تبلیغات
شُبیر علیه السلام - مطالب ابر امام حسین (ع)

زیارت عارفانه و خالصانه حضرت امام حسین(ع)، فضیلت های ویژه ای دارد که از جهات مختلفی در خور تعمق است.

جامعیت
خدای جهان آفرین، حکمت رسایش اقتضا کرد که بندگان خویش را به انجام یک سلسله کارهای شایسته، به صورت واجبات و مستحبات موظف سازد. هر کدام از این سلسله وظایف، آثار خاص و نقش سازنده ای در تقرب به پیشگاه او دارد که به واسطه ی انجام بخشی از آنها برای همیشه، نمی توان از بخش دیگرش بی نیاز بود. به همین جهت است که برخی از دانشمندان بر این اندیشه اند که انسان نباید تنها به انجام برترین مستحبات درعبادت خدا بسنده کند، چرا که آثار و خواص دیگر کارهای شایسته و عبادت های مستحبی از او فوت می شود و زیارت پیشوای شهیدان یک نوع اطاعت الهی است که خواص هر کار عبادی واجب و مستحب، زبانی و عملی، قلبی و بدنی، در آن گرد آورده شده است، اعمالی چون نماز، زکات، حج، صدقه، جهاد و ...

پاکسازی از گناه
اثر دیگر زیارت آن حضرت این است که: زائر حسین علیه السلام پس از زیارت عارفانه و خالصانه به گونه ای خاص، از گناهان پاک می گردد.

در روایات متعددی - حدود چهل روایت - تعبیر شده است که:

«خداوند گناهان گذشته و آینده ی او را خواهد بخشید.»(1)

و در روایات دیگری بدین صورت است که: « او بسان روز تولدش، از همه ی گناهان پاک و پاکیزه می شود.»(2)


ادامه مطلب...
طبقه بندی: امام حسین (ع)، 
برچسب ها: فضیلت زیارت امام حسین(ع)، زیارت، امام حسین (ع)، عارف، خدا،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 تیر 1397 توسط عبرات
سلیمان أعمش گوید که: در کوفه منزل داشتم و مرا در آنجا همسایه ای بود که طریق اهل بیت نداشت؛ من بعضی از اوقات با او می نشستم و مذاکره می نمودم. در شب جمعه ای به او گفتم: تو چه می گوئی در زیارت حسین علیه السّلام؟ گفت: بدعت است و هر بدعت ضلالت است. و هر ضلالت در آتش است من با نهایت خشم از نزد او برخاستم و به منزل آمدم، و با خود گفتم: چون سحر شود به نزد او می روم و از فضایل مولا أمیرالمؤمنین آنقدر برای او نقل می کنم که از شدّت حزن و غصّه چشمانش گرم شود. سحر به منزل او رفتم و در زدم، صدا از پشت در آمد که در منزل نیست و به زیارت حسین به کربلا رفته است. تعجّب نمودم و به شتاب به سمت کربلا حرکت کردم. آن شیخ را دیدم که سر به سجده گذارده، و از رکوع و سجود خستگی نداشت. بدو گفتم: تو می گفتی که زیارت حسین بدعت است و هر بدعت ضلالت و هر ضلالت در آتش است! چه شد که خود به زیارت آمدی؟!

گفت: ای مرد! مرا ملامت مکن که من از حقّانیت اهل بیت خبری نداشتم. دوش که به خواب رفتم مردی را در خواب دیدم که نه بلند بود نه کوتاه، و از نهایت حسن و بهاء نمی توانم توصیف کنم. او راه می رفت و اطراف او را هاله وار جماعتی احاطه کرده بودند. و جلوی این جماعت مردی بر اسبی سوار بود که دم اسب او چند بافت داشت، و این مرد تاجی بر سرش بود که چهار گوشه داشت، و بر هر گوشه جواهری رخشان بود که در ظلمات شب هر کدام مسافت سه روز راه را روشن می کرد. پرسیدم: آن مرد که دور او را گرفته اند کیست؟ گفتند: محمّد بن عبدالله خاتم النبیین است. پرسیدم که: این سوار که در جلو می رود کیست؟ گفتند: أمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب است. آنگاه بر آسمان نظر افکندم دیدم ناقه ای از نور، و بر آن هودجی است و در هوا حرکت می کند. گفتم: این از آنِ کیست؟ گفتند: از آنِ خَدیجَه بنت خُوَیلِد و فاطمه زهراء. گفتم: آن جوان کیست؟ گفتند: حضرت حسن مجتبی. گفتم: این جماعت و این هودج همگی به کجا می روند؟ گفتند که: شب جمعه است و همگی به زیارت کشته شده به تیغ ستم، سید الشّهداء حسین بن علی به کربلا می روند.


ادامه مطلب...
طبقه بندی: مناسبتها، 
برچسب ها: امام حسین (ع)، زیارت ائمه (ع)، حکایت، فضیلت زیارت،
نوشته شده در تاریخ شنبه 18 آذر 1396 توسط عبرات
راه و روش عفو را بگیر و به نیکی ها فرا بخوان و از جاهلان دوری کرده، روی بگردان و هر گاه وسوسه ای از شیطان به تو رسد، به خدا پناه ببر؛ دانستی که او شنوای دانا است. کسانی که تقوا پیشه کرده اند، هنگامی که وسوسه های شیطان به آنان برسد، به یاد خدا می افتند و در این هنگام، بینا و روشن بین می گردند؛ ولی افراد بی تقوا را برادران شیطانی شان به سوی ضلالت و گمراهی به پیش می برند و کوتاهی نمی کنند.(اعراف آیه 199- 202)

این آیه ها، روش رفتار با مخالفان و نادانان را بیان کرده اند که باید ملاک کار انسان در جامعه، عفو باشد و نیز به خوبی ها امر شود و از جاهلان- که کار را از سر اندیشه صحیح انجام نمی دهند- دوری شود؛ اگر انسان دچار وسوسه های شیطان شد، به خداوند پناه برد؛ تقوا است که هنگام هجوم افکار شیطانی به انسان، روشن بینی می دهد و آدمی می تواند آبرومندانه، خود را از ماجراهای خطرناک بیرون بکشد.

اکنون امام حسین علیه السلام را در مواقف مشکل و خطرناکی که بیش تر مردم در آن هنگام، به بیراهه می روند، مانند هنگامه های رویارویی با مخالفان و بدخواهان بنگریم و واکنش آن پیشوای بزرگ انسانی را در برابر تندی ها، خشونت ها و درشت گویی های دشمنان قسم خورده اش ببینیم. محدّث بزرگوار، قمی رحمه الله می گوید:

در بعضی کتاب ها دیدم که عصام بن مصطلق می گوید: وارد مدینه شدم و امام حسین بن علی علیه السلام را دیدم. وضع آرام و بهجت انگیز او و جلالت قدر وی مرا به شگفتی واداشت و حسد مرا به او برانگیخت و آن چه از دشمنی و کینه توزی به پدر او در دل، پنهان می داشتم، یک باره ظاهر شد. به او گفتم: تو فرزند ابوترابی؟ فرمود: «آری». در این هنگام، با شدت، زبان را به ناسزاگویی او و پدرش گشودم. او نگاهی به رأفت و مهربانی به سوی من افکند. آن گاه فرمود: «اعوذُ بالله من الشیطان الرجیم. خُذِ العَفْوَ وَأْمُرْ بِالعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الجاهِلِینَ* وَ إمّا ینْزَغَنَّک مِنَ الشَّیطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ* إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیطانِ تَذَکرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ* وَ إِخْوانُهُمْ یمُدُّونَهُمْ فِی الغَی ثُمَّ لا یقْصِرُونَ».[1]

آن گاه فرمود: «کار را بر خود سبک و آسان گردان و از خداوند، برای من و خودت طلب آمرزش کن. اکنون اگر از من یاری بخواهی، من تو را یاری می کنم و اگر در خواست عطا کنی، به تو عطا می کنم و اگر از من ارشاد بخواهی، تو را ارشاد می کنم».

عصام گفت: من از گفته و جسارت خویش پشیمان شدم و آن حضرت به فراست، پشیمانی مرا دریافت و فرمود: «لا تَثْرِیبَ عَلَیکمُ الیوْمَ یغْفِرُ اللَّهُ لَکمْ وَهُوَ أَرْحَمُ ألْرّاحِمِینَ».[2] [این آیه از زبان یوسف پیغمبر است که به برادران خود، در مقام عفو از آنان فرمود: امروز عتاب و سرزنشی بر شما نیست. خداوند شما را بیامرزد و او ارحم الراحمین است ]. فرمود: آیا تو از اهل شامی؟ عرض کردم: آری. فرمود: «شنشة اعرفها من اخزم». این مَثَلی است که حضرت آن را به مناسبت آوردند و غرض آن است که دشنام دادن به ما، عادت اهل شام است که معاویه آن را در میان آنان رواج داده است.

بعد فرمود: «خداوند ما و تو را به سلامت بدارد. هر حاجتی که داری، با گشاده رویی از من بخواه که مرا در نزد بهترین ظن و گمان خود می یابی. ان شاء اللَّه تعالی».

عصام می گوید: از این اخلاق شریف آن حضرت، در برابر آن جسارت ها و دشنام ها که از من سرزده بود، چنان شدم که زمین بر من تنگ شد و دوست داشتم که به زمین فرو روم. به ناچار آهسته از آن حضرت دور شدم، در حالی که به مردم پناه می بردم؛ ولی پس از آن مجلس، کسی نزد من محبوب تر از آن حضرت و پدرش نبود.[3]

در این جریان، چون آن شخص از جسارت خود شرمنده شد و امام علیه السلام این مطلب را به فراست دریافتند، راضی نشدند که او حتی چند لحظه هم در شرمساری بماند.

از این رو، بی درنگ آیه کریمه را خواندند، همان آیه ای که سخن حضرت یوسف صدّیق، در مقام عذرخواهی از برادرانش را بیان می کند؛ به این معنا که ملامتی بر شما نیست، خجل نباشید، که خداوند شما را می آمرزد و او رحم کننده ترین رحم کنندگان است. بدین ترتیب، آن شخص را در فضایی از شفقت و مهربانی قرار دادند.

پی نوشت ها:
[1] همان
[2] یوسف( 12) آیه 92
[3] سفینةالبحار، ج 1، ص 421؛ منازل الآخره، ص 207
منبع :منبع : امام حسین (ع) و قرآن (مجموعه مقالات)، ص: 24



طبقه بندی: امام حسین (ع)، 
برچسب ها: سبک زندگی، عفو و گذشت، امام حسین (ع)، طلب آمرزش،
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 بهمن 1395 توسط عبرات
چرا اباعبدالله الحسین( ع) همانند پدر یا برادر بزرگوار خویش در مقابل طاغوت زمان سکوت نکرد؟

1. طاغوت زمان او، انسانی متجاهر به فسق، آلوده، شراب خوار و زناکار بود، در حالی که در زمان حضرت علی(ع) و یا امام حسن مجتبی(ع)، چنین وضعی وجود نداشت. کردارهای ناپسند یزید به عنوان زمام دار حکومت اسلامی پی آمد ناگواری برای جامعه ی اسلامی داشت. در این صورت، چنین رفتاری کم کم مشروعیت می یافت و همه ی ارزش های اسلامی زیر سؤال می رفت و مسلمانان نیز آلوده می شدند.

2. حکومت اسلامی در زمان دو امام اول، نو بنیاد بود و هر گونه کشمکشی بر سر قدرت، به تشویش اذهان عمومی می انجامید و با مخالفت مردم روبه رو می شد. بنابراین، مردم از باور خود به ائمه ی اطهار(ع) روی گردان می شدند.

3. همچنین کشمکش های درونی مسلمانان بر سر زمام داری، بهانه ی خوبی برای دشمنان خارجی مانند یهودیان بود تا آشکارا به تضعیف مسلمانان بپردازند و اساس اسلام را با خطری جدی روبه رو سازند.

 باری، اوضاع زمان امام حسین(ع) با زمان خلفا و معاویه تفاوت داشت؛ زیرا حکومت اسلامی استقرار یافته بود، ولی انسانی فاسق بر جامعه حکم می راند. بنابراین امام واجب می دانست که با این بدعت خطرناک رویارو شود. ایشان در پاسخ به پیشنهاد بیعت با یزید می فرماید:

عَلَی الإسلامِ السَّلامُ إذَا بُلِیتِ الأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثل یزید؛ حال که فرمان روایی مسلمانان به یزید فاسق واگذار شده است، باید فاتحه ی اسلام را بخوانیم.1

دعوت مردم کوفه تا چه اندازه در انگیزه ی قیام امام حسین(ع) اثر داشت؟

امر به معروف و نهی از منکر از عوامل اصلی شکل گیری قیام امام حسین(ع) بود. امام از آغاز، نهضت خود را از هر گونه انگیزه ی غیرخدایی و اتهام هایی که درباره ی خروج ایشان از مدینه بر سر زبان ها بود، پاک ساخت. ایشان با ندایی رسا فرمود هدفش از این حرکت، احیای سنت های فراموش شده ی نبوی و پاس داشت امر به معروف و نهی از منکر در جامعه است. بنابراین، حتی اگر کوفیان برای حضرت نامه نمی نوشتند، ایشان دست به این قیام می زد. البته در این صورت، ممکن بود مکان درگیری با نیروهای مخالف تغییر کند، ولی در مسیر و هدف مبارزه تغییری ایجاد نمی شد. در این میان، مردم کوفه در روند آزمون الهی قرار گرفتند ولی سربلند بیرون نیامدند. جنبه های گوناگون این قیام بسیار فراتر از جغرافیای زمانی و مکانی کوفه بود. دعوت مردم کوفه در این جریان، نقشی فرعی داشت. امام حسین(ع) بدون اطمینان و تکیه به این دعوت، قیام خود را آغاز کرد و از آن تنها به عنوان مسئله ای عمومی برای مخالفت با حکومت سراسر فسق و فجور وقت، بهره گرفت.


ادامه مطلب...
طبقه بندی: امام حسین (ع)، 
برچسب ها: عاشورا، امام حسین (ع)، قیام، کربلا، زن، شهادت،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 شهریور 1395 توسط عبرات
(تعداد کل صفحات:2)      [ 1 ]   [ 2 ]