مقاتل
معرفی کتاب

«آینه در کربلاست» اثر دکتر محمدرضا سنگری تنها با گذشت یک سال از انتشار به چاپ هفتم رسیده است؛ این اثر روایتی کامل از واقعه عاشوراست.آینه در کربلاست از دقیقترین و جزئی پردازانه‌ترین تاریخ نوشته های عاشورا است که نویسنده در آن با استفاده از منابع دست اول و مورد وثوق علمای تاریخ شیعه، تحلیل جامعی از حادثه کربلا ارائه می‌دهد.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








حمایت
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
چهارشنبه 17 آبان 1396 :: نویسنده : عبرات
قابل توجه آنانکه که مردم را به بهانه «عدم معرفت به امام حسین علیه السلام» از زیارت آن حضرت منع میکنند.

«شوق و محبت و رغبت» به امام حسین علیه السلام هم برای رفتن به زیارت آن حضرت و اجر آن، کافیست.

1- زیارت از روی «حب»:
▫️حدَّثَنِی أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی خَلَفٍ الْقُمِّیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى الْیَقْطِینِیِّ عَنْ رَجُلٍ عَنْ فُضَیْلِ بْنِ عُثْمَانَ الصَّیْرَفِیِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ الْخَیْرَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ حُبَّ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَ حُبَّ زِیَارَتِهِ وَ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ السُّوءَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ بُغْضَ الْحُسَیْنِ وَ بُغْضَ زِیَارَتِهِ .

حضرت ابى عبد اللّه علیه السّلام فرمودند: كسى كه خداوند خیر را براى او اراده كرده باشد در قلبش محبّت امام حسین علیه السّلام را قرار داده و در دلش محبت زیارت آن جناب را مى اندازد و كسى كه خداوند سوء و بدى را برایش بخواهد در قلبش بغض امام حسین علیه السّلام قرار داده و در دلش بغض زیارت آن حضرت را مى اندازد.(منبع : کامل الزیارات، باب ۵۵، حدیث ۳)

2-  زیارت از روی «شوق»:
حدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْقُرَشِیُّ الرَّزَّازُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى عَنْ أَبِی أُسَامَةَ زَیْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَقُولُ مَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) تَشَوُّقاً إِلَیْهِ كَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الآْمِنِینَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ أُعْطِیَ كِتَابَهُ بِیَمِینِهِ وَ كَانَ تَحْتَ لِوَاءِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) حَتَّى یَدْخُلَ الْجَنَّةَ فَیُسْكِنَهُ فِی دَرَجَتِهِ- إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَكِیمٌ.

▪️امام صادق علیه السّلام میفرمودند: كسى كه از روى شوق و ذوق به زیارت قبر حضرت حسین بن على سلام اللّه علیهما برود روز قیامت خداوند متعال او را از جمله آمنین مى نویسد و محسوب مى فرماید و كتابش (نامه اعمال او) را به دست راستش دهد و در زیر پرچم حسین علیه السّلام بوده تا داخل بهشت شود پس حق تعالى او را در درجه و مرتبه خودش مكان داده بدرستى كه خداوند متعال عزیز و حكیم مى باشد.(منبع : کامل الزیارات، باب ۵۶، حدیث ۱)




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : ثارالله، اربعین، زیارت، قیامت،
دوشنبه 15 آبان 1396 :: نویسنده : عبرات
خدمتکاران آسمانی زائران امام حسین علیه السلام

غذای زائران در کربلا از بهشت می آید و حوائج آنان برآورده است.

حدَّثَنِی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَصْرِیِّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو الْفَضْلِ عَنِ ابْنِ صَدَقَةَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) كَأَنِّی بِالْمَلَائِكَةِ وَ اللَّهِ قَدْ ازْدَحَمُوا الْمُوءْمِنِینَ عَلَى قَبْرِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ فَیَتَرَاءَوْنَ لَهُ قَالَ هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ قَدْ لَزِمُوا وَ اللَّهِ الْمُوءْمِنِینَ حَتَّى إِنَّهُمْ لَیَمْسَحُونَ وُجُوهَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ قَالَ وَ یُنْزِلُ اللَّهُ عَلَى زُوَّارِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) غُدْوَةً وَ عَشِیَّةً مِنْ طَعَامِ الْجَنَّةِ وَ خُدَّامُهُمُ الْمَلَائِكَةُ لَا یَسْأَلُ اللَّهَ عَبْدٌ حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْیَا وَ الآْخِرَةِ إِلَّا أَعْطَاهَا إِیَّاهُ قَالَ قُلْتُ هَذِهِ وَ اللَّهِ الْكَرَامَةُ قَالَ لِی یَا مُفَضَّلُ أَزِیدُكَ قُلْتُ نَعَمْ سَیِّدِی قَالَ كَأَنِّی بِسَرِیرٍ مِنْ نُورٍ قَدْ وُضِعَ وَ قَدْ ضُرِبَتْ عَلَیْهِ قُبَّةٌ مِنْ یَاقُوتَةٍ حَمْرَاءَ مُكَلَّلَةٍ بِالْجَوَاهِرِ وَ كَأَنِّی بِالْحُسَیْنِ (علیه السلام) جَالِسٌ عَلَى ذَلِكَ السَّرِیرِ وَ حَوْلَهُ تِسْعُونَ أَلْفَ قُبَّةٍ خَضْرَاءَ وَ كَأَنِّی بِالْمُوءْمِنِینَ یَزُورُونَهُ وَ یُسَلِّمُونَ عَلَیْهِ فَیَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُمْ أَوْلِیَائِی سَلُونِی- فَطَالَ مَا أُوذِیتُمْ وَ ذُلِّلْتُمْ وَ اضْطُهِدْتُمْ فَهَذَا یَوْمٌ لَا تَسْأَلُونِّی حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْیَا وَ الآْخِرَةِ إِلَّا قَضَیْتُهَا لَكُمْ فَیَكُونُ أَكْلُهُمْ وَ شُرْبُهُمْ فِی الْجَنَّةِ فَهَذِهِ وَ اللَّهِ الْكَرَامَةُ الَّتِی لَا انْقِضَاءَ لَهَا وَ لَا یُدْرَكُ مُنْتَهَاهَا.


از مفضّل بن عمر نقل است كه وى گفت حضرت ابو عبد اللّه علیه السّلام فرمودند: گویا مى بینم كه فرشتگان با مؤمنین بر سر قبر حضرت حسین بن على علیهما السّلام ازدحام كرده اند. راوى مى گوید: عرضه داشتم: آیا مؤمنین فرشته را مى بینند؟ حضرت فرمودند: هرگز هرگز، آنها به خدا قسم ملازم و همراه مؤمنین بودند حتّى با دست هایشان به صورت هاى آنها مسح مى كشند.  

سپس امام علیه السّلام فرمودند: خداوند منّان هر صبح و شام از طعام بهشت بر زوّار امام حسین علیه السّلام نازل مى فرماید و خدمتكاران ایشان فرشتگانند. هیچ بنده اى از بندگان خداوند حاجتى از حوائج دنیا و آخرت را از خداوند متعال در خواست نمى كنند مگر آنكه خدا به او عطاء مى فرماید. راوى مى گوید: عرض كردم: به خدا قسم این كرامت مى باشد. امام علیه السّلام به من فرمودند اى مفضّل: برایت بیشتر بگویم؟ عرض كردم: بلى سرور من.  

حضرت فرمودند: گویا مى بینم تختى از نور را كه گذارده اند و بر روى آن قبّه اى از یاقوت سرخ زده شده كه با جواهرات آن را زینت نموده اند و حضرت امام حسین علیه السّلام بر روى آن تخت نشسته اند و اطراف آن حضرت ۹۰ هزار قبه سبز زده اند و مؤمنین آن حضرت را زیارت كرده و بر آن جناب سلام مى دهند. پس خداوند متعال به ایشان مى فرماید:  اى دوستانم از من درخواست كنید و بخواهید. پس زیاد اذیّت شدید. روزى است كه حاجتى از حاجات دنیا و آخرتتان را از من در خواست نكرده مگر آن را روا مى نمایم. پس خوردن و آشامیدنشان در بهشت مى باشد. پس به خدا قسم كرامت و احسانى كه زوال نداشته و انتهاء آن را نمى توان درك كرد همین است.

منبع : کامل الزیارات، باب ۵۰، حدیث ۳




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : اربعین، زائران امام حسین علیه السلام، بهشت، کربلا،
یکشنبه 14 آبان 1396 :: نویسنده : عبرات
بهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ صَالِحٍ عَنِ الْحَرْثِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ إِنَّ لِلَّهِ مَلَائِكَةً مُوَكَّلِینَ بِقَبْرِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) فَإِذَا هَمَّ بِزِیَارَتِهِ الرَّجُلُ أَعْطَاهُمُ اللَّهُ ذُنُوبَهُ فَإِذَا خَطَا مَحَوْهَا ثُمَّ إِذَا خَطَا ضَاعَفُوا لَهُ حَسَنَاتِهِ فَمَا تَزَالُ حَسَنَاتُهُ تَضَاعَفُ حَتَّى تُوجِبَ لَهُ الْجَنَّةَ ثُمَّ اكْتَنَفُوهُ وَ قَدَّسُوهُ وَ یُنَادُونَ مَلَائِكَةَ السَّمَاءِ أَنْ قَدِّسُوا زُوَّارَ حَبِیبِ اللَّهِ فَإِذَا اغْتَسَلُوا نَادَاهُمْ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) یَا وَفْدَ اللَّهِ أَبْشِرُوا بِمُرَافَقَتِی فِی الْجَنَّةِ ثُمَّ نَادَاهُمْ أَمِیرُ الْمُوءْمِنِینَ ع أَنَا ضَامِنٌ لِقَضَاءِ حَوَائِجِكُمْ وَ دَفْعِ الْبَلَاءِ عَنْكُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الآْخِرَةِ ثُمَّ الْتَقَاهُمْ [اكْتَنَفَهُمُ ]النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) عَنْ أَیْمَانِهِمْ وَ عَنْ شَمَائِلِهِمْ حَتَّى یَنْصَرِفُوا إِلَى أَهَالِیهِمْ.

 

حضرت ابى عبد اللّه علیه السّلام فرمودند: خداوند متعال فرشتگانى دارد كه مُوكّل قبر حضرت امام حسین علیه السّلام مى باشند. هنگامى كه شخص قصد زیارت آن حضرت را مینماید حق تعالى گناهان او را در اختیار این فرشتگان قرار مى دهد و زمانى كه وى قدم برداشت فرشتگان تمام گناهانش را محو مى كنند و سپس قدم دوّم را كه برداشت حسناتش مضاعف و دو چندان مى كنند و پیوسته با قدم هائى كه برمى دارد حسناتش مضاعف مى گردد تا به حدّى مى رسد كه بهشت برایش واجب و ثابت مى گردد. سپس اطرافش را گرفته و تقدیسش میكنند و فرشتگان آسمان نداء داده و مى گویند: زوّار دوست دوست خدا را تقدیس نمائید.

و وقتى زوّار غسل كردند حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایشان را مورد نداء قرار داده و مى فرماید: اى مسافران خدا! بشارت باد بر شما كه در بهشت با من هستید. سپس امیرالمؤمنین علیه السّلام به ایشان نداء نموده و مى فرماید: من ضامنم كه حوائج شما را بر آورده نموده و بلاء را در دنیا و آخرت از شما دفع كنم. سپس پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم با ایشان از طرف راست و چپ ملاقات فرموده تا بالأخره به اهل خود بازگردند.

منبع : کامل الزیارات، باب ۴۹، حدیث ۳




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : ثارالله، اربعین، فرشتگان، زائر، کربلا،
آنچه می خوانید حاصل گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین محمد صحتی سردرودی از محققان و پژوهشگران حوزه علمیه است که در آن اوضاع مسلمانان بعد از حادثه عاشورا و نقش حضرت امام سجاد(ع)  و زینب(س) در مدیریت بحران و نیز مباحث پیرامون اربعین بررسی شده است.
 
* اوضاع نامناسب جامعه اسلامی بعد از عاشورا
شیعیان پس از واقعه دردناک عاشورا بدترین روزها را می گذراندند، عاشورا اولین روز از غمبارترین روز های پیروان صدیق رسول الله(ص) بود و بعد از واقعه عاشورا وضعیت شیعیان بدتر شد ؛ بعد از شهادت، امام حسین (علیه السلام) میان مسلمانان چند دستگی بوجود آمد و فاجعه بعد از فاجعه، جامعه اسلامی را تهدید کرد و هر یک از سران حکومتی قیام کردند، حتی ابن زیاد و عبد الله بن زبیر هم داعیه خلافت داشتند و کسانی که در روی زمین منفورترین و مبغوض ترین چهره ها بودند، به خلافت طمع نمودند و خواستند متولی دین اسلام و مسلمانان شوند و از سوی دیگر خوارج هم در آن ایام به جولان پرداختند و هر کسی از ایشان چند نفر را دور خودش جمع و آشوبی به پا می کرد ؛ خلاصه بعد از عاشورا اوضاع، خیلی آشفته شده بود ؛ از طرفی حزب توابین به فرماندهی سلیمان بن صرد خزاعی و از طرف دیگر مختار ثقفی قیام نمود.
 
* فعالیت های سیاسی و تبلیغی امام سجاد(ع) بعد از واقعه عاشورا
جامعه مسلمین در آن روزگار دچار حرج و مرج شده بود و شهادت 18 انسان برگزیده از بنی هاشم هرج و مرج بزرگی در بلاد مسلمین ایجاد کرده بود، حتی اصول اولیه انسانی هم فراموش شده بود. از آنجایی که فرزند رسول الله(ص) کشته شده بود، دیگر جایی برای این حرفها نمی ماند؛ سلیمان صرد خزاعی 92 ساله و از صحابه پیامبر(ص) و اصحاب امیر المومنین (علیه السلام) ؛ عده ای از اصحاب علی (علیه السلام) و شیعیان را به دور خود جمع کرد و به صورت بسیار تکان دهنده ای سر مزار امام حسین(ع) رفتند و گریه و زاری نمودند و بعد از آن مطالب، سلیمان و یارانش به قصد شهادت به لشکریان یزید و ابن زیاد حمله کردند و زمانی که به سلیمان می گفتند: حکومتی تشکیل بده ؛ می گفت : ما به دنبال دنیا نیستیم و نمی خواهیم بعد از امام حسین (علیه السلام) زنده بمانیم.
 
اوضاع بسیار وخیم تر و بدتر از عاشورا شده بود؛ و در این بین انصافا امام سجاد (علیه السلام) با درایت کامل جامعه شیعی را هدایت کردند.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : عاشورا، امام سجاد (ع)، اربعین، اسلام، امام حسین (ع )، کربلا،
یکشنبه 24 مرداد 1395 :: نویسنده : عبرات
دستش را گرفت. پاهایش را نگاه کرد تا روی پله ها بگذارد. خودش پشت سرش رفت و روی صندلی اتوبوس نشست. چادرش را مرتب کرد. لب هایش تکان می خورد. همان طورکه لب هایش تکان می خورد، سرش را چرخاند و به خود و پسرش فوت کرد. بعد لحظه ای ساکت شد و گفت: «اگر این دفعه هم مثل دفعه قبلت بشود چی؟»...

همان طور که بند کفش هایش را می بست، یکهو بی حرکت شد. موبایلش را برداشت و در دفتر تلفن، ص را وارد کرد. صالح را گرفت: «آقا! ما را حلال کنید دیگر... ان شاء الله می خواهیم برویم کربلا... یکهویی شد... برای اربعین».

از زیر قرآن رد شد. خم شد پایین. پایش را بوسید. مادر زیر بازویش را گرفت و بلندش کرد. روبوسی کردند. صورتش چین خورده و خیس بود. همان طورکه دست های زبرش توی دستش بود، خم شد و دستش را بوسید. لحظه ای به هم نگاه کردند. با صلوات سوار اتوبوس شدند. به ذهنش فشار آورد. ببیند کسی را جا انداخته یا نه. دفتر تلفن موبایلش را نگاه کرد. همه را دانه دانه چک کرد. روی یک اسم ماند. کمی مکث کرد و شماره گرفت: «سلام آقا!... کربلا حلال کنید... کی گفته؟... بمب... کربلا؟... نه بابا... تا حالا که مرز باز بود... توکل بر خدا.» دلش شور می زد. یاد آخرین نگاه مادر افتاد. می خواست خودش برود، اما نگذاشت. گفت که هنوز امنیت ندارد. سنش هم که بالا بود و خطرناک. طلاهایش را فروخت، حتی حلقه ازدواج و گردن بند کعبه یادگار پدرش را. نذر کرده بود یک زیارت اربعین در کربلا بخواند. اگر توانست خودش و اگر نه نایب بگیرد.

به بیرون نگاه کرد. هنوز قم را رد نکرده بودند. بلند شد. سر صندلی مدیر کاروان رفت. دانه های تسبیح تربتش را به آرامی رد می کرد. موهای وسط سرش ریخته بود. مدیر سرش را بلند کرد و بعد از سلام با هم دست دادند: «...آقا! مرزها بسته شده؟» مدیر نگاه کرد. نفس عمیقی کشید و گفت: «چطور؟» احساس می کرد موهای سرش دانه دانه می خواهند از جا دربیایند. انگار قلبش در دهانش می زد. دستش را روی سینه اش گذاشت. یادگار جوان مرگ مغزی. مادر نذر کرده بود اگر پیوند موفق باشد، یک زیارت اربعین در حرم امام حسین(ع) بخواند. آب دهانش را به سختی قورت داد و گفت: «پس درسته؟» مدیر دست او را توی دستش گرفت. چند بار پشت دستش زد و گفت: «تا حالا که چیزی اعلام نکردند، توکل بر خدا.» کمی راحت شد، اما دانه های عرق همین طور از تیره پشتش به پایین می رفت.

آن قدر عرق کرده بود که موها و ریش های قهوه ای روشنش حسابی تر شده بود. پیراهنش را توی شلوارش مرتب کرد و آرام برگشت. پیرمردی چند بار به پشتش زد. برگشت. پیرمرد لیوانش را جلو آورد و گفت: «جوان! بی زحمت این لیوان را آب کن.» لب های پیرمرد خشک شده بود.

موبایلش زنگ زد. «سلام مادر... نه هنوز لب مرزیم... دلت شور نزند... پنجاه ـ شصت تا اتوبوس هست. چهار پنج ساعت... بله... تن ماهی... ».

اتوبوس تکانی خورد و حرکت کرد. زن ها چادرها را مرتب باز و بسته می کردند و خود را باد می زدند. مردها کت ها را درآوردند. مداح کاروان جامعه کبیره را هم تمام کرد. زیارت عاشورا و دعای توسل هم خوانده بود. مدیر بالا آمد: «فعلاً باید صبر کنیم.» آفتاب مستقیم می تابید، توی اتوبوس گرم شده بود. آب بهداشتی هم کم بود. فکر نمی کردند این قدر معطلی داشته باشد. از صبح لب مرز بودند. از اتوبوس پیاده شدند. بیابان بود و سایه اتوبوس ها. هرکس گوشه ای پیدا شد، چفیه اش را درآورد و چند قطره آب زد و روی صورتش انداخت. چشم هایش را بست. هرطور بود شب را خوابیدند. صبح مدیر وسط اتوبوس ایستاد و مقدمه چینی کرد: «شما که تا اینجا آمده اید، انگاری خود کربلا رفتید. باید راضی باشید به رضای خدا.» پیرمرد بلند زد زیر گریه و گفت: «از کجا معلوم دیگر بتوانم بیایم.» همهمه شد. دستش را گذاشت روی قلبش. مدیر سرش را بلند کرد و گفت: «تا ظهر صبر می کنیم. اگر رد شدیم که چه خوب، اگر رد نشدیم... .» پیاده شد. گوشه ای نشست. نیم ساعت بعد مدیر آمد و گفت: «سوار شوید، رد شدیم.» پیرمرد با خنده می دوید. صلوات فرستادند و از مرز رد شدند، اما هنوز چند کیلومتر نرفته بودند که دوباره در ایست بازرسی نگه شان داشتند. خبر دادند در آن نزدیکی بمبی گذاشته اند و چندین نفر کشته و زخمی شده اند. نمی توانستند امنیت را تضمین کنند. قلبش را فشار داد. دنبال مقصر می گشت. شاید فکر می کرد لیاقت نداشته.

به صورت مادر نگاه کرد. 65 سال. حتماً خیرش به این بود که با او بیاید. کس دیگری که نبود او را ببرد. آرزو به دل می ماند پیرزن. لبخند خشک شده مادر را که دید، از فکر بیرون آمد. چشم دوخته بود به چشم های پسر. لبخندی زد و گفت: «نه، ان شاء الله الان کربلا و نجف امنیت دارد».

مادر سرش را زیر انداخت. روبه روی حرم ایستادند. بلند خواند تا مادر هم بشنود و تکرار کند: «السلام علی ولیّ الله و حبیبه. السلام علی خلیل الله و نجیبه. السلام علی...».[1]

سیده راضیه حسینی
[1]. بخشی از زیارت اربعین.





نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : اربعین، کربلا، زیارت، نذر، مادر،
چهارشنبه 13 دی 1391 :: نویسنده : عبرات
اربعین است؛ روز تازه شدن داغى که هیچ گاه کهنه نمى شود، روز ورود دوباره زینب کبرى علیه االسلام به کربلا، اما این بار نه به عشق همراهى برادر، که به شوق زیارت تربت او. کاروان خسته زنان و کودکان، چهل منزل راه را بى وقفه پیمودند تا یک بار دیگر، قتلگاه جگرگوشگان رسول خدا صلى الله علیه و آله را ببینند و این بار، بى دخالت زنجیر و تازیانه، آزادانه خود را بر آن خاک افلاکى بیفکنند و سیر بگریند؛ آنقدر بگریند تا عقده چهل روزه شان باز شود. این، نخستین کاروان زیارتى ح س ی ن علیه السلام و اصحاب عاشورایى ح س ی ن علیه السلام است.

صفات خاصه از برای زوار
صفاتی خاصه که از برای زوار حاصل می ‏شود بسیار است:یکی آن که خداوند به ایشان مباهات می‏ کند بر حمله‏ی (حمل‏ کنندگان) عرش و بر ملائکه مقربین، و می ‏فرماید: ببینید زوار قبر ح س ی ن علیه ‏السلام را که به جانب او می‏روند با شوق. [1] .

دیگر این که خداوند، نظر رحمت به سوی ایشان می ‏نماید. [2] .

دیگر این که دلیل محبت ح س ی ن است. [3] .

دیگر، از جمله‏ ی محدثین خداوند است در عرش. [4] .

دیگر آن که در علیین نوشته می‏ شود. [5] .

دیگر، در بهشت، در جوار پیغمبر خدا و ائمه ‏ی هدی خواهد بود و در یک سفره با ایشان طعام می‏ خورد. [6] .

دیگر، شقی باشد، مبدل می‏ شود به سعید. [7] .

دیگر، از کروبین شمرده می‏ شود. [8] .

دیگر آن که از یاوران حضرت فاطمه علیه االسلام است؛ زیرا که آن جناب، هر روز حضرت ح س ی ن علیه ‏السلام را زیارت می ‏نماید. [9]

دیگر آن که اعضای او، از صورت و چشم و قلب، محل دعای حضرت صادق علیه ‏السلام می شود؛ زیرا که آن جناب، در سجده‏ ی دعا می‏ فرماید که: خدایا! رحم کن بر آن صورت‏ها که مالیده می ‏شود بر قبر ح س ی ن علیه‏ السلام و رحم نما بر آن چشم ها که اشک از آنها می ‏ریزد، و رحم کن آن دل‏ها را که بر ما می‏ سوزد، و رحم کن بر آن نعره که به جهت ما بلند می‏ شود. [10] .

دیگر آن که زائر، امانت حضرت صادق علیه ‏السلام است که می‏فرمود: خدایا! من آن بدن‏ها را به تو امانت سپردم، تا این که به من رد نمایی در نزد حوض. [11] .

دیگر، زائر آن حضرت، زائر خدا و رسول است [12] .

دیگر آن که هر کس در بهشت درجه ‏ای دارد، آرزو می ‏کند که کاش از زوار ح س ی ن علیه ‏السلام بودم، از بس کرامت‏ های مخصوصه مشاهده می‏ نماید در حق زوار. [13] .

گوش که مى کنیم، از سوى مزار تو هر لحظه صداى هق هق فرشتگان مى آید.

آمده اند تا رسم گریستن بر ح س ی ن علیه السلام را زنده بدارند که به راستى رسول عشق فرمود: «بنده اى نیست که محشور شود جز آن که چشمانش گریان است؛ مگر گریه کننده بر ح س ی ن علیه السلام که با چشم روشن و بشارت و روى شاد محشور شود».


پی نوشت:
1- بحارالانوار،ج98،ص75،کامل الزیارات،ص143
2- بحارالانوار،ج98،ص85،ثواب الاعمال،ج 1،ص115
3- بحارالانوار،ج98،ص4،کامل الزیارات،ص193(باب78)
4- بحارالانوار،ج98،ص73،کامل الزیارات،ص141(باب54)
5- بحارالانوار،ج98،ص70،ثواب الاعمال1،ص110(باب59)
6- بحارالانوار،ج98،ص20،کامل الزیارات،ص145(باب 57)
7- بحارالانوار،ج98،ص20،کامل الزیارات،ص145(باب57)
8- بحارالانوار،ج98،ص88،کامل الزیارات،ص172(باب80)
9- بحارالانوار،ج98،ص75،النوادر ، علی بن اسباط،ص 32
10- بحارالانوار،ج98،ص8،کامل الزیارات،ص117(باب 40)
11- بحارالانوار،ج98،ص8،کامل الزیارات،ص116(باب 40)
12- بحارالانوار،ج98،ص76،کامل الزیارات،ص147(باب59)
13- بحارالانوار،ج98،ص72،کامل الزیارات،ص135(باب 50)





نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : اربعین، زینب کبرى علیه االسلام، زوار،


هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :