مقاتل
معرفی کتاب

«آینه در کربلاست» اثر دکتر محمدرضا سنگری تنها با گذشت یک سال از انتشار به چاپ هفتم رسیده است؛ این اثر روایتی کامل از واقعه عاشوراست.آینه در کربلاست از دقیقترین و جزئی پردازانه‌ترین تاریخ نوشته های عاشورا است که نویسنده در آن با استفاده از منابع دست اول و مورد وثوق علمای تاریخ شیعه، تحلیل جامعی از حادثه کربلا ارائه می‌دهد.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








حمایت
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
شنبه 18 آذر 1396 :: نویسنده : عبرات
یکی از عجائبی که موثقین، درباره مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری، نقل می کنند این است: معظم له در موقعی که سرپرستی حوزه علمیه اراک را به عهده داشتند برای حضرت آیت الله حاج آقا مصطفی اراکی نقل کردند: هنگامی که من در کربلا بودم، شبی که سه شنبه بود در خواب دیدم شخصی به من گفت: شیخ عبدالکریم کارهایت را انجام بده. سه روز دیگر خواهی مُرد! من از خواب بیدار شدم و متحیر بودم؛ گفتم: البته خواب است و ممکن است تعبیر نداشته باشد. روز سه شنبه و چهارشنبه مشغول درس و بحث بودم تا خواب از خاطرم رفت. روز پنجشنبه که تعطیل بود با بعضی از رفقا به طرف باغ مرحوم سید جواد رفتیم در آنجا قدری گردش و مباحثه علمی نمودیم تا ظهر شد؛ نهار را همانجا صرف کردیم پس از نهار ساعتی خوابیدم.

در همین موقع لرزه شدیدی مرا گرفت. رفقا آنچه عبا و روانداز داشتم روی من انداختند، ولی همچنان بدنم لرز داشت و در میان آتش تب افتاده بودم. حس کردم که حالم بسار وخیم است. به رفقا گفتم زودتر مرا به منزلم برسانید. آنها وسیله ای فراهم کرده و مرا به شهر کربلا آورده و به منزلم رساندند. در منزل بیحال و حس در بستر افتاده بودم. بسیار حالم دگرگون شد و در این میان بیاد خواب سه شب پیش افتادم؛ علائم مرگ را مشاهده کردم با در نظر گرفتن خواب احساس آخر عمر کردم.

ناگهان دیدم دو نفر ظاهر شدند و در طرف راست و چپ من نشستند و به همدیگر نگاه می کردند و گفتند: اجل این مرد رسیده؛ مشغول قبض روحش شویم. در همین حال با توجه عمیق قلبی به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسین (ع) متوسل شده و عرض کردم ای حسین عزیز! دستم خالی است. کاری نکرده ام و زادی تهیه ننموده ام. شما را به حق مادرتان زهرا(ع) از من شفاعت کنید که خدا مرگ مرا تأخیر اندازد تا فکری به حال خود نمایم.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، عنایت حضرت امام حسین علیه ‌السلام، توشه آخرت، تأخیر در مرگ،
پنجشنبه 16 آذر 1396 :: نویسنده : عبرات
یکی از عرفای بزرگ نقل می کند که در حرم حضرت سیدالشهداء (ع) مشغول زیارت بودم.- زیارت او شهودی بوده است. یعنی وجود مبارک امام سوّم را می دیده و عبارات زیارت را مستقیماً خطاب به محضر ایشان می خوانده است.- می فرماید: در حین زیارت، دیدم جوانی از درب ورودی حرم وارد شد و در مقابل ضریح مطهّر سلام و عرض ادب کرد و به زیارت پرداخت. ناگهان متوجّه شدم که حضرت امام حسین (ع)، از زیارت من منصرف شدند و به آن جوان توجّه فرمودند. جواب سلام او را دادند و به نشانه احترام به او تعظیم فرمودند. آن جوان که متوجّه این لطف و مرحمت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) نبود، زیارت خود را به پایان رسانید و از حرم مطهّر خارج شد.

من که بسیار شگفت زده و متعجّب بودم، زیارت را تمام کردم و به دنبال او رفتم و از وی پرسیدم: چه کرده ای که مستوجب رسیدن به این مقام والا شده ای؟ جوان پس از کمی تلاش برای پاسخ نگفتن، نتوانست در مقابل اصرار من مقاومت کند و اینگونه لب به سخن گشود.

گفت: پدرم علاقه داشت من با دختری ازدواج کنم و من به آن دختر علاقه چندانی نداشتم، ولی برای خشنودکردن پدر، تن به این ازدواج دادم و پدرم را بسیار مسرور و شاد یافتم. پس از ازدواج متوجّه شدم آن دختر باکره نیست. ولی برای حفظ آبرو و جلوگیری از بدبخت شدن او، سکوت کردم و این موضوع را به احدی نگفتم و با گذشت به زندگی ادامه دادم. اکنون نیز از آنجا که پدرم تمایل شدیدی به زیارت کربلا داشت، او را بر دوش خود نهاده و به کربلا آوردم. چند روز که در کربلا ماندیم، پدرم وفات یافت. او را در قبرستان دفن کردم و برای خداحافظی به حرم مطهّر آمده بودم که شما چنین لطفی را از امام حسین (ع) برای من مشاهده کرده اید.

منبع : سیر و سلوک؛ یقظه؛ ص55؛ مظاهری، حسین.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : زیارت امام حسین علیه ‌السلام، اطاعت از والدین، عنایت حضرت امام حسین علیه ‌السلام،
پنجشنبه 16 آذر 1396 :: نویسنده : عبرات
هر چه بیشتر در حالات سیدالشهداء علیه السلام دقیق شویم این رمز بر ما آشکارتر می شود که در امر دین، بصیرتی خارق العاده و بینشی غیبی، راهنمای آن حضرت بوده است.علم و دانش آن بزرگوار از احتجاجات او با دشمنان اهل بیت، بخصوص معاویه و مروان، از نامه هایی که به معاویه مرقوم فرموده، از خطبه هایی که به مناسبت های مختلف انشاء نموده اند و از دعای عرفه، و دعاهای دیگری که از آن حضرت در کتاب های شیعه و سنی نقل است، ظاهر و آشکار می گردد.

نافع بن ازرق، رهبر فرقه ازارقه خوارج به امام حسین علیه السلام عرض کرد:

«خدایی را که می پرستی برای من توصیف کن!»


امام حسین علیه السلام فرمود:

یا نافِعُ مَنْ وَضَعَ دینَهُ عَلَی الْقِیاسِ لَمْ یزَلِ الدَّهْرُ فِی الالتِباسِ مائِلًا ناکباً عَنِ الْمِنْهاجِ ظاعِناً بِالْاعْوِجاجِ ضالّاً عَنِ السَّبیلِ قائِلًا غَیرَ الْجَمیلِ یابْنَ الازْرَقِ اصِفُ الهی بِما وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ لایدْرَک بِالْحَواسِ، وَلا یقاسُ بِالنّاسِ قَریبٌ غَیرُ مُلْتَصِق، وَبَعیدٌ غَیرُ مُسْتَقْصی یوَحَّدُ، وَلا یبَعَّضُ مَعْرُوفٌ بِالْآیاتِ مَوْصُوفٌ بِالْعَلاماتِ لا الهَ الا هُوَ الْکبیرُ الْمُتَعالُ؛

ای نافع! هرکس دین خود را بر قیاس بسازد همواره در اشتباه است و در راه به صورت افتد، به اعوجاج و کژی کوچ کند، گمراه گردد و سخنان نازیبا گوید. ای پسر ازرق! من خدایم را وصف می کنم به آنچه او خود را وصف فرموده است. او به حواس ادراک نشود و به مردم قیاس نگردد.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، هدایت، نافع بن ازرق، چراغ اسلام،
خود ابا عبد الله علیه السلام در همان گرما گرم کارها از هر وسیله ای که ممکن بود برای ابلاغ پیام خودش و برای رساندن پیام اسلام استفاده می کرد. خطابه های ابا عبد الله از مکه تا کربلا و از ابتدای ورود به کربلا تا شهادت، خطبه های فوق العاده پر موج و مهیج و احساسی و فوق العاده زیبا و فصیح و بلیغ بوده است. تنها کسی که خطبه های او توانسته است با خطبه های امیر المؤمنین رقابت کند، امام حسین است. حتی بعضی گفته اند خطبه های امام حسین در روز عاشورا برتر از خطبه های حضرت امیر است. وقتی که می خواهد از مکه بیرون بیاید، ببینید با چه تعبیرات عالی و با چه زیبایی و فصاحتی هدف و مقصود خودش را بیان می کند.

انسان باید زبان عربی را خوب بداند تا این زیباییهایی را که در قرآن مجید، کلمات پیغمبر اکرم، کلمات ائمه اطهار، دعاها و خطبه ها وجود دارد درک کند. ترجمه فارسی آن طور که باید، مفهوم را نمی رساند. می فرماید: مرگ به گردن انسان زینت است، آنچنان مرگ برای یک انسان، زیبا و زینت و افتخار است که یک گردنبند برای یک دختر جوان، ایها الناس! من از همه چیز گذشتم، من عاشق جانبازی هستم، من عاشق دیدار گذشتگان خودم هستم آنچنان که یعقوب عاشق دیدار یوسفش بود. بعد برای ابراز اطمینان از اینکه آینده برای من روشن است و اینکه خیال نکنید که من به امید کسب موفقیت ظاهری دنیایی می روم، بلکه آینده را می دانم و گویی دارم به چشم خودم می بینم که در آن صحرا گرگهای بیابان و انسانهای گرگ صفت چگونه دارند بند از بند من جدا می کنند، می گوید: «رضی الله رضانا اهل البیت» (1) ما اهل بیت راضی هستیم به آنچه که رضای خدا در آن است.

این راه راهی است که خدا تعیین کرده، راهی است که خدا آن را پسندیده، پس ما این راه را انتخاب می کنیم. رضای ما رضای خداست. سه چهار خط بیشتر نیست، اما بیش از یک کتاب نیرو و اثر می بخشد. در آخر، وقتی می خواهد به مردم ابلاغ کند که چه می خواهم بگویم و از شما چه می خواهم، می فرماید: هر کس که آمده است تا خون قلب خودش را در راه ما بذل کند، هر کس تصمیم گرفته است که به ملاقات با خدای خویش برود، آماده باشد، فردا صبح ما کوچ می کنیم.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارلله، زیبایی کلام، راوی حدیث، قرآن مجید،
دوشنبه 13 آذر 1396 :: نویسنده : عبرات
1 - روز عاشورا بین دو لشکر حقّ و باطل، آتش جنگ با شدّت تمام شعله ور بود. در وسط های روز، یکی از یاران امام حسین صلوات اللّه علیه جلو آمد و به آن حضرت عرضه داشت: هنگام نماز فرا رسیده است؛ و اکنون که به ملاقات خداوند متعال می روم، دوست دارم آخرین نماز را خوانده باشم.

حضرت ابا عبداللّه الحسین علیه السّلام نگاهی به سمت آسمان کرد و فرمود: یادی از نماز کردی، خداوند تو را از نمازگزاران قرار دهد؛ بلی، وقت نماز فرا رسیده است، از دشمن بخواهید تا مهلت دهند و نمازمان را بخوانیم. ولی دشمن نپذیرفت، به همین جهت امام علیه السّلام به زهیر بن قین و سعید بن عبداللّه دستور داد تا جلوی نمازگزاران بایستند و خود را سپر قرار دهند، تا آن که حضرت به همراه دیگران نماز را اقامه نماید.آن دو نفر با چند تن دیگر از یاران جلوی حضرت ایستادند و بقیه اصحاب پشت سر آن حضرت قرار گرفتند و نماز را به جماعت به عنوان نماز خوف اقامه نمودند.[1]

2 - روزی عدی فرزند حاتم طائی به همراه عُبِیده، فرزند عمر به محضر مبارک امام حسین صلوات اللّه علیه آمدند و در حالی که تپش قلبش بسیار شدید بود گفت: ای ابا عبداللّه! ذّلت را با عزّت - در صلح امام حسن علیه السّلام با معاویه - مبادله کردید؛ و متاعی قلیل پذیرفتید و عظمت خود را از دست دادید، همه ما، به وسیله شما مطیع شدیم و یک عُمْر باید مخالف باشیم.

اکنون برادرت حسن و جریان صلح را رها کن و نیروها و شیعیانت را از کوفه و دیگر شهرها جمع نما.

امام حسین علیه السّلام فرمود: ما معاهده بسته ایم و راهی بر شکست آن نیست، چون عهدشکنی شیوه ما نمی باشد.[2]

3 - هنگامی که امام حسین علیه السّلام به سرزمین کربلا وارد شد، نامه ای از سوی عبیداللّه ملعون برای آن حضرت ارسال شد.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، درس زندگی، حکایت، عاشورا،
شخصی از انصار مسلمین مدینه به حضور امام حسین علیه السلام برای درخواست کمک مالی آمد و تقاضای کمک کرد.

امام حسین علیه السلام فرمود: ای برادر انصاری آبرو و شخصیت خود را از سؤال رودررو حفظ کن، درخواست خود را در نامه ای بنویس که من به خواست خدا آن چه را که موجب شادی توست انجام خواهم داد.

مرد انصاری در نامه ای نوشت: ای حسین پانصد دینار به فلانی بدهکارم، و او اصرار می کند که طلبش را بپردازم، با او صحبت کن تا وقتی که پولدار شوم، صبر کند.وقتی امام حسین علیه السلام نامه او را خواند، به منزل تشریف برد و کیسه ای حاوی هزاردینار آورد و به آن مرد انصاری داد و فرمود: با پانصد دینار، بدهی خود را بپرداز با پانصد دینار دیگر، زندگی خود را سر و سامان بده، و حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو: دین دار، جوانمرد و صاحب اصالت خانوادگی.

چراکه در مورد آدم دیندار، دین، نگهدار اوست و مانع آن است که آبروی تو را ببرد و در مورد جوانمرد، او به خاطر جوانمردی، حیا و شرم می کند، و در مورد کسی که اصالت خانوادگی دارد، او برای نیازت، آبروی تو را نمی ریزد، بلکه شخصیت تو را حفظ می کند و بدون برآوردن حاجتت، رد نمی شود.

منبع : داستان دوستان/ 292 به نقل از نهج الشهادة/ 305




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، کمک مالی، آبرو، اصالت خانوادگی،
در روز عاشورا حضرت اباعبداللَّه علیه السلام صورت روی صورت سه تن از گلگون کفنان کربلا گذاشت.

1- حضرت علی اکبر علیه السلام
آنگاه که حضرت علی اکبر بر زمین افتاد و در آستانه شهادت بود و صدا می زد «یا أبَتاهُ عَلَیک مِنِّی السَّلام» حضرت خود را بر بالین فرزند پیامبرگونه خود رساند و در حالی که به شدت گریه می کرد، صورت بر صورت او نهاد و بر قاتلینش نفرین کرد[1].

در روضة الصّفا آمده است: در این لحظه صدای حضرت امام حسین علیه السلام به گریه بلند شد و کسی تا آن زمان صدای گریه او را نشنیده بود[2].


2- اسلم بن عمرو
اسلم معروف به غلام ترک که غلام حضرت سیدالشهداء علیه السلام و قاری قرآن بود.

وقتی روی زمین قرار گرفت و هنوز رمقی در بدن داشت امام علیه السلام سر او را در آغوش گرفت و صورت به صورتش گذاشت، اسلم تبسّمی کرد و گفت: من کجا و فرزند رسول خدا کجا که صورت به صورتم گذاشته است! و سپس روحش به آسمان پرکشید[3].

3- واضح ترک
وی غلام حارث سلمانی بود، در آستانه شهادتش، امام حسین علیه السلام خود را بر بالین وی رساند، و صورت به صورتش نهاد[4].

پی نوشت ها:
[1] اللهوف: ص 114.
[2] دمع السجوم: ص 162.
[3] ابصار العین فى انصار الحسین علیه السلام: ص 85.
[4] فرسان الهیجاء: ج 2، ص 135.
منبع : بهرامی، غلامرضا؛ گزارشی از کربلا بر اساس آمار، ص: 30.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : محرم الحرام، ثارالله، علی اکبر علیه السلام،
جمعه 3 آذر 1396 :: نویسنده : عبرات
یکی از اصولی که قرآن بر آن اصرار دارد، عشق به خوبان و خوبی ها و تنفر از بدان و بدی هاست.

قرآن می فرماید: از ابراهیم بیاموز که چگونه از عموی منحرف خود اظهار بیزاری کرد؛ فلمّا تبیّن له انّه عدوّ للّه تبرّء منه انّ ابراهیم لاوّاه حلیم [1]  آن گاه که برای ابراهیم آشکار شد که او دشمن خداست از او بیزاری جست، با آنکه ابراهیم بسیار دلسوز و بردبار است.

پیامبر صلّی اللّه علیه و آله مأمور است که به مشرکان بگوید: انّنی بریٌ ممّا تشرکون [2]  من از آنچه شما شریک خدا قرار می دهید، بیزارم.

سوره ی برائت نشان گر آن است که تنها علاقه به خوبی ها کافی نیست، بلکه باید با بیان و فریاد، گفتن و نوشتن، نامه و ناله و اشک و عمل، از بدیها بیزاری جست و نسبت به آنها ابراز تنفر کرد.هر سال میلیون ها مسلمان در سرزمین منی در کنار خانه ی خدا به پیروی از ابراهیم علیه السلام در سه روز پشت سر هم به سوی نماد شیطان، 49 سنگ پرتاب کرده و از شیطان و شیطان نماها برائت می جویند.جالب آنکه بعد از پرتاب سنگ ها به سوی شیطان، حاجیان این دعا را می خوانند: خدایا حج من را قبول کن که این رمز آن است که قبولی حج با طرد شیطان و شیطان ها همراه است.


ناگفته پیداست که شیطان در هر زمان به شکل و صورتی است، چنانکه امام راحل قدس سرّه فرمود: آمریکا شیطان بزرگ است.

در زیارت عاشورا به امام حسین علیه السلام و یارانش صد مرتبه سلام می دهیم و در مقابل به دشمنان او که دشمنان دین و خدایند، صد بار لعنت می کنیم. تکرار پرتاب سنگ در سرزمین منی به شیطان و تکرار لعنت در زیارت عاشورا، نشان دهنده ی آن است که باید با محبّت خوبان و بغض دشمنان خو بگیریم و خو گرفتن در اثر تکرار است.

حضرت علی علیه السلام متولّد کعبه و خانه زاد خداست، خداوند می فرماید: به دور کعبه بچرخید تا در طواف خانه خدا عشق علی و فکر و راه او در جان شما جای گیرد. انسان بی عشق و تنفّر، همانند حیوانی است که فقط نفس می کشد. در هر شبانه روز ده مرتبه از خداوند می خواهیم که ما را در راه اولیای خود ثابت قدم بدارد؛ اهدنا الصراط المستقیم صراط الّذین انعمت علیهم و از راه منحرفان و غضب شدگان بیزاری می جوییم غیر المغضوب علیهم و لا الضّالّین سنگ کعبه را می بوسیم، ولی از سنگ جمرات با پرتاب سنگریزه ها به آن، ابراز نفرت می کنیم.روز عرفه به عشق حسین علیه السلام و دعای او اشک می ریزیم، ولی فردای آن در عید قربان، کارد بدست خون می ریزیم و قربانی می کنیم. با یک دست دعا و با دست دیگر سلاح.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، زیارت عاشورا، روح قرآن،
حنان بن سدیر خدمت امام صادق علیه السلام مشرف شد، در حالی که نزد او عدّه ای از اصحابش بودند. حضرت فرمود: «ای حنّان! آیا اباعبدالله الحسین علیه السلام را هر ماه یک بار زیارت می کنی؟ عرض کرد: خیر، حضرت فرمود: هر دوماه یکبار؟ عرض کرد: خیر، حضرت فرمود: هر سالی یک مرتبه؟ عرض کرد: خیر. حضرت فرمود: چقدر به آقایتان ظلم و جفا روا می دارید! عرض کرد: ای پسر رسول خدا علّتش کمبود مال و دور بودن راه است.

حضرت فرمودند: آیا شما را به زیارت قبول شده ای راهنمایی کنم اگرچه از راه دور باشد؟ عرض کرد: چگونه زیارت کنم ای پسر رسول خدا؟ حضرت فرمودند: غسل کن و تمیزترین لباس هایت را بپوش و به بالاترین جای منزلت یا به صحرا برو و یا رو به سوی قبر آن حضرت کرده و زیارت آن حضرت را بخوان. سپس کمی به سمت چپ برگرد و به قبر علی اکبر علیهما السلام توجه کن که پایین پای پدرشان قرار دارند و بر آن بزرگوار سلام کن سپس به آنچه از امور دنیا و آخرتت می خواهی دعا کن.

منبع :كامل الزیارات، باب 96، ح 7.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : امام صادق (ع)، حنان بن سدیر، زیارت امام حسین،
جمعه 26 آبان 1396 :: نویسنده : عبرات
عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّیِّ قَالَ كُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا اسْتَسْقَى الْمَاءَ فَلَمَّا شَرِبَهُ رَأَیْتُهُ قَدِ اسْتَعْبَرَ وَ اغْرَوْرَقَتْ عَیْنَاهُ بِدُمُوعِهِ ثُمَّ قَالَ لِی یَا دَاوُدُ لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَ الْحُسَیْنِ ع فَمَا مِنْ عَبْدٍ شَرِبَ الْمَاءَ فَذَكَرَ الْحُسَیْنَ ع وَ لَعَنَ قَاتِلَهُ إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِائَةَ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ حَطَّ عَنْهُ مِائَةَ أَلْفِ سَیِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ مِائَةَ أَلْفِ دَرَجَةٍ وَ كَأَنَّمَا أَعْتَقَ مِائَةَ أَلْفِ نَسَمَةٍ وَ حَشَرَهُ اللَّهُ تَعَالَى یَوْمَ الْقِیَامَةِ ثَلِجَ الْفُؤَادِ.

داود رقّى مى ‏گوید: در محضر مبارك امام صادق علیه السّلام بودم، حضرت آب طلبیدند و زمانى كه آب را نوشیدند دیدم در حضرت حالت گریه پیدا شد و دو چشم آن حضرت غرق اشك شد. سپس به من فرمودند: اى داود! خدا قاتل حسین علیه السّلام را لعنت كند؛ بنده ‏اى نیست كه آب نوشیده و حسین علیه السّلام را یاد نموده و كشنده ‏اش را لعنت كند مگر آن كه خداوند منّان صد هزار حسنه براى او می نویسد و صد هزار گناه از او محو كرده و صد هزار درجه، مقامش را بالا برده و گویا صد هزار بنده، آزاد كرده و روز قیامت حق تعالى او را با قلبى آرام و مطمئن محشورش مى ‏كند.

منبع : كامل الزیارات، ص: 107-106.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، یادآوری، اشک، روز قیامت،


( کل صفحات : 13 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :