امام حسین علیه السلام بعد از مرگ معاویه و آغاز حکومت یزید، آن گاه که امر به بیعت شد، به دنیا و مظاهر آن زیر سایه ظلم و ستم یزید پشت نمود، و همه مصائب و بلاها را بر خود و اصحاب و اهل بیت خویش هموار نمود. «عبداللَّه بن عمر» در مکه به حضور امام علیه السلام رسید و عرض کرد، در تصمیمت عجله منما، از همین جا به مدینه بازگرد و شما نیز مثل سایرین باش، اگر قصد بیعت نداری در خانه بمان، کسی با تو کاری ندارد.

امام علیه السلام در پاسخ فرمودند: افّ بر این سخن.

افٍّ لِهَذَا الْکلامِ ابَداً مادامَتِ السَّمواتُ وَ الْارْضُ.

آیا من خطا کارم؟ اگر هستم بگویید، من مطیع می شوم!

«عبداللَّه» گفت خداوند فرزند پیامبر را خطاکار قرار نداده و نخواهد داد، طهارت خاندان شما بر همه روشن است. شما و یزید قابل قیاس نیستید. ولی می ترسم این صورت زیبایت را با شمشیر مورد حمله قرار دهند و از امّت، آن بینی که دوست نداری.

«حجاج» در زمان حکومت «عبدالملک»، به مدینه حمله نمود و «عبداللَّه بن زبیر» را به دار آویخت. «عبداللَّه بن عمر» نزد حجاج آمد و گفت دستت را دراز کن تا با تو برای عبدالملک بیعت کنم، چرا که پیامبر فرمود کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است. حجاج پایش را دراز کرد و گفت دستم مشغول است. عبداللَّه چون این تحقیر را دید گفت مرا تمسخر می کنی؟ حجاج پاسخ داد: ای احمق بنی عدی، تو با علی بیعت نکردی و اینک می گویی رسول خدا چنین و چنان فرموده است، آیا علی امام زمان تو نبود. به خدا سوگند، تو برای سخن پیامبر به اینجا نیامده ای، ترس تو از این چوبه داری است که عبداللَّه بن زبیر بدان آویخته شده است.

«عبداللَّه بن عباس» که او نیز در نوک حمله یزید قرار داشت به امام علیه السلام آن هنگام که حضرت از مکه قصد کوفه کرد، گفت: می ترسم در این مسیر کشته شوی، یا در مکه بمان و یا به یمن برو. حضرت در پاسخ فرمودند: به خدا سوگند خیرخواهی تو برایم محرز است ولی من تصمیم خود را گرفته ام.

مرگ و زندگی، دنیا و آخرت، برای امام علیه السلام شناخته شده بود، او به آخرت می نگریست و به وظیفه اش می اندیشید.

ولی دیگران به دنیا می اندیشیدند و دین برای آنان لقلقه زبانی بیش نبود.


منبع : غضنفری، علی؛ ره رستگاری، ج 1، ص: 344.



طبقه بندی: امام حسین (ع)، 
برچسب ها: ثارالله، دنیا، طهارت، بیعت،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 آذر 1396 توسط عبرات
1 - «لا تـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـی أحـَدٍ ثَلاثة: إلـی ذِی دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب؛ جز به یکی از سه نفر حاجت مبر:

الف. به دیندار،

ب. صاحب مروت،

ج. کسی که اصالت خانوادگی داشته باشد». [1]

2- «أیما اثنَین جَری بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـی الاخر کانَ سابقة الی الجنّة؛ هر یک از دو نفـری که میان آنها نزاعی واقع و یکـی از آن دو رضایت دیگری را بجـویـد، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود»[2]

3- «لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق؛ رستگـار نمی شوند مـردمـی که خشنـودی مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد» [3]

4- إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ؛ بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است» [4]

5- لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا؛ کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت» [5]

6- «أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء؛ عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند»[6]

7- «اَلبُکاءُ مِن خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ؛ گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است» [7]


ادامه مطلب...
طبقه بندی: امام حسین (ع)، 
برچسب ها: ثارالله، احادیث، قیامت، دینداری،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 آبان 1397 توسط عبرات
سعد بن عبدالله می‏گوید: از حضرت قائم علیه ‏السلام تأویل کهیعص پرسیدم حضرت فرمود: این حروف از اخبار غیبی است که خدا بنده خود زکریای پیامبر را آگاه فرمود سپس برای حضرت محمد (ص) آن قصه را بیان کرده است، هنگامی که زکریا از پروردگار خواست که اسامی پنج تن را به او تعلیم فرماید جبرئیل به امر پروردگار نزد زکریا آمد و اسماء خمسه را بوی آموخت و زکریا هر وقت نام محمد و علی و فاطمه و حسن صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین را می ‏برد شاد می‏ شد و غم و اندوه او برطرف می‏ شد اما وقتی به نام حسین علیه ‏السلام می‏ رسید اندوه عمیقی تمام وجودش را فرامی‏ گرفت و گریه گلویش را می‏ فشرد و دچار حزن شدیدی می‏شد لذا روزی عرض کرد خدایا چرا هر وقت نام چهار نفر از پنج تن را می‏برم موجب تسلی خاطرم می‏ شود لیکن وقتی نام حسین (ع) را بر زبان جاری می‏ سازم اشکم فرو می‏ریزد و اندوه فراوان بر من مستولی می‏ گردد، پس خداوند تبارک و تعالی حکایت شهادت حسین را در کربلا برای زکریا بیان کرد و فرمود:  کهیعص فالکاف اسم کربلا و الهآء هلاک العترة الطاهرة والیاء یزید و هو ظالم الحسین و العین عطشه و الصاد صبره.

«کاف اشاره به کربلا است و هاء اشاره به شهادت و هلاکت عترت طاهرین است و یاء اشاره است به یزید که او ستمکار به حسین است و عین کنایه از تشنگی و عطش حسین است و صاد اشاره است به صبر و استقامت و بردباری حسین» وقتی زکریا این حکایت را شنید سه روز از مسجد خارج نشد و از پذیرش مردم در این سه روز امتناع نمود و به گریه و مرثیه‏ خوانی مشغول گردید و می‏گفت: الهی آیا این چنین جنایت هولناکی درباره فرزند بهترین مخلوقاتت به وقوع می‏پیوندد؟!

خدایا چنین حادثه ناگواری را برای نابودی ذریه پیامبرت نازل می‏فرمائی بار الها آیا لباس مصیبت بر قامت علی و فاطمه می ‏پوشانی؟!

خدایا آیا این مصیبت جانکاه را به ساحت مقدس آنان روا می‏داری؟ سپس از خدا درخواست نمود که در سن پیری فرزندی به او کرامت فرماید که او را دوست بدارد آن گاه حادثه مؤلمه برای وی مقدر فرماید مانند فاجعه ‏ای که برای محمد (ص) حبیب خود مقدر فرموده است و خدا هم دعایش را مستجاب فرمود یحیی را به او کرامت فرمود و به فاجعه ‏ای مبتلا گردید (که سرش را بریدند و برای طاغوت زمان فرستادند).

و مدت حمل یحیی و امام حسین شش ماه و هر دو یکسان بودند [1] .

پی نوشت :
1- بحار ج 44 ص223 - احتجاج ص 239 .
منبع : حسین نفس مطمئنه -محمد علی عالمی.



طبقه بندی: امام حسین (ع)، 
برچسب ها: ثارالله، حضرت قائم علیه‏السلام، کهیعص، عترت طاهرین، داستان کربلا،
نوشته شده در تاریخ شنبه 10 شهریور 1397 توسط عبرات
عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّیِّ قَالَ كُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا اسْتَسْقَى الْمَاءَ فَلَمَّا شَرِبَهُ رَأَیْتُهُ قَدِ اسْتَعْبَرَ وَ اغْرَوْرَقَتْ عَیْنَاهُ بِدُمُوعِهِ ثُمَّ قَالَ لِی یَا دَاوُدُ لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَ الْحُسَیْنِ ع فَمَا مِنْ عَبْدٍ شَرِبَ الْمَاءَ فَذَكَرَ الْحُسَیْنَ ع وَ لَعَنَ قَاتِلَهُ إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِائَةَ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ حَطَّ عَنْهُ مِائَةَ أَلْفِ سَیِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ مِائَةَ أَلْفِ دَرَجَةٍ وَ كَأَنَّمَا أَعْتَقَ مِائَةَ أَلْفِ نَسَمَةٍ وَ حَشَرَهُ اللَّهُ تَعَالَى یَوْمَ الْقِیَامَةِ ثَلِجَ الْفُؤَادِ.

داود رقّى مى ‏گوید: در محضر مبارك امام صادق علیه السّلام بودم، حضرت آب طلبیدند و زمانى كه آب را نوشیدند دیدم در حضرت حالت گریه پیدا شد و دو چشم آن حضرت غرق اشك شد. سپس به من فرمودند: اى داود! خدا قاتل حسین علیه السّلام را لعنت كند؛ بنده ‏اى نیست كه آب نوشیده و حسین علیه السّلام را یاد نموده و كشنده ‏اش را لعنت كند مگر آن كه خداوند منّان صد هزار حسنه براى او می نویسد و صد هزار گناه از او محو كرده و صد هزار درجه، مقامش را بالا برده و گویا صد هزار بنده، آزاد كرده و روز قیامت حق تعالى او را با قلبى آرام و مطمئن محشورش مى ‏كند.

كامل الزیارات، ص: 107-106.



طبقه بندی: امام حسین (ع)، 
برچسب ها: ثارالله، امام صادق علیه السّلام، نوشیدن آب،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 آذر 1396 توسط عبرات
(تعداد کل صفحات:11)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ ... ]