تبلیغات
شُبیر علیه السلام - مطالب امام حسین (ع)
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
در یکی از روزها شخصی از انصار به حضور مبارک امام حسین علیه السّلام رسید و خواسته و نیاز خود را بدین مضمون روی کاغذی نوشت: ای سرورم! ای ابا عبداللّه! من به فلان شخص مبلغ پانصد دینار بدهکار هستم و توان پرداخت آن را ندارم، چون تنگ دست بوده از لحاظ مالی، سخت در مضیقه می باشم.

پس از آن که امام حسین علیه السّلام نامه او را قرائت نمود، یک هزار دینار تحویل وی داد و او را موعظه نمود و اظهار داشت: در تمام حالات سعی کن، خواهش و خواسته خود را فقط به یکی از سه شخص بگو و از او تقاضا کن:

1 - این که سعی کن خواسته ات را از کسی تقاضا نمایی که مؤ من و مورد اطمینان باشد.

2 - با مروّت و جوانمرد باشد، که حتّی الا مکان ناامیدت نکند.

3 - دارای حسب و نسب شریفی باشد، که تو را سبک نشمارد، بلکه برایت اهمیت و ارزش قایل شود.

اءمّا دین دار مؤ من، ایمانش سبب می شود که خواسته و خواهش تو را برآورده نماید.

و امّا کسی که حسب و نسب درستی داشته و جوانمرد باشد، هرگز روی تو را زمین نمی اندازد و به هر شکلی که باشد آبروی تو را حفظ و خواسته ات را برآورده می کند.[1]

همچنین آورده اند:

روز عاشورا، برخی از افراد بر پشت امام حسین علیه السّلام أثراتی را مشاهده کردند.

پس موضوع را برای فرزندش، امام سجّاد زین العابدین علیه السّلام بازگو کردند و علّت آن را جویا شدند؟

حضرت سجّاد علیه السّلام پاسخ داد: این أ ثرها به این جهت است که پدرم سلام اللّه علیه، کیسه های آرد، خرما و... را بر پشت خود حمل می نمود و درب منازل خانواده های بی سرپرست و تهی دستان و بیوه زنان و یتیمان می برد و شخصاً تحویل آن ها می داد.[2]

پی نوشت:
[1]  تحف العقول : ص 176، بحارالانوار، ج 78، ص 119.
[2] بحارالانوار: ج 44، ص 190، به نقل از مناقب ابن شهرآشوب .
منبع : برگرفته از کتاب چهل داستان از امام حسین علیه السّلام؛ عبداللّه صالحی.


نوع مطلب : امام حسین (ع)، 
برچسب ها : ثارالله، جوانمردی، حکایت،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
مرحوم آقای سید محمد تقی گلستان (مدیر روزنامه گلستان) نقل کرد که در اوایل سن جوانی چند نفر همسال و با هم یکدل و یک جهت بودیم (نام های آنها را ذکر نمود و بنده فراموش کرده ام) دوره ای داشتیم هرشبی در منزل یکی از دوستان می رفتیم و با هم بودیم. یکی از آنان پدرش حسینی بود یعنی به حضرت سیدالشهداء علیه السلام سخت علاقه مند بود و در تعزیه و زاری و گریه بر آن حضرت بی اختیار بود تا جایی که شبی که نوبت میهمانی پسرش بود می گفت من راضی نیستم در منزل من بیایید مگر اینکه روضه خوانی هم بیاید و ذکری از حضرت سیدالشهداء علیه السلام کند و لذا هرشبی که نوبت آن رفیق بود مجلس ما به روضه و تعزیه داری تمام می شد.

پس از چندی آن پیرمرد محترم مرحوم شد و مرگش همه ما را سخت ناراحت کرد تا اینکه شبی در عالم رؤیا او را دیدم و متذکر شدم که مرده است و هرکس انگشت ابهام (شست) مرده را بگیرد هرچه از او بپرسد جواب می گوید، لذا ابهام او را گرفتم و گفتم تو را رها نمی کنم تا برایم حالات خود از ساعت مرگ تا کنون را نقل کنی. حالات ترس و لرز شدیدی به او دست داد و گفت نپرس که گفتنی نیست. چون از گفتن حالاتش مأیوس شدم، گفتم پس چیزی را که در این عالم فهمیدی برایم بگو تا من هم بدانم.گفت برایت بگویم امام حسین علیه السلام را که در دنیا یادش می کردیم نشناختیم اینجا که آمدم مقام و سلطنت و عزت اورا مشاهده کردم و طوری است که آن راهم نمی توانم به توبفهمانم جز اینکه خودت بیایی در این عالم و ببینی.

مراتب بالاتر را نمی تواند بفهمد
در این مقام دو مطلب باید دانسته شود، یکی چرا ارواح در شرح گزارشات عالم برزخ برای زنده ها که در عالم خواب به آنها ربط پیدا می کنند لرزان می شوند و خودداری می نمایند دیگر بیان مقام حضرت سیدالشهداء علیه السلام را در برزخ و قیامت.اما نسبت به مطلب اول پس گوییم هر صاحب ادراکی، ادراکهای او منحصر است به آنچه در مرتبه اوست و محال است مرتبه بالاتر را که نسبت به او عالم دیگری است ادراک نماید.


نوع مطلب : امام حسین (ع)، 
برچسب ها : عالم برزخ، نفس المهموم، برزخ و قیامت، سیدالشهداء، عالم دنیا،
لینک های مرتبط :
با مراجعه به کتبی که درباره سلوک عارفانه در حوزه عرفان عملی به نگارش درآمده، میتوان فهمید که بحث توسل به آن صورت که توسط مرحوم قاضی مورد توجه قرار گرفته، جدّی نیست. بنابراین در فِرَق و مکتبهای صوفی، سلوک به معنای توسل، جایگاهی ندارد و این فقط در دستگاه عرفانی آیت الله قاضی است که این مسأله دارای اهمیت فراوانی است. در واقع اگر بخواهیم تصویری از عرفان ایشان داشته باشیم، باید اینگونه بگوییم که انسان کامل در حوزه عرفان، محور هرگونه حرکتی است و تأکید آیت الله قاضی در بحث سلوک عملی بر امر توسل به انسان کامل خصوصاً حضرت سید الشهداء (ع)، نشان دهنده مبنای عرفانی اوست. اساساً مسأله توسل، بیرون از زبان شریعت نیست و لذا سلوک عرفانی بر مبنای توسل، از امام رضا (ع) به شکل سلسله عرفانی توسط استاد و شاگرد به مرحوم قاضی منتقل شده است.

از ویژگی های بارز ایشان، توجه خاص به عزاداری حضرت امام حسین(ع) است. حسین بن علی (ع) نه تنها مصداق بارز انسان کامل عرفانی است و خلیفه حق تعالی بر موجودات و وارث علوم انبیاء الهی است و از این زاویه آن حضرت واسط بین حق و خلق بوده است، بلکه خصوصیتی از آن حضرت ظهور پیدا کرده که او را شایسته برترین انسانها قرار داده است. به لقاء حق رسیدن، آمال و آرزوی هر سالکی است ولی زیباترین و خالصترین آن در انحصار سیدالشهداء(ع) است؛ او که همه هستی خویش را در طبق اخلاص قرار داده و به معبودش تقدیم نموده، الگوی تام و تمامی است که هر سالکی با اقتداء به او از انانیت نفسانی خویش فارق شده و در ورای منیتها، خدای خود را جستجو می نماید در حقیقت توسل به امام حسین(ع) راهی است برای رسیدن به خدای متعال. آیت الله قاضی می فرماید:

اکثر افرادی که موفق به نفی خواطر شده و توانسته اند ذهن خود را پاک و صاف نموده و از خواطر مصفا کنند و بالاخره سلطان معرفت بر آنها طلوع کرده است در یکی از این دو حال بوده است: اول در حین تلاوت قرآن مجید. .. دوم از راه توسل به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام. زیرا آن حضرت را برای رفع حجاب و موانع طریق نسبت به سالکین راه خدا عنایتی عظیم است.[1]

اگر امام حسین(ع) و یاران باوفایش نظیر قمر بنی هاشم(ع) فانی در حق شده و یا زینب کبری که صحنه های کربلا را جلوگاه حق و زیبا می بیند آنجا که میگوید: «ما رأیت الا جمیلًا»[2]، توحید حاکم بر این بزرگواران، بر متوسلین به این ذوات مقدس اثر گذاشته و حجابها را از چهره تمسک کنندگان به ایشان برمیدارد همانگونه که آیت الله قاضی، اولین تجلی وحدت حق تعالی را در کنار ضریح مطهر حضرت ابوالفضل العباس(ع) و سپس کنار حرم مطهر سیدالشهدا(ع) تجربه نمودند.[3][4]

پی نوشت ها:
[1] رساله لب اللباب، تقریرات درس اخلاق علامه طباطبایى، ص 50.
[2] بحارالانوار، ج 45، ص 115.
[3] مخطوطات.« به نقل از مقدمه دكتر حسین غفارى بر كتاب آیت الحق، ص 126.»
[4] جمعى از نویسندگان، مجموعه مقالات برگزیده كنگره بزرگداشت آیت الله سید على آقا قاضى(ره)، 2جلد، اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى آذربایجان شرقى - تبریز - ایران، چاپ: 1، 1391 ه.ش.


نوع مطلب : امام حسین (ع)، 
برچسب ها : سلوک عارفانه، توسل، امام حسین علیه السلام، حق تعالی، وحدت،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
امکانات جانبی