تبلیغات
شُبیر علیه السلام - مطالب ابر ثارالله
 
مقاتل
معرفی کتاب

«آینه در کربلاست» اثر دکتر محمدرضا سنگری تنها با گذشت یک سال از انتشار به چاپ هفتم رسیده است؛ این اثر روایتی کامل از واقعه عاشوراست.آینه در کربلاست از دقیقترین و جزئی پردازانه‌ترین تاریخ نوشته های عاشورا است که نویسنده در آن با استفاده از منابع دست اول و مورد وثوق علمای تاریخ شیعه، تحلیل جامعی از حادثه کربلا ارائه می‌دهد.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








حمایت
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
تربت قبر حضرت سیدالشهداء علیه السلام بواسطه شهیدی و عزیزی که در آن مدفون است قابل احترام است و سزاوار است که انسان آن را احترام کند کمااینکه در بعض ابواب اشاره شد که ائمه علیهم السلام وقتی تربت را می دیدند ابتدا می بوئیدند و بعد می بوسیدند و بر دیدگان مبارک می نهادند و در روایات هم توصیه به این شده است. مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح نقل می کنند که روایت شده هر گاه تربت را برمی دارید پس ببوسید آن را و بر هر دو دیده بگذارید و بر سایر بدن بمالید. لذا تربت احترام خاصی دارد، بودند افرادی که از روی کینه و عداوتی که با ائمه معصومین علهیم صلوات الله اجمعین داشتند و عداوت خودشان را به هر طریقی اظهار می کردند عده ای هم بودند وقتی به قبر امام علیه السلام و یا تربت امام علیه السلام می رسیدند بی احترامی می کردند و به خاطر عظمتی که خداوند در تربت حضرت امام حسین علیه السلام قرار داده است آنها گرفتار درد و الم می شدند. و این در روایات متعددی وارد شده است ابن عساکر در کتاب تاریخ دمشق خود دو روایت در این باره نقل می کند.

1- قال الأعمش: أحدث رجل من اهل الشام علی قبر الحسین بن علی علیه السلام فأبرص من ساعة.[1]

می گوید شخص بر قبر حضرت سیدالشهداء العیاذ بالله بول کرد بلافاصله در همان لحظه مرض برص گرفت.


2- عن جریر عن الأعمش: قال خری رجلّ من بنی اسد علی قبر الحسین بن علی قال فأصاب اهل ذلک البیت خبل و جنون و جُذام و مرض و فقر. [2]

مردی از بنی اسد روی قبر امام حسین علیه السلام غائط می کند آن مرد و اهل منزل او دچار مرض دیوانگی جُذام و فقر می شوند.

این است سزای کسی که به قبر مطهر حضرت سیدالشهداء علیه السلام بی احترامی کند.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، تربت، شفا، ائمه معصومین علهیم صلوات الله اجمعین،
یکشنبه 26 آذر 1396 :: نویسنده : عبرات
امام حسین علیه السلام بعد از مرگ معاویه و آغاز حکومت یزید، آن گاه که امر به بیعت شد، به دنیا و مظاهر آن زیر سایه ظلم و ستم یزید پشت نمود، و همه مصائب و بلاها را بر خود و اصحاب و اهل بیت خویش هموار نمود. «عبداللَّه بن عمر» در مکه به حضور امام علیه السلام رسید و عرض کرد، در تصمیمت عجله منما، از همین جا به مدینه بازگرد و شما نیز مثل سایرین باش، اگر قصد بیعت نداری در خانه بمان، کسی با تو کاری ندارد.

امام علیه السلام در پاسخ فرمودند: افّ بر این سخن.

افٍّ لِهَذَا الْکلامِ ابَداً مادامَتِ السَّمواتُ وَ الْارْضُ.

آیا من خطا کارم؟ اگر هستم بگویید، من مطیع می شوم!

«عبداللَّه» گفت خداوند فرزند پیامبر را خطاکار قرار نداده و نخواهد داد، طهارت خاندان شما بر همه روشن است. شما و یزید قابل قیاس نیستید. ولی می ترسم این صورت زیبایت را با شمشیر مورد حمله قرار دهند و از امّت، آن بینی که دوست نداری.

«حجاج» در زمان حکومت «عبدالملک»، به مدینه حمله نمود و «عبداللَّه بن زبیر» را به دار آویخت. «عبداللَّه بن عمر» نزد حجاج آمد و گفت دستت را دراز کن تا با تو برای عبدالملک بیعت کنم، چرا که پیامبر فرمود کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است. حجاج پایش را دراز کرد و گفت دستم مشغول است. عبداللَّه چون این تحقیر را دید گفت مرا تمسخر می کنی؟ حجاج پاسخ داد: ای احمق بنی عدی، تو با علی بیعت نکردی و اینک می گویی رسول خدا چنین و چنان فرموده است، آیا علی امام زمان تو نبود. به خدا سوگند، تو برای سخن پیامبر به اینجا نیامده ای، ترس تو از این چوبه داری است که عبداللَّه بن زبیر بدان آویخته شده است.

«عبداللَّه بن عباس» که او نیز در نوک حمله یزید قرار داشت به امام علیه السلام آن هنگام که حضرت از مکه قصد کوفه کرد، گفت: می ترسم در این مسیر کشته شوی، یا در مکه بمان و یا به یمن برو. حضرت در پاسخ فرمودند: به خدا سوگند خیرخواهی تو برایم محرز است ولی من تصمیم خود را گرفته ام.

مرگ و زندگی، دنیا و آخرت، برای امام علیه السلام شناخته شده بود، او به آخرت می نگریست و به وظیفه اش می اندیشید.

ولی دیگران به دنیا می اندیشیدند و دین برای آنان لقلقه زبانی بیش نبود.


منبع : غضنفری، علی؛ ره رستگاری، ج 1، ص: 344.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، دنیا، طهارت، بیعت،
1 - «لا تـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـی أحـَدٍ ثَلاثة: إلـی ذِی دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب؛ جز به یکی از سه نفر حاجت مبر:

الف. به دیندار،

ب. صاحب مروت،

ج. کسی که اصالت خانوادگی داشته باشد». [1]

2- «أیما اثنَین جَری بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـی الاخر کانَ سابقة الی الجنّة؛ هر یک از دو نفـری که میان آنها نزاعی واقع و یکـی از آن دو رضایت دیگری را بجـویـد، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود»[2]

3- «لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق؛ رستگـار نمی شوند مـردمـی که خشنـودی مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد» [3]

4- إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ؛ بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است» [4]

5- لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا؛ کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت» [5]

6- «أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء؛ عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند»[6]

7- «اَلبُکاءُ مِن خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ؛ گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است» [7]


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، احادیث، قیامت، دینداری،
سعد بن عبدالله می‏گوید: از حضرت قائم علیه ‏السلام تأویل کهیعص پرسیدم حضرت فرمود: این حروف از اخبار غیبی است که خدا بنده خود زکریای پیامبر را آگاه فرمود سپس برای حضرت محمد (ص) آن قصه را بیان کرده است، هنگامی که زکریا از پروردگار خواست که اسامی پنج تن را به او تعلیم فرماید جبرئیل به امر پروردگار نزد زکریا آمد و اسماء خمسه را بوی آموخت و زکریا هر وقت نام محمد و علی و فاطمه و حسن صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین را می ‏برد شاد می‏ شد و غم و اندوه او برطرف می‏ شد اما وقتی به نام حسین علیه ‏السلام می‏ رسید اندوه عمیقی تمام وجودش را فرامی‏ گرفت و گریه گلویش را می‏ فشرد و دچار حزن شدیدی می‏شد لذا روزی عرض کرد خدایا چرا هر وقت نام چهار نفر از پنج تن را می‏برم موجب تسلی خاطرم می‏ شود لیکن وقتی نام حسین (ع) را بر زبان جاری می‏ سازم اشکم فرو می‏ریزد و اندوه فراوان بر من مستولی می‏ گردد، پس خداوند تبارک و تعالی حکایت شهادت حسین را در کربلا برای زکریا بیان کرد و فرمود:  کهیعص فالکاف اسم کربلا و الهآء هلاک العترة الطاهرة والیاء یزید و هو ظالم الحسین و العین عطشه و الصاد صبره.

«کاف اشاره به کربلا است و هاء اشاره به شهادت و هلاکت عترت طاهرین است و یاء اشاره است به یزید که او ستمکار به حسین است و عین کنایه از تشنگی و عطش حسین است و صاد اشاره است به صبر و استقامت و بردباری حسین» وقتی زکریا این حکایت را شنید سه روز از مسجد خارج نشد و از پذیرش مردم در این سه روز امتناع نمود و به گریه و مرثیه‏ خوانی مشغول گردید و می‏گفت: الهی آیا این چنین جنایت هولناکی درباره فرزند بهترین مخلوقاتت به وقوع می‏پیوندد؟!

خدایا چنین حادثه ناگواری را برای نابودی ذریه پیامبرت نازل می‏فرمائی بار الها آیا لباس مصیبت بر قامت علی و فاطمه می ‏پوشانی؟!

خدایا آیا این مصیبت جانکاه را به ساحت مقدس آنان روا می‏داری؟ سپس از خدا درخواست نمود که در سن پیری فرزندی به او کرامت فرماید که او را دوست بدارد آن گاه حادثه مؤلمه برای وی مقدر فرماید مانند فاجعه ‏ای که برای محمد (ص) حبیب خود مقدر فرموده است و خدا هم دعایش را مستجاب فرمود یحیی را به او کرامت فرمود و به فاجعه ‏ای مبتلا گردید (که سرش را بریدند و برای طاغوت زمان فرستادند).

و مدت حمل یحیی و امام حسین شش ماه و هر دو یکسان بودند [1] .

پی نوشت :
1- بحار ج 44 ص223 - احتجاج ص 239 .
منبع : حسین نفس مطمئنه -محمد علی عالمی.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، حضرت قائم علیه‏السلام، کهیعص، عترت طاهرین، داستان کربلا،
پنجشنبه 23 آذر 1396 :: نویسنده : عبرات
عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّیِّ قَالَ كُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا اسْتَسْقَى الْمَاءَ فَلَمَّا شَرِبَهُ رَأَیْتُهُ قَدِ اسْتَعْبَرَ وَ اغْرَوْرَقَتْ عَیْنَاهُ بِدُمُوعِهِ ثُمَّ قَالَ لِی یَا دَاوُدُ لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَ الْحُسَیْنِ ع فَمَا مِنْ عَبْدٍ شَرِبَ الْمَاءَ فَذَكَرَ الْحُسَیْنَ ع وَ لَعَنَ قَاتِلَهُ إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِائَةَ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ حَطَّ عَنْهُ مِائَةَ أَلْفِ سَیِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ مِائَةَ أَلْفِ دَرَجَةٍ وَ كَأَنَّمَا أَعْتَقَ مِائَةَ أَلْفِ نَسَمَةٍ وَ حَشَرَهُ اللَّهُ تَعَالَى یَوْمَ الْقِیَامَةِ ثَلِجَ الْفُؤَادِ.

داود رقّى مى ‏گوید: در محضر مبارك امام صادق علیه السّلام بودم، حضرت آب طلبیدند و زمانى كه آب را نوشیدند دیدم در حضرت حالت گریه پیدا شد و دو چشم آن حضرت غرق اشك شد. سپس به من فرمودند: اى داود! خدا قاتل حسین علیه السّلام را لعنت كند؛ بنده ‏اى نیست كه آب نوشیده و حسین علیه السّلام را یاد نموده و كشنده ‏اش را لعنت كند مگر آن كه خداوند منّان صد هزار حسنه براى او می نویسد و صد هزار گناه از او محو كرده و صد هزار درجه، مقامش را بالا برده و گویا صد هزار بنده، آزاد كرده و روز قیامت حق تعالى او را با قلبى آرام و مطمئن محشورش مى ‏كند.

كامل الزیارات، ص: 107-106.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، امام صادق علیه السّلام، نوشیدن آب،
چهارشنبه 22 آذر 1396 :: نویسنده : عبرات
وقتی تمام یاران و نزدیکان امام حسین(ع) شربت شهادت نوشیدند وی به تنهایی در مقابل آن لشکر عظیم به نبرد پرداخت و بسیاری را کشت. هیبت امام اجازه نمی داد کسی رویاروی او بجنگد. بنابراین دسته جمعی به طرفش هجوم برده و با هر وسیله ای که در اختیار داشتند بر پیکر شریف و مطهرش ضربه وارد نمودند. از شدت جراحات، توانائیش کم شد و برای لحظاتی بر زمین نشست که ناگاه سنگی بر پیشانیش اصابت نمود و خون فوران کرد، وقتی لباس خود را بالا گرفت تا خون سرش را پاک کند تیری زهرناک بر سینه اش نشست و قلبش را درید. امام در حالی که سر به آسمان گرفته بود فرمود:

بسم اللّه و باللّه و علی ملة رسول اللّه؛ آنگاه تیر را از پشت خود بیرون کشید و همانطور که خون از سینه اش می ریخت کفی از آن پر کرد و به آسمان پاشید که قطره ای از آن به زمین برنگشت. در ساعات آخر کارزار ملعونی ضربه ای به سر مبارک امام زد به طوری که عمامه اش بر زمین افتاد و سرش شکافت آن حضرت او را نفرین کرد و فرمود: امیدوارم با این دست نخوری و نیاشامی و خدا تو را با ستمگران محشور کند. نفرین امام او را گرفتار کرد و زمانی که عمامه را به سرقت برد، همسرش او را طرد کرد و از خانه بیرون راند. آن ملعون خواست به صورت زنش سیلی بزند دستش به میخی گرفت و از مرفق قطع شد و همیشه فقیر و گدا باقی ماند.(1)

منبع :1. مقتل الحسین، ص 312.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، شهادت، خون حسین،
سه شنبه 21 آذر 1396 :: نویسنده : عبرات
«ثار» از ریشه «ثَأر» و «ثُؤرة» به معنای انتقام و خون خواهی و نیز به معنای خون آمده است.(1)

1. برای ثارالله معانی و وجوه مختلفی ذکر شده که هر یک تفسیر خاص خود را می طلبد و در مجموع به این معناست که خداوند، ولیّ دم آن حضرت است و خود او خون آن بزرگوار را از دشمنانش طلب می کند؛ زیرا ریختن خون سیدالشهدا در کربلا، تجاوز به حریم و حرمت الهی و مقابله با خداوند است. به طور کلی از آن جهت که اهل بیت علیهم السلام «آل الله» هستند، شهادت این امامان، ریخته شدن خونِ متعلق به خداوند است.(2)

اگر چه این واژه در قرآن نیامده است؛ اما می توان آن را با آیات قرآنی این گونه توجیه نمود. خداوند می فرماید: مَن قُتل مظلوماً فقد جعلنا لولیّه سلطاناً؛(3) آن کس که مظلوم کشته شده، برای ولی اش سلطه (و حق قصاص) قرار دادیم».

هر کسی (صرف نظر از مسلک و مذهبش)، اگر مظلومانه کشته شود، اولیای دم او، حق خون خواهی دارند و از آن جا که اهل بیت علیهم السلام ـ به ویژه امام حسین علیه السلام ـ مظلومانه و در راه ایمان و حق و خداوند کشته شده اند و جان به جان آفرین تسلیم کرده اند، در واقع «ولیّ دم» و خونخواه آنان، خود خداوند است.

بنابراین «ثارالله» به این معناست که خون بهای امام حسین علیه السلام، متعلق به خداست و او کسی است که خون بهای امام حسین علیه السلام را خواهد گرفت. این واژه، حاکی از شدت همبستگی و پیوند سیدالشهدا علیه السلام با خداوند است که شهادتش همچون ریخته شدن خونی از قبیله خدا می ماند که جز با انتقام گیری و خون خواهی خدا، تقاص نخواهد شد.(4)


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : امام حسین علیه ‌السلام، ثار، ثارالله، خدا، خون‌بها،
امام (ع) در سوم یا چهارم شعبان سال چهارم هجری در مدینه دیده به جهان گشود. 6 سال در زمان جدش، 30 سال در کنار پدرش و 10سال در کنار برادر و پس از آن 10 سال در اوج قدرت معاویه باوی مبارزه کرد و سرانجام در محرم 61 هجری در کربلا به شهادت رسید.

تولد امام حسین (ع)
امام رضا (ع) می فرماید: چون حسین (ع) متولد شد و او را نزد رسول اکرم (ص) آوردند، حضرت در گوش های وی اذان و اقامه گفت و مراسم نامگذاری به پایان رسید. پیامبر او را بوسید و گریه کرد وفرمود: «تو را مصیبتی عظیم در پیش است. خداوند لعنت کندکشنده او را.» در روز هفتم نیز پس از این که برایش «عقیقه »کرد، از شهادت او خبر داد و فرمود: «گروهی کافر ستمکار ازبنی امیه او را خواهند کشت.»

فُطرس ملک آزاد شده حسین است
از حضرت صادق (ع) روایت شده که فطرس ملکی از حاملان عرش الهی بود و به سبب تعلل، مغضوب خداوند شد. بالش درهم شکسته درجزیره ای مشغول عبادت بود.چون جبرئیل و جمعی از فرشتگان برای تهنیت گویی ولادت حسین (ع) می آمدند، او نیز همراه آنان آمد؛ خود را به گهواره حضرت مالید و توبه اش قبول شد و به وضع اول برگشت. چون «فطرس » به آسمان بالا می رفت، می گفت: «کیست مانند من، من آزاد شده حسین بن علی و فاطمه و محمد (ص) هستم.» شهید مطهری می گوید: داستان فطرس ملک، رمزی است از برکت وجود سید الشهداء که بال شکسته ها با تماس به او صاحب بال و پر می شوند، افراد و ملتها اگر به راستی خود را به گهواره حسین (ع) بمالند، ازجزایر دور افتاده رهایی یافته و آزاد می شوند.

امام حسین (ع) همراه و همرزم پدر و برادر
حضرت در دوران نوجوانی روزی وارد مسجد پیامبر (ص) شد، دید عمربالای منبر است. گفت: از منبر پدرم پایین بیا و بالای منبر پدرت برو. عمر گفت: پدرم منبر نداشت. او در هر سه جنگ حضرت علی (ع)شرکت فعال داشت و هنگام حرکت نیروهای امام مجتبی (ع) به سمت شام، همراه آن حضرت در صحنه نظامی حضور یافت.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، مدینه، دین، قیام، شهادت، آثار قیام امام حسین (ع)،
پنجشنبه 16 آذر 1396 :: نویسنده : عبرات
هر چه بیشتر در حالات سیدالشهداء علیه السلام دقیق شویم این رمز بر ما آشکارتر می شود که در امر دین، بصیرتی خارق العاده و بینشی غیبی، راهنمای آن حضرت بوده است.علم و دانش آن بزرگوار از احتجاجات او با دشمنان اهل بیت، بخصوص معاویه و مروان، از نامه هایی که به معاویه مرقوم فرموده، از خطبه هایی که به مناسبت های مختلف انشاء نموده اند و از دعای عرفه، و دعاهای دیگری که از آن حضرت در کتاب های شیعه و سنی نقل است، ظاهر و آشکار می گردد.

نافع بن ازرق، رهبر فرقه ازارقه خوارج به امام حسین علیه السلام عرض کرد:

«خدایی را که می پرستی برای من توصیف کن!»


امام حسین علیه السلام فرمود:

یا نافِعُ مَنْ وَضَعَ دینَهُ عَلَی الْقِیاسِ لَمْ یزَلِ الدَّهْرُ فِی الالتِباسِ مائِلًا ناکباً عَنِ الْمِنْهاجِ ظاعِناً بِالْاعْوِجاجِ ضالّاً عَنِ السَّبیلِ قائِلًا غَیرَ الْجَمیلِ یابْنَ الازْرَقِ اصِفُ الهی بِما وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ لایدْرَک بِالْحَواسِ، وَلا یقاسُ بِالنّاسِ قَریبٌ غَیرُ مُلْتَصِق، وَبَعیدٌ غَیرُ مُسْتَقْصی یوَحَّدُ، وَلا یبَعَّضُ مَعْرُوفٌ بِالْآیاتِ مَوْصُوفٌ بِالْعَلاماتِ لا الهَ الا هُوَ الْکبیرُ الْمُتَعالُ؛

ای نافع! هرکس دین خود را بر قیاس بسازد همواره در اشتباه است و در راه به صورت افتد، به اعوجاج و کژی کوچ کند، گمراه گردد و سخنان نازیبا گوید. ای پسر ازرق! من خدایم را وصف می کنم به آنچه او خود را وصف فرموده است. او به حواس ادراک نشود و به مردم قیاس نگردد.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، هدایت، نافع بن ازرق، چراغ اسلام،
دوشنبه 13 آذر 1396 :: نویسنده : عبرات
1 - روز عاشورا بین دو لشکر حقّ و باطل، آتش جنگ با شدّت تمام شعله ور بود. در وسط های روز، یکی از یاران امام حسین صلوات اللّه علیه جلو آمد و به آن حضرت عرضه داشت: هنگام نماز فرا رسیده است؛ و اکنون که به ملاقات خداوند متعال می روم، دوست دارم آخرین نماز را خوانده باشم.

حضرت ابا عبداللّه الحسین علیه السّلام نگاهی به سمت آسمان کرد و فرمود: یادی از نماز کردی، خداوند تو را از نمازگزاران قرار دهد؛ بلی، وقت نماز فرا رسیده است، از دشمن بخواهید تا مهلت دهند و نمازمان را بخوانیم. ولی دشمن نپذیرفت، به همین جهت امام علیه السّلام به زهیر بن قین و سعید بن عبداللّه دستور داد تا جلوی نمازگزاران بایستند و خود را سپر قرار دهند، تا آن که حضرت به همراه دیگران نماز را اقامه نماید.آن دو نفر با چند تن دیگر از یاران جلوی حضرت ایستادند و بقیه اصحاب پشت سر آن حضرت قرار گرفتند و نماز را به جماعت به عنوان نماز خوف اقامه نمودند.[1]

2 - روزی عدی فرزند حاتم طائی به همراه عُبِیده، فرزند عمر به محضر مبارک امام حسین صلوات اللّه علیه آمدند و در حالی که تپش قلبش بسیار شدید بود گفت: ای ابا عبداللّه! ذّلت را با عزّت - در صلح امام حسن علیه السّلام با معاویه - مبادله کردید؛ و متاعی قلیل پذیرفتید و عظمت خود را از دست دادید، همه ما، به وسیله شما مطیع شدیم و یک عُمْر باید مخالف باشیم.

اکنون برادرت حسن و جریان صلح را رها کن و نیروها و شیعیانت را از کوفه و دیگر شهرها جمع نما.

امام حسین علیه السّلام فرمود: ما معاهده بسته ایم و راهی بر شکست آن نیست، چون عهدشکنی شیوه ما نمی باشد.[2]

3 - هنگامی که امام حسین علیه السّلام به سرزمین کربلا وارد شد، نامه ای از سوی عبیداللّه ملعون برای آن حضرت ارسال شد.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، درس زندگی، حکایت، عاشورا،
شخصی از انصار مسلمین مدینه به حضور امام حسین علیه السلام برای درخواست کمک مالی آمد و تقاضای کمک کرد.

امام حسین علیه السلام فرمود: ای برادر انصاری آبرو و شخصیت خود را از سؤال رودررو حفظ کن، درخواست خود را در نامه ای بنویس که من به خواست خدا آن چه را که موجب شادی توست انجام خواهم داد.

مرد انصاری در نامه ای نوشت: ای حسین پانصد دینار به فلانی بدهکارم، و او اصرار می کند که طلبش را بپردازم، با او صحبت کن تا وقتی که پولدار شوم، صبر کند.وقتی امام حسین علیه السلام نامه او را خواند، به منزل تشریف برد و کیسه ای حاوی هزاردینار آورد و به آن مرد انصاری داد و فرمود: با پانصد دینار، بدهی خود را بپرداز با پانصد دینار دیگر، زندگی خود را سر و سامان بده، و حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو: دین دار، جوانمرد و صاحب اصالت خانوادگی.

چراکه در مورد آدم دیندار، دین، نگهدار اوست و مانع آن است که آبروی تو را ببرد و در مورد جوانمرد، او به خاطر جوانمردی، حیا و شرم می کند، و در مورد کسی که اصالت خانوادگی دارد، او برای نیازت، آبروی تو را نمی ریزد، بلکه شخصیت تو را حفظ می کند و بدون برآوردن حاجتت، رد نمی شود.

منبع : داستان دوستان/ 292 به نقل از نهج الشهادة/ 305




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، کمک مالی، آبرو، اصالت خانوادگی،
در روز عاشورا حضرت اباعبداللَّه علیه السلام صورت روی صورت سه تن از گلگون کفنان کربلا گذاشت.

1- حضرت علی اکبر علیه السلام
آنگاه که حضرت علی اکبر بر زمین افتاد و در آستانه شهادت بود و صدا می زد «یا أبَتاهُ عَلَیک مِنِّی السَّلام» حضرت خود را بر بالین فرزند پیامبرگونه خود رساند و در حالی که به شدت گریه می کرد، صورت بر صورت او نهاد و بر قاتلینش نفرین کرد[1].

در روضة الصّفا آمده است: در این لحظه صدای حضرت امام حسین علیه السلام به گریه بلند شد و کسی تا آن زمان صدای گریه او را نشنیده بود[2].


2- اسلم بن عمرو
اسلم معروف به غلام ترک که غلام حضرت سیدالشهداء علیه السلام و قاری قرآن بود.

وقتی روی زمین قرار گرفت و هنوز رمقی در بدن داشت امام علیه السلام سر او را در آغوش گرفت و صورت به صورتش گذاشت، اسلم تبسّمی کرد و گفت: من کجا و فرزند رسول خدا کجا که صورت به صورتم گذاشته است! و سپس روحش به آسمان پرکشید[3].

3- واضح ترک
وی غلام حارث سلمانی بود، در آستانه شهادتش، امام حسین علیه السلام خود را بر بالین وی رساند، و صورت به صورتش نهاد[4].

پی نوشت ها:
[1] اللهوف: ص 114.
[2] دمع السجوم: ص 162.
[3] ابصار العین فى انصار الحسین علیه السلام: ص 85.
[4] فرسان الهیجاء: ج 2، ص 135.
منبع : بهرامی، غلامرضا؛ گزارشی از کربلا بر اساس آمار، ص: 30.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : محرم الحرام، ثارالله، علی اکبر علیه السلام،
جمعه 3 آذر 1396 :: نویسنده : عبرات
یکی از اصولی که قرآن بر آن اصرار دارد، عشق به خوبان و خوبی ها و تنفر از بدان و بدی هاست.

قرآن می فرماید: از ابراهیم بیاموز که چگونه از عموی منحرف خود اظهار بیزاری کرد؛ فلمّا تبیّن له انّه عدوّ للّه تبرّء منه انّ ابراهیم لاوّاه حلیم [1]  آن گاه که برای ابراهیم آشکار شد که او دشمن خداست از او بیزاری جست، با آنکه ابراهیم بسیار دلسوز و بردبار است.

پیامبر صلّی اللّه علیه و آله مأمور است که به مشرکان بگوید: انّنی بریٌ ممّا تشرکون [2]  من از آنچه شما شریک خدا قرار می دهید، بیزارم.

سوره ی برائت نشان گر آن است که تنها علاقه به خوبی ها کافی نیست، بلکه باید با بیان و فریاد، گفتن و نوشتن، نامه و ناله و اشک و عمل، از بدیها بیزاری جست و نسبت به آنها ابراز تنفر کرد.هر سال میلیون ها مسلمان در سرزمین منی در کنار خانه ی خدا به پیروی از ابراهیم علیه السلام در سه روز پشت سر هم به سوی نماد شیطان، 49 سنگ پرتاب کرده و از شیطان و شیطان نماها برائت می جویند.جالب آنکه بعد از پرتاب سنگ ها به سوی شیطان، حاجیان این دعا را می خوانند: خدایا حج من را قبول کن که این رمز آن است که قبولی حج با طرد شیطان و شیطان ها همراه است.


ناگفته پیداست که شیطان در هر زمان به شکل و صورتی است، چنانکه امام راحل قدس سرّه فرمود: آمریکا شیطان بزرگ است.

در زیارت عاشورا به امام حسین علیه السلام و یارانش صد مرتبه سلام می دهیم و در مقابل به دشمنان او که دشمنان دین و خدایند، صد بار لعنت می کنیم. تکرار پرتاب سنگ در سرزمین منی به شیطان و تکرار لعنت در زیارت عاشورا، نشان دهنده ی آن است که باید با محبّت خوبان و بغض دشمنان خو بگیریم و خو گرفتن در اثر تکرار است.

حضرت علی علیه السلام متولّد کعبه و خانه زاد خداست، خداوند می فرماید: به دور کعبه بچرخید تا در طواف خانه خدا عشق علی و فکر و راه او در جان شما جای گیرد. انسان بی عشق و تنفّر، همانند حیوانی است که فقط نفس می کشد. در هر شبانه روز ده مرتبه از خداوند می خواهیم که ما را در راه اولیای خود ثابت قدم بدارد؛ اهدنا الصراط المستقیم صراط الّذین انعمت علیهم و از راه منحرفان و غضب شدگان بیزاری می جوییم غیر المغضوب علیهم و لا الضّالّین سنگ کعبه را می بوسیم، ولی از سنگ جمرات با پرتاب سنگریزه ها به آن، ابراز نفرت می کنیم.روز عرفه به عشق حسین علیه السلام و دعای او اشک می ریزیم، ولی فردای آن در عید قربان، کارد بدست خون می ریزیم و قربانی می کنیم. با یک دست دعا و با دست دیگر سلاح.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، زیارت عاشورا، روح قرآن،


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :