تبلیغات
شُبیر علیه السلام - مطالب ابر امام علی(ع)
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات


آن مخدّره خطابه هایی چند كه درنهایت فصاحت و بلاغت بوده انشاء فرمودند:

1- خطبۀ فصیح و بلیغ آن حضرت در شهر كوفه كه بسیاری از علماء شیعه و سنّی نقل كرده اند،چنان كوبنده بود و در مردم تأثیر گذاشت كه راوی می گوید : به خدا قسم، آن روز مردم را دیدم كه حیران و سرگردان می گریستند و ازحیرت انگشت به دندان می گزیدند.....

آن بانو طوری سخن می گفت كه مردم كوفه، كه هنوز طنین خطبه های دلنشین و پرشور امیرالمؤمنین (ع) را بخاطر داشتند، گمان می كردند پدر بزرگوارش حضرت علی (ع) سخن می گوید: آنگاه كه آن مظلومه امر به سكوت نمود  « فَارْتَدّتِ الْاَنْفاسُ وَ سَكَنَتِ الْاَجْراسُ »

« نفسها به سینه برگشت و صدای زنگها ساكت شد » .

به روایت طبرسی رحمة الله (1) امام سجّاد (ع) فرمودند:

« عمّه جان ، آرام باش ، آیندگان باید از گذشتگان عبرت بگیرند ، تو به لطف پروردگار ناخوانده دانی و نیاموخته فرزانه ای ....»

كه آن مخدّره خاموش گردید. (2)

2- سخنان آن حضرت در مجلس ابن زیاد، كه در پاسخ آن ملعون بیان كردند و ابن زیاد چنان خشمگین شد كه گویی تصمیم به كشتن حضرت زینب (ع) گرفت كه قبلاً ذكر كردیم . ( 3)

3- خطبه آن مخدّره در مجلس یزید كه عدّۀ زیادی از علماء شیعه و سنّی در كتب خود نقل كرده اند، كه یزید را رسوا نمود و از كردار خود پشیمان كرد، و آن ملعون را پیش دوست و دشمن شرمسار و ذیل فرمود. (4)

خلاصه ؛ فصاحت و بلاغت كلام حضرت زینب (ع) بركسی پوشیده نیست و همگان برآن اعتراف دارند، چه این مكه آن بانو ازپدرش حضرت علیّ مرتضی (ع) و از مادرش فاطمۀ زهرا (ع) آن را به ارث برده بود، و از تربیت شده دردامن این دو معصوم بزرگوار، بانوئی جز او انتظار نمی رفت، كه در كلماتش انوار خطبۀ علوی و اسرار كلام فاطمی مشاهده شود .

 پی نوشت ها :
1- احتجاج: 2/31 ، مقتل مقرّم/ 313
2- لهوف/ 146، مثیرالاحزان/ 86، بحارالانوار: 45/ 108
3- لهوف / 160 ، ارشاد: 2/119، مثیرالاحزان/ 90
4- لهوف/ 182 ، مثیر الاحزان / 101 ، بلاغات النسا / 21 ، مقتل خوارزمی : 2/ 64 ، بحارالانوار: 45/ 133 



نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها : حضرت زینب(س)، خطبه، سخنان، امام علی(ع)، فصاحت،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نام نهادن زینب(سلام الله علیها)
چشم اهل مدینه، روزی به جمال زینب کبری روشن شد که پیامبر گرامی اسلام(ص) در سفر بودند. فاطمه زهراء(س) به امیر مؤمنان(ع) عرض کردند: چون پدرم در مسافرت هستند، نامی برای این دختر برگزین. علی(ع) فرمودند: من بر پدرت پیشی نمی‌گیرم. صبر می‌کنیم تا رسول خدا (ص) از سفر باز گردند. پس از بازگشت رسول خدا (ص) از ایشان خواستند تا نامی برای نو رسیده انتخاب کنند. پیامبر فرمودند: فرزندان فاطمه اگرچه اولاد من هستند، ولی امر آن‌ها با خدا است و من منتظر دستور الهی می‌مانم. جبرئیل نازل شد و عرض کرد: خداوند می‌فرماید: نام این دختر را زینب بگذارید، چرا که این نام را در لوح محفوظ نوشته‌ایم.

القاب زینب(سلام الله علیها)
حضرت زینب را «عقیله بنی هاشم» نام نهاده‌ اند و عقیله، به زنی بزرگ منش گویند که در بین بستگان، عزیز و محترم و در خاندانِ خود، ارجمند باشد. دیگر لقب ایشان صدیقه صغری است. به زن بسیار راستگو، صدیقه گویند، و چون فاطمه زهرا را صدیقه کبری می‌خواندند و علی(ع) را صدیق اکبر، زینب را صدیقه صغری نامیده‌ اند.لقب دیگر آن بانوی بزرگوار، «عصمت صغری» است، چرا که ملکه پاک‌ دامنی و دوری از گناه را خداوند به او عطا فرموده بود. این بانوی امین و بزرگوار القاب دیگری نیز داشته‌ اند که از آن جمله است: «ولیّةُ الله» و «اَمینةُ‌ الله».

کمالات حضرت زینب (سلام الله علیها)
زینب کبری را کمالاتِ بسیار بود: در جمال و سکینه و وقار، همانند خدیجه کبری بود و در عصمت و حیا، به فاطمه زهرا می‌ مانست. در فصاحت و بلاغت، هم چون علی مرتضی بود و در حلم و بردباری، هم سانِ امام مجتبی و در شجاعت و قوت قلب، بسانِ حضرت سید الشهداء.

تربیت حضرت زینب (سلام الله علیها)
زینب کبری در حصنِ حصینِ نبوت و خاندان والا مقامِ ولایت و امامت تربیت یافت. از لبان آموزگار وحی، دانش اندوخت و در دامان کرامت، پرورش یافت و از تربیت خمسه طیبه، ادب آموخت.


نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها : حضرت زینب(ع)، امام علی(ع)، بنی هاشم، عبادت، بصیرت، حسین(علیه السلام)،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سالهای برداشت کشت بذر هجرت و جهاد رسیده بود و مکه که تا آن زمان به عنوان عمده ترین کانون حکومت کفر و شرک در جزیرَ العرب شناخته می شد در پی نصرت جبهه حق و حق مداران آغوش خویش را به روی مسلمانان گشود و فصل سبز رویش اسلام را در جان جهان آن روز به نمایش گذارد... در بامداد این بهار، و در گلستان سبز نبوی که آسمانش آبی عشق علوی را به خود دیده بود، نسیمی از کرانه دریای معرفت برآمد، تا که در نبود آفتاب ولایت طوفان به پا کند. این نسیم برآمده از آفتاب زینب (س) بود که با نشستن بر گلبرگ پاک احمدی رایحه نبوت و امامت گرفت و خود چونان آفتابی شد تا خورشید حقیقت پشت ابر زمانه نماند.باری «زینب» (س) متولد شد. چهار ساله بود که در یازدهم هجری، پیامبر(ص) رحل سفر به ملکوت بربست و او از آن پس شاهد بحران سیاسی و مظلومیت پدر گشته و پس از گذشت زمانی بس اندک به استقبال رنج و شهادت مادر می رود. او بزرگ بانویی است که اوصاف پدر، مادر و برادران معصومش در آینه وجود او تجلی داشت و وسعت ظرفیت وجودیش چنان بود که توانست از بوستان معرفت، بزرگترین قهرمانان اهل بیت عصمت و طهارت نهایت بهره معنوی را نصیب خویش کند.زینب کبری در صحنه تدبیر و درایت و علم و فراست نیز چنان برجسته بود که به عقیله بنی هاشم شهرت یافت و استواری اراده و تدبیرش در نزد بزرگان اهل بیت مورد ستایش قرار گرفت.

با گذر از دوره بیست و پنج ساله درد، اندوه و سکوت امام علی (ع) و رجعت امت و در حالی که هنوز شیرینی اقبال و استقبال مردم را در آن بیعت عمومی بخشیده بود، زینب (س) دگر بار به تماشای غوغاسالاری، بحران آفرینی و کارشکنی احزاب و گروهکهای نابخرد و قدرتمدار کینه توزی می نشیند که روغن چراغ خردشان سوخته و نیروی درک و شعورشان ریخته و توانایی تحرک و پویایی همراه با زمان را از دست داده و سودای بدویت پیشین را در دل دارند.چهار سال و اندی بدین گونه سپری می شود و در حالی که 35 بهار از عمر زینب (س) گذشت، رمضان سال 40 شاهد شهادت پدر می شود. از آن پس، نظاره گر انواع بازیگری و دسیسه کاری های اموی و احزاب همسوی آنان علیه برادر بزرگش می باشد تا آنکه سرانجام در پایان 9 سال تکرار ترجیع بند مظلومیت، بار دیگر مثنوی پر سوز شهادت نخستین برادر شکل می گیرد.

این قهرمان قصه پر غصه، در حالی که چهل و چهار ساله است، یک دوره 10 ساله اعمال فشار و ایجاد تنگناهای همه جانبه امویان علیه علویان را نیز تحمل کرده، تا سرانجام در نیمه دوم از دهه ششم عمرش به استقبال مسؤولانه هجرتی کارساز می رود. آری تاریخ این هجرت، بستر جریان اندیشه و حیات تاریخ رخدادهای بشری پیوسته ای است که می توان با بینش وخشیت، ازآن عبورکرد وعبرت آموخت و با آن عبرت به فهم ها و باورها و زندگی برتر رسید... و عاشورا، همین قطعه تاریخی از تبلور عینی حیات دینی و به عینیت درآمدن ساز و کار درونی حیات مستمر دینی است که زینب (س) هجرتش را بر مدار سرنوشت ساز آن آغاز نمود.


نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها : حضرت زینب(س)، عشق علوی، پرستار، تاریخ، امام علی(ع)، بانوی کربلا،
لینک های مرتبط :
امکانات جانبی