مقاتل
معرفی کتاب

«آینه در کربلاست» اثر دکتر محمدرضا سنگری تنها با گذشت یک سال از انتشار به چاپ هفتم رسیده است؛ این اثر روایتی کامل از واقعه عاشوراست.آینه در کربلاست از دقیقترین و جزئی پردازانه‌ترین تاریخ نوشته های عاشورا است که نویسنده در آن با استفاده از منابع دست اول و مورد وثوق علمای تاریخ شیعه، تحلیل جامعی از حادثه کربلا ارائه می‌دهد.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








حمایت
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
چهارشنبه 20 تیر 1397 :: نویسنده : عبرات
زیارت عارفانه و خالصانه حضرت امام حسین(ع)، فضیلت های ویژه ای دارد که از جهات مختلفی در خور تعمق است.

جامعیت
خدای جهان آفرین، حکمت رسایش اقتضا کرد که بندگان خویش را به انجام یک سلسله کارهای شایسته، به صورت واجبات و مستحبات موظف سازد. هر کدام از این سلسله وظایف، آثار خاص و نقش سازنده ای در تقرب به پیشگاه او دارد که به واسطه ی انجام بخشی از آنها برای همیشه، نمی توان از بخش دیگرش بی نیاز بود. به همین جهت است که برخی از دانشمندان بر این اندیشه اند که انسان نباید تنها به انجام برترین مستحبات درعبادت خدا بسنده کند، چرا که آثار و خواص دیگر کارهای شایسته و عبادت های مستحبی از او فوت می شود و زیارت پیشوای شهیدان یک نوع اطاعت الهی است که خواص هر کار عبادی واجب و مستحب، زبانی و عملی، قلبی و بدنی، در آن گرد آورده شده است، اعمالی چون نماز، زکات، حج، صدقه، جهاد و ...

پاکسازی از گناه
اثر دیگر زیارت آن حضرت این است که: زائر حسین علیه السلام پس از زیارت عارفانه و خالصانه به گونه ای خاص، از گناهان پاک می گردد.

در روایات متعددی - حدود چهل روایت - تعبیر شده است که:

«خداوند گناهان گذشته و آینده ی او را خواهد بخشید.»(1)

و در روایات دیگری بدین صورت است که: « او بسان روز تولدش، از همه ی گناهان پاک و پاکیزه می شود.»(2)


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : فضیلت زیارت امام حسین(ع)، زیارت، امام حسین (ع)، عارف، خدا،
سلیمان أعمش گوید که: در کوفه منزل داشتم و مرا در آنجا همسایه ای بود که طریق اهل بیت نداشت؛ من بعضی از اوقات با او می نشستم و مذاکره می نمودم. در شب جمعه ای به او گفتم: تو چه می گوئی در زیارت حسین علیه السّلام؟ گفت: بدعت است و هر بدعت ضلالت است. و هر ضلالت در آتش است من با نهایت خشم از نزد او برخاستم و به منزل آمدم، و با خود گفتم: چون سحر شود به نزد او می روم و از فضایل مولا أمیرالمؤمنین آنقدر برای او نقل می کنم که از شدّت حزن و غصّه چشمانش گرم شود. سحر به منزل او رفتم و در زدم، صدا از پشت در آمد که در منزل نیست و به زیارت حسین به کربلا رفته است. تعجّب نمودم و به شتاب به سمت کربلا حرکت کردم. آن شیخ را دیدم که سر به سجده گذارده، و از رکوع و سجود خستگی نداشت. بدو گفتم: تو می گفتی که زیارت حسین بدعت است و هر بدعت ضلالت و هر ضلالت در آتش است! چه شد که خود به زیارت آمدی؟!

گفت: ای مرد! مرا ملامت مکن که من از حقّانیت اهل بیت خبری نداشتم. دوش که به خواب رفتم مردی را در خواب دیدم که نه بلند بود نه کوتاه، و از نهایت حسن و بهاء نمی توانم توصیف کنم. او راه می رفت و اطراف او را هاله وار جماعتی احاطه کرده بودند. و جلوی این جماعت مردی بر اسبی سوار بود که دم اسب او چند بافت داشت، و این مرد تاجی بر سرش بود که چهار گوشه داشت، و بر هر گوشه جواهری رخشان بود که در ظلمات شب هر کدام مسافت سه روز راه را روشن می کرد. پرسیدم: آن مرد که دور او را گرفته اند کیست؟ گفتند: محمّد بن عبدالله خاتم النبیین است. پرسیدم که: این سوار که در جلو می رود کیست؟ گفتند: أمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب است. آنگاه بر آسمان نظر افکندم دیدم ناقه ای از نور، و بر آن هودجی است و در هوا حرکت می کند. گفتم: این از آنِ کیست؟ گفتند: از آنِ خَدیجَه بنت خُوَیلِد و فاطمه زهراء. گفتم: آن جوان کیست؟ گفتند: حضرت حسن مجتبی. گفتم: این جماعت و این هودج همگی به کجا می روند؟ گفتند که: شب جمعه است و همگی به زیارت کشته شده به تیغ ستم، سید الشّهداء حسین بن علی به کربلا می روند.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : امام حسین (ع)، زیارت ائمه (ع)، حکایت، فضیلت زیارت،
جمعه 29 بهمن 1395 :: نویسنده : عبرات
راه و روش عفو را بگیر و به نیکی ها فرا بخوان و از جاهلان دوری کرده، روی بگردان و هر گاه وسوسه ای از شیطان به تو رسد، به خدا پناه ببر؛ دانستی که او شنوای دانا است. کسانی که تقوا پیشه کرده اند، هنگامی که وسوسه های شیطان به آنان برسد، به یاد خدا می افتند و در این هنگام، بینا و روشن بین می گردند؛ ولی افراد بی تقوا را برادران شیطانی شان به سوی ضلالت و گمراهی به پیش می برند و کوتاهی نمی کنند.(اعراف آیه 199- 202)

این آیه ها، روش رفتار با مخالفان و نادانان را بیان کرده اند که باید ملاک کار انسان در جامعه، عفو باشد و نیز به خوبی ها امر شود و از جاهلان- که کار را از سر اندیشه صحیح انجام نمی دهند- دوری شود؛ اگر انسان دچار وسوسه های شیطان شد، به خداوند پناه برد؛ تقوا است که هنگام هجوم افکار شیطانی به انسان، روشن بینی می دهد و آدمی می تواند آبرومندانه، خود را از ماجراهای خطرناک بیرون بکشد.

اکنون امام حسین علیه السلام را در مواقف مشکل و خطرناکی که بیش تر مردم در آن هنگام، به بیراهه می روند، مانند هنگامه های رویارویی با مخالفان و بدخواهان بنگریم و واکنش آن پیشوای بزرگ انسانی را در برابر تندی ها، خشونت ها و درشت گویی های دشمنان قسم خورده اش ببینیم. محدّث بزرگوار، قمی رحمه الله می گوید:

در بعضی کتاب ها دیدم که عصام بن مصطلق می گوید: وارد مدینه شدم و امام حسین بن علی علیه السلام را دیدم. وضع آرام و بهجت انگیز او و جلالت قدر وی مرا به شگفتی واداشت و حسد مرا به او برانگیخت و آن چه از دشمنی و کینه توزی به پدر او در دل، پنهان می داشتم، یک باره ظاهر شد. به او گفتم: تو فرزند ابوترابی؟ فرمود: «آری». در این هنگام، با شدت، زبان را به ناسزاگویی او و پدرش گشودم. او نگاهی به رأفت و مهربانی به سوی من افکند. آن گاه فرمود: «اعوذُ بالله من الشیطان الرجیم. خُذِ العَفْوَ وَأْمُرْ بِالعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الجاهِلِینَ* وَ إمّا ینْزَغَنَّک مِنَ الشَّیطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ* إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیطانِ تَذَکرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ* وَ إِخْوانُهُمْ یمُدُّونَهُمْ فِی الغَی ثُمَّ لا یقْصِرُونَ».[1]

آن گاه فرمود: «کار را بر خود سبک و آسان گردان و از خداوند، برای من و خودت طلب آمرزش کن. اکنون اگر از من یاری بخواهی، من تو را یاری می کنم و اگر در خواست عطا کنی، به تو عطا می کنم و اگر از من ارشاد بخواهی، تو را ارشاد می کنم».

عصام گفت: من از گفته و جسارت خویش پشیمان شدم و آن حضرت به فراست، پشیمانی مرا دریافت و فرمود: «لا تَثْرِیبَ عَلَیکمُ الیوْمَ یغْفِرُ اللَّهُ لَکمْ وَهُوَ أَرْحَمُ ألْرّاحِمِینَ».[2] [این آیه از زبان یوسف پیغمبر است که به برادران خود، در مقام عفو از آنان فرمود: امروز عتاب و سرزنشی بر شما نیست. خداوند شما را بیامرزد و او ارحم الراحمین است ]. فرمود: آیا تو از اهل شامی؟ عرض کردم: آری. فرمود: «شنشة اعرفها من اخزم». این مَثَلی است که حضرت آن را به مناسبت آوردند و غرض آن است که دشنام دادن به ما، عادت اهل شام است که معاویه آن را در میان آنان رواج داده است.

بعد فرمود: «خداوند ما و تو را به سلامت بدارد. هر حاجتی که داری، با گشاده رویی از من بخواه که مرا در نزد بهترین ظن و گمان خود می یابی. ان شاء اللَّه تعالی».

عصام می گوید: از این اخلاق شریف آن حضرت، در برابر آن جسارت ها و دشنام ها که از من سرزده بود، چنان شدم که زمین بر من تنگ شد و دوست داشتم که به زمین فرو روم. به ناچار آهسته از آن حضرت دور شدم، در حالی که به مردم پناه می بردم؛ ولی پس از آن مجلس، کسی نزد من محبوب تر از آن حضرت و پدرش نبود.[3]

در این جریان، چون آن شخص از جسارت خود شرمنده شد و امام علیه السلام این مطلب را به فراست دریافتند، راضی نشدند که او حتی چند لحظه هم در شرمساری بماند.

از این رو، بی درنگ آیه کریمه را خواندند، همان آیه ای که سخن حضرت یوسف صدّیق، در مقام عذرخواهی از برادرانش را بیان می کند؛ به این معنا که ملامتی بر شما نیست، خجل نباشید، که خداوند شما را می آمرزد و او رحم کننده ترین رحم کنندگان است. بدین ترتیب، آن شخص را در فضایی از شفقت و مهربانی قرار دادند.

پی نوشت ها:
[1] همان
[2] یوسف( 12) آیه 92
[3] سفینةالبحار، ج 1، ص 421؛ منازل الآخره، ص 207
منبع :منبع : امام حسین (ع) و قرآن (مجموعه مقالات)، ص: 24




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : سبک زندگی، عفو و گذشت، امام حسین (ع)، طلب آمرزش،
چهارشنبه 24 شهریور 1395 :: نویسنده : عبرات
چرا اباعبدالله الحسین( ع) همانند پدر یا برادر بزرگوار خویش در مقابل طاغوت زمان سکوت نکرد؟

1. طاغوت زمان او، انسانی متجاهر به فسق، آلوده، شراب خوار و زناکار بود، در حالی که در زمان حضرت علی(ع) و یا امام حسن مجتبی(ع)، چنین وضعی وجود نداشت. کردارهای ناپسند یزید به عنوان زمام دار حکومت اسلامی پی آمد ناگواری برای جامعه ی اسلامی داشت. در این صورت، چنین رفتاری کم کم مشروعیت می یافت و همه ی ارزش های اسلامی زیر سؤال می رفت و مسلمانان نیز آلوده می شدند.

2. حکومت اسلامی در زمان دو امام اول، نو بنیاد بود و هر گونه کشمکشی بر سر قدرت، به تشویش اذهان عمومی می انجامید و با مخالفت مردم روبه رو می شد. بنابراین، مردم از باور خود به ائمه ی اطهار(ع) روی گردان می شدند.

3. همچنین کشمکش های درونی مسلمانان بر سر زمام داری، بهانه ی خوبی برای دشمنان خارجی مانند یهودیان بود تا آشکارا به تضعیف مسلمانان بپردازند و اساس اسلام را با خطری جدی روبه رو سازند.

 باری، اوضاع زمان امام حسین(ع) با زمان خلفا و معاویه تفاوت داشت؛ زیرا حکومت اسلامی استقرار یافته بود، ولی انسانی فاسق بر جامعه حکم می راند. بنابراین امام واجب می دانست که با این بدعت خطرناک رویارو شود. ایشان در پاسخ به پیشنهاد بیعت با یزید می فرماید:

عَلَی الإسلامِ السَّلامُ إذَا بُلِیتِ الأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثل یزید؛ حال که فرمان روایی مسلمانان به یزید فاسق واگذار شده است، باید فاتحه ی اسلام را بخوانیم.1

دعوت مردم کوفه تا چه اندازه در انگیزه ی قیام امام حسین(ع) اثر داشت؟

امر به معروف و نهی از منکر از عوامل اصلی شکل گیری قیام امام حسین(ع) بود. امام از آغاز، نهضت خود را از هر گونه انگیزه ی غیرخدایی و اتهام هایی که درباره ی خروج ایشان از مدینه بر سر زبان ها بود، پاک ساخت. ایشان با ندایی رسا فرمود هدفش از این حرکت، احیای سنت های فراموش شده ی نبوی و پاس داشت امر به معروف و نهی از منکر در جامعه است. بنابراین، حتی اگر کوفیان برای حضرت نامه نمی نوشتند، ایشان دست به این قیام می زد. البته در این صورت، ممکن بود مکان درگیری با نیروهای مخالف تغییر کند، ولی در مسیر و هدف مبارزه تغییری ایجاد نمی شد. در این میان، مردم کوفه در روند آزمون الهی قرار گرفتند ولی سربلند بیرون نیامدند. جنبه های گوناگون این قیام بسیار فراتر از جغرافیای زمانی و مکانی کوفه بود. دعوت مردم کوفه در این جریان، نقشی فرعی داشت. امام حسین(ع) بدون اطمینان و تکیه به این دعوت، قیام خود را آغاز کرد و از آن تنها به عنوان مسئله ای عمومی برای مخالفت با حکومت سراسر فسق و فجور وقت، بهره گرفت.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : عاشورا، امام حسین (ع)، قیام، کربلا، زن، شهادت،
جمعه 4 دی 1394 :: نویسنده : عبرات
وقتى كه زینب به سنّ ازدواج رسید، على براى او كسى را كه در شرافت خانوادگى شایستگى همسرى او را داشت برگزید، خواستگاران فراوانى از جوانان محترم و ثروتمند بنى هاشم و قریش براى زینب مى آمدند، ولى براى نوگل خاندان پیغمبر و بانوى خردمند بنى هاشم، عبدالله بن جعفر از همه شایسته تر بود. پدر عبدالله، جعفربن ابى طالب است كه ذوالجناحین (داراى دو بال) و اَبوالمساكین (پدر بینوایان) لقب یافت. جعفر، برادرِ تنىِ على و محبوب پیغمبر بود، ابوهریره در باره جعفر مى گوید: پس از رسول خدا(ص)، بهتر از جعفربن ابى طالب كسى نبود.

جعفر هنگام ستمگرى و سختگیرى قریش، براى حفظ دینش به حبشه هجرت كرد، و وقتى كه از حبشه با عده اى از مسلمانان به مدینه بازگشت، رسیدنِ او به مدینه با فتح خیبر مصادف شد، رسول خدا، جعفر را در بغل گرفت و ببوسید و چنین گفت: «نمى دانم از آمدن جعفر دل شادترم و یا از فتح خیبر».

و نیز از رسول خدا شنیده شد كه مى فرمود: «مردم از ریشه هاى گوناگون هستند، و من و جعفر از یك ریشه هستیم».

جعفر با سپاهى كه در سال هشتم هجرت به سوى روم مى رفت، عازم جهاد با رومیان شد.

رسول خدا چنین قرار داده بود كه فرماندهى سپاه با زیدبن حارثه (1) باشد و اگر او كشته شود فرماندهى با جعفربن ابى طالب خواهد بود.(2)

سپاهیان اسلام رفتند، تا به حدود بَلْقاء رسیدند، در آن جا با سپاهیان هِرْقِل روبه رو شدند.

مسلمانان در دهكده موته جاى گرفتند و جنگ خونینى در گرفت و زید در حالى كه پرچم رسول خدا را در دست داشت و جنگ مى كرد، رومیان او را با نیزه هاى خودشان قطعه قطعه كردند. جعفر، پرچم را به دست گرفت و به نبرد پرداخت. تااین كه دست راستش از تن جدا شد. جعفر علم را به دست چپ گرفت و به نبرد ادامه داد، دست چپش هم جدا شد. علم را در بغل گرفت و آن قدر پاى دارى كرد تا كشته شد. جعفر نخستین فرزند ابوطالب است كه در راه اسلام كشته شده. مادر عبدالله بن جعفر، اَسْماء دخت عُمَیْس است، وى خواهر میمونه اُمّ المؤمنین و سَلْمى همسر حمزة بن عبدالمطّلب و لُبابه همسر عباس ابن عبدالمطّلب است.(3)


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : حضرت زینب (س)، خردمند بنى هاشم، عبدالله بن جعفر، امام حسین (ع)، ازدواج، بانوى خردمند،
پس از حادثه عاشورا، امویان تلاش های فراوانی در بی اهمّیّت جلوه دادن، مخفی کردن و دفن این واقعه کردند، اما علی رغم این تلاشها، شرح این واقعه از طریق افراد گوناگونی، سینه به سینه، نقل شد. افرادی مانند: عبدالله حرّجعفی، دوتن از اصحاب سیّدالشهداء (علیه السلام) که تاظهر عاشورا در معیّت آن حضرت بوده و ظهر روز دهم آن حضرت را ترک کردند، چندتن از یاران سیّدالشهداء که براثر جراحات زیاد بیهوش شده بودند و از گزند سپاه عمرسعد درامان ماندند، تعدادی از افراد سپاه عمرسعد و...

اینها کسانی بودند که به ذکر وقایع عاشورا پرداختند و گفتار آنان از راه دست نوشته هایشان یااز سینه ای به سینه دیگر به ابی مخنف،سیّدبن طاووس، محمدبن چریر طبری، شیخ مفید،علامه مجلسی و دیگران رسید تااوّلین مقاتل معتبر و مکتوب از این طریق به ما برسد.

امام علی بن الحسین (علیهالسلام) و یکایک بانوان حرم حسینی و اسرای بازماندة این کاروان نیز نقش شگرفی درخنثی کردن تلاش های امویان و بازگوکردن وقایع علشورا داشتند. این بزرگواران از هر فرصتی برای شرح جزئیات ما وقع این قیام، از نامه نگاریها و دعوت کوفیان تا قتل سیدالشهداء (علیه السلام) و اصحابش و غارت اموال و صدمه خوردن کودکان و اهل حرم استفاده کردند به تبیین مبانی قیام سیّدالشهداء (علیه السلام) پرداختند.

یکی از راویان این واقعه –که شاهد حوادث اسفناک کربلا بود- حضرت زینب (سلام الله علیها) است. او خود عامل اصلی اقامة عزا در میان زنان مدینه بود. اما عمر کوتاه بانو و فشار و خفقان موجود از سوی حکومت بنی امیّه در این خصوص، مارااز دسترسی به اسرار نهفته در سینة آن بزرگوار محروم کرده؛ به طوری که دستیابی به اخبار عاشورا، منقول از حضرت زینب (سلام الله علیها) بسیار محدود است.

حدیث طولانی امّ ایمن یکی از احادیثی است که حضرت زینب (سلام الله علیها) در روز عاشورا برای علی بن الحسین(علیه السلام) بازگو کرد. این حدیث در کتاب کامل الزیارات ابن قولویه به طور کامل، نقل شده وطیّ آن برخی از مصائب خاندان وحی-که جبرئیل برای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) باز گفته بود- بیان شده است.(7:ص566-571)

کسانی که بانو از آنها روایت کرده است...


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : عاشورا، حضرت زینب(س)، امام حسین (ع)، روایات، عقیلة بنی هاشم،
شنبه 30 آبان 1394 :: نویسنده : عبرات
آن گلهای زیبا و پرطراوت بهار را دیده اید كه چگونه به فضای اطراف خود جان می بخشند و همه جا را آكنده از زیبائی و لطافت می سازند؟ و آیا تا به حال دیده اید كه ناگهان تندبادی خشمگین و بیرحم می وزد، گلهای زیبا را از شاخه های درختان جدا می سازد و بر زمین می افكند. هنگامی كه آن گلبرگهای زیبا روی زمین پراكنده می شود آن باغبان شوریده را مشاهده كنید كه با چه حسرت و اندوهی به آن گلبرگ های زیبا می نگرد.

قطرات اشكهایش را ببینید كه آرام آرام بر گونه اش سرازیر می شود . باغبان خوب می داند كه دقایقی پس از آن زیبائی و طراوت باغش با ریختن گلبرگها از بین می رود و دیگر از آن عطر مست كننده خبری نخواهد بود. و زینب (س) نیز همچون آن باغبانی شوریده حال ناظر پرپر شدن گلهای زیبائی بود كه جهان را عطرآگین می ساختند و نمونه های كاملی از فضیلت های انسانی بودند. زینب در دنیائی پر از نامردی، پلیدی و فریب صلای آزادی و انسانیت سرداد و از فضیلت های انسانی و ارزش تعالیم اسلام سخن گفت و مردمی را كه دست خویش را بجنایت آلوده و بعد ابلهانه بركرده های خویش افسوس خورده و بر سوگ نشسته بودند بباد ملامت گرفت .

* هوش و ذكاوت:
در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوی بزرگوار همین بس كه خطبه طولانی و بلندی را كه حضرت صدیقه كبری فاطمه زهرا (س) در دفاع از حق امیرالمؤمنین (ع) و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم (س) ایراد فرمودند، حضرت زینب (ع) روایت فرموده است كه حضرت زینب علیهاالسلام با اینكه دختری خردسال (یعنی هفت ساله یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوی معارف اسلامی و فلسفه احكام و مطالب زیادی است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده و خود یكی از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.

* فصاحت و بلاغت:
كلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایی كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوی بزرگوار می باشد . همان بانویی كه امام سجاد(ع) در حق ایشان فرمودند : «ای عمه! شما الحمدلله بانوی دانشمندی هستید كه تعلیم ندیده ، و بانوی فهمیده ای هستی كه بشری تو را تفهیم ننموده است .»

در اینجا مروری كوتاه به قسمتی از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكی از بزرگ ترین حركتهای آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنی امیه را به شدت لرزاند می كنیم:


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : حضرت زینب(س)، فصاحت، بلاغت، امام حسین (ع)، مقاومت، كرامات،
پنجشنبه 18 تیر 1394 :: نویسنده : عبرات
برای دیدن اندازه اصلی عکس لطفا بر روی آن کلیک کنید.لازم می‌دانم قبل از آن که شفا بودن تربت سیدالشهدا را از منظر روایات مورد بحث و بررسی قرار دهم‌، اشاره‌ای داشته باشم به شرافت سرزمین کربلا و آن تربت پاک‌.

امام زین العابدین می‌فرماید: خدا زمین کربلا را به عنوان حرم امن و مبارک برگزید، قبل از آن که زمین کعبه را بیافریند و آن را به عنوان حرم خود قرار دهد، بیست و چهار هزار قبل کربلا را به عنوان خود برگزید. و ملائکه نیز کربلا را هزار سال قبل از آن که امام حسین (ع) آن جا را انتخاب کند، زیارت نموده بود و هیچ پیامبری نیست مگر این که کربلا را زیارت کرده است‌.

صاحب کتاب معالی السبطین در ص 1 از انوار الهدایت نقل می‌کند: زمانی که کعبه به خود مباهات نمود و گفت چه کسی مثل من است‌؟ خدا فرمود به خودت افتخار نکن چون بیت المعمور را خلق کردم و آن را صد هزار مرتبه بالاتر از تو قرار دادم و عرش را آفریدم و آن را صد هزار مرتبه بالاتر از تو و بیت المعمور قرار دادم و سرزمین پاکی را خلق‌کردم‌، قبل از خلق کردن تو و قبل از خلق کردن تمام زمین‌ها بیست و چهار هزار سال قبل و شرافت آن سرزمین پاک را صد هزار مرتبه بالاتر از تو و عرش و بیت‌المعمور قرار دادم واگر به احترام آن سرزمین نبود، من توی کعبه را و آسمان و زمین را خلق نمی‌کردم‌، بعد کعبه عرض کرد: خدایا آن سرزمین پاک کدام است‌؟

خدا فرمود: آن سرزمینی که تربت آن‌شفای هردردی است‌. کعبه عرض کرد: خدایا بیشتر توضیح بده و فرمود: سرزمینی که من به ملائکه عرش دستور داده‌ام که هر روز آن سرزمین را زیارت کنند و از تربت آن به عرش الهی به خاطر برکتش بیاورند. کعبه عرض کرد: خدایا بیشتر توضیح بده که کدام سرزمین است آن‌؟.

خدا فرمود: آن سرزمینی است که من سوگند یاد کردم که کسی را که آن جا دفن می‌شود، عذاب نکنم و در روز قیامت از آن حساب نکشم‌. کعبه دوباره عرض کرد: خدایا بیشتر توضیح بده که آن کدام سرزمینی است‌؟خدا فرمود: آن سرزمینی است که چهل هزار سال قبل از آفرینش‌ِ آسمان‌ها و زمین‌ها بر خودم لازم کرده‌ام که این زمین پاک و هرکسی روی آن قرار داشته باشند، در روز قیامت آنها را بالا ببرم و در بالای عرش قرار بدهم‌.

دوباره عرض کرد: خدایا بیشتر توضیح بده‌. فرمود: آن زمینی است که هر کس برآن زمین و تربت آن زمین سجده کند و لو یک بار باشد؛ مثل این است که مرا هزار سال سجده کرده است و هزار بار خانه‌ام را در مکه زیارت کرده است و هزار سال نماز خوانده و هزار سال روزه گرفته است دوباره عرض کرد: خدایا بیشتر توضیح ده‌. فرمود: آن زمینی است که کشته می‌شود در آن سبط نبی‌ّ المختار و سرور جوانان اهل بهشت‌، اباعبدالله الحسین و او با عترت پاک خود و اصحاب نیکوی خود در آن جا دفن می‌شود. بعد مکه گریه شدیدی نمود.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : امام حسین (ع)، سرور جوانان اهل بهشت، محدث کاشانی،


هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :