مقاتل
معرفی کتاب

«آینه در کربلاست» اثر دکتر محمدرضا سنگری تنها با گذشت یک سال از انتشار به چاپ هفتم رسیده است؛ این اثر روایتی کامل از واقعه عاشوراست.آینه در کربلاست از دقیقترین و جزئی پردازانه‌ترین تاریخ نوشته های عاشورا است که نویسنده در آن با استفاده از منابع دست اول و مورد وثوق علمای تاریخ شیعه، تحلیل جامعی از حادثه کربلا ارائه می‌دهد.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








حمایت
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
آیه
الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قالُوا انّا للَّهِ وَ انّا الَیهِ راجِعُونَ[1]

ترجمه
(صابران) کسانی هستند که هرگاه مصیبتی به آنها رسد، می گویند: ما از آنِ خدا هستیم و به سوی او باز می گردیم.


توضیح
این آیه درباره صبر در مصائب و گرفتاری ها می باشد. در منزل «ثعلبیه»، عبداللَّه بن سلیمان و منذر بن مشمعل اسدی به نزد امام حسین علیه السلام رفته و می خواستند خبری را که در مورد شهادت حضرت مسلم داشتند به امام علیه السلام برسانند. آنان پیش امام رفته و گفتند: یا اباعبداللَّه! ما از کوفه خبری داریم. آیا خصوصی به اطلاع شما برسانیم یا آشکارا و در میان جمع؟! امام فرمود: من با همراهانم راز پنهانی ندارم و اینان همگی محرم اسرار من هستند. به امام گفتند: ما از فرد موثقی اطلاع یافتیم که مسلم و هانی در کوفه کشته شده اند! امام چندین بار این آیه را قرائت فرمود: انّا للَّهِ وَ انّا الَیهِ راجِعُونَ همانا که ما از خداییم و به سوی او باز می گردیم. بعد فرمود: دیگر بعد از شهادت این عزیزانمان، زندگی دنیا ارزشی ندارد.[2]

نکته ها
صابران، به جای خود باختگی و پناهندگی به دیگران، تنها به خدا پناه می برند. زیرا از دید آنها، تمام جهان کلاس درس و میدان آزمایش است که باید در آن رشد کنیم. دنیا جای ماندن نیست، خوابگاه و عشرتکده نیست و شداید و سختی های آن نیز نشانۀبی مهری خداوند نیست. ناگواری ها برای آن است که زیر پای ما داغ شود تا تندتر و سریعتر حرکت کنیم، بنابراین در تلخی ها نیز شیرینی است. زیرا شکوفا شدن استعدادها، کامیابی از پاداش های الهی را بدنبال دارد.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : آیه‏، امام حسین(ع)، مصائب وارده بر امام حسین، روز عاشورا،
یکشنبه 19 آذر 1396 :: نویسنده : عبرات
بابا آن آقایی که می گفتی حتما کمکمان می کند ...؟

صدای دخترش پیچید توی گوشش، نشسته بود روی زانوی مادرش تند و تند پلک می زد ومادر ماهرانه موهای سیاه و بلندش را می بافت.

آره دخترم! می گویند مرد خیلی خوبی است، حتما با دست پر برمی گردم آن وقت هر چه که خواستی برایت می خرم.

وارد بازارچه شد. هیاهوی بازاریان توی گوش هایش پیچید. نگاهی به لباس ها و کفش های خاک آلودش انداخت. سر و وضعش درست شبیه بچه هایی شده بود که تازه از خاک بازی برگشته اند، درست مثل دخترش همیشه وقتی از سر کار برمی گشت از سر کوچه دخترش رامی دید که با سر و رویی خاک آلود با بچه های دیگر مشغول بازی است. دختر تا پدرش را می دید دست هایش را که پر از خاک بود خالی می کرد و داد می زد: بابا! بابا!

دختر را بغل می کرد و پیشانی کوچکش را می بوسید اما نگران بود نگران اینکه دخترش بگوید:

بابا! برای ناهارمان چه آوردی؟

-خرما! خرما! خرمای رسیده! خرمای عسلی!

با صدای کلفت مرد خرما فروش به خودش آمد. مرد جلو رفت. سرفه ای کرد و گفت: سلام،خسته نباشی!

خرما فروش یک جفت کفش پاره پوره و خاک آلود رو به روی سینی بزرگ و چوبی خرما می دید.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : دلگویه
برچسب ها : امام حسین(ع)، خرما، دختر، مرد، قنبر، شعر، خاک،
یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : عبرات
قدوم نورسیده آفتاب را ملائک بی‏ شمار، به تبریک آمده ‏اند و بر بام خانه دختر خورشید، بال می ‏افشانند. از بهشتِ دامان بتول، بهاری سرزده است و خانه علی و زهرا، امروز، خانه تمام شادی‏ها و دست‏ افشانی‏هاست.خدا، لبخند می‏زند این روز شگفت را و مرد تنهای نخلستان‏ها، به نسل سبز این کودک می‏ اندیشد. به نور ممتدی که سینه به سینه، تا قیامت خواهد رفت؛ «وَلَو کَرِهَ الْکافِرُون».

عاشورا متولد شد...

اتفاق کمی نیست... بگذار تمام کائنات بدانند آغاز تو را! دو دریای آبی، به هم آمیختند و در پیوند خدایی و زبانزدشان، اقیانوسی پدید آمد که تاریخ را دیگرگونه خواهد کرد. بگذار از امروز، همه شمشیرها، خود را مهیا کنند! بگذار لب‏ها برای تشنگی، آبدیده شوند! بگذار کفر، از هم‏اکنون، دست به کارِ تیز کردن تیغ کینه باشد و ایمان، کوه صبرش را به شانه های تو تکیه دهد! تاریخ، در راه است تا با خون معصوم تو، خود را رقم زند.

حادثه ‏ها در راهند. آب‏های متلاطم و دست‏ های جفا پیشه‏ ای که سدِّ سیراب شدن‏ اند، توفان خونخواهی حق و رسوایی باطل، خطبه‏ های بلیغِ روسیاهی کفر، قرآن فصیح بر منبر نیزه‏ ها و خدایی که دلشدگانِ زخم‏ خورده را خود به پرسش و مرهم می‏ آید؛ همه در راهند. تو، مولود عشق، امروز، در آغوشِ مادر، مهیّای فردای خونخواهی و «هل من ناصر» باش! لبخند بزن، تا خون در رگ‏های طبیعت جاری شود!


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : امام حسین(ع)، حضرت عباس(ع)، امام سجاد(ع)، ولادت، ماه شعبان، اعیاد،
شنبه 5 فروردین 1396 :: نویسنده : عبرات
عیاشی به سند معتبر روایت کرده است که روزی حضرت امام حسین علیه السلام به جمعی از مساکین گذشت که عبای خود را افکنده بودند و نشسته بودند،نان خشکی در پیش داشتند و می خوردند چون به ایشان رسید،آن حضرت دا دعوت کردند ؛حضرت از اسب فرود آمد و فرمود:" خدا متکبران را دوست نمی دارد " نزد ایشان نشست و با ایشان نشست و با ایشان تناول نمود . به روایت دیگر از ایشان عذر طلبید که این نان شما از صدقه است و صدقه بر من حرام است.

بعد فرمود: " چون من اجابت شما کردم شما نیز اجابت من کنید ."

ایشان را به خانه خود برد و به کنیز خود گفت :" هر چه برای مهمانان عزیز ذخیره کرده ای حاضر ساز ." ایشان را ضیافت کرد و انعامات فرموده روانه کرد .

منبع :
جلاءالعیون ص 450
معجزات و کرامات امام حسین علیه السلام 239




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : امام حسین(ع)، مهمانی، اجابت، متکبران،
دوشنبه 24 آبان 1395 :: نویسنده : عبرات
در مکتب کرامت
خداوند کریم مظهر کرامت است و در آیات متعددی از قرآن به این مطلب اشاره شده است. از جمله می فرماید: «تبارک اسم ربک ذی الجلال و الاکرام.»(1)

از مصادیق بارز کرامت امر نبوت پیامبران است که بدینوسیله از اکرام الهی بهره مند شده تا در مکتب وحی درس کرامت دهند و بر محور این ویژگی انسانها را به سوی نور و سعادت رهنمون گردند پیامبر اکرم(ص) در این باره می فرماید: «انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق.»(2)

خداوند بندگان خاص و اولیاء خویش را به مقام مکرّمان رسانید و آنها را به عالی ترین درجات و رفیع ترین مراتب انسانی نائل گرداند و نفسشان را از هرگونه فرومایگی و پستی منزّه و مبرّا کرد. کرامت در سایه سار تقوای الهی و رستن از وابستگی های دنیوی و محدودیت های مادی حاصل می گردد و پیشوایان دین بوسیله آن از مبدأ فیض ربوبی، دلها و چشمهای عاشق حق را به فراسوی ماده و طبیعت سیر می دهند. کرامت فضیلتی است چون اعجاز که اولیاء الهی بدان متصفند و در پرتو آن توان خرق عادت دارند.

امام حسین(ع) که در خاندانی کریم پرورش یافت اهل کرامت است و در زندگی جاودانه و مبارزه خالصانه اش خوارق عادات بسیاری به چشم می خورد. آن حضرت در دعای شب عاشورا فرمود: «اللهم انی احمدک علی ان اکرمتنا بالنبوه و علّمتنا القرآن و فقّهتنا فی الدین.»(3)

پیامبران و امامان(ع) خزانه داران دانش الهی
خداوند متعال وجود مقدّس رسول اکرم(ص) را از نور خویش بیافرید و او را با اخلاقی نیک و خصالی پسندیده برای رهبری مردم برگزید. قلب پاک آن حضرت را جایگاه وحی الهی و تجلی گاه انوار خدایی قرار داد، مقامش را چنان رفیع گرداند که جز ذات احدی و وصی بر حقش علی بن ابیطالب(ع) کسی او را نشناخت. لطف و اراده پروردگار مهربان بر این تعلق گرفت که بعد از رحلت آن شخصیت یگانه، احکام جاودانی دین اسلام بدون مُبَیّن و مفسّر باقی نماند و جانشینی او را کسی بر عهده گیرد که همانند آن حضرت دارای مقام عصمت و صاحب نفسی پاک و آراسته باشد. از این رو خلافت ائمه معصومین(ع) که منصبی است الهی در وجود امیرالمؤمنین(ع) و یازده فرزندش ثابت و منحصر گشت و علم و ایمان و آثار نبوت به آنها واگذار شد. خداوند در باطن آن حضرت نیرویی قرار داد تا به وسیله آن قدرت یابند، از وجود کائنات خبر دهند و از هر اتفاق در عالم خلقت آگاه شده و با نور عظمت خویش راه را بر مشتاقان حق و حقیقت بگشایند و آنان را به سر منزل مقصود برسانند. یکی از یاران امام صادق(ع) می گوید: روزی در کنار حجر اسماعیل خدمت آن حضرت نشسته بودیم. که فرمود: سوگند به صاحب این خانه اگر من نزد موسی و خضر بودم به آنها می گفتم که من از شما اعلم هستم و به آنان مطالبی را می گفتم که از آن بی اطلاع بودند.

زیرا موسی و خضر فقط از گذشته خبر داشتند ولی ما از آینده خبر داریم تا قیام قائم و این علم را ما از پیامبر(ص) به ارث برده ایم.(4) از روایات استفاده می شود که برای خداوند دو علم است یکی آنکه خاص حضرت احدیت است و کسی بر آن اطلاعی ندارد دیگری آن است که به رسولان و فرشتگان عطا نموده است علم امامان معصوم(ع) به حالات بندگان و اخبار زمان و مکان از همین نوع است. ائمه اطهار(ع) بوسیله قوه مقدسی که خداوند از ابتدای خلقت در نهاد آنها گذاشته است، از مکتونات قلبی انسانها مطلع شده و از حوادث حال و آینده خبر می دادند. در زندگی آنها حالات غیبی و خوارق عاداتی بسیار وجود دارد که بنابر مقتضیات زمان گاه بر دیگران آشکار و گاهی مکتوم مانده است.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : خدا، پیامبر، رسول خدا، یارانش، کربلا، امام حسین(ع)،
پنجشنبه 20 اسفند 1394 :: نویسنده : عبرات
از ویژگى هاى زینب (سلام الله علیها) در این انقلاب تاریخى و عظیم ، سه وظیفه مهم او است كه با موفقیت كامل به پایان رساند. پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) زینب (سلام الله علیها) مى دید بزرگترین وظیفه و مسئولیتش سه چیز است :

نخست ، از حجت خدا و امام وقت ، حضرت سجاد (علیه السلام) حمایت كند و وى را از گزند دشمن حفظ نماید.

دوم ، پیام شهیدان را به همه جا برساند و راه آنها را دنبال كند؛ (كه این مسئله از همه مهمتر بود).

سوم ، طبق وصیت برادرش از خانواده هاى شهیدان و از كودكانى كه پدران آنها به شهادت رسیده اند، سرپرستى كرده و روحیه آنها را در سطحى عالى نگاه دارد(1)

التماس دعا از زینب (سلام الله علیها)
حضرت امام حسین (علیه السلام) در آخرین وداع خود با خواهرش زینب (سلام الله علیها) فرمود: (( خواهرم ! هنگام نماز شب ، مرا فراموش ‍ نكن )).(2)

نگاه به حسین (علیه السلام)
علامه جزایرى در كتاب ((الخصائص الزینبیه)) مى نویسد: وقتى كه حضرت زینب (سلام الله علیها) شیر خواه و در گهواره بود، هر گاه برادرش حسین (علیه السلام) از نظر او غایب مى شد، گریه مى كرد و بى قرارى مى نمود. هنگامى كه دیده اش به جمال دل آراى حسین (علیه السلام) مى افتاد، خوشحال و خندان مى شد. وقتى كه بزرگ شد، هنگام نماز قبل از اقامه ، نخست به چهره حسین (علیه السلام) نگاه مى كرد و بعد نماز مى خواند.(3)

عبادت زینب (سلام الله علیها)
علامه شیخ شریف جواهرى در كتاب ((مثیرالاحزان)) آورده كه فاطمه دختر امام حسین (علیه السلام) گوید: عمه زینب (سلام الله علیها) در آن شب (شب دهم محرم) در محراب عبادتش ایستاده دعا مى خواند و به خدا استغاثه مى كرد، آن شب دیدگان هیچ یك از ما به خواب نرفت و آه و ناله اش فرو ننشست .(4)

علاقه به نماز شب
حضرت زینب (سلام الله علیها) در عبادت نسخه مادر خود حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود و در تمام شبها تهجد و و تلاوت قرآن را به جا مى آورد.و بعضى از صاحبان فضل گفته اند حضرت زینب (سلام الله علیها) براى رضاى خدا در تمام تهجد و عبادت شب را ترك نكرد حتى شب یازدهم از ماه محرم. همچنین از امام زین العابدین (علیه السلام) نقل شده كه دیدم در همان شب یازدهم محرم نماز را نشسته مى خواند.(5)

پی نوشت :
1-حضرت زینب پیام رسان شهیدان كربلا ص ‍ 28 و 29.
2- سیماى حضرت زینب ، ص 89.
3- الخصائص الزینبیه ص 336.
4- فاطمه زهرا(سلام الله علیها) شادمانى دل پیامبر ص ‍ 862
5 - 35-سیماى حضرت زینب ، ص 76.
منبع : منبع:200 داستان از فضایل ، مصایب و كرامات حضرت زینب (علیه السلام)





نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : حضرت زینب(ع)، نماز شب، شهدا، امام حسین(ع)،
سه شنبه 29 دی 1394 :: نویسنده : عبرات
ایستادگی در برابر ظلم و ظالم و تلاش برای محو آن، از ویژگی های مهم فرهنگ اسلامی است که در فرهنگ عاشورا و حماسه قیام امام حسین - علیه السلام - به زیباترین شکل متجلی شد. حماسه عاشورا را می توان رویارویی انسان با شیطان تفسیر کرد; انسانهایی که اعمال آنها از قدرت ایمان و جهان بینی آنان نشات می گرفت و شهادت اسارت - که نتیجه قطعی آن بود - جز حلاوت، زیبایی و جلوه های شورانگیز عشق و عرفان چیز دیگری به همراه نداشت. اصحاب عاشورا با الهام از پیامبر - صلی الله علیه و آله - و آیین مقدس او، هدف خویش را دفاع از ارزشها و آرمانهای اسلامی قرار داده بودند و هرگونه تحمل سختیها و رنجها را فرصتی برای پیوستن به محبوب می دانستند و در نتیجه مسائل عاطفی، عشق و علاقه به خانه و خانواده و دلبستگی به جهان برای آنان دارای چنان لذت معنوی بود که درد ناشی از آن نتوانست حتی احساس تسلیم در برابر دشمن را برایشان ایجاد کند; نمونه بارز آن را در شخصیت حضرت زینب - سلام الله علیها - قهرمان حماسه کربلا می توان مشاهده کرد. او که در مکتب والای رسالت و امامت تربیت شده است، با اتکاء به ایمان و توکل به خدا، وظیفه خود را در قافله سالاری کاروان بازماندگان عاشورا بخوبی ایفا نمود و ضمن رهبری و نگهداری از کودکان و داغدیدگان، از هر فرصتی برای ابلاغ پیام عاشورا استفاده کرد.اینک گوشه هایی از حماسه های حضور این بانوی قهرمان را در راه اعتلای ارزشهای متعالی به تصویر می کشیم:

برای آخرین بار که امام حسین - علیه السلام - به نزد بانوان حرم می آید به حضرت زینب - سلام الله علیها - می فرماید، خواهرم جامه کهنه ای برایم بیاور که احدی از این مردم در آن رغبت نکند تا آن را زیر لباسهایم بپوشم شاید پس از کشته شدن بدنم را برهنه نکنند، (1) این بانوی شکیبا به درخواست مرادش عمل می کند و همچون کوهی استوار، برادر را برای رفتن به میدان شهادت بدرقه می کند زیرا او در کتاب درسش آموخته است:

"ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا، بل احیاء عند ربهم یرزقون. " (2)

و نیز از معلم مکتبش امام علی - علیه السلام - شنیده است، پایگاه شهادت صبر نیست، که جایگاه شکر و بشارت است. (3)


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : اسوه صبر، زینب (س)، زیبایی، امام حسین(ع)، شهادت، کربلا،
در تاریخ اسلام زنان مؤمن و فداكار بسیارى بودند كه با حضور فعّال در صحنه‏ هاى حسّاس سیاسى و اجتماعى، مسیر تاریخ را تغییر دادند. از جمله این زنان، حضرت زینب (س) بود كه با حضور در نهضت كربلا، مسؤولیت بزرگى را بر عهده گرفت.حضرت زینب (س) براى ایفاى مسؤولیت بزرگ پیام رسانى از دوران كودكى تحت تربیت پیشوایان معصوم قرار گرفت و امام حسین (ع) نیز در مسیر حركت به كربلا، با سخنان و توصیه ‏هایى، خواهرش را آماده ‏تر كرد.

حضور زنان در صحنه اجتماع
مشاركت و حضور زنان در صحنه‏ هاى گوناگون جامعه از مسائلى است كه در زمان حاضر پیرامون آن فراوان سخن گفته مى‏ شود. اصل حضور بانوان در صحنه اجتماع مسأله ‏اى مورد توافق است اما در شرایط و محدوده آن اختلاف است. آنچه در این باره به طور بسیار فشرده و مختصر مى‏ توان گفت؛ این است كه، هر كار جمعى و گروهى نیازمند افرادى با تخصص ‏ها و مهارت‏ هاى گوناگون است كه به هر یك از آنان مسئولیتى متناسب با تخصص و مهارتش واگذار شود. به كار گرفتن اعضاى یك مجموعه در كارى بر خلاف تخصص و مهارتش سبب ناكارآمدى آن گروه و به هدر رفتن تلاش آنان خواهد شد. شادابى و نشاط هر جامعه و تربیت نسل جدید در گرو این است كه بشر از دو جنس مخالف زن و مرد، باساختمان وجودى و روحیات متفاوت و گوناگون آفریده شوند، و هر یك از آنان متناسب با شرایط جسمى و روحى خود عهده ‏دار انجام مسئولیتى گردند. در این صورت است كه پیوندخانواده مستحكم مى‏ گردد، در پرتو آن به جامعه روح نشاط و شادابى دمیده مى‏ شود، و فرزندانى با شخصیت، با ایمان، لایق، نوع دوست، راستگو و درستكار به جامعه تحویل مى‏ گردد؛ ولى اگر هر یك از زن و مرد وظیفه ‏اى را كه جهان تكوین و نظام آفرینش بر اساس شرایط جسمى و روحى به عهده آنان گذاشته، به خوبى انجام ندهند و به كارى دیگر مشغول شوند، بنیان خانواده متزلزل مى ‏گردد و در نتیجه جامعه گرفتار اختلال فرهنگى و تربیتى خواهد شد.

وظیفه اصلى زنان و بانوان هر جامعه تربیت و پرورش نسل جدید آن جامعه و گرم نگه داشتن كانون خانواده است؛ از این رو اشتغال به هر كارى كه زنان را از انجام این وظیفه خطیر بازدارد، آنان را از رسالت اصلى خود بازداشته است و علاوه بر آنكه زیان‏ هاى غیر قابل جبرانى بر جامعه وارد مى ‏سازد، زنان را نیز از شخصیت و هویت واقعى خود تهى نموده، به آنها شخصیت كاذب و دروغین مى ‏بخشد؛ چرا كه كمال و شخصیت هر انسان در آن است كه توانایى‏ ها و استعدادهاى خود را به خوبى بشناسد و آنها را به فعلیت برساند. بنابراین یك اصل مهم و اساسى كه در مشاركت زنان در صحنه‏ هاى گوناگون جامعه باید به آن توجه شود این است كه پذیرش هرگونه مسئولیتى از سوى آنان نباید به وظیفه اصلى آنها كه تربیت نسل جدید جامعه و گرم نگه داشتن كانون خانواده است كم‏ترین لطمه و آسیبى وارد سازد.نكته دیگرى كه در مشاركت زنان در صحنه ‏هاى گوناگون اجتماعى و سیاسى باید مورد توجه قرار گیرد، حفظ حدود شرعى و حریم عفت، حیا و پاكدامنى و دور نگه داشتن میدان كار و مسئولیت از هر گونه تمتع و بهره‏ گیرى‏ هاى جنسى است. كشانده شدن مسائل جنسى به صحنه جامعه، علاوه بر آن كه بنیان و اساس خانواده را متزلزل مى‏ كند بیش‏ترین و بزرگ‏ترین ضربه را به شخصیت و هویت زنان وارد مى ‏سازد، و شخصیت آنان را در حدّ ابزار و وسیله ‏اى براى كامیابى و كامجویى مردان هوسران و یا وسیله ‏اى در جهت منافع مادى دنیاپرستان و مطامع سیاسى سیاستمداران تنزل مى‏ دهد.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : عاشورا، حضرت زینب(س)، نهضت كربلا، امام حسین(ع)، اصلاح جامعه،
یکشنبه 17 آبان 1394 :: نویسنده : عبرات
بى‌تردید یكى از مهم‌ترین عوامل تربیت و پرورش فضیلت‌هاى اخلاقى و نیز تثبیت و انتقال ارزش‌هاى فرهنگى و اعتقادى، استفاده از الگوهاى مناسب است؛ چرا كه الگو و سرمشق به لحاظ برخوردارى از ویژگى‌هاى خاصى مى‌تواند به روند حفظ و انتقال فضایل و آموزه‌هاى تربیتى سرعت ‌بخشیده و به تعمیق و ماندگار شدن آن‌ها كمك نماید.در مجموعه تعالیم اسلام، به ویژه در تعالیم مربوط به مسائل تعلیم و تربیت، نه تنها توصیه و تاكید بر استفاده از شیوه الگویى شده بلكه علاوه بر تبیین مشخصات و ویژگى‌هاى یك الگوى مناسب در موارد ضرورى مصداق نیز ذكر شده است. علاوه بر این، گاهى راه‌هاى بهره‌بردارى از الگوها نیز مورد اشاره قرار گرفته؛ از جمله در یك مورد ضمن تشریح جریانات مربوط به جنگ احزاب در قرآن كریم، از شخص پیامبر اكرم ‌صلى الله علیه وآله به عنوان"اسوه حسنه‌" یاد مى‌شود. «لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنة‌» (احزاب، 21)

به درستى كه زندگى و عملكرد رسول خدا صلى الله علیه وآله براى شما اسوه و سرمشق نیكویى است، با توجه به مفهوم واژه اسوه، منظور آیه این خواهد بود كه اگر مى‌خواهید در مسیر صراط مستقیم قرار گیرید، به رسول خدا صلى الله علیه وآله اقتدا كنید و از رفتار و كردار او پیروى و تبعیت كنید. البته، قرآن بلافاصله این هشدار را نیز مطرح مى‌سازد كه تنها كسانى مى‌توانند پیامبر اكرم ‌صلى الله علیه وآله را الگو و سرمشق خود قرار دهند كه به خدا و روز رستاخیز اعتقاد داشته باشند و هرگز در لحظات زندگى خویش از یاد خدا غافل نگردند.

در این راستا، توجه به حفظ سلامت فكرى و اعتقادى بانوان از اهمیت و ضرورت بیشترى برخوردار است؛ چرا كه همواره در طول تاریخ خطرناك‌ ترین نقشه‌ هاى دشمنان از طریق نفوذ و ایجاد تغییر در نوع تفكر و بینش این قشر از جامعه عملى شده است.به علاوه، حفظ سلامت ‌بینش و دیدگاه‌هاى ارزشى بانوان هر جامعه‌ اى به لحاظ نقش بسیار مهمى كه در تربیت نسل جدید دارد، تضمین ‌كننده سلامت فكرى و فرهنگى سایر اقشار نیز محسوب مى‌شود.

یكى از چهره‌ هاى برجسته جهان اسلام، كه به دلیل برخوردارى از ویژگى‌ هاى منحصر به فرد در تمام زمینه‌ها مى‌تواند به عنوان یك الگوی به تمام معنى در همه اعصار مطرح شود، حضرت زینب‌ علیها السلام است. بى‌شك همه كمالات آن حضرت در كل، علاوه بر بیان ابعاد مختلف شخصیت‌ بى‌نظیر این بانوى بزرگوار، به درجه بالاى عرفان و خداشناسى او دلالت دارد. اگر مرتبه توحیدش قریب به مرتبه توحید حضرات معصومان نبود، هرگز نمى‌توانست‌ سكاندار طوفان كربلا باشد.همان‌گونه كه این بانوى گران‌قدر در یكى از حساس‌ترین برهه‌هاى تاریخ اسلام، از طریق تدبیر و فداكارى و شهامت ‌خطرى را كه متوجه كیان اسلام بود، برطرف نمود امروز نیز بانوان جامعه اسلامى مى‌توانند از طریق اقتدا به سیره و عملكرد و فضایل شیرزن كربلا حضرت زینب كبرى‌ علیها السلام همه دسیسه‌ هاى ناجوانمردانه استكبار جهانى را در استیلا بر افكار بانوان مسلمان خنثى نمایند.

این نوشتار، كه با هدف گرامیداشت ‌سال ‌روز میلاد عقیله بنى‌هاشم به نگارش درآمده، مى‌كوشد تا پس از مرورى كوتاه به وقایع زندگى آن حضرت، اشاره‌اى نیز به برخى از كمالات و فضایل والاى ایشان داشته باشد.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : حضرت زینب(س)، انقلاب حسینی، نهضت کربلا، امام حسین(ع)، على‌ علیه السلام،
شنبه 2 آبان 1394 :: نویسنده : عبرات
حضرت زینب كبری (س) در پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا هفتم هجری، در شهر مدینه به دنیا آمد.[1] وقتی ایشان متولد شد، حضرت زهرا (س)، او را نزد حضرت امام علی (ع) آورد و و به آن حضرت گفت که نامی بر این مولود بگذار. حضرت فرمودند که من بر پیغمبر خدا (ص) سبقت نمی‌گیرم. در این موقع رسول خدا (ص) به سفر رفته بودند وقتی از سفر برگشتند،امام علی (ع) به ایشان عرضه داشت که خدا به دخترت زهرا، دختری داده شما نام او را تعیین فرمائید. پیغمبر (ص) فرمودند فرزندان حضرت فاطمه سلام الله علیها، فرزندان من است و اختیارشان با پروردگار است. لذا منتظر وحی خدا می‌باشم. در همان وقت جبرئیل نازل شد و عرض كرد: خدا تو را سلام می‌ رساند و می‌ فرماید نام این نوزاد را زینب بگذار زیرا ما در لوح محفوظ این نام را برای این مولود نوشته‌ ایم.[2]

ویژگی‌ ها حضرت زینب(سلام الله علیها)
حضرت زینب (س) ملقب به، عقیله بنی هاشم و عقیله الطالبین بود. عقیله، زن كریمه را می گویند كه در بین فامیل بسیار عزیز و در خاندان خود ارجمند باشد.[3]

حضرت زینب (س) چهره ای نورانی همچون ماه داشت. پیامبر (ص) در هنگام تولد او فرموده بود به همه حاضرین و غائبین امتم بگوید كه این دختر را محترم بدارند كه نمونه و نماینده خدیجه كبری (س) است.[4]

حضرت سجاد(ع) در وصف عمه‌اش زینب(س) فرمود:

«انتِ بحمدالله عالمةٌ غیرُ مُعَلَّمة، فَهِمَةٌ غیرُ مُفهمَة»

«عمه جان! به حمدالله، دانش تو دانشی الهی است و فهمی كه در قلب شریف تو وجود دارد از منبع فیض الهی است».[5]

ایشان به مدت پنج سال، وجود مبارك پیامبر اكرم(ص) و فامه زهرا (س) را درك كرد و این پنج سال فرصتی بود كه از نور وجود این دو دردانه زمان بهره گیرد، در دامان پر مهر و عطوفت آنان رشد نماید، از جرعه‌ های معرفت سیراب شود و حدیث صبر و استقامت در دفتر وجودش بنگارد.

هنگام تولد حضرت زینب (س)، رسول خدا (ص) او را بوسید و صورت به صورتش گذاشت و ‌فرمود:جبرئیل، به من خبر داده كه این دختر، در مصیبت‌ها و بلاها و شدائد، شریك حسین (ع) من است. هر كس بر زینب گریه كند، اجر و ثوابش مانند كسی است كه بر برادرانش حسن و حسین(ع) گریه نموده باشد.[6]


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : حضرت زینب(س)، عقیله بنی هاشم، امام حسین(ع)، عبدالله بن جعفر،
شنبه 23 اسفند 1393 :: نویسنده : عبرات

اکثر محدثین و مورخین شیعه و سنی در کتب خود این واقعه را با کمی اختلاف نقل کرده اند که حاصل گفتار آنها چنین است : چون لشکر ابن زیاد ملعون در کنار دیر راهب منزل کرد ، سر حضرت امام حسین (ع) را در صندوق گذاشتند ، و به روایت قطب راوندی آن سر را بر نیزه کرده ، دور او نشسته و از آن حراست می کردند . پاسی از شب را به شرب و خمر مشغول ، و شادی می کردند ، آنگاه سفره ی غذا گستردند و مشغول خوردن شدند ، ناگاه دیدند دستی از دیوار دیر بیرون آمد و با قلمی از آهن این شعر را بر دیوارنوشت :  

آیا امتی که حسین را کشتند شفاعت جدش را در روز قیامت امید دارند ؟ 

به شدت ترسیدند و بعضی برخاسته که آن دست و قلم را بگیرند ، که ناپدید شد . چون باز به کار خود مشغول شدند آن دست با قلم ظاهر شد و این شعر را نوشت : 

به خدا سوگند که از برای قاتلان حسین بن علی (ع) شفاعت کننده ای نخواهد بود ، بلکه در قیامت در عذاب می باشند .  

باز بعضی برخاستندکه آن دست و قلم را بگیرند ، که ناپدید شد . چون باز به کار خود مشغول شدند آن دست با قلم ظاهر شد و این شعر را نوشت : 

( چگونه ایشان شفاعت شوند ) و حال آنکه حسین را به حکم جور شهید کردند و حکم آنها با حکم خدا مخالف بود .

    مقام راس الحسین - سوریه               مقام راس الحسین - سوریه

چنین دیدند ، آن غذا بر آنان ناگوار شد و با ترس خوابیدند . نیمه شب صدایی به گوش راهب رسید، چون گوش داد ذکر تسبیح و تقدیس الهی شنید . برخاست و سر از پنجره ی دیر بیرون کرد ، دید از صندوقی که در کنار دیوار نهاده اند نور عظیم به جانب آسمان بالا می رود ، و از آسمان دسته دسته ملائک فرود می آیند و می گویند : 

« السلام علیک یا بن رسول الله ! السلام علیک یا ابا عبدالله ! صلوات الله و سلامه علیک » 

راهب چون این منظره را دید تعجب کرد و ترسید و تا صبح صبر نمود . چون سپیده ی دمید از دیر خود بیرون آمد ، به میان لشکر رفته پرسید : بزرگ لشکر کیست ؟ گفتند خولی . نزد خولی آمد و پرسید : در این صندوق چیست ؟ گفت سر مرد خارجی است که ابن زیاد او را به قتل رسانیده . گفت نامش چیست ؟

گفت : حسین بن علی بن ابی طالب . 

گفت نام مادرش چیست ؟ گفت : فاطمه زهرا دختر محمد مصطفی (ص) .

راهب گفت : هلاکت بر شما باد برآنچه کردید ، همانا اخبار و علمای ما راست گفتند ، که هرگاه این مرد کشته شود از آسمان خون می بارد ، و جز در کشتن پیامبر و وصی او خون نبارد .  اکنون از تو خواهش می کنم ساعتی این سر را به من دهید .آنگاه به شما رد می کنم . گفت :

ما این سر را بیرون نمی آوریم مگر نزد یزید ، تا از وی جایزه بگیریم .  راهب گفت : جایزه تو چیست ؟ گفت : کیسه ای که ده هزار درهم در او باشد .  گفت : این مبلغ را من نیز می دهم . راهب همیانی آورد که در او ده هزار درهم بود . خولی آن را گرفت و آن سر مطهر را تا یک ساعت به راهب سپرد .  

راهب آن سر مبارک را به صومعه ی خویش برد و با گلاب شست ، و با مشک و کافور خوشبو گردانید ، و بر سجاده ی خویش گذاشت و بنالید و بگریست ، و به آن سر منور می فرمود :

یا اباعبدالله ! به خدا سوگند بر من گران است که در کربلا نبودم که جان خود را فدای تو کنم ، یا اباعبدالله ! هرگاه جدت را ملاقات کردی گواهی بده که من شهادتین را گفتم ، و در خدمت شما اسلام آوردم .  

آنگاه راهب مسلمان شد و کسانی هم که با او بودند مسلمان شدند و آن سر مقدس را برگردانید . راهب بعد از این جریان از صومعه بیرون آمد ، و در کوهستانی می زیست و به عبادت و پارسایی ادامه دارد تا از دنیا رفت .  لشکریان کوچ کردند ، و نزدیک شام چون خواستند آن پولها را بین خود تقسیم کنند ، همه سفال شده و بر یک طرف ان نوشته بود :  

« و لا تحسبن الله غافلا عما یعمل ال ظالمون »

و بر طرف دیگر نوشته بود : « و سیلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون »  

خولی گفت : این امر را کتمان کنید و استرجاع کرد و گفت : « خسر الدنیا و الاخره »  یعنی در دنیا و آخرت زیان کار شدیم .  

بعضی چنین نقل کرده اند : راهب به سر مقدس عرض کرد : 

ای سروران عالم ! و ای مهتر مهتران ! گمان دارم تو از کسانی باشی که خداوند در تورات و انجیل وصف آنان کرده ، و فضیلت تاویل به تو عطا فرموده ، و بزرگان سادات بنی آدم در دنیا و آخرت بر تو گریه و ندبه می کنند ، می خواهم تو را به اسم و وصف بشناسم . 

آن سر بزرگوار به سخن آمد و فرمود :  « انا المظلوم ، انا المهموم ، انا المغموم ، انا الذی بسیف العدوان و الظلم قتلت ، انا الذی بحرب اهل البغی ظلمت ، انا الذی علی غیر جرم نهبت ، انا الذی من الماء منعت ، انا الذی عن الاهل و الاوطان بعدت »  

آن نصرانی گفت : به خدا سوگند ای سر ! خود را بیشتر معرفی کن .  آن سر فرمود :

« انا ابن محمد المصطفی ، انا ابن علی المرتض ، انا ابن فاطمه الزهرا ، انا ابن خدیجه الکبری ، انا ابن العروه الوثقی ، انا شهید کربلا ، انا قتیل کربلا ، انا مظلوم کربلا ، انا عطشان کربلا ... »  

چون شاگردان راهب این را دیدند گریستند ، و زنهارها را پاره کردند و در خدمت امام زین العابدین (ع) آمده و مسلمان شدند .





نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : امام حسین(ع)، دیر راهب، قطب راوندی،
سعد بن عبدالله می‏گوید: از حضرت قائم علیه ‏السلام تأویل کهیعص پرسیدم حضرت فرمود: این حروف از اخبار غیبی است که خدا بنده خود زکریای پیامبر را آگاه فرمود سپس برای حضرت محمد (ص) آن قصه را بیان کرده است، هنگامی که زکریا از پروردگار خواست که اسامی پنج تن را به او تعلیم فرماید جبرئیل به امر پروردگار نزد زکریا آمد و اسماء خمسه را بوی آموخت و زکریا هر وقت نام محمد و علی و فاطمه و حسن صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین را می‏برد شاد می‏شد و غم و اندوه او برطرف می‏شد اما وقتی به نام حسین علیه‏السلام می‏رسید اندوه عمیقی تمام وجودش را فرا می‏ گرفت و گریه گلویش را می‏ فشرد و دچار حزن شدیدی می ‏شد لذا روزی عرض کرد خدایا چرا هر وقت نام چهار نفر از پنج تن را می‏برم موجب تسلی خاطرم می‏ شود لیکن وقتی نام حسین (ع) را بر زبان جاری می ‏سازم اشکم فرو می‏ریزد و اندوه فراوان بر من مستولی می‏گردد، پس خداوند تبارک و تعالی حکایت شهادت حسین را در کربلا برای زکریا بیان کرد و فرمود: کهیعص فالکاف اسم کربلا و الهآء هلاک العترة الطاهرة والیاء یزید و هو ظالم الحسین و العین عطشه و الصاد صبره.

«کاف اشاره به کربلا است و هاء اشاره به شهادت و هلاکت عترت طاهرین است و یاء اشاره است به یزید که او ستمکار به حسین است و عین کنایه از تشنگی و عطش حسین است و صاد اشاره است به صبر و استقامت و بردباری حسین» وقتی زکریا این حکایت را شنید سه روز از مسجد خارج نشد و از پذیرش مردم در این سه روز امتناع نمود و به گریه و مرثیه ‏خوانی مشغول گردید و می‏گفت: الهی آیا این چنین جنایت هولناکی درباره فرزند بهترین مخلوقاتت به وقوع می‏ پیوندد؟!

خدایا چنین حادثه ناگواری را برای نابودی ذریه پیامبرت نازل می‏فرمائی بار الها آیا لباس مصیبت بر قامت علی و فاطمه می‏ پوشانی؟!

خدایا آیا این مصیبت جانکاه را به ساحت مقدس آنان روا می‏داری؟ سپس از خدا درخواست نمود که در سن پیری فرزندی به او کرامت فرماید که او را دوست بدارد آن گاه حادثه مؤلمه برای وی مقدر فرماید مانند فاجعه ‏ای که برای محمد (ص) حبیب خود مقدر فرموده است و خدا هم دعایش را مستجاب فرمود یحیی را به او کرامت فرمود و به فاجعه ‏ای مبتلا گردید (که سرش را بریدند و برای طاغوت زمان فرستادند).و مدت حمل یحیی و امام حسین شش ماه و هر دو یکسان بودند [1] .

پی نوشت :
بحار ج 44/ ص 223- احتجاج ص 239.





نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : امام حسین(ع)، کهیعص، کربلا، انبیاء،
چهارشنبه 1 بهمن 1393 :: نویسنده : عبرات
«... و ان جاهداک لتشرک بی ما لیس لک به علم فلا تطعهما...». [1]

... و اگر آنان بکوشند تا چیزی را که بدان علم نداری، با من شریک گردانی، از ایشان اطاعت مکن...

ابن شهر آشوب نقل می‏کند که امام حسین علیه‏السلام بر عبدالله، فرزند عمروعاص گذشت. عبدالله گفت: هر کس دوست دارد انسانی را که محبوب‏ترین اهل زمین نزد اهل آسمان است، بنگرد، به این شخص نگاه کند، هر چند من خود از زمان جنگ صفین تاکنون با او سخن نگفته‏ام. ابوسعید خدری او را به سوی امام حسین علیه‏السلام آورد. امام به او فرمود:«آیا می‏دانی که من محبوب‏ترین اهل زمین، نزد اهل آسمانم و با وجود این، با من و پدرم در روز صفین جنگیدی؟

به خدا سوگند! پدرم از من بهتر است[و تو با او جنگیدی]». عبدالله در مقام عذرخواهی برآمد و گفت: پیامبر به من فرمود: پدرت را اطاعت کن. امام حسین علیه‏السلام فرمود:«آیا تو گفتار خداوند را نشنیده ‏ای که می‏فرماید:«و ان جاهداک لتشرک بی ما لیس لک به علم فلا تطعهما»؛ اگر پدر و مادر، تلاش کردند که برای من همتایی قائل شوی که به آن علم نداری، از آن پیروی مکن؟ و آیا نشنیده ‏ای که پیامبر صلی الله علیه و آله می‏فرماید: تنها اطاعت از دیگران، در کار نیک است و نیز می‏فرماید: روا نیست که انسان، مخلوق را در چیزی که عصیان و نافرمانی خالق است، اطاعت کند؟». [2]

اکنون بنگریم که امام حسین علیه‏السلام فرزند عمروعاص را - با این که از مقام والای آن حضرت تجلیل می‏کند، ولی به امیرالمؤمنین علیه‏السلام بدبین بوده، با وی جنگیده و مخالفت کرده است - تخطئه می‏کند و تجلیل او را از خود، غیر مستقیم رد می‏کند و چون او در جدایی خود از امیرالمؤمنین به سخن پیامبر تمسک می‏کند(که باید از پدر اطاعت کرد) امام حسین چنین عذری را نمی ‏پذیرد و آن را نادرست و غیر منطقی قلمداد می‏کند. آن‏گاه به قرآن کریم استناد کرده، آیه‏ ی شریفه را قرائت می‏فرماید. بنابراین، در مخالفت و عصیان‏گری با خدا و اولیای الهی، باید جانب خدا و اولیای او را گرفت؛ چنان که امام علیه‏السلام پس از استناد به آیه‏ ی کریمه، دو حدیث نیز از رسول اکرم صلی الله علیه و آله به همین مضمون نقل می‏فرماید.

پی نوشت :
1- سوره عنکبوت ، آیه 8 .
2- مناقب آل ابی طالب ، ج 4 ،ص73؛ کشف الغمه،ج2،ص31.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : امام حسین(ع)، محبوب‏ترین اهل زمین، اطاعت از پدر،


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :