مقاتل
معرفی کتاب

«آینه در کربلاست» اثر دکتر محمدرضا سنگری تنها با گذشت یک سال از انتشار به چاپ هفتم رسیده است؛ این اثر روایتی کامل از واقعه عاشوراست.آینه در کربلاست از دقیقترین و جزئی پردازانه‌ترین تاریخ نوشته های عاشورا است که نویسنده در آن با استفاده از منابع دست اول و مورد وثوق علمای تاریخ شیعه، تحلیل جامعی از حادثه کربلا ارائه می‌دهد.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








حمایت
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
زینب کبری (س) روز پنجم جمادی الاول سال 5 یا 6 هجرت در مدینه چشم به جهان گشود. خبر تولد نوزاد عزیز، به گوش رسول خدا (ص) رسید. رسول خدا (ص) برای دیدار او به منزل دخترش حضرت فاطمه زهرا (س) آمد و به دختر خود فاطمه (س) فرمود: ((دخترم، فاطمه جان، نوزادت را برایم بیاور تا او را ببینم )).


فاطمه (س) نوزاد کوچکش را به سینه فشرد، بر گونه های دوست داشتنی او بوسه زد، و آن گاه به پدر بزرگوارش داد. پیامبر (ص) فرزند دلبند زهرای عزیزش را در آغوش کشیده صورت خود را به صورت او گذاشت و شروع به اشک ریختن کرد. فاطمه (ص) ناگهان متوجه این صحنه شد و در حالی که شدیدا ناراحت بود از پدر پرسید: پدرم، چرا گریه می کنی؟! رسول خدا (ص) فرمود: ((گریه ام به این علت است که پس از مرگ من و تو، این دختر دوست داشتنی من سرنوشت غمباری خواهد داشت، در نظرم مجسم گشت که او با چه مشکلاتی دردناکی رو به رو می شود و چه مصیبت های بزرگی را به خاطر رضای خداوند با آغوش باز استقبال می کند)).

در آن دقایقی که آرام اشک می ریخت و نواده عزیزش را می بوسید، گاهی نیز چهره از رخسار او برداشته به چهره معصومی که بعدها رسالتی بزرگ را عهده دار می گشت خیره خیره می نگریست و در همین جا بود که خطاب به دخترش فاطمه (س) فرمود: ((ای پاره تن من و روشنی چشمانم، فاطمه جان، هر کسی که بر زینب و مصایب او بگرید ثواب گریستن کسی را به او می دهند که بر دو برادر او حسن و حسین گریه کند)).[1]

پی نوشت ها:
[1] خطابه زینب كبرى (س ) پشتوانه انقلاب امام حسین (ع) صفحات 55 - 57 اثر دانشمند محترم محمد مقیمى از انتشارات سعدى ، به نقل از طراز المذهب ، ص 32 و 22.
منبع : ۲۰۰ داستان از فضایل ، مصایب و كرامات حضرت زینب (ع)، عباس عزیزى.




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : حضرت زینب(س)، ولادت، ثواب گریستن بر حسین(ع)، رسول خدا (ص)،
دوشنبه 10 اسفند 1394 :: نویسنده : عبرات


به پیشگاه تو هر کس رسید، زانو زد
اسیر بودی و پیشت یزید زانو زد

امین وحی در آغاز «سوره‌ی مریم»
همینکه مدح تو را میشنید زانو زد

فراز گوش کسی که شنید وصف تو را
«رقیب» نیز شبیه «عتید» زانو زد

غزل، قصیده، رباعی که جای خود دارند!
به پاس مدح تو حتّی سپید زانو زد

مقام قافله سالاری تو را تا عرش
هزار قافله با صد امید زانو زد

بدون اینکه بداند چه ها کشیدی تو
کسی که بار غمت را خرید ... زانو زد

زبان نیزه و شمشیر پیش تو لاااال است
 که در گداز کلامت «حَدید» زانو زد

قسم به جسم بدون سر «مدافعان حرم»
که زیر پای تو حتّی «ورید» زانو زد

به زینبیّه چو شد باز، پای نامَحرم
چقدر دور و بر تو شهید زانو زد ...

سجاد شاکری




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : حضرت زینب(س)، سروده، شهید، قافله سالار، مدافعان حرم،
سه شنبه 13 بهمن 1394 :: نویسنده : عبرات


آن مخدّره خطابه هایی چند كه درنهایت فصاحت و بلاغت بوده انشاء فرمودند:

1- خطبۀ فصیح و بلیغ آن حضرت در شهر كوفه كه بسیاری از علماء شیعه و سنّی نقل كرده اند،چنان كوبنده بود و در مردم تأثیر گذاشت كه راوی می گوید : به خدا قسم، آن روز مردم را دیدم كه حیران و سرگردان می گریستند و ازحیرت انگشت به دندان می گزیدند.....

آن بانو طوری سخن می گفت كه مردم كوفه، كه هنوز طنین خطبه های دلنشین و پرشور امیرالمؤمنین (ع) را بخاطر داشتند، گمان می كردند پدر بزرگوارش حضرت علی (ع) سخن می گوید: آنگاه كه آن مظلومه امر به سكوت نمود  « فَارْتَدّتِ الْاَنْفاسُ وَ سَكَنَتِ الْاَجْراسُ »

« نفسها به سینه برگشت و صدای زنگها ساكت شد » .

به روایت طبرسی رحمة الله (1) امام سجّاد (ع) فرمودند:

« عمّه جان ، آرام باش ، آیندگان باید از گذشتگان عبرت بگیرند ، تو به لطف پروردگار ناخوانده دانی و نیاموخته فرزانه ای ....»

كه آن مخدّره خاموش گردید. (2)

2- سخنان آن حضرت در مجلس ابن زیاد، كه در پاسخ آن ملعون بیان كردند و ابن زیاد چنان خشمگین شد كه گویی تصمیم به كشتن حضرت زینب (ع) گرفت كه قبلاً ذكر كردیم . ( 3)

3- خطبه آن مخدّره در مجلس یزید كه عدّۀ زیادی از علماء شیعه و سنّی در كتب خود نقل كرده اند، كه یزید را رسوا نمود و از كردار خود پشیمان كرد، و آن ملعون را پیش دوست و دشمن شرمسار و ذیل فرمود. (4)

خلاصه ؛ فصاحت و بلاغت كلام حضرت زینب (ع) بركسی پوشیده نیست و همگان برآن اعتراف دارند، چه این مكه آن بانو ازپدرش حضرت علیّ مرتضی (ع) و از مادرش فاطمۀ زهرا (ع) آن را به ارث برده بود، و از تربیت شده دردامن این دو معصوم بزرگوار، بانوئی جز او انتظار نمی رفت، كه در كلماتش انوار خطبۀ علوی و اسرار كلام فاطمی مشاهده شود .

 پی نوشت ها :
1- احتجاج: 2/31 ، مقتل مقرّم/ 313
2- لهوف/ 146، مثیرالاحزان/ 86، بحارالانوار: 45/ 108
3- لهوف / 160 ، ارشاد: 2/119، مثیرالاحزان/ 90
4- لهوف/ 182 ، مثیر الاحزان / 101 ، بلاغات النسا / 21 ، مقتل خوارزمی : 2/ 64 ، بحارالانوار: 45/ 133 





نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : حضرت زینب(س)، خطبه، سخنان، امام علی(ع)، فصاحت،
دوشنبه 21 دی 1394 :: نویسنده : عبرات
همه می دانیم كه امام سجاد علیه السلام راجع به زینب كبری سلام الله علیها كه به گفته ابن عباس عقیله بنی هاشم بود.(1) فرموده‌ اند:

« أنت بحمد الله عالمة غیر معلمة و فهمة غیر مفهمة.» (2)

این كه حضرت زینب سلام الله علیها بانویی باشند كه بدون تعلیم، عالم باشند یعنی چه ؟! این مسأله ای نیست كه به سادگی بتوان از كنار آن عبور كرد این یعنی كه علوم و دانش های وی از سنخ دانشها و دانسته های بشری نیست، از نوع تعلیم و حفظ و یادگیری نیست تا دچار خطا و یا فراموشی بشود بلكه از نوع الهام و سخن گفتن ملائكه است كه فقط برای قدیسین و صدیقین رخ می‌داده. از قبیل آنچه كه برای جناب مریم علیهاالسلام رخ داده(3) و بالاتر از آن مثل آن چه كه برای فاطمه زهرا علیهاالسلام رخ می‌داده است!(4)

 نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت                  به غمزه مسأله آموز صد مدرس شد

آری زینب سلام الله علیها، دخترِ آن مادری است كه در طی هفتاد و پنج روز فرشته امین وحی، جناب جبرئیل به محضر او شرفیاب می شود و علوم الهی و باطنی  را بر او القاء و الهام می كند. آیا نباید از آن مادر به این دختر ارثی رسیده باشد و حال آن كه مهمترین ارث اولیاء خدا علوم و فضائل آنان می باشد ؟!

برای این كه گوشه ای از این حقیقت روشن شود و به قسمتی از مقام علم لدنی حضرت زینب سلام الله علیها پی ببریم بد نیست كه نیم نگاهی به فرمایشات آن حضرت در برخی از مواضع بپردازیم.

شاهدی از غیب
بعد از حادثه سهمگین عاشورا كه هیچ مردی تاب تحمل آن را ندارد و در مقابل آن تمام عقل و مشاعر و ادراكات خود را از دست می دهد - خصوصا در مجلس ابن زیاد ملعون كه فجایع دیگری را مرتكب می شد - در قبال كلام شیطنت آمیز او ، زینب كبری سلام الله علیها كمال فهم و كیاست و عقل را به خرج داد ، این جاست كه انسان متوجه می شود كه لقب «‌عقیله» و «عالمة غیرمعلمة و فهمة غیر مفهمة » نه تنها برای او بزرگ نیست بلكه در آن ضیق تعبیر نیز وجود دارد.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : حضرت زینب(س)، عقیله بنی هاشم، حلم و شعور، علوم الهی،
حضرت زینب كبری (س) در سال ششم هجری پس از صلح حدیبیه و دو سال پس از تولد حماسه ساز نهضت عاشورا؛ حضرت امام حسین (ع) در روز پنجم جمادی الاول سال پنجم یا ششم هجرت در مدینه منوره دیده به جهان گشود. این در گرانبهای نبوی و علوی پس از مادرش، مظهر وجودی پیامبر (ص)، علی(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع) گردید، و به حق ایشان را زینب یعنی زینت پدر نامیدند.او در خانواده ای كه به طهارت و پاكی شهرت داشت، دیده به جهان گشود؛ همان محفلی كه آیه «انما یرید ا... لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیرا» همواره بر عصمتش صحه می گذارد، خانواده ای كه ملائكه غبار در و دیوارش را به تبرك بر دیدگان می نهند و بر آن مباهات می كنند. او را ام كلثوم كبری و صدیقه صغری می خواندند ضمن آنكه نسب نبوی ، تربیت علوی و لطف خداوندی از او فردی با خصوصیات و صفات برجسته ساخته بود، به گونه ای كه با عنوان «عقیله بنی هاشم» نیز خطاب می گردید.

تولد عقیله بنی هاشم با سفر پیامبر(ص) همزمان شده بود، از این روی مادرش فاطمه(س) از علی(ع) خواست نامی برای این نوزاد تعیین كند، اما پدر این امر را به بازگشت پیامبر(ص) واگذار كرد. وقتی پیامبر از سفر برگشت ضمن ابراز خشنودی و خرسندی فرمود: «فرزندان فاطمه فرزندان من هستند،اما خداوند، خود درباره آن تصمیم می گیرد». جبرییل امین الهی نازل شد و سلام خداوند را به رسول پاكش ابلاغ كرد و گفت : باری تعالی می فرماید: «نام این دختر را زینب بگذار كه این نام را در لوح محفوظ نوشته ام» آن گاه رسول خدا زینب را در آغوش گرفت ، بوسید و فرمود: «به همه سفارش می كنم این دختر را احترام كنید كه او نیزهمچون خدیجه است ».

*زینب(س)؛ اسوه صبر
و دیری نپایید كه زینب بسان خدیجه كبری در راه اعتلا و سرافرازی اسلام تمامی مصایب و بلایا را تحمل كرد و با صبر و استقامت و ایثار زمینه رشد و تعالی این دین مقدس را بیش از پیش فراهم ساخت. در روزگاری كه امیرمؤمنان(ع) در كوفه به سر می برد، حضرت برای زنان مجلس برپا می كرد و برای آنها تفسیر قرآن می گفت. یكی از روزها تفسیر « كهیعص» (حروف مقطعه ابتدای سوره مریم) را می فرمود. در این بین علی(ع) وارد شده و فرمود: ای نور دیده! شنیده ام تفسیر «كهیعص» را برای زنان بیان می نمودی. عرض كرد: بلی، فدایت شوم. امیرمؤمنان فرمود: دخترم!این رمزی است در مصیبت شما عترت پیامبر، و سپس مصیبتهایی را كه بر آنها وارد می شد برای آن بانو بیان فرمود كه ناگاه ناله و گریه آن مظلومه بلند شد.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : حضرت زینب(س)، ذوالفقار علی(ع)، رسول خدا(ص)، فصاحت، زهد، اسوه صبر،
پس از حادثه عاشورا، امویان تلاش های فراوانی در بی اهمّیّت جلوه دادن، مخفی کردن و دفن این واقعه کردند، اما علی رغم این تلاشها، شرح این واقعه از طریق افراد گوناگونی، سینه به سینه، نقل شد. افرادی مانند: عبدالله حرّجعفی، دوتن از اصحاب سیّدالشهداء (علیه السلام) که تاظهر عاشورا در معیّت آن حضرت بوده و ظهر روز دهم آن حضرت را ترک کردند، چندتن از یاران سیّدالشهداء که براثر جراحات زیاد بیهوش شده بودند و از گزند سپاه عمرسعد درامان ماندند، تعدادی از افراد سپاه عمرسعد و...

اینها کسانی بودند که به ذکر وقایع عاشورا پرداختند و گفتار آنان از راه دست نوشته هایشان یااز سینه ای به سینه دیگر به ابی مخنف،سیّدبن طاووس، محمدبن چریر طبری، شیخ مفید،علامه مجلسی و دیگران رسید تااوّلین مقاتل معتبر و مکتوب از این طریق به ما برسد.

امام علی بن الحسین (علیهالسلام) و یکایک بانوان حرم حسینی و اسرای بازماندة این کاروان نیز نقش شگرفی درخنثی کردن تلاش های امویان و بازگوکردن وقایع علشورا داشتند. این بزرگواران از هر فرصتی برای شرح جزئیات ما وقع این قیام، از نامه نگاریها و دعوت کوفیان تا قتل سیدالشهداء (علیه السلام) و اصحابش و غارت اموال و صدمه خوردن کودکان و اهل حرم استفاده کردند به تبیین مبانی قیام سیّدالشهداء (علیه السلام) پرداختند.

یکی از راویان این واقعه –که شاهد حوادث اسفناک کربلا بود- حضرت زینب (سلام الله علیها) است. او خود عامل اصلی اقامة عزا در میان زنان مدینه بود. اما عمر کوتاه بانو و فشار و خفقان موجود از سوی حکومت بنی امیّه در این خصوص، مارااز دسترسی به اسرار نهفته در سینة آن بزرگوار محروم کرده؛ به طوری که دستیابی به اخبار عاشورا، منقول از حضرت زینب (سلام الله علیها) بسیار محدود است.

حدیث طولانی امّ ایمن یکی از احادیثی است که حضرت زینب (سلام الله علیها) در روز عاشورا برای علی بن الحسین(علیه السلام) بازگو کرد. این حدیث در کتاب کامل الزیارات ابن قولویه به طور کامل، نقل شده وطیّ آن برخی از مصائب خاندان وحی-که جبرئیل برای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) باز گفته بود- بیان شده است.(7:ص566-571)

کسانی که بانو از آنها روایت کرده است...


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : عاشورا، حضرت زینب(س)، امام حسین (ع)، روایات، عقیلة بنی هاشم،
در تاریخ اسلام زنان مؤمن و فداكار بسیارى بودند كه با حضور فعّال در صحنه‏ هاى حسّاس سیاسى و اجتماعى، مسیر تاریخ را تغییر دادند. از جمله این زنان، حضرت زینب (س) بود كه با حضور در نهضت كربلا، مسؤولیت بزرگى را بر عهده گرفت.حضرت زینب (س) براى ایفاى مسؤولیت بزرگ پیام رسانى از دوران كودكى تحت تربیت پیشوایان معصوم قرار گرفت و امام حسین (ع) نیز در مسیر حركت به كربلا، با سخنان و توصیه ‏هایى، خواهرش را آماده ‏تر كرد.

حضور زنان در صحنه اجتماع
مشاركت و حضور زنان در صحنه‏ هاى گوناگون جامعه از مسائلى است كه در زمان حاضر پیرامون آن فراوان سخن گفته مى‏ شود. اصل حضور بانوان در صحنه اجتماع مسأله ‏اى مورد توافق است اما در شرایط و محدوده آن اختلاف است. آنچه در این باره به طور بسیار فشرده و مختصر مى‏ توان گفت؛ این است كه، هر كار جمعى و گروهى نیازمند افرادى با تخصص ‏ها و مهارت‏ هاى گوناگون است كه به هر یك از آنان مسئولیتى متناسب با تخصص و مهارتش واگذار شود. به كار گرفتن اعضاى یك مجموعه در كارى بر خلاف تخصص و مهارتش سبب ناكارآمدى آن گروه و به هدر رفتن تلاش آنان خواهد شد. شادابى و نشاط هر جامعه و تربیت نسل جدید در گرو این است كه بشر از دو جنس مخالف زن و مرد، باساختمان وجودى و روحیات متفاوت و گوناگون آفریده شوند، و هر یك از آنان متناسب با شرایط جسمى و روحى خود عهده ‏دار انجام مسئولیتى گردند. در این صورت است كه پیوندخانواده مستحكم مى‏ گردد، در پرتو آن به جامعه روح نشاط و شادابى دمیده مى‏ شود، و فرزندانى با شخصیت، با ایمان، لایق، نوع دوست، راستگو و درستكار به جامعه تحویل مى‏ گردد؛ ولى اگر هر یك از زن و مرد وظیفه ‏اى را كه جهان تكوین و نظام آفرینش بر اساس شرایط جسمى و روحى به عهده آنان گذاشته، به خوبى انجام ندهند و به كارى دیگر مشغول شوند، بنیان خانواده متزلزل مى ‏گردد و در نتیجه جامعه گرفتار اختلال فرهنگى و تربیتى خواهد شد.

وظیفه اصلى زنان و بانوان هر جامعه تربیت و پرورش نسل جدید آن جامعه و گرم نگه داشتن كانون خانواده است؛ از این رو اشتغال به هر كارى كه زنان را از انجام این وظیفه خطیر بازدارد، آنان را از رسالت اصلى خود بازداشته است و علاوه بر آنكه زیان‏ هاى غیر قابل جبرانى بر جامعه وارد مى ‏سازد، زنان را نیز از شخصیت و هویت واقعى خود تهى نموده، به آنها شخصیت كاذب و دروغین مى ‏بخشد؛ چرا كه كمال و شخصیت هر انسان در آن است كه توانایى‏ ها و استعدادهاى خود را به خوبى بشناسد و آنها را به فعلیت برساند. بنابراین یك اصل مهم و اساسى كه در مشاركت زنان در صحنه‏ هاى گوناگون جامعه باید به آن توجه شود این است كه پذیرش هرگونه مسئولیتى از سوى آنان نباید به وظیفه اصلى آنها كه تربیت نسل جدید جامعه و گرم نگه داشتن كانون خانواده است كم‏ترین لطمه و آسیبى وارد سازد.نكته دیگرى كه در مشاركت زنان در صحنه ‏هاى گوناگون اجتماعى و سیاسى باید مورد توجه قرار گیرد، حفظ حدود شرعى و حریم عفت، حیا و پاكدامنى و دور نگه داشتن میدان كار و مسئولیت از هر گونه تمتع و بهره‏ گیرى‏ هاى جنسى است. كشانده شدن مسائل جنسى به صحنه جامعه، علاوه بر آن كه بنیان و اساس خانواده را متزلزل مى‏ كند بیش‏ترین و بزرگ‏ترین ضربه را به شخصیت و هویت زنان وارد مى ‏سازد، و شخصیت آنان را در حدّ ابزار و وسیله ‏اى براى كامیابى و كامجویى مردان هوسران و یا وسیله ‏اى در جهت منافع مادى دنیاپرستان و مطامع سیاسى سیاستمداران تنزل مى‏ دهد.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : عاشورا، حضرت زینب(س)، نهضت كربلا، امام حسین(ع)، اصلاح جامعه،
شنبه 30 آبان 1394 :: نویسنده : عبرات
آن گلهای زیبا و پرطراوت بهار را دیده اید كه چگونه به فضای اطراف خود جان می بخشند و همه جا را آكنده از زیبائی و لطافت می سازند؟ و آیا تا به حال دیده اید كه ناگهان تندبادی خشمگین و بیرحم می وزد، گلهای زیبا را از شاخه های درختان جدا می سازد و بر زمین می افكند. هنگامی كه آن گلبرگهای زیبا روی زمین پراكنده می شود آن باغبان شوریده را مشاهده كنید كه با چه حسرت و اندوهی به آن گلبرگ های زیبا می نگرد.

قطرات اشكهایش را ببینید كه آرام آرام بر گونه اش سرازیر می شود . باغبان خوب می داند كه دقایقی پس از آن زیبائی و طراوت باغش با ریختن گلبرگها از بین می رود و دیگر از آن عطر مست كننده خبری نخواهد بود. و زینب (س) نیز همچون آن باغبانی شوریده حال ناظر پرپر شدن گلهای زیبائی بود كه جهان را عطرآگین می ساختند و نمونه های كاملی از فضیلت های انسانی بودند. زینب در دنیائی پر از نامردی، پلیدی و فریب صلای آزادی و انسانیت سرداد و از فضیلت های انسانی و ارزش تعالیم اسلام سخن گفت و مردمی را كه دست خویش را بجنایت آلوده و بعد ابلهانه بركرده های خویش افسوس خورده و بر سوگ نشسته بودند بباد ملامت گرفت .

* هوش و ذكاوت:
در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوی بزرگوار همین بس كه خطبه طولانی و بلندی را كه حضرت صدیقه كبری فاطمه زهرا (س) در دفاع از حق امیرالمؤمنین (ع) و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم (س) ایراد فرمودند، حضرت زینب (ع) روایت فرموده است كه حضرت زینب علیهاالسلام با اینكه دختری خردسال (یعنی هفت ساله یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوی معارف اسلامی و فلسفه احكام و مطالب زیادی است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده و خود یكی از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.

* فصاحت و بلاغت:
كلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایی كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوی بزرگوار می باشد . همان بانویی كه امام سجاد(ع) در حق ایشان فرمودند : «ای عمه! شما الحمدلله بانوی دانشمندی هستید كه تعلیم ندیده ، و بانوی فهمیده ای هستی كه بشری تو را تفهیم ننموده است .»

در اینجا مروری كوتاه به قسمتی از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكی از بزرگ ترین حركتهای آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنی امیه را به شدت لرزاند می كنیم:


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : حضرت زینب(س)، فصاحت، بلاغت، امام حسین (ع)، مقاومت، كرامات،
یکشنبه 17 آبان 1394 :: نویسنده : عبرات
بى‌تردید یكى از مهم‌ترین عوامل تربیت و پرورش فضیلت‌هاى اخلاقى و نیز تثبیت و انتقال ارزش‌هاى فرهنگى و اعتقادى، استفاده از الگوهاى مناسب است؛ چرا كه الگو و سرمشق به لحاظ برخوردارى از ویژگى‌هاى خاصى مى‌تواند به روند حفظ و انتقال فضایل و آموزه‌هاى تربیتى سرعت ‌بخشیده و به تعمیق و ماندگار شدن آن‌ها كمك نماید.در مجموعه تعالیم اسلام، به ویژه در تعالیم مربوط به مسائل تعلیم و تربیت، نه تنها توصیه و تاكید بر استفاده از شیوه الگویى شده بلكه علاوه بر تبیین مشخصات و ویژگى‌هاى یك الگوى مناسب در موارد ضرورى مصداق نیز ذكر شده است. علاوه بر این، گاهى راه‌هاى بهره‌بردارى از الگوها نیز مورد اشاره قرار گرفته؛ از جمله در یك مورد ضمن تشریح جریانات مربوط به جنگ احزاب در قرآن كریم، از شخص پیامبر اكرم ‌صلى الله علیه وآله به عنوان"اسوه حسنه‌" یاد مى‌شود. «لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنة‌» (احزاب، 21)

به درستى كه زندگى و عملكرد رسول خدا صلى الله علیه وآله براى شما اسوه و سرمشق نیكویى است، با توجه به مفهوم واژه اسوه، منظور آیه این خواهد بود كه اگر مى‌خواهید در مسیر صراط مستقیم قرار گیرید، به رسول خدا صلى الله علیه وآله اقتدا كنید و از رفتار و كردار او پیروى و تبعیت كنید. البته، قرآن بلافاصله این هشدار را نیز مطرح مى‌سازد كه تنها كسانى مى‌توانند پیامبر اكرم ‌صلى الله علیه وآله را الگو و سرمشق خود قرار دهند كه به خدا و روز رستاخیز اعتقاد داشته باشند و هرگز در لحظات زندگى خویش از یاد خدا غافل نگردند.

در این راستا، توجه به حفظ سلامت فكرى و اعتقادى بانوان از اهمیت و ضرورت بیشترى برخوردار است؛ چرا كه همواره در طول تاریخ خطرناك‌ ترین نقشه‌ هاى دشمنان از طریق نفوذ و ایجاد تغییر در نوع تفكر و بینش این قشر از جامعه عملى شده است.به علاوه، حفظ سلامت ‌بینش و دیدگاه‌هاى ارزشى بانوان هر جامعه‌ اى به لحاظ نقش بسیار مهمى كه در تربیت نسل جدید دارد، تضمین ‌كننده سلامت فكرى و فرهنگى سایر اقشار نیز محسوب مى‌شود.

یكى از چهره‌ هاى برجسته جهان اسلام، كه به دلیل برخوردارى از ویژگى‌ هاى منحصر به فرد در تمام زمینه‌ها مى‌تواند به عنوان یك الگوی به تمام معنى در همه اعصار مطرح شود، حضرت زینب‌ علیها السلام است. بى‌شك همه كمالات آن حضرت در كل، علاوه بر بیان ابعاد مختلف شخصیت‌ بى‌نظیر این بانوى بزرگوار، به درجه بالاى عرفان و خداشناسى او دلالت دارد. اگر مرتبه توحیدش قریب به مرتبه توحید حضرات معصومان نبود، هرگز نمى‌توانست‌ سكاندار طوفان كربلا باشد.همان‌گونه كه این بانوى گران‌قدر در یكى از حساس‌ترین برهه‌هاى تاریخ اسلام، از طریق تدبیر و فداكارى و شهامت ‌خطرى را كه متوجه كیان اسلام بود، برطرف نمود امروز نیز بانوان جامعه اسلامى مى‌توانند از طریق اقتدا به سیره و عملكرد و فضایل شیرزن كربلا حضرت زینب كبرى‌ علیها السلام همه دسیسه‌ هاى ناجوانمردانه استكبار جهانى را در استیلا بر افكار بانوان مسلمان خنثى نمایند.

این نوشتار، كه با هدف گرامیداشت ‌سال ‌روز میلاد عقیله بنى‌هاشم به نگارش درآمده، مى‌كوشد تا پس از مرورى كوتاه به وقایع زندگى آن حضرت، اشاره‌اى نیز به برخى از كمالات و فضایل والاى ایشان داشته باشد.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : حضرت زینب(س)، انقلاب حسینی، نهضت کربلا، امام حسین(ع)، على‌ علیه السلام،
شنبه 2 آبان 1394 :: نویسنده : عبرات
حضرت زینب كبری (س) در پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا هفتم هجری، در شهر مدینه به دنیا آمد.[1] وقتی ایشان متولد شد، حضرت زهرا (س)، او را نزد حضرت امام علی (ع) آورد و و به آن حضرت گفت که نامی بر این مولود بگذار. حضرت فرمودند که من بر پیغمبر خدا (ص) سبقت نمی‌گیرم. در این موقع رسول خدا (ص) به سفر رفته بودند وقتی از سفر برگشتند،امام علی (ع) به ایشان عرضه داشت که خدا به دخترت زهرا، دختری داده شما نام او را تعیین فرمائید. پیغمبر (ص) فرمودند فرزندان حضرت فاطمه سلام الله علیها، فرزندان من است و اختیارشان با پروردگار است. لذا منتظر وحی خدا می‌باشم. در همان وقت جبرئیل نازل شد و عرض كرد: خدا تو را سلام می‌ رساند و می‌ فرماید نام این نوزاد را زینب بگذار زیرا ما در لوح محفوظ این نام را برای این مولود نوشته‌ ایم.[2]

ویژگی‌ ها حضرت زینب(سلام الله علیها)
حضرت زینب (س) ملقب به، عقیله بنی هاشم و عقیله الطالبین بود. عقیله، زن كریمه را می گویند كه در بین فامیل بسیار عزیز و در خاندان خود ارجمند باشد.[3]

حضرت زینب (س) چهره ای نورانی همچون ماه داشت. پیامبر (ص) در هنگام تولد او فرموده بود به همه حاضرین و غائبین امتم بگوید كه این دختر را محترم بدارند كه نمونه و نماینده خدیجه كبری (س) است.[4]

حضرت سجاد(ع) در وصف عمه‌اش زینب(س) فرمود:

«انتِ بحمدالله عالمةٌ غیرُ مُعَلَّمة، فَهِمَةٌ غیرُ مُفهمَة»

«عمه جان! به حمدالله، دانش تو دانشی الهی است و فهمی كه در قلب شریف تو وجود دارد از منبع فیض الهی است».[5]

ایشان به مدت پنج سال، وجود مبارك پیامبر اكرم(ص) و فامه زهرا (س) را درك كرد و این پنج سال فرصتی بود كه از نور وجود این دو دردانه زمان بهره گیرد، در دامان پر مهر و عطوفت آنان رشد نماید، از جرعه‌ های معرفت سیراب شود و حدیث صبر و استقامت در دفتر وجودش بنگارد.

هنگام تولد حضرت زینب (س)، رسول خدا (ص) او را بوسید و صورت به صورتش گذاشت و ‌فرمود:جبرئیل، به من خبر داده كه این دختر، در مصیبت‌ها و بلاها و شدائد، شریك حسین (ع) من است. هر كس بر زینب گریه كند، اجر و ثوابش مانند كسی است كه بر برادرانش حسن و حسین(ع) گریه نموده باشد.[6]


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : حضرت زینب(س)، عقیله بنی هاشم، امام حسین(ع)، عبدالله بن جعفر،
دوشنبه 6 مهر 1394 :: نویسنده : عبرات
شگفت نیست که او را «امّ المصائب» ـ مادر ناگواریها و مصیبتها ـ لقب داده اند!

کوه کوه اندوه می آمد و زینب، صبورانه همه را تحمل می کرد. امواج سختیها و مصیبتها یکی پس از دیگری دریای دلش را به تلاطم می آورد، اما گام استوارش از راه خدا نمی لغزید و در راه ایمان، ذره ای نمی ترسید و نمی لرزید.

مگر مصیبت جدش رسول اللّه (ص)، ضربه کوچکی بر قلب نازنین او بود؟

مگر فقدان پر درد و داغ مادرش حضرت زهرا (س)، زلزله کوچکی در روح او بود؟

مگر داغ پدری همچون علی مرتضی (ع)، کم مصیبتی بود که زینب، شاهدش بود؟

مگر لبهای مسموم و جگر پاره پاره و پیکر تیر باران شده برادر مظلومش امام مجتبی(ع)، قضیه ساده ای بود؟

حادثه عظیم کربلا، شهادت برادرش حسین و عباس و دیگر آل ابی طالب و نیز فدا شدن دو پسرش «محمد» و «عون» در رکاب سیدالشهداء و پرپر شدن این دو گل و آن همه غنچه های پرپر دیگر در برابر چشمانش، در آن روز سرخ و آتشگون، مگر مصیبتی بود که با روح عادی بتوان تحملش کرد؟

این زینب بود که این همه داغ را دید، فردای آن عاشورای خونین، خودش همراه کودکان و زنان کاروان حسینی به اسارت به کوفه و شام برده شد. در مجلس «ابن زیاد»، او و دیگر اسیران را وارد جمع مردان و رجالگان ساخته و آن همه زخم زبان زدند و شماتت گفتند، آنگاه همراه با سرهای بر فراز نیزه ها تا دمشق رفت، در حالی که کاروان سالاری این داغ دیدگان مظلوم و اطفال بی پناه و دلشکسته را داشت. و در همه حال، همچون کوه پا بر جا، همچون دریا آرام، همچون شیر دربند، پر خروش، همچون یک فاتح پیروز، سخنور و زبان آور، مردانه با آن نامردان صحبت می کرد و شجاعانه در جمع آن حرامیان و تیره دلان، به ایراد خطبه می پرداخت و رسوایشان می کرد.

چه صبری در دل او نهفته بود؟

پا به پای برادرش در صحنه های کربلا حضور داشت، پرستاری بیماران را عهده دار بود، لحظه به لحظه مراقب حال سیدالشهداء بود، دم به دم به او سخن می گفت و از رازها و حادثه ها و آینده ها و چه باید کردها می پرسید، به کار زنان و کودکان می رسید، در مجلس ابن زیاد، مدافع امام سجاد(ع) بود، در کاخ یزید، با صلابت سخن گفت و پایه های حکومتش را لرزاند.

در حماسه عاشورا، زینب به خاطر دین و عقیده و رهبر، حاضر شد از همسرش «عبداللّه جعفر» خداحافظی کرده و در رکاب برادرش، سفر پرماجرای کربلا را پیش گیرد. نه تنها خود، فدایی برادرش حسین (ع) بود، به دو پسرش محمد و عون هم ـ که در عاشورا شربت شهادت نوشیدند ـ سفارش می کرد که دست از دایی خودشان حسین(ع) نکشند و پیش روی او و در رکابش جهاد کنند. آری ... بانویی که برادری همچون «حسین» دارد، سزاست که برادر را بر شوهر مقدم بدارد و دو فرزند خود را قربانی راه برادر کند.

امروز، مگر نه این است که در جامعه ما هم، زنان دلیر و صبور، که مادر و خواهر و همسر شهیدند، از «زینب» الگو و سرمشق می گیرند؟ مگر درس های عاشورایی زینب، تمام شدنی است؟! کلاس زینب، هنوز و تا همیشه به روی آزادگان و حق جویان و شرف خواهان باز است و ... «رهروان تازه می خواهد!»

منبع : پیام زن - آبان 1371، شماره 8




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : حضرت زینب(س)، امّ المصائب، کربلا، صبور، عاشورا،
سه شنبه 31 شهریور 1394 :: نویسنده : عبرات
در مقاله حاضر نویسنده ضمن ارائه تحلیلی كوتاه و گویا پیرامون معراج های حادثه كربلا از مقطع عاشورائی زندگی زینب (سلام الله علیها) به عنوان زیباترین الگوی بشریت در طول تاریخ یاد می كند و او را به عنوان یك انسان كامل معرفی می نماید. با هم آن را از نظر می گذرانیم :

برخورد گزینشی خداوند با زندگی پیامبران
بی گمان برای هر كسی و یا هر چیزی اوجی است كه اگر تنها آن بخش از حیات وی وجود داشته باشد و برای آن پیش و پسی نباشد همان بخش از زندگی او برای درك فضیلت و مقام وی كافی خواهد بود. اگر به قرآن و آیات آن نگاه كنید درمی یابید كه قطعه ای از زندگی پیامبران(علیهم السلام) در آن مطرح می شود. گاه در آیه ای از آن همه زندگی، تنها اوجی انتخاب و گزینش می شود كه بتواند الگو باشد. خداوند در آیات قرآن به شكل گزینشی با زندگی پیامبران برخورد می كند و تنها اوجی را برمی گزیند كه قابلیت و شانیت الگوسازی و الگو پردازی را دارا باشد. آن بخشی كه تضاد با الگوسازی دارد به شكل نقد طرح می شود و از مردم خواسته می شود كه آن بخش را نادیده انگارند و همان راهی را نروند كه در تفسیر و تحلیل الهی نتیجه آن جهل به مفهوم قرآنی و دوری از حقانیت و دست یابی به كمال و معراج است. آیات بسیاری را می توان یافت كه به این شكل به مسایل می پردازد.

از این شگفت انگیزتر آن كه قرآن از میان هزاران پیامبری كه به عنوان الگو و راهنما فرستاده است تنها به شماری محدود می پردازد كه بیش از سی نفر نمی باشند. این شمار اندك نیز زندگی شان به گونه ای مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد كه قابلیت الگوسازی و الگوپردازی را دارا باشد. گزارش كوتاهی كه گاه از پیامبران بزرگ ارایه می شود بخش هایی است كه بتوان آن را اوج هر حركتی دانست كه دیگران در زندگی طولی خویش بدان نیازمند می شوند. بخش هایی كه به زندگی فردی و شخصی و یا اجتماعی افراد مرتبط و مربوط است به صورت گزینشی انتخاب شده است.

پیامبر خاتم؛ الگوی صد درصد قرآنی
در روان شناسی وقتی به الگوها می رسند هرگز الگوی كامل واحدی در همه حوزه ها معرفی نمی شود بلكه از افراد خواسته می شود كه در هرحوزه ای از حوزه های زندگی، شخصی را الگو قرار دهند. این مساله در آیات قرآنی نیز مورد توجه است و قرآن هرگز همه پیامبران را به شكل الگوی كامل مطرح نمی كند و حتی از میان پیامبران اولوالعزم حضرت ابراهیم(علیه السلام) را به عنوان الگوی قابل پیروی مطرح می سازد اما در عین حال استثنایی را در آن بیان می كند. تنها شخصی كه در قرآن به عنوان الگوی صد درصد كامل مطرح می شود پیامبر اكرم(ص) است كه خداوند می فرماید: لقد كان لكم فی رسول الله اسوه حسنه (احزاب.21) برای شما در زندگی، پیامبر(ص) به عنوان الگو و سرمشق كامل مطرح است.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : حضرت زینب(س)، کربلا، معراج، جامعه اسلامی، عشق الهی، اسوه حسنه،
یکشنبه 15 شهریور 1394 :: نویسنده : عبرات
سالهای برداشت کشت بذر هجرت و جهاد رسیده بود و مکه که تا آن زمان به عنوان عمده ترین کانون حکومت کفر و شرک در جزیرَ العرب شناخته می شد در پی نصرت جبهه حق و حق مداران آغوش خویش را به روی مسلمانان گشود و فصل سبز رویش اسلام را در جان جهان آن روز به نمایش گذارد... در بامداد این بهار، و در گلستان سبز نبوی که آسمانش آبی عشق علوی را به خود دیده بود، نسیمی از کرانه دریای معرفت برآمد، تا که در نبود آفتاب ولایت طوفان به پا کند. این نسیم برآمده از آفتاب زینب (س) بود که با نشستن بر گلبرگ پاک احمدی رایحه نبوت و امامت گرفت و خود چونان آفتابی شد تا خورشید حقیقت پشت ابر زمانه نماند.باری «زینب» (س) متولد شد. چهار ساله بود که در یازدهم هجری، پیامبر(ص) رحل سفر به ملکوت بربست و او از آن پس شاهد بحران سیاسی و مظلومیت پدر گشته و پس از گذشت زمانی بس اندک به استقبال رنج و شهادت مادر می رود. او بزرگ بانویی است که اوصاف پدر، مادر و برادران معصومش در آینه وجود او تجلی داشت و وسعت ظرفیت وجودیش چنان بود که توانست از بوستان معرفت، بزرگترین قهرمانان اهل بیت عصمت و طهارت نهایت بهره معنوی را نصیب خویش کند.زینب کبری در صحنه تدبیر و درایت و علم و فراست نیز چنان برجسته بود که به عقیله بنی هاشم شهرت یافت و استواری اراده و تدبیرش در نزد بزرگان اهل بیت مورد ستایش قرار گرفت.

با گذر از دوره بیست و پنج ساله درد، اندوه و سکوت امام علی (ع) و رجعت امت و در حالی که هنوز شیرینی اقبال و استقبال مردم را در آن بیعت عمومی بخشیده بود، زینب (س) دگر بار به تماشای غوغاسالاری، بحران آفرینی و کارشکنی احزاب و گروهکهای نابخرد و قدرتمدار کینه توزی می نشیند که روغن چراغ خردشان سوخته و نیروی درک و شعورشان ریخته و توانایی تحرک و پویایی همراه با زمان را از دست داده و سودای بدویت پیشین را در دل دارند.چهار سال و اندی بدین گونه سپری می شود و در حالی که 35 بهار از عمر زینب (س) گذشت، رمضان سال 40 شاهد شهادت پدر می شود. از آن پس، نظاره گر انواع بازیگری و دسیسه کاری های اموی و احزاب همسوی آنان علیه برادر بزرگش می باشد تا آنکه سرانجام در پایان 9 سال تکرار ترجیع بند مظلومیت، بار دیگر مثنوی پر سوز شهادت نخستین برادر شکل می گیرد.

این قهرمان قصه پر غصه، در حالی که چهل و چهار ساله است، یک دوره 10 ساله اعمال فشار و ایجاد تنگناهای همه جانبه امویان علیه علویان را نیز تحمل کرده، تا سرانجام در نیمه دوم از دهه ششم عمرش به استقبال مسؤولانه هجرتی کارساز می رود. آری تاریخ این هجرت، بستر جریان اندیشه و حیات تاریخ رخدادهای بشری پیوسته ای است که می توان با بینش وخشیت، ازآن عبورکرد وعبرت آموخت و با آن عبرت به فهم ها و باورها و زندگی برتر رسید... و عاشورا، همین قطعه تاریخی از تبلور عینی حیات دینی و به عینیت درآمدن ساز و کار درونی حیات مستمر دینی است که زینب (س) هجرتش را بر مدار سرنوشت ساز آن آغاز نمود.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : حضرت زینب(س)، عشق علوی، پرستار، تاریخ، امام علی(ع)، بانوی کربلا،


( کل صفحات : 2 )    1   2   
هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :