز و مى دانم كه نخواهى آمرزید؛ من گفتم: واى بر تو چه گناه كرده اى كه چنین ناامید از رحمت خدا گردیده اى؟ گفت: من شتربان امام حسین علیه السّلام بودم در هنگامى كه متوجّه كربلا گردید.

چون آن حضرت را شهید كردند، پنهان شدم كه بعضى از جامه هاى آن حضرت را بربایم و در كار برهنه كردن حضرت بودم. در شب ناگاه شنیدم كه خروش عظیم از آن صحرا بلند شد و صداى گریه و نوحه بسیار شنیدم و كسى را نمى دیدم و در میان آنها صدائى مى شنیدم كه مى گفت: اى فرزند شهید من و اى حسین غریب من، تو را كشتند و حقّ تو را نشناختند و آب را از تو منع كردند. از استماع این اصوات وحشت زا، مدهوش گردیدم و خود را در میان كشتگان افكندم و در آن حال مشاهده كردم سه مرد و یك زن را كه ایستاده اند و بر دور ایشان ملائكه بسیار احاطه كرده اند. یكى از ایشان مى گوید كه: اى فرزند بزرگوار و اى حسین مقتول به سیف اشرار، فداى تو باد جدّ و پدر و مادر و برادر تو.ناگاه دیدم كه حضرت امام حسین علیه السّلام نشست و گفت: لبّیك یا جدّاه و یا رسول اللَّه و یا أبتاه و یا امیر المؤمنین و یا امّاه یا فاطمة الزّهرا و یا أخاه اى برادر مقتول به زهر جانگداز.

بر شما باد از من سلام. پس فرمود: یا جدّاه كشتند مردان ما را، یا جدّاه اسیر كردند زنان ما را، یا جدّاه غارت كردند اموال ما را، یا جدّاه كشتند اطفال ما را، ناگاه دیدم كه همه خروش بر آوردند و گریستند. حضرت فاطمه زهرا علیها السّلام از همه بیشتر مى گریست. پس حضرت فاطمه علیها السّلام گفت: اى پدر بزرگوار ببین كه چه كار كردند با این نور دیده من این امّت جفاكار. اى پدر مرا رخصت بده كه خون فرزند خود را بر سر و روى خود بمالم، چون خدا را ملاقات كنم با خون او آغشته باشم. پس همه بزرگواران خون آن حضرت را برداشتند و بر سر و روى خود مالیدند.

پس شنیدم كه حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله و سلّم مى گفت كه: فداى تو شوم اى حسین كه تو را سر بریده مى بینم و در خون خود غلطیده مى بینم، اى فرزند گرامى چه کسی جامه هاى تو را كند؟ حضرت امام حسین علیه السّلام فرمود كه: اى جدّ بزرگوار، شتر دارى كه با من بود و با او نیكیهاى بسیار كرده بودم، او به جزاى آن نیكیها مرا عریان كرد. پس حضرت رسالت صلّى اللّه علیه و آله و سلّم به نزد من آمد و گفت: از خدا ترس نكردى و از من شرم نكردى كه جگرگوشه مرا عریان كردى؟ خدا روى تو را سیاه كند در دنیا و آخرت و دستهاى تو را قطع كند. پس در همان ساعت روى من سیاه شده و دستهاى من افتاد و براى این دعا مى كنم و مى دانم كه نفرین حضرت رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم رد نمى شود و من آمرزیده نخواهم شد.

منبع : جلاء العیون ص ۷۸۶




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، كعبه، طواف، ملائكه، شهید، امام حسین علیه السّلام، لباس،
از منظر جریان‌ شناسی تاریخی، می‌توان طیف‌ ها و افراد مختلف زمانه‌ی سیدالشهدا علیه‌ السلام را در سه جریان کلی مورد بررسی قرار داد:

جریان اول
جریان سیدالشهدا علیه‌السلام شامل خود ایشان و یارانی می‌شد که در صحرای کربلا به‌ همراه ایشان به شهادت رسیدند؛ افرادی که مبانی بنیادین و مبانی معرفتی خوبی داشتند و مسائل اسلامی را در دوره‌ی خود به‌ خوبی درک کرده بودند. این جمع چون با استدلال و اندیشه‌ی صحیح به مسئله‌ی امامت پی برده بودند، دیگر در هر مسئله‌ای با امام حسین علیه‌ السلام بحث‌ و جدل نمی‌کردند و نگاه او را کامل‌ ترین نگاه نسبت به همه‌ی مسائل و نسبت به همه‌ی رجال آن عصر می‌ دانستند، زیرا نگاهشان به مسئله‌ی امامت این بود که امام، معصوم از هرگونه خطا و اشتباه است، بی‌ هوا و مؤمن راستین است، سخنش سخن خداست و در عین‌ حال دشمن‌ شناسی قوی و مسلط به مسائل روز و خلاصه حجت است.

در عین‌ حال که نگاه و مبانی این افراد سالم بود، آن‌ها عمل صالح و سالم هم داشتند. چون دید و نگاه سالم به‌ تنهایی انسان را حفظ نمی‌کند. چه بسیار افرادی که در روز عاشورا به حقانیت امام حسین علیه‌ السلام ایمان داشتند، ولی چون شکم‌هایشان از حرام پر بود، از قاتلان ایشان شدند. اما این افراد، هم نگاه و مبانی سالم داشتند، و هم عمل صالح.

جریان دوم
جریان دوم، جریان اموی به رهبری یزید بود که اساس آن بر پایه‌ی ظلم و فساد استوار بود. باطل بودن جریانی مثل یزید الان برای ما کاملاً روشن است، اما در آن دوره با همه‌ی فسق‌ و فجورهایش، شفاف نبود. منطق بنی‌امیه، منطق استکبار، منطق تفرعن و منطق قبیله‌ی برتر بود. نیازی به توضیح نیست که این منطق، منطق باطلی است و قدرت‌ هایی مثل آمریکا، اسرائیل و انگلیس الان همان منطق بنی‌امیه را دارند و خود را برتر می‌دانند. می‌توان گفت مبانی مدرن غرب، همان نگاه بنی‌امیه است، اما با تئوری‌ پردازی قوی‌ تر و شیک‌ تر. این تفکر باطل است و با فطرت انسانی تعارض دارد و جریان امام حسین در تعارض و تقابل با این جریان بود. تقابل جریان حسینی و اموی با یکدیگر کاملاً روشن است.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : جریان‌ شناسی، جریان اموی، عمل صالح، سیدالشهدا علیه‌ السلام، ظلم و فساد،
چهارشنبه 19 مهر 1396 :: نویسنده : عبرات
یزید ملعون نامه اى به ابن زیاد لعین نوشت كه: سرها و اسیران را به شام بفرست. چون نامه آن بدترین اشقیا به آن ولد الزّنا رسید، مخفر بن ثعلبه و به روایت دیگر زحر بن قیس را طلبید و سرهاى شهدا را به او داد و ابو بردة بن عوف و طارق بن ابى ظبیان را با گروهى از ملاعین اهل كوفه همراه او كرد و سرهاى آن سروران را به جانب شام روان كرد و حضرت امام زین العابدین علیه السّلام را غل در گردن مباركش گذاشت و مخدّرات عصمت و طهارت را به روش اسیران بر شتران سوار كرد و با شمر و جمعى از منافقان و مخالفان از عقب آن جماعت فرستاد تا به ایشان ملحق شدند.(1)

امام سجاد علیه السلام و زنان اهل البیت با چهارپایان خود به شام رفتند؛ زیرا كه مالها را غارت كرده بودند امّا چهارپایان را با ایشان گذارده بودند و شمر بن ذى الجوشن و مُخفّر بن ثَعْلَبه لعنة الله علیهم را بر ایشان مسلّط كردند و غُل سنگین بر گردن امام سجاد علیه السّلام نهادند. چنانكه دستهاى مباركش بر گردن بسته بودند. امام در راه به حمد خدا و تلاوت قرآن و استغفار مشغول بود و هرگز با هیچ كس سخن نگفت الاّ با زنان اهل البیت علیهماالسّلام.(2)

ﺳﻴﺪ ﺑﻦ ﻃﺎﻭﻭﺱ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﻛﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﺍﺯ ﭘﺪﺭﻡ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﻲ ﺑﻦ ﺍﻟﺤﺴﻴﻦ (ﻋﻠﻴﻬﻤﺎﺍﻟﺴﻠﺎﻡ) ﺍﺯ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﻭ ﻧﺰﺩ ﻳﺰﻳﺪ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ، ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﻣﺮﺍ ﺑﺮ ﺷﺘﺮﻱ ﻟﻨﮓ، ﺑﺪﻭﻥ ﺭﻭﭘﻮﺵ ﻭ ﺟﻬﺎﺯ ﺳﻮﺍﺭ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺁﻥ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﻭ ﻧﻴﺰﻩ ﺩﺍﺭﺍﻥ ﺩﻭﺭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺣﺎﻃﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﻫﺮﮔﺎﻩ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻣﻲ‌ﮔﺮﻳﺴﺖ ﺳﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﻴﺰﻩ ﻣﻲ‌ﻛﻮﺑﻴﺪﻧﺪ.(3)

منابع :
1- جلاء العیون ص ۹۷۹
2- منتهی الامال ۱/۹۷۰
3- بحار الانوار ۴۵/۱۵۴




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : امام سجاد علیه السلام، اسیران، شام، اهل البیت، ﻧﻴﺰﻩ،
دوشنبه 17 مهر 1396 :: نویسنده : عبرات
پیامبر اکرم اسلام، بوسیله عزاداران و گریه کنان امام حسین علیه السلام، دخترش فاطمه سلام الله علیها را آرام کرد.

روی أنه لما أخبر النبی صلى الله علیه وآله ابنته فاطمة بقتل ولدها الحسین وما یجری علیه من المحن بكت فاطمة بكاء شدیدا، وقالت: یا أبت متى یكون ذلك؟ قال: فی زمان خال منی ومنك ومن علی، فاشتد بكاؤها وقالت: یا أبت فمن یبكی علیه؟ ومن یلتزم بإقامة العزاء له؟ فقال النبی: یا فاطمة إن نساء أمتی یبكون على نساء أهل بیتی،ورجالهم یبكون على رجال أهل بیتی ویجددون العزاء جیلا بعد جیل، فی كل سنة فإذا كان القیامة تشفعین أنت للنساء وأنا أشفع للرجال وكل من بكى منهم على مصاب الحسین أخذنا بیده وأدخلناه الجنة. یا فاطمة! كل عین باكیة یوم القیامة، إلا عین بكت على مصاب الحسین فإنها ضاحكة مستبشرة بنعیم الجنة.

پیامبر اکرم به دخترش فاطمه زهرا سلام الله علیها، از شهادت امام حسین علیه السلام و مصائب او خبر داد. ایشان گریست و پرسید: پدر جان این اتفاق چه زمانی می افتد؟ پبامبر اکرم فرمود: زمانی که من و تو و علی (سلام الله علیهما) نباشیم. گریه حضرت زهرا سلام الله علیها شدیدتر شد و پرسید:

پدر! پس چه کسی برای او گریه می کند؟ چه کسی برای او اقامهٔ عزا خواهد نمود؟ حضرت فرمود: ای فاطمه! زنان امت من بر زنان خاندانم گریه میکنند، و مردان امت بر مردان خاندانم و نسل بعد از نسل هر سال اقامهٔ عزا نمایند. در قیامت تو از زنان آنان شفاعت نمایی، و‌ من از مردان آنان. هرکس در مصیبت حسین اشک ریخته باشد، دست او را گرفته وارد بهشت میکنیم. ای فاطمه ! همه چشم ها در قیامت گریانند مگر چشمی که در عزای حسین علیه السلام اشک ریخته باشد که شاد و خوشحال است به نعمت های بهشتی.

منبع : بحارالانوار ۴۴/۲۹۲





نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : اقامهٔ عزا، ثارالله، گریه، بهشت، نعمت های بهشتی،
ﻃﺒﻖ ﺍﺻﻮﻝ ﻣﺬﻫﺐ تشیع، ﺟﺰ ﺍﻣﺎﻡ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺘﺼﺪﻱ ﻏﺴﻞ ﻭ ﻛﻔﻦ ﻭ ﺩﻓﻦ ﺍﻣﺎﻡ ﺷﻮﺩ. ﺍﻣﺎﻡ ﺳﺠﺎﺩ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﻓﻦ ﺳﻴﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍﺀ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺑﻪ ﻛﺮﺑﻠﺎ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻣﺎﻡ ﺁﺳﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮔﺮﭼﻪ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺩﺷﻤﻦ ﺍﺳﻴﺮ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻌﻠﺎﻭﻩ ﺩﺭ ﺧﺼﻮﺹ ﺩﻓﻦ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺑﺪﺳﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﺳﺠﺎﺩ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺭﻭﺍﻳﺎﺕ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ است که یکی ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﻘﻞ ﻣﻲ‌ﻛﻨﻴﻢ:

ﺩﺭ ﺍﺣﺘﺠﺎﺝ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺿﺎ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺑﺮ ﻭﺍﻗﻔﻴﻪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻋﻠﻲ ﺑﻦ ﺃﺑﻲ ﺣﻤﺰﻩ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺍﺯ ﭘﺪﺭﺍﻥ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺎ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺘﺼﺪﻱ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﺟﺰ ﺍﻣﺎﻡ ﻧﺒﺎﺷﺪ (ﭼﻮﻥ ﻓﺮﻗﻪ ﻭﺍﻗﻔﻪ ﻣﻨﻜﺮ ﺍﻣﺎﻣﺖ ﺣﻀﺮﺕ  ﺭﺿﺎ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻭ ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﻭﻓﺎﺕ ﻣﻮﺳﻲ ﺑﻦ ﺟﻌﻔﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺩﺭ ﻣﺪﻳﻨﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻭ ﺟﻨﺎﺯﻩ  ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺩﺭ ﺑﻐﺪﺍﺩ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﺄﻣﻮﺭﺍﻥ ﻫﺎﺭﻭﻥ ﺑﻮﺩ، ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﺍﻳﻦ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺿﺎ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﻮﺩ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﺩﻓﻦ ﻭ ﻛﻔﻦ ﭘﺪﺭ ﺷﺮﻛﺖ ﻛﻨﺪ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺷﺮﻛﺖ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﻧﺒﺎﺷﺪ). ﺍﻣﺎﻡ ﻫﺸﺘﻢ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺑﺶ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:


ﻣﺮﺍ ﺧﺒﺮ ﺩﻩ، ﺣﺴﻴﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﻲ ﻋﻠﻴﻬﻤﺎﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﻮﺩ ﻳﺎ ﻧﺒﻮﺩ؟ ﮔﻔﺖ: ﺍﻣﺎﻡ ﺑﻮﺩ. ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ ﭼﻪ ﻛﺴﻲ ﻣﺘﺼﺪﻱ ﺩﻓﻦ ﺍﻭ ﺷﺪ؟ ﮔﻔﺖ: ﻋﻠﻲ ﺑﻦ ﺍﻟﺤﺴﻴﻦ. ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﻋﻠﻲ ﺑﻦ ﺍﻟﺤﺴﻴﻦ ﻛﺠﺎ ﺑﻮﺩ؟ مگر ﺍﻭ ﺩﺭ ﻛﻮﻓﻪ ﻣﺤﺒﻮﺱ ﻭ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺍﺑﻦ ﺯﻳﺎﺩ ﺍﺳﻴﺮ ﺑﻮﺩ؟ ﮔﻔﺖ: ﻋﻠﻲ ﺑﻦ ﺍﻟﺤﺴﻴﻦ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺪﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻛﺮﺑﻠﺎ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻣﺘﻮﻟﻲ ﺍﻣﻮﺭ ﺩﻓﻦ ﭘﺪﺭﺵ ﺷﺪ. ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﺁﻧﻜﺲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻋﻠﻲ ﺑﻦ ﺍﻟﺤﺴﻴﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻛﺮﺑﻠﺎ ﺁﻳﺪ ﻭ ﻣﺘﻮﻟﻲ ﺍﻣﺮ ﭘﺪﺭ ﺷﻮﺩ، ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻳﻦ ﺍﻣﺮ ﺗﻮﺍﻧﺎﺋﻲ ﻣﻲ‌ﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﺪﻳﻨﻪ ﺑﻪ ﺑﻐﺪﺍﺩ ﺁﻳﺪ ﻭ ﻣﺘﺼﺪﻱ ﺩﻓﻦ ﭘﺪﺭ ﮔﺮﺩﺩ، ﺑﺎ ﺁﻧﻜﻪ نه ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺳﻴﺮ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺣﺪﻳﺚ ﻋﻠﺎﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺻﺮﺍﺣﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺍ ﺍﻣﺎﻡ ﺩﻓﻦ ﻣﻲ‌ﻛﻨﺪ، ﻣﻲ‌ﺭﺳﺎﻧﺪ ﻗﻀﻴﻪ ﺩﻓﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺑﺪﺳﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﺳﺠﺎﺩ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺷﻬﺮﺕ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻛﻪ ﺣﺘﻲ ﻋﻠﻲ ﺑﻦ ﺍﺑﻲ ﺣﻤﺰﻩ ﻫﻢ ﺑﺪﺍﻥ ﻣﻌﺘﺮﻑ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

منبع: رجال کشی ۲/۷۶۴




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : امام سجاد علیه السلام، شهدای کربلا، ﺳﻴﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍﺀ، کربلا، دفن شهداء،
پنجشنبه 13 مهر 1396 :: نویسنده : عبرات
از ارزنده ‏ترین آثار و برکات مجالس عزاداری و گریه بر ابی عبدالله حسین (ع) حفظ رمز نهضت حسینی است.براستی؛ چرا در دوران منحوص سلاطین و پادشاهان جور از برپایی مجالس عزای اهل بیت (ع) به خصوص سالار شهیدان جلوگیری می شد؟ آیا نه این است که عزای حسینی و امامان شیعه، سبب می شود که سخنوران و دانشمندان متعهد و انقلابی، مردم را از ظلم‏ های حکومت ها آگاهی دهند و انگیزه قیام آن حضرت که امر به معروف و نهی از منکر است به اطلاع مردم برسد؟

آری، اینگونه مجالس، آموزشگاه ها و دانشگاه هایی است که به بهترین روش و زیباترین اسلوب مردم را به سوی دین خوانده و عواطف را آماده می‏کند و جاهلان و بی‏خبران را از خواب سنگین غفلت بیدار می‏ سازد و نیز در این مجالس است که مردم، دیانت را همراه با سیاست، از مکتب حسین بن علی (ع) می‏آموزند.


گریه بر سید الشهداء (ع) و تشکیل مجالس عزای حسینی نه تنها اساس مکتب را حفظ می‏کند، بلکه باعث می‏گردد شیعیان با حضور در این مجالس از والاترین تربیت اسلامی برخوردار شده و در جهت حسینی شدن رشد و پرورش یابند.

کدام اجتماعی است که در عالم چنین اثری را از خود بروز داده باشد؟ کدام حادثه ‏ای است مانند حادثه جانسوز کربلا که از دوره وقوع تاکنون و بعدها بدینسان اثر خود را در جامعه بشریت گذارده، و روز به روز دامنه آن وسیعتر و پیروی و تبعیت از آن بیشتر گردد؟ از این رو باید گفت که در حقیقت مراسم عزاداری حافظ و زنده نگهدارنده نهضت مقدس امام حسین (ع) و در نتیجه حافظ اسلام وضامن بقای آن است.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : سید الشهداء (ع)، نهضت حسینی، عاشورا، مجالس عزاداری،
سه شنبه 11 مهر 1396 :: نویسنده : عبرات
اثر عجیب تربت کربلا در قبر زن زناکار....

در عصر امام صادق (علیه السلام) زنی زناکار وجود داشته است که هرگاه بچه ای از رابطه نامشروع به دنیا می آورد، آن را از ترس خانواده و بستگانش در تنور آتش می سوزانید و جز مادرش کسی از این کار او آگاهی نداشت. پس از گذشت ایامی آن زن زناکار مُرد. اما ماجرای عجیبی پس از خاک کردن او به وقوع پیوست. به نحوی که پس از دفن او از جانب قبر بیرن انداخته شد و زمین او را در داخل خود نپذیرفت.

و چون در جای دیگر نیز خاکش نمودند این ماجرا دوباره تکرار گردید! خانواده آن زن که از این واقعه بسیار وحشت زده گردیده بودند به امام صادق (علیه السلام) رجوع نمودند. پس امام به مادر آن زن فرمودند: دخترت چه گناهی در زندگانیش مرتکب شده است؟

مادر کار زشت دخترش را بیان نمود. امام صادق (علیه السلام) پس شنیدن ماجرا فرمودند: زمین او را نمی پذیرد، زیرا مخلوق پاک و بی گناه خداوند را به عذاب خدایی معذب می کرده است. سوزاندن یک انسان و حتی سایر مخلوقات خداوند جرمی بس عظیم است. سپس فرمودند:

تنها راه آن این است تا مقداری تربت حسین (علیه السلام) را در قبرش قرار دهید تا به حرمت این خاک، زمین او را بپذیرد. وقتی این کار را انجام دادند زمین آرام گرفت و آن زن زناکار را در خود پذیرفت.

وسائل الشیعه، چاپ الاسلامیه، ۲/۷۴۲.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، تربت، خانواده، گناه، زناکار،
یکشنبه 9 مهر 1396 :: نویسنده : عبرات
حضرت زین‌العابدین علیه السلام فرمود:

پدرم در آن روز که به شهادت رسید (روز عاشورا) مرا به سینه خویش چسبانید و در حالی که از زخم‌هایشان  خون، زیادی میرفت می‌کرد و فرمود:


پسرم دعایی را که فاطمه علیها‌السلام آن را به من آموخت فراگیر و او از رسول الله صلی الله علیه و آله و آن حضرت نیز از جبرییل تعلیم یافته بود تا در حوائج، مهمّات، اندوه و حوادث تلخی که بر او وارد می‌شود و پیش‌آمدهای عظیمی که رخ می‌دهد بخواند.

فرمود بخوان:

بِحَقِّ یس وَ الْقُرآنِ الْکَرِیمِ وَ بِحَقِّ طه وَ الْقُرآنِ الْعَظِیمِ یا مَنْ یَقْدِرُ عَلَی حَوائِجِ السّائِلِینَ یا مَنْ یَعْلَمُ ما فِی الضَّمِیرَ یا مُنَفِّسَ عَنِ الُمَکُرُوبِینَ یا مُفَرِّجَ عَنِ الْمَغْمُوْمِینَ یا راحِمَ الشَّیْخِ الْکَبیرِ یا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ، یا مَنْ لا یَحْتاجُ اِلَی التَّفْسِیرِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِی کَذا وَ کَذا

*به جای: «و افعل بی کذا و کذا» باید حاجات خود را ذکر نمود.

منبع :«دعوات، قطب الدین راوندی،»




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، عاشورا، دعا، حضرت زین‌العابدین علیه السلام، حوائج،
مرحوم شیخ جعفر شوشتری ره مینویسد خواص گریه هشت مورد است:

اول: این كه صله حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) است.

دوم: مساعدت حضرت فاطمه(علیهاالسلام) است. زیرا كه آن حضرت هر روز گریه می‌كند و حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: آیا دوست نمی داری كه از جمله كسانی باشی كه یاور و معین حضرت فاطمه (علیهاالسلام) باشند.

سوم: اداء حق پیغمبر (صلی الله علیه و آله) خدا و ائمه هدی به آن می‌شود به مقتضای اخبار.

چهارم: نصرت و یاری حسین (علیه السلام) در آنست، زیرا كه یاری در هر وقتی به حسب آن وقت است.


پنجم: تأسی به انبیاء و اولیاء ‌و ملائکه است.

ششم: اداء مزد رسالت است كه مودت ذی القربی است.

هفتم: ترك آن، جفا است به آن حضرت.

هشتم: تسلی است از جمیع گریه‌ ها و مصیبتها، چنانكه حضرت رضا (علیه السلام) به پسر شبیب فرمود: اگر گریه خواهی كرد بر چیزی، پس گریه كن بر حسین بن علی (علیه السلام) كه او را ذبح نمودند مانند گوسفند و كشتند با او، هجده نفر از اهل بیتش را كه در روی زمین مثل و مانند نداشتند.

منبع : خصائص الحسینیه ص ۲۳۲




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، انبیاء و اولیاء، اهل بیت، ذبح، خواص گریه، یاور،
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : عبرات
وقتی خداوند، برای هدایت بشر، «راهنما» فرستاد و برای تعیین راه و پیمودن مسیر، «حجّت» قرار داد، همه ابعاد را در نظر داشت.الگوهای مکتبی، الگوی همه جانبه امت برای راهیابی به کمال و خودسازی و بندگی‌اند. حسین بن علی علیه‌السلام نیز یکی از این اسوه‌ های کامل و الگوهای همه جانبه است و آنچه از حضرتش باید آموخت، نه تنها درس حماسه و جهاد و ظلم ستیزی، که درس عبودیت و سخاوت و جوانمردی و ارزش گرایی و تهجّد و انس با قرآن و تکریم انسان است.اینک، نگاهی به بخشی از ابعاد الگویی سالار شهیدان داریم، تا روشن گردد که شخصیت وی به بُعد شورآفرین و حماسی عاشورا و انگیزه آفرینی جهاد در کربلا خلاصه نمی‌شود. امروز، اگر آن باده جانبخش در ساغر دلمان نیست، می‌توان و باید از چشمه فیض دیگری شور و حال گرفت و «سیره حسینی» را چراغ راه قرار داد.در عصر بازسازی ایمانی و فرهنگی، توجه به ابعاد الگویی امام حسین علیه‌السلام ضروری است. آن حضرت، تنها در کربلا اسوه ما نیست؛ الگو بودنش تنها در زمینه حماسه و خون و شهادت هم نیست؛ حتّی در کربلا هم، فقط کربلای حماسه و جهاد نبود و اوج صحنه‌های آن روز جاویدان هم، تنها شهادت امام و یارانش نبود.

1. نماز، اوج بندگی
سالارما، حسین بن علی علیهماالسلام ، شب عاشورا برای انس با خدا و تهجّد و تلاوت قرآن و نماز، از دشمن مهلت گرفت. در گرماگرم نبرد عاشورا نیز، هنگام ظهر به نماز ایستاد تا به ما بیاموزد که جان بر سردین و خداجویی نهاده است. سعید بن عبداللّه حنفی، در آن لحظه، در برابر امام همچون سپر حفاظتی می‌ایستد، تا حسین بن علی علیهماالسلام ، آخرین نمازش را بخواند و با 13 تیر که بر پیکرش می‌نشیند، به شهادت می‌رسد.1


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : سیدالشهداء(ع)، الگوی زندگی، هوای نفس، کرامات، نماز،


( کل صفحات : 9 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   
هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :