شُبیر علیه السلام تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد http://shobeyr.mihanblog.com 2018-12-14T15:08:35+01:00 text/html 2018-12-14T09:00:13+01:00 shobeyr.mihanblog.com عبرات تمامی موجودات تحت فرمان آن ها http://shobeyr.mihanblog.com/post/299 <div> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/99/295483/Picture/sa3496.JPG" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">زراره که یکی از شاگردان و اصحاب امام صادق علیه السّلام است، از آن حضرت حکایت کند:</div><div><br></div><div align="justify">در زمان حضرت ابا عبداللّه الحسین علیه السّلام شخصی به نام عبداللّه بن شدّاد لیثی، دچار بیماری و تب سختی شده بود.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">امام <font color="#FF0000"><b>حسین</b></font> علیه السّلام به جهت عیادت و دیدار او راهی منزلش شد، و چون که حضرت خواست وارد منزل شود بلافاصله تب او برطرف گردید؛ و مریض گفت: راضی شدم به حقّانیّتی که از طرف خداوند متعال به شما اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام ارزانی شده است تا جائی که تب از شما فرار می کند.<br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">امام حسین علیه السّلام فرمود: قسم به خداوند! چیزی آفریده نشده است مگر آن که تحت فرمان ما خواهد بود.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">زراره گوید: سپس صدائی را شنیدیم که می گفت: لبّیک یا ابن رسول اللّه! و آن گاه امام حسین علیه السّلام فرمود: آیا امیرالمؤمنین علیه السّلام تو را دستور نداده است که فقط به افرادی نزدیک شوی که یا دشمن ما بوده و یا گناهکار باشد، که سبب کفّاره گناهش شود، پس چرا به این شخص روی آورده ای.<font size="1">[1] .</font><br><font size="1" color="#666666"><br>1- بحارالانوار : ج 44 ، ص 183، مناقب ابن شهرآشوب : ج 4 ، ص 51 ، س 6.<br>منبع : چهل داستان و چهل حدیث از امام حسین علیه السلام ، عبدالله صالحی.</font></div> text/html 2018-12-11T06:57:04+01:00 shobeyr.mihanblog.com عبرات امام حسین علیه السلام و خدمت به مردم http://shobeyr.mihanblog.com/post/298 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/99/295483/Picture/2587.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">راستی همه انسان‏ها خدمت دیگران را به خویشتن تحسین می‏نمایند، به ویژه زمانی که نیاز و حاجتی مطرح باشد و اگر کسی به آن بی‏ اعتنایی نماید، او را سرزنش نموده و انتظار خدمت از او دارند. لذا در روایت نورانی حضرت امام <b><font color="#FF0000">حسین</font></b> علیه السلام مطلب این‏گونه تشریح گردیده است: «وَ اعْلَمُوا اَنَّ حَوائِجَ النَّاسِ اِلیکُم مِن نِعَمِ اللَّهِ عَلَیکُم فَلا تَمِلُّوا النِّعمَ، فَتَحَوَّلَ نَقِماً <font size="1">[1]</font> ؛ ای مردم بدانید! به درستی که نیازهای مردم به سوی شما از نعمت‏های خداوند است، پس نعمت‏های او شما را خسته نکند، سپس تبدیل به عذاب و گرفتاری می‏گردد».<br><br>راستی اندیشه حسینی در قبال در خواست‏های مردم در بالاترین اوج بیان و ارزش قرار گرفته است. باید دوست داران و محبان امام حسین علیه السلام کمیته رسیدگی به نیازهای مردمی را تشکیل دهند، تا از نعمت‏های الهی قدردانی نموده و تأمین حوائج مردم را از بزرگترین خدمت‏ها دانسته و سیره آن امام همام را پیگیری نمایند. حضرت امام حسین علیه السلام فرمود: فَمَنْ تَعَجَّلَ لأَخیهِ خَیْراً وَجَدَهُ اِذا قَدِمَ عَلَیْهِ غَداً وَ مَنْ اَرادَ اللَّهَ تَبْارَکَ وَ تَعالی بِالصَّنَیعَةِ اِلی اَخیهِ، کافَأَهُ بِها فی وَقْتِ حاجَتِهِ وَ صَرَفَ عَنْهُ مِنَ بَلاءِ الدُّنْیا ما هُوَ اَکْثَرُ مِنْهُ وَ مَن نَفَسَ کُرْبَةَ مُؤْمِنٍ فَرَّجَ اللَّهُ عَنْهُ کَرْبَ الدُّنْیا وَ الاخِرَةِ وَ مَنْ اَحْسَنَ، اَحْسَنَ اللَّهُ اِلَیهِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحسِنینَ؛ <font size="1">[2]&nbsp;</font> پس کسی که برای برادرش (برادر دینی و نسبی) در کار خیری عجله کند، کوشش نماید، تا خواسته او برآورده شود) فردا (روز قیامت، یا در دنیا و یا در هر دو مکان) آن خوبی‏ ها را می‏ یابد. زمانی که برای برادرش پیش فرستاد و کسی که به وسیله خدمت به برادرش خداوند تبارک و تعالی را اراده نماید. خداوند در وقت نیاز او را کفایت می‏کند و بلاهای دنیا را که بیشتر از خوبی‏ های آن است، از او برمی‏گرداند. و کسی که مشکلات انسان با ایمانی را بکاهد، خداوند سختی‏ های دنیا و آخرت او را گشایش می‏دهد. (مشکلاتش را حل می‏کند) و کسی که به مؤمنی خوبی کند، خداوند به او خوبی می‏نماید و او نیکوکاران را دوست می‏ دارد».<br><br><font color="#3333FF">پیام‏ ها <br></font></div><div align="justify"><font color="#3333FF"></font><br>1. گشایش مشکلات مردم موجب نزول رحمت الهی برای انسان و دفع و رفع بلاها می‏گردد.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">2. رد کردن نعمت، ناسپاسی و موجب مجازات انسان می‏گردد.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">3. انسان باید از رجوع مردم خسته نشود. بلکه باید شاداب گردد، تا لیاقت محل نزول نعمت‏ های خدادادی را به دست آورد.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">4. کسی که به مؤمنی خوبی کند، خداوند پاداش دهنده اوست.</div> text/html 2018-12-07T16:25:41+01:00 shobeyr.mihanblog.com عبرات فرشته ها ملازم زوار http://shobeyr.mihanblog.com/post/297 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/99/295483/Picture/1078.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">(مفضّل بن عمر) نقل کرده که: حضرت ابو عبداللّه<font size="1"> (ع)</font> فرمودند: گویا می بینم که فرشتگان با مؤ منین بر سر قبر حضرت <b><font color="#FF0000">حسین</font></b> بن علی <font size="1">(ع)</font> ازدحام کرده اند.<br><br>راوی می گوید: عرضه داشتم: آیا مؤمنین فرشته را می بینند؟<br><br>حضرت فرمودند: هرگز، هرگز، آنها به خدا قسم ملازم و همراه مؤ منین بودند، حتّی با دست هایشان به صورت های آنها مسح می کشند. سپس امام <font size="1">(ع)</font> فرمودند: خداوند منّان هر صبح و شام از طعام بهشت بر زوّار امام حسین <font size="1">(ع) </font>نازل می فرماید و خدمتکاران ایشان فرشتگانند.<br><br>هیچ بنده ای از بندگان خداوند حاجتی از حوائج دنیا و آخرت را از خداوند متعال درخواست نمی کنند، مگر آنکه خدا به او عطاء می فرماید.<br><br>راوی می گوید: عرض کردم: به خدا قسم این کرامت می باشد.<br><br>امام<font size="1"> (ع)</font> به من فرمودند: ای مفضّل: برایت بیشتر بگویم؟<br><br>عرضه کردم، بلی سرور من.<br><br>حضرت فرمودند: گویا می بینم تختی از نور را که گذارده اند و بر روی آن قبّه ای از یاقوت سرخ زده شده که با جواهرات آن را زینت نموده اند و حضرت امام حسین <font size="1">(ع)</font> بر روی آن تخت نشسته اند و اطراف آن حضرت نود هزار قبه سبز زده اند و مؤ منین آن حضرت را زیارت کرده و بر آن جناب سلام می دهند.<br><br>پس خداوند متعال به ایشان می فرماید: ای دوستانم از من سؤ ال کنید و بخواهید، پس زیاد اذیت شدید و خوار و مقهور گردیدید، امروز روزی است که حاجتی از حاجات دنیا و آخرتتان را از من درخواست نکرده، مگر آنرا روا نمایم. پس خوردن و آشامیدنشان در بهشت می باشد، پس به خدا قسم کرامت و احسانی که زوال نداشته و انتهاء آن را نمی توان درک کرد همین است<font size="1">.[1]</font><br><br><br><font size="1" color="#666666"><font color="#993399">پی نوشت :</font><br>[1] ترجمه كامل الزیارات ص 443.<br>منبع : برگرفته از کتاب داستانهایی از فضیلت زیارت امام حسین (ع)،علی میرخلف زاده .<br></font><br></div> text/html 2018-12-04T06:59:33+01:00 shobeyr.mihanblog.com عبرات تمامی موجودات تحت فرمان آن ها http://shobeyr.mihanblog.com/post/251 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/99/295483/Picture/im128.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">زراره که یکی از شاگردان و اصحاب امام صادق علیه السّلام است، از آن حضرت حکایت کند:<br><br>در زمان حضرت اءبا عبداللّه ال<font color="#FF0000">حسین</font> علیه السّلام شخصی به نام عبداللّه بن شدّاد لیثی، دچار بیماری و تب سختی شده بود.<br><br>امام حسین علیه السّلام به جهت عیادت و دیدار او راهی منزلش شد، و چون که حضرت خواست وارد منزل شود بلافاصله تب او برطرف گردید؛ و مریض گفت: راضی شدم به حقّانیتی که از طرف خداوند متعال به شما اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام ارزانی شده است تا جائی که تب از شما فرار می کند.<br><br>امام حسین علیه السّلام فرمود: قسم به خداوند! چیزی آفریده نشده است مگر آن که تحت فرمان ما خواهد بود.<br><br>زراره گوید: سپس صدائی را شنیدیم که می گفت: لبّیک یا ابن رسول اللّه! و آن گاه امام حسین علیه السّلام فرمود: آیا امیرالمؤ منین علیه السّلام تو را دستور نداده است که فقط به افرادی نزدیک شوی که یا دشمن ما بوده و یا گناهکار باشد، که سبب کفّاره گناهش شود، پس چرا به این شخص روی آورده ای.<font size="1">[1]</font><br><br><font color="#3333FF">مرز پیروی از پدر</font><br><br>روزی عبدالرّحمان فرزند عمرو بن عاص با عدّه ای در محلّی نشسته بودند، که امام حسین علیه السّلام از جلوی آن ها عبور نمود، در همان حال عبدالرّحمان گفت: هرکس می خواهد به بهترین شخص در زمین و آسمان نگاه کند، به این رهگذر نظر نماید.</div> text/html 2018-12-01T13:03:40+01:00 shobeyr.mihanblog.com عبرات سیل ها حسین را می فهمند http://shobeyr.mihanblog.com/post/296 <div align="justify"><font color="#CC6600"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/99/295483/Picture/12896.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">فقط عاشورا بخوان!</font><br>چهار سال از رحلت علامه امینی می گذشت که شبی پسر بزرگش دکتر محمد هادی او را در خواب دید. پدر، شاد و خندان بود. محمدهادی می پرسد «آقاجان! در آنجا کدام عمل موجب نجات شما شد، کتاب الغدیر یا سایر تألیفات، یا تأسیس بنیاد کتابخانه امیرالمؤمنین<font size="1">(ع)</font>؟» پدر لحظه ای تأمل کرد و سپس فرمود «فقط زیارت ابی عبدالله ال<font color="#FF0000">حسین</font><font size="1">(ع)</font>» محمدهادی می گوید «شما می دانید روابط ایران و عراق تیره است و راه کربلا بسته، چه کنیم؟» علامه پاسخ می دهد «در مجالس عزاداری امام حسین<font size="1">(ع)</font> شرکت کن، ثواب زیارت امام <font color="#FF0000">حسین</font><font size="1">(ع) </font>را به تو می دهند.» و بعد از لحظاتی بار دیگر رو به محمدهادی می گوید «پسر جان! در گذشته بارها یادآوری کردم و الان هم به تو توصیه می کنم زیارت عاشورا را هیچ وقت و به هیچ عنوان فراموش مکن...»<br><br><font color="#CC6600">خوب شدم</font><br>صبح یکی از روزهای سال 1357 بود. مرحوم محدث قمی به همراه خانواده در نجف اقامت داشت. آن روز صبح وقتی پسر بزرگش برای رفتن به مدرسه حاضر می شد متوجه شد که پدر حال خوشی ندارد. جلو رفت و از احوال او پرسید. پدر گفت: «امروز چشمم به شدت درد می کند و قادر به مطالعه و نوشتن نیستم» و سر به زیر انداخت و با ناراحتی گفت: «شاید خاندان پیغمبر(ص) مرا از خود طرد کرده باشند.» پسر نمی دانست چه بگوید، کمی پدر را تسلی داد و با عجله به سمت مدرسه رفت. ظهر که به خانه برگشت با کمال تعجب دید که ایشان، سر حال مشغول نوشتن است، پرسید «چشمتان بهتر شد؟»، محدث قمی پاسخ داد «درد به کلی رفع شد.» و ادامه داد «وضو گرفتم، مقابل قبله نشستم و کتاب کافی (شیخ کلینی) را به چشم کشیدم، درد چشمم برطرف شد» تا پایان عمر پدر به درد چشم مبتلا نشد.<br><br><font color="#CC6600">ما عزادار حسینیم!</font><br>شهید ایت الله دستغیب می گوید «در زمان مجاورت حقیر در نجف اشرف در ماه محرم سال 1358ق حکومت عراق از بیرون آمدن دسته ها جلوگیری کرده بود. شب عاشورا برای این که در حرم مطهر و صحن شریف سینه زنی نشود از طرف حکومت، اول شب درهای حرم و رواق را قفل کردند و هم چنین درهای صحن را و آخرین دری که مشغول بستن آن بودند در قبله بود. یک لنگه آن را بسته بودند که ناگاه جمعیت سینه زن هجوم آورده، به صحن آمدند و رو به حرم مطهر آوردند و وقتی درها را بسته دیدند، در همان ایوان مشغول عزاداری و سینه زنی شدند. بعد از مدتی عده ای مأمور به همراه رئیس پلیس آمدند. رئیس با چکمه ای که به پا داشت، توی ایوان آمد و بعضی را زد و امر کرد آنها را بگیرند. در مقابل سینه زن ها هجوم آوردند و او را بلند کردند و انداختند توی صحن و به سختی مجروح اش کردند، اما ترسیدند که قوای دولتی تلافی کنند. برای همین به در بسته حرم امیرالمؤمنین پناه آورده و در حالی که بر سر و سینه می زدند، فریادشان بلند بود که «یا علی فُکَّ الباب» و فریاد می زدند «ما عزادار فرزندت هستیم.»</div> text/html 2018-11-25T03:39:43+01:00 shobeyr.mihanblog.com عبرات آمد تا... http://shobeyr.mihanblog.com/post/295 <div align="justify"> <img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/99/295483/Picture/138.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">هفده عام‏ الفیل است و خورشید، لباس نور و خنده بر تن کرده است و ماه، در هاله‏ ای از رنگین کمان، گم شده ‏است.<br><br>خانه آمنه، تجلی گاه ملائکه شده است و تمام چشم‏ های دنیا، منتظر تولد منجی بزرگ و رسول موعود است.<br><br>نگاه تمام تنگ‏ بینان، در کاسه چشم‏ هایشان خشک شده است و توان حرکت از تمام پاهای توهم و خرافه گرفته ‏شده است.<br><br>او می ‏آید؛ با بار رسالتی بزرگ بر شانه.<br><br>او می ‏آید؛ شولای نور و شفق بر تن.<br><br>او می ‏آید تا چادر شب را از سر باغ‏ های یخ زده بر دارد و با دست‏های زلال خود، قطره قطره امید، در تن بوته‏ های خشکیده بریزد.<br><br>متولد می‏شود تا شانه ‏های غرور مدائن فرو بریزد و دامن همیشه مواج ساوه، لب تشنه بماند.<br><br>او می ‏آید تا صدای وحدانیت را از حنجره گرم بلال، در سرزمین خدایان سنگی طنین انداز کند و در مکتب ایثار خود، شاگردانی بزرگ، همچون: سلمان و مقداد و یاسر و عمار و بلال و... تربیت کند.</div><div align="justify"><br></div><div align="justify">نوید آمدنش، در زبور آمده است و در تورات هم.</div> text/html 2018-11-20T06:29:51+01:00 shobeyr.mihanblog.com عبرات تحریف هدف امام حسین علیه السلام http://shobeyr.mihanblog.com/post/243 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/99/295483/Picture/imam458hussein.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">من نمی دانم کدام جانی یا جانیهایی جنایت را به شکل دیگری بر <font color="#FF0000">حسین</font> بن علی وارد کردند و آن اینکه هدف حسین بن علی را مورد تحریف قرار دادند و همان چرندی را که مسیحیها در مورد مسیح گفتند درباره حسین گفتند که حسین کشته شد برای آنکه بار گناه امّت را به دوش بگیرد، برای اینکه ما گناه بکنیم و خیالمان راحت باشد، حسین کشته شد برای اینکه گنهکار تا آن زمان کم بود، بیشتر بشود.لذا بعد از این انحراف، چاره ای نبود جز اینکه ما فقط صفحه سیاه و تاریک این حادثه را بخوانیم، فقط رثاء و مرثیه ببینیم. من نمی گویم آن صفحه تاریک را نباید دید بلکه باید آن را دید و خواند، اما این مرثیه همیشه باید مخلوط با حماسه باشد. اینکه گفته اند رثای حسین بن علی باید همیشه زنده بماند، حقیقتی است و از خود پیغمبر گرفته اند و ائمه اطهار نیز به آن توصیه کرده اند. <br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">این رثاء و مصیبت نباید فراموش بشود، این ذکری، این یادآوری نباید فراموش بشود و باید اشک مردم را همیشه بگیرید، اما در رثای یک قهرمان. پس اول باید قهرمان بودنش برای شما مشخص بشود و بعد در رثای قهرمان بگریید، وگرنه رثای یک آدم نفله شده بیچاره بی دست و پای مظلوم که دیگر گریه ندارد، و گریه ملتی برای او معنی ندارد. در رثای قهرمان بگریید برای اینکه احساسات قهرمانی پیدا کنید، برای اینکه پرتوی از روح قهرمان در روح شما پیدا شود و شما هم تا اندازه ای نسبت به حق و حقیقت غیرت پیدا کنید، شما هم عدالتخواه بشوید، شما هم با ظلم و ظالم نبرد کنید، شما هم آزادیخواه باشید، برای آزادی احترام قائل باشید، شما هم سرتان بشود که عزت نفس یعنی چه، شرف و انسانیت یعنی چه، کرامت یعنی چه. اگر ما صفحه نورانی تاریخ حسینی را خواندیم، آن وقت از جنبه رثائی اش می توانیم استفاده کنیم وگرنه بیهوده است. خیال می کنیم حسین بن علی در آن دنیا منتظر است که مردم برایش دلسوزی کنند یا- العیاذ باللَّه- حضرت زهرا علیه السلام بعد از هزار و سیصد سال، آن هم در جوار رحمت الهی منتظر است که چهار تا آدم فکسنی برای او گریه کنند تا تسلّی خاطر پیدا کند!.<br><br>چند سال پیش در کتابی دیدم که نویسنده مقایسه ای میان <font color="#FF0000">حسین</font> بن علی و عیسی مسیح کرده بود؛ نوشته بود که عمل مسیحیها بر عمل مسلمین (شیعیان) ترجیح دارد، زیرا آنها روز شهادت عیسی مسیح را جشن می گیرند و شادمانی می کنند ولی اینها در روز شهادت حسین بن علی مرثیه خوانی و گریه می کنند. عمل آنها بر عمل اینها ترجیح دارد، زیرا آنها شهادت را برای عیسی مسیح موفقیت می دانند نه شکست، و چون موفقیت می دانند شادمانی می کنند، اما مسلمین شهادت را شکست می دانند و چون شکست می دانند گریه می کنند. خوشا به حال ملتی که شهادت را موفقیت بشمارد و جشن بگیرد، و بدا به حال ملتی که شهادت را شکست بداند و به خاطر آن مرثیه خوانی کند.</div> text/html 2018-11-13T07:35:05+01:00 shobeyr.mihanblog.com عبرات یک حرف و هزار حرف http://shobeyr.mihanblog.com/post/237 <div align="justify"><font color="#3333FF"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/99/295483/Picture/140511.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">علامه جعفری:</font> شهادت امام <font color="#FF0000">حسین</font><font size="1">(ع)</font> با عظمت ترین شهادت است که در تاریخ بشر بروز کرده است، زیرا او با شناخت همة ابعاد و امتیازات زندگی و توانایی بر برخورداری از آنها دست از زندگی شسته است. (امام حسین شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، علامه جعفری)<br><br><font color="#3333FF">آیت الله خامنه ای: </font>در باب عاشورا آنچه که عرض می کنم ـ البته یک سطر از یک کتاب قطور است ـ این است که عاشورا یک حادثة تاریخی صرف نبود، عاشورا یک فرهنگ، یک جریان مستمر و یک سرمشق دائمی برای امت اسلام بود. حضرت ابی عبدالله(ع) با این حرکت که در زمان خود دارای توجیه عقلانی و منطقی کاملا روشن بود یک سرمشق را برای امت اسلامی نوشت و گذاشت. این سرمشق فقط شهید شدن هم نیست یک چیز مرکب پیچیده و بسیار عمیق است. سه عنصر در حرکت حضرت اباعبدالله وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت و عنصر عاطفه... (در دیدار با مبلغان حوزه های علمیه سراسر کشور در آستانة محرم)<br><br><font color="#3333FF">امام خمینی<font size="1">(ره)</font>: </font>روضة سیدالشهدا برای حفظ مکتب سیدالشهدا است. آن کسانی که می گویند روضة سیدالشهدا را نخوانید اصلا نمی فهمند مکتب سیدالشهدا چه بوده و نمی دانند این گریه ها و روضه ها حفظ کرده این مکتب را،... حرف سیدالشهدا حرف روز است همیشه حرف روز است... و مکتبی تا پایش سینه زن نباشد، گریه کن نباشد، تا پایش توی سر و سینه زدن نباشد حفظ نمی شود. (صحیفه نور ـ ج 8)<br><br><font color="#3333FF">ایت الله جوادی آملی: </font>خون حسین بن علی(علیهما السلام) در عاشورای 61 هجری در گوشه ای دور افتاده از سرزمین عراق یعنی کربلا هدر نرفت بلکه به ارادة پروردگار عالم همه قطرات آن به پیکرة عالم اسلام تزریق شد و همان است که هر سال طنینهل من ناصرٍ ینصرنی امام حسین را در گوش جهانیان زمزمه می کند و ملت های مسلمان و گاه غیرمسلمان را به جوش و خروش وا می دارد.<br><br><font color="#3333FF">شهید مطهری: </font>حسین بن علی<font size="1">(ع)</font> یک روح بزرگ بود و یک روح مقدس بود، اساسا روح که بزرگ شد تن به زحمت می افتد، آن تنی که در زیر سم اسب ها لگدمال شد جریمة یک روح بزرگ بود، جریمة یک حماسه، جریمة حق پرستی، آن اتفاق، جریمه روح شهید بود. (حماسه حسینی، ج 1)</div> text/html 2018-11-06T07:45:30+01:00 shobeyr.mihanblog.com عبرات خونی که به زمین برنگشت http://shobeyr.mihanblog.com/post/238 <div align="justify"><img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/99/295483/Picture/23618.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left">وقتی تمام یاران و نزدیکان امام <font color="#FF0000">حسین</font><font size="1">(ع)</font> شربت شهادت نوشیدند وی به تنهایی در مقابل آن لشکر عظیم به نبرد پرداخت و بسیاری را کشت. هیبت امام اجازه نمی داد کسی رویاروی او بجنگد. بنابراین دسته جمعی به طرفش هجوم برده و با هر وسیله ای که در اختیار داشتند بر پیکر شریف و مطهرش ضربه وارد نمودند. از شدت جراحات، توانائیش کم شد و برای لحظاتی بر زمین نشست که ناگاه سنگی بر پیشانیش اصابت نمود و خون فوران کرد، وقتی لباس خود را بالا گرفت تا خون سرش را پاک کند تیری زهرناک بر سینه اش نشست و قلبش را درید. امام در حالی که سر به آسمان گرفته بود فرمود: <br></div><div align="justify"><br></div><div align="justify">بسم اللّه و باللّه و علی ملة رسول اللّه؛ آنگاه تیر را از پشت خود بیرون کشید و همانطور که خون از سینه اش می ریخت کفی از آن پر کرد و به آسمان پاشید که قطره ای از آن به زمین برنگشت. در ساعات آخر کارزار ملعونی ضربه ای به سر مبارک امام زد به طوری که عمامه اش بر زمین افتاد و سرش شکافت آن حضرت او را نفرین کرد و فرمود: امیدوارم با این دست نخوری و نیاشامی و خدا تو را با ستمگران محشور کند. نفرین امام او را گرفتار کرد و زمانی که عمامه را به سرقت برد، همسرش او را طرد کرد و از خانه بیرون راند. آن ملعون خواست به صورت زنش سیلی بزند دستش به میخی گرفت و از مرفق قطع شد و همیشه فقیر و گدا باقی ماند.<font size="1">(1)</font><br><br><font size="1" color="#666666">منبع :1. مقتل الحسین، ص 312. </font></div> text/html 2018-11-01T15:33:23+01:00 shobeyr.mihanblog.com عبرات درنگی در زلال معرفت امام حسین علیه السلام http://shobeyr.mihanblog.com/post/241 <div align="justify"><font color="#CC6600">1<img src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/99/295483/Picture/328po.jpg" alt="" vspace="0" hspace="5" border="0" align="left"> -</font> «لا تـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـی أحـَدٍ ثَلاثة: إلـی ذِی دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب؛ جز به یکی از سه نفر حاجت مبر:<br><br>الف. به دیندار،<br><br>ب. صاحب مروت،<br><br>ج. کسی که اصالت خانوادگی داشته باشد».<font size="1"> [1]</font><br><br><font color="#CC6600">2- </font>«أیما اثنَین جَری بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـی الاخر کانَ سابقة الی الجنّة؛ هر یک از دو نفـری که میان آنها نزاعی واقع و یکـی از آن دو رضایت دیگری را بجـویـد، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود»<font size="1">[2]</font><br><br><font color="#CC6600">3-</font> «لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق؛ رستگـار نمی شوند مـردمـی که خشنـودی مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد»<font size="1"> [3]</font><br><br><font color="#CC6600">4- </font>إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ؛ بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است» <font size="1">[4]</font><br><br><font color="#CC6600">5-</font> لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا؛ کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت»<font size="1"> [5]</font><br><br><font color="#CC6600">6-</font> «أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء؛ عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند»<font size="1">[6]</font><br><br><font color="#CC6600">7-</font> «اَلبُکاءُ مِن خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ؛ گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است»<font size="1"> [7]</font></div>