- ای عمر سعد، واقعا قصد جنگ داری؟

- آری.

- با حسین بن علی؟

- آری ای حر، چنان جنگی به راه بیندازم که کمترین نتیجه اش جدایی سرها و دست ها از بدن ها باشد.

با این سخنان که بین حر و عمر سعد رد و بدل شد رنگ از رخسار حر پرید، تصور نمی کرد کار به جنگ بکشد. به گوشه ای رفت و از لشکر عمر سعد کناره گرفت و از شدت درماندگی روی زمین نشست. با خود غرغر می کرد و خودش را لعنت می کرد که چرا جلو راه حسین را بسته بود. با این که امام حر و سپاهیانش را سیراب کرده بود، با این که مشک های آنان را نیز پر کرده بود و حتی اسبهایشان را سیراب کرده بود، او آب را بر روی حسین و یارانش بسته بود. درونش پر از غوغا و آشوب شده بود. اشک ندامت امانش نمی داد، مهاجر بن اوس که حر را تنها دید به نزد او رفت و گفت: فرمانده، چه شده؟ چرا هراسانی؟ زانوهایت چرا می لرزد؟ اگر کسی سراغ شجاع ترین مرد را می گرفت تو را نشان می دادم. ولی این حالت تو مرا به شک انداخته است، چه خبر شده، چرا این گونه ای؟

- مهاجر، خود را بین بهشت و جهنم می بینم، خدا شاهد است که هیچ چیز را بر بهشت ترجیح نمی دهم، حتی اگر بدنم را قطعه قطعه کنند و بسوزانند.

این را گفت و برخاست. او تصمیمش را را گرفته بود و چه تصمیم دست و بجایی! اسبش را هی کرد و به سمت سپاه امام رفت. در راه اشک می ریخت و با خدای خود راز و نیاز می کرد: ((خدایا، به سوی تو بر می گردم، توبه مرا بپذیر، دل فرزند زهرا، دختر پیامبرت را به وحشت انداختم، خدایا، اکنون دلم شکسته است و پشیمانم، مرا ببخش.))

به نزد امام حسین (علیه السلام) رسید. سرش را از خجالت و شرم به زیر افکنده و گفت: ای پسر رسول خدا، من کسی هستم که مانع برگشتن تو به شهر و دیارت شدم، فکر نمی کردم که این از خدا بی خبران کار را به جنگ برسانند، اکنون پشیمانم، آیا مرا می پذیری؟ آیا خدا توبه ام را قبول می کند؟


ادامه مطلب...
طبقه بندی: دلگویه، 
برچسب ها: امام حسین علیه السلام، حُر، سپاه امام، جنگ،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 دی 1397 توسط عبرات
راستی همه انسان‏ها خدمت دیگران را به خویشتن تحسین می‏نمایند، به ویژه زمانی که نیاز و حاجتی مطرح باشد و اگر کسی به آن بی‏ اعتنایی نماید، او را سرزنش نموده و انتظار خدمت از او دارند. لذا در روایت نورانی حضرت امام حسین علیه السلام مطلب این‏گونه تشریح گردیده است: «وَ اعْلَمُوا اَنَّ حَوائِجَ النَّاسِ اِلیکُم مِن نِعَمِ اللَّهِ عَلَیکُم فَلا تَمِلُّوا النِّعمَ، فَتَحَوَّلَ نَقِماً [1] ؛ ای مردم بدانید! به درستی که نیازهای مردم به سوی شما از نعمت‏های خداوند است، پس نعمت‏های او شما را خسته نکند، سپس تبدیل به عذاب و گرفتاری می‏گردد».

راستی اندیشه حسینی در قبال در خواست‏های مردم در بالاترین اوج بیان و ارزش قرار گرفته است. باید دوست داران و محبان امام حسین علیه السلام کمیته رسیدگی به نیازهای مردمی را تشکیل دهند، تا از نعمت‏های الهی قدردانی نموده و تأمین حوائج مردم را از بزرگترین خدمت‏ها دانسته و سیره آن امام همام را پیگیری نمایند. حضرت امام حسین علیه السلام فرمود: فَمَنْ تَعَجَّلَ لأَخیهِ خَیْراً وَجَدَهُ اِذا قَدِمَ عَلَیْهِ غَداً وَ مَنْ اَرادَ اللَّهَ تَبْارَکَ وَ تَعالی بِالصَّنَیعَةِ اِلی اَخیهِ، کافَأَهُ بِها فی وَقْتِ حاجَتِهِ وَ صَرَفَ عَنْهُ مِنَ بَلاءِ الدُّنْیا ما هُوَ اَکْثَرُ مِنْهُ وَ مَن نَفَسَ کُرْبَةَ مُؤْمِنٍ فَرَّجَ اللَّهُ عَنْهُ کَرْبَ الدُّنْیا وَ الاخِرَةِ وَ مَنْ اَحْسَنَ، اَحْسَنَ اللَّهُ اِلَیهِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحسِنینَ؛ [2]  پس کسی که برای برادرش (برادر دینی و نسبی) در کار خیری عجله کند، کوشش نماید، تا خواسته او برآورده شود) فردا (روز قیامت، یا در دنیا و یا در هر دو مکان) آن خوبی‏ ها را می‏ یابد. زمانی که برای برادرش پیش فرستاد و کسی که به وسیله خدمت به برادرش خداوند تبارک و تعالی را اراده نماید. خداوند در وقت نیاز او را کفایت می‏کند و بلاهای دنیا را که بیشتر از خوبی‏ های آن است، از او برمی‏گرداند. و کسی که مشکلات انسان با ایمانی را بکاهد، خداوند سختی‏ های دنیا و آخرت او را گشایش می‏دهد. (مشکلاتش را حل می‏کند) و کسی که به مؤمنی خوبی کند، خداوند به او خوبی می‏نماید و او نیکوکاران را دوست می‏ دارد».

پیام‏ ها

1. گشایش مشکلات مردم موجب نزول رحمت الهی برای انسان و دفع و رفع بلاها می‏گردد.

2. رد کردن نعمت، ناسپاسی و موجب مجازات انسان می‏گردد.

3. انسان باید از رجوع مردم خسته نشود. بلکه باید شاداب گردد، تا لیاقت محل نزول نعمت‏ های خدادادی را به دست آورد.

4. کسی که به مؤمنی خوبی کند، خداوند پاداش دهنده اوست.


ادامه مطلب...
طبقه بندی: امام حسین (ع)، 
برچسب ها: مردم، خدمت رسانی، امام حسین علیه السلام، فقیر، مسؤلین کشوری،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 آذر 1397 توسط عبرات
کسانی که حسین علیه السلام خود را به بالین آنها رساند مختلف بودند،هر کس در یک وضعی قرار داشت.وقتی امام وارد می شد یکی هنوز زنده بود و با آقا صحبت می کرد، دیگری در حال جان دادن بود.در میان کسانی که ابا عبد الله علیه السلام خود را به بالین آنها رسانید،هیچ کس وضعی دلخراش تر و جانسوزتر از برادرش ابو الفضل العباس برای او نداشت،برادری که حسین علیه السلام خیلی او را دوست می دارد و یادگار شجاعت پدرش امیر المؤمنین است.در جایی نوشته اند ابا عبد الله علیه السلام به او گفت:برادرم «بنفسی انت »عباس جانم!جان من به قربان تو.این خیلی مهم است.عباس در حدود بیست و سه سال از ابا عبد الله علیه السلام کوچکتر بود(ابا عبد الله 57 سال داشتند و عباس یک مرد جوان 34 ساله بود).ابا عبد الله به منزله پدر ابا الفضل از نظر سنی و تربیتی به شمار می رفت،آنوقت به او می گوید: برادر جان!«بنفسی انت »ای جان من به قربان تو!

ابا عبد الله کنار خیمه منتظر ایستاده است.یک وقت فریاد مردانه ابا الفضل را می شنود.(نوشته اند ابا الفضل علیه السلام چهره اش آنقدر زیبا بود که «کان یدعی بقمر بنی هاشم »در زمان خود معروف به ماه بنی هاشم بود.اندامش به قدری رسا بود که بعضی از اهل تاریخ نوشته اند:«و کان یرکب الفرس المطهم و رجلاه یخطان فی الارض »سواراسب تنومندی شد،پایش را که از رکاب بیرون می کشید،با انگشت پایش می توانست زمین را خراش بدهد.حالا گیرم به قول مرحوم آقا شیخ محمد باقر بیرجندی یک مقدار مبالغه باشد،ولی نشان می دهد که اندام بسیار بلند و رشیدی داشته است، اندامی که حسین از نظر کردن به آن لذت می برد).وقتی که حسین علیه السلام به بالای سر او می آید،می بیند دست در بدن او نیست،مغز سرش با یک عمود آهنین کوبیده شده و به چشم او تیر وارد شده است.بی جهت نیست که گفته اند:«لما قتل العباس بان الانکسار فی وجه الحسین »عباس که کشته شد،دیدند چهره حسین شکسته شد.خودش فرمود:

«الان انقطع ظهری و قلت حیلتی ».

و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

منبع : مجموعه آثار ج 17 , مطهری، مرتضی.



طبقه بندی: مناسبتها، 
برچسب ها: امام حسین علیه السلام، ابو الفضل العباس، ماه بنی هاشم، خیمه، قد سرو،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 شهریور 1397 توسط عبرات
با مراجعه به کتبی که درباره سلوک عارفانه در حوزه عرفان عملی به نگارش درآمده، میتوان فهمید که بحث توسل به آن صورت که توسط مرحوم قاضی مورد توجه قرار گرفته، جدّی نیست. بنابراین در فِرَق و مکتبهای صوفی، سلوک به معنای توسل، جایگاهی ندارد و این فقط در دستگاه عرفانی آیت الله قاضی است که این مسأله دارای اهمیت فراوانی است. در واقع اگر بخواهیم تصویری از عرفان ایشان داشته باشیم، باید اینگونه بگوییم که انسان کامل در حوزه عرفان، محور هرگونه حرکتی است و تأکید آیت الله قاضی در بحث سلوک عملی بر امر توسل به انسان کامل خصوصاً حضرت سید الشهداء (ع)، نشان دهنده مبنای عرفانی اوست. اساساً مسأله توسل، بیرون از زبان شریعت نیست و لذا سلوک عرفانی بر مبنای توسل، از امام رضا (ع) به شکل سلسله عرفانی توسط استاد و شاگرد به مرحوم قاضی منتقل شده است.

از ویژگی های بارز ایشان، توجه خاص به عزاداری حضرت امام حسین(ع) است. حسین بن علی (ع) نه تنها مصداق بارز انسان کامل عرفانی است و خلیفه حق تعالی بر موجودات و وارث علوم انبیاء الهی است و از این زاویه آن حضرت واسط بین حق و خلق بوده است، بلکه خصوصیتی از آن حضرت ظهور پیدا کرده که او را شایسته برترین انسانها قرار داده است. به لقاء حق رسیدن، آمال و آرزوی هر سالکی است ولی زیباترین و خالصترین آن در انحصار سیدالشهداء(ع) است؛ او که همه هستی خویش را در طبق اخلاص قرار داده و به معبودش تقدیم نموده، الگوی تام و تمامی است که هر سالکی با اقتداء به او از انانیت نفسانی خویش فارق شده و در ورای منیتها، خدای خود را جستجو می نماید در حقیقت توسل به امام حسین(ع) راهی است برای رسیدن به خدای متعال. آیت الله قاضی می فرماید:

اکثر افرادی که موفق به نفی خواطر شده و توانسته اند ذهن خود را پاک و صاف نموده و از خواطر مصفا کنند و بالاخره سلطان معرفت بر آنها طلوع کرده است در یکی از این دو حال بوده است: اول در حین تلاوت قرآن مجید. .. دوم از راه توسل به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام. زیرا آن حضرت را برای رفع حجاب و موانع طریق نسبت به سالکین راه خدا عنایتی عظیم است.[1]

اگر امام حسین(ع) و یاران باوفایش نظیر قمر بنی هاشم(ع) فانی در حق شده و یا زینب کبری که صحنه های کربلا را جلوگاه حق و زیبا می بیند آنجا که میگوید: «ما رأیت الا جمیلًا»[2]، توحید حاکم بر این بزرگواران، بر متوسلین به این ذوات مقدس اثر گذاشته و حجابها را از چهره تمسک کنندگان به ایشان برمیدارد همانگونه که آیت الله قاضی، اولین تجلی وحدت حق تعالی را در کنار ضریح مطهر حضرت ابوالفضل العباس(ع) و سپس کنار حرم مطهر سیدالشهدا(ع) تجربه نمودند.[3][4]

پی نوشت ها:
[1] رساله لب اللباب، تقریرات درس اخلاق علامه طباطبایى، ص 50.
[2] بحارالانوار، ج 45، ص 115.
[3] مخطوطات.« به نقل از مقدمه دكتر حسین غفارى بر كتاب آیت الحق، ص 126.»
[4] جمعى از نویسندگان، مجموعه مقالات برگزیده كنگره بزرگداشت آیت الله سید على آقا قاضى(ره)، 2جلد، اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى آذربایجان شرقى - تبریز - ایران، چاپ: 1، 1391 ه.ش.



طبقه بندی: امام حسین (ع)، 
برچسب ها: سلوک عارفانه، توسل، امام حسین علیه السلام، حق تعالی، وحدت،
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 دی 1396 توسط عبرات
(تعداد کل صفحات:2)      [ 1 ]   [ 2 ]