مقاتل
معرفی کتاب

«آینه در کربلاست» اثر دکتر محمدرضا سنگری تنها با گذشت یک سال از انتشار به چاپ هفتم رسیده است؛ این اثر روایتی کامل از واقعه عاشوراست.آینه در کربلاست از دقیقترین و جزئی پردازانه‌ترین تاریخ نوشته های عاشورا است که نویسنده در آن با استفاده از منابع دست اول و مورد وثوق علمای تاریخ شیعه، تحلیل جامعی از حادثه کربلا ارائه می‌دهد.

نظرسنجی
به نظر شما عوامل قیام امام حسین(ع) کدام موارد زیر است؟








حمایت
  • حسین(علیه السلام) گوهر جاودانه ادیان

    رود خونی كه از شهیدان كربلا بر صحرای طف جاری شد، فرات حقیقتی گشت كه جرعه نوشان عزت و آزادگی را ازهر مذهب و مسلك و هر دین و آیین به قدر تشنگی سیراب كرد....

    ادامه مطلب ...
  • عشق به سیدالشهدا

    ستمگران و حكام ‏جور و پیروان باطل، وقتى با یك فكر و ایمان و گرایش معنوى ‏نتوانند مبارزه و مقابله كنند، به مظاهر و نمودها و سمبل هاى آن تفكر و باور حمله مى‏ كنند....

    ادامه مطلب ...
  • ارتباط امام مهدى(ع) با امام حسین(ع)

    از زمان خلقت آدم ابوالبشر تاكنون همواره دو جریان حقّ و باطل به موازات هم پیش‏رفته و كره خاك هیچ‏گاه از مصاف این دو جریان خالى نبوده است. پیروان هر یك از حق‏ مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‏گرایان آینده...

    ادامه مطلب ...
  • سرّ عدد چهل

    اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائز اهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست ...

    ادامه مطلب ...
چهارشنبه 13 دی 1396 :: نویسنده : عبرات
در روایت اهل سنت و شیعه مستندا نقل شده است که امّ سلمه همسر پیامبر (ص) می گوید: روزی رسول خدا  (ص) مشغول استراحت بودند که دیدم امام حسین علیه السلام وارد شدند، و بر سینه پیامبر (ص) نشستند، حضرت رسول  (ص) فرمودند: مرحبا نور دیده ام، مرحبا میوه دلم، چون نشستن حسین علیه السلام بر سینه پیامبر (ص) طولانی شد، پیش خودم گفتم! که شاید پیامبر (ص) ناراحت شوند، و جلو رفتم، تا حسین علیه السلام را بر دارم.

حضرت پیامبر  (ص) فرمودند: امّ سلمه تا وقتی که حسینم خودش می خواهد بگذار بر سینه ام بنشیند، و بدان که هر کس باندازه تار مویی حسینم را اذیت کند مانند آن است که مرا اذیت کرده است.

امّ سلمه می گوید: من از منزل خارج شدم، و وقتی باز گشتم به اتاق رسول خدا (ص) دیدم پیامبر (ص) گریه می کند، خیلی تعجّب کردم! و عرض کردم یا رسول اللّه خداوند هیچگاه تو را نگریاند، چراناراحتید؟ ملاحظه کردم و دیدم حضرت پیامبر (ص) چیزی در دست دارد، و بدان مینگرد و می گرید. جلوتر رفتم و دیدم مشتی خاک در دست دارد.

سؤ ال کردم یا رسول اللّه این چه خاکی است که تو را این همه ناراحت می کند. رسول اکرم (ص) فرمودند: ای امّ سلمه الان جبرئیل بر من نازل شد و عرض کرد که این خاک از زمین کربلا است. و این خاک فرزند تو حسین علیه السلام است که در آنجا مدفون می شود. یا امّ سلمه بگیر این خاک را و بگذار در شیشه ای، هر وقت که دیدی رنگ خاک به خون گرائید، آنوقت بدان که فرزندم حسین علیه السلام به شهادت رسیده است.

امّ سلمه می گوید: آن خاک را از رسول خدا (ص) گرفتم که بوی عطر عجیبی میداد. هنگامی که امام حسین علیه السلام بسوی کربلا سفر کردند، من نگران بودم و هر روز به آن خاک نظر می کردم، تا یک روز دیدم که تمام خاک تبدیل به خون شده است و فهمیدم که امام حسین علیه السلام به شهادت رسیده اند. لذا شروع کردم به ناله و شیون کررم و آن روز تا شب برای حسین گریستم، آن روز هیچ غذا نخوردم تا شب فرا رسید، از شدّت ناراحتی و غصّه خوابم برد.

در عالم خواب رسول خدا (ص) را دیدم، که تشریف آوردند ولی سر و روی حضرت خاک آلود است! و من شروع کردم به زدودن خاک وغبار از روی آن حضرت و عرض کردم یا رسول اللّه (ص) من بفدای شما، این گرد و غبار کجاست که بر روی شما نشسته است.

فرمود: امّ سلمه الان حسینم را دفن کردم! [1]

پی نوشت:
[1] بحار الانوار: ج 85، ص 153.
منبع : برگرفته از کتاب داستانهایى از زمین كربلا.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : رسول خدا (ص)، خاک امام حسین(ع)، ام سلمه، شهادت،
سه شنبه 29 آبان 1397 :: نویسنده : عبرات
من نمی دانم کدام جانی یا جانیهایی جنایت را به شکل دیگری بر حسین بن علی وارد کردند و آن اینکه هدف حسین بن علی را مورد تحریف قرار دادند و همان چرندی را که مسیحیها در مورد مسیح گفتند درباره حسین گفتند که حسین کشته شد برای آنکه بار گناه امّت را به دوش بگیرد، برای اینکه ما گناه بکنیم و خیالمان راحت باشد، حسین کشته شد برای اینکه گنهکار تا آن زمان کم بود، بیشتر بشود.لذا بعد از این انحراف، چاره ای نبود جز اینکه ما فقط صفحه سیاه و تاریک این حادثه را بخوانیم، فقط رثاء و مرثیه ببینیم. من نمی گویم آن صفحه تاریک را نباید دید بلکه باید آن را دید و خواند، اما این مرثیه همیشه باید مخلوط با حماسه باشد. اینکه گفته اند رثای حسین بن علی باید همیشه زنده بماند، حقیقتی است و از خود پیغمبر گرفته اند و ائمه اطهار نیز به آن توصیه کرده اند.

این رثاء و مصیبت نباید فراموش بشود، این ذکری، این یادآوری نباید فراموش بشود و باید اشک مردم را همیشه بگیرید، اما در رثای یک قهرمان. پس اول باید قهرمان بودنش برای شما مشخص بشود و بعد در رثای قهرمان بگریید، وگرنه رثای یک آدم نفله شده بیچاره بی دست و پای مظلوم که دیگر گریه ندارد، و گریه ملتی برای او معنی ندارد. در رثای قهرمان بگریید برای اینکه احساسات قهرمانی پیدا کنید، برای اینکه پرتوی از روح قهرمان در روح شما پیدا شود و شما هم تا اندازه ای نسبت به حق و حقیقت غیرت پیدا کنید، شما هم عدالتخواه بشوید، شما هم با ظلم و ظالم نبرد کنید، شما هم آزادیخواه باشید، برای آزادی احترام قائل باشید، شما هم سرتان بشود که عزت نفس یعنی چه، شرف و انسانیت یعنی چه، کرامت یعنی چه. اگر ما صفحه نورانی تاریخ حسینی را خواندیم، آن وقت از جنبه رثائی اش می توانیم استفاده کنیم وگرنه بیهوده است. خیال می کنیم حسین بن علی در آن دنیا منتظر است که مردم برایش دلسوزی کنند یا- العیاذ باللَّه- حضرت زهرا علیه السلام بعد از هزار و سیصد سال، آن هم در جوار رحمت الهی منتظر است که چهار تا آدم فکسنی برای او گریه کنند تا تسلّی خاطر پیدا کند!.

چند سال پیش در کتابی دیدم که نویسنده مقایسه ای میان حسین بن علی و عیسی مسیح کرده بود؛ نوشته بود که عمل مسیحیها بر عمل مسلمین (شیعیان) ترجیح دارد، زیرا آنها روز شهادت عیسی مسیح را جشن می گیرند و شادمانی می کنند ولی اینها در روز شهادت حسین بن علی مرثیه خوانی و گریه می کنند. عمل آنها بر عمل اینها ترجیح دارد، زیرا آنها شهادت را برای عیسی مسیح موفقیت می دانند نه شکست، و چون موفقیت می دانند شادمانی می کنند، اما مسلمین شهادت را شکست می دانند و چون شکست می دانند گریه می کنند. خوشا به حال ملتی که شهادت را موفقیت بشمارد و جشن بگیرد، و بدا به حال ملتی که شهادت را شکست بداند و به خاطر آن مرثیه خوانی کند.


ادامه مطلب

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : استاد مطهری، تحریف، مسلمین، شهادت،
سه شنبه 15 آبان 1397 :: نویسنده : عبرات
وقتی تمام یاران و نزدیکان امام حسین(ع) شربت شهادت نوشیدند وی به تنهایی در مقابل آن لشکر عظیم به نبرد پرداخت و بسیاری را کشت. هیبت امام اجازه نمی داد کسی رویاروی او بجنگد. بنابراین دسته جمعی به طرفش هجوم برده و با هر وسیله ای که در اختیار داشتند بر پیکر شریف و مطهرش ضربه وارد نمودند. از شدت جراحات، توانائیش کم شد و برای لحظاتی بر زمین نشست که ناگاه سنگی بر پیشانیش اصابت نمود و خون فوران کرد، وقتی لباس خود را بالا گرفت تا خون سرش را پاک کند تیری زهرناک بر سینه اش نشست و قلبش را درید. امام در حالی که سر به آسمان گرفته بود فرمود:

بسم اللّه و باللّه و علی ملة رسول اللّه؛ آنگاه تیر را از پشت خود بیرون کشید و همانطور که خون از سینه اش می ریخت کفی از آن پر کرد و به آسمان پاشید که قطره ای از آن به زمین برنگشت. در ساعات آخر کارزار ملعونی ضربه ای به سر مبارک امام زد به طوری که عمامه اش بر زمین افتاد و سرش شکافت آن حضرت او را نفرین کرد و فرمود: امیدوارم با این دست نخوری و نیاشامی و خدا تو را با ستمگران محشور کند. نفرین امام او را گرفتار کرد و زمانی که عمامه را به سرقت برد، همسرش او را طرد کرد و از خانه بیرون راند. آن ملعون خواست به صورت زنش سیلی بزند دستش به میخی گرفت و از مرفق قطع شد و همیشه فقیر و گدا باقی ماند.(1)

منبع :1. مقتل الحسین، ص 312.




نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، شهادت، خون حسین،
امام (ع) در سوم یا چهارم شعبان سال چهارم هجری در مدینه دیده به جهان گشود. 6 سال در زمان جدش، 30 سال در کنار پدرش و 10سال در کنار برادر و پس از آن 10 سال در اوج قدرت معاویه باوی مبارزه کرد و سرانجام در محرم 61 هجری در کربلا به شهادت رسید.

تولد امام حسین (ع)
امام رضا (ع) می فرماید: چون حسین (ع) متولد شد و او را نزد رسول اکرم (ص) آوردند، حضرت در گوش های وی اذان و اقامه گفت و مراسم نامگذاری به پایان رسید. پیامبر او را بوسید و گریه کرد وفرمود: «تو را مصیبتی عظیم در پیش است. خداوند لعنت کندکشنده او را.» در روز هفتم نیز پس از این که برایش «عقیقه »کرد، از شهادت او خبر داد و فرمود: «گروهی کافر ستمکار ازبنی امیه او را خواهند کشت.»

فُطرس ملک آزاد شده حسین است
از حضرت صادق (ع) روایت شده که فطرس ملکی از حاملان عرش الهی بود و به سبب تعلل، مغضوب خداوند شد. بالش درهم شکسته درجزیره ای مشغول عبادت بود.چون جبرئیل و جمعی از فرشتگان برای تهنیت گویی ولادت حسین (ع) می آمدند، او نیز همراه آنان آمد؛ خود را به گهواره حضرت مالید و توبه اش قبول شد و به وضع اول برگشت. چون «فطرس » به آسمان بالا می رفت، می گفت: «کیست مانند من، من آزاد شده حسین بن علی و فاطمه و محمد (ص) هستم.» شهید مطهری می گوید: داستان فطرس ملک، رمزی است از برکت وجود سید الشهداء که بال شکسته ها با تماس به او صاحب بال و پر می شوند، افراد و ملتها اگر به راستی خود را به گهواره حسین (ع) بمالند، ازجزایر دور افتاده رهایی یافته و آزاد می شوند.

امام حسین (ع) همراه و همرزم پدر و برادر
حضرت در دوران نوجوانی روزی وارد مسجد پیامبر (ص) شد، دید عمربالای منبر است. گفت: از منبر پدرم پایین بیا و بالای منبر پدرت برو. عمر گفت: پدرم منبر نداشت. او در هر سه جنگ حضرت علی (ع)شرکت فعال داشت و هنگام حرکت نیروهای امام مجتبی (ع) به سمت شام، همراه آن حضرت در صحنه نظامی حضور یافت.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : ثارالله، مدینه، دین، قیام، شهادت، آثار قیام امام حسین (ع)،
سه شنبه 29 فروردین 1396 :: نویسنده : عبرات
اولین کلمه ای که به زبان امام حسین جاری شد
از امام باقر علیه السلام روایت می کنند که در دوره کودکی امام حسین علیه السلام کمی دیر زبان به سخن گفتن گشود و این امر این نگرانی را به وجود آورده بود که مبادا او از نعمت حرف زدن محروم باشد؛ تا این که روزی به همراه پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم به مسجد آمد و در نماز جماعت آن حضرت شرکت کرد. وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم شروع به نماز کردند و تکبیر نماز را گفتند، حضرت حسین علیه السلام نیز تکبیر گفتند. این اوّلین سخنی بود که از زمان تولد از زبان آن حضرت شنیده شد. بدین ترتیب اوّلین کلمه ای که امام حسین علیه السلام بر زبان راندند لفظ مبارک «الله اکبر» بود. وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم صدای تکبیر امام حسین علیه السلام را شنیدند دوباره تکبیر گفتند و باز امام حسین علیه السلام آن را تکرار کردند و به این ترتیب به دنبال رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم امام حسین علیه السلام هفت مرتبه تکبیر گفتند.

از پیامبر چه شنیدی
روزی به امام حسین علیه السلام گفته شد که از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم چه شنیدی؟ آن حضرت در ضمن سخنانی طولانی فرمودند: از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم شنیدم که می فرمود: «خداوند تبارک و تعالی کارهای مهم و بزرگ را دوست دارد و کارهای پست و حقیر را نمی پسندد».

ادب حسنین علیه السلام
امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام مصداق کامل ادب بودند. نقل می کنند که وقتی امام حسن علیه السلام در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم می خواستند پدر بزرگوارشان را صدا بزنند با تعبیر «یا اباالحسین» صدا می کردند و امام حسین علیه السلام آن حضرت را «اباالحسن» می خواندند و هر دو رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم را پدر صدا می کردند. اما چون رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم رحلت کردند آن دو بزرگوار علی علیه السلام را پدر خواندند.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : قیام امام، شهادت، ادب، نهضت عاشور، اسلام، جاودانگی عاشور،
چهارشنبه 24 شهریور 1395 :: نویسنده : عبرات
چرا اباعبدالله الحسین( ع) همانند پدر یا برادر بزرگوار خویش در مقابل طاغوت زمان سکوت نکرد؟

1. طاغوت زمان او، انسانی متجاهر به فسق، آلوده، شراب خوار و زناکار بود، در حالی که در زمان حضرت علی(ع) و یا امام حسن مجتبی(ع)، چنین وضعی وجود نداشت. کردارهای ناپسند یزید به عنوان زمام دار حکومت اسلامی پی آمد ناگواری برای جامعه ی اسلامی داشت. در این صورت، چنین رفتاری کم کم مشروعیت می یافت و همه ی ارزش های اسلامی زیر سؤال می رفت و مسلمانان نیز آلوده می شدند.

2. حکومت اسلامی در زمان دو امام اول، نو بنیاد بود و هر گونه کشمکشی بر سر قدرت، به تشویش اذهان عمومی می انجامید و با مخالفت مردم روبه رو می شد. بنابراین، مردم از باور خود به ائمه ی اطهار(ع) روی گردان می شدند.

3. همچنین کشمکش های درونی مسلمانان بر سر زمام داری، بهانه ی خوبی برای دشمنان خارجی مانند یهودیان بود تا آشکارا به تضعیف مسلمانان بپردازند و اساس اسلام را با خطری جدی روبه رو سازند.

 باری، اوضاع زمان امام حسین(ع) با زمان خلفا و معاویه تفاوت داشت؛ زیرا حکومت اسلامی استقرار یافته بود، ولی انسانی فاسق بر جامعه حکم می راند. بنابراین امام واجب می دانست که با این بدعت خطرناک رویارو شود. ایشان در پاسخ به پیشنهاد بیعت با یزید می فرماید:

عَلَی الإسلامِ السَّلامُ إذَا بُلِیتِ الأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثل یزید؛ حال که فرمان روایی مسلمانان به یزید فاسق واگذار شده است، باید فاتحه ی اسلام را بخوانیم.1

دعوت مردم کوفه تا چه اندازه در انگیزه ی قیام امام حسین(ع) اثر داشت؟

امر به معروف و نهی از منکر از عوامل اصلی شکل گیری قیام امام حسین(ع) بود. امام از آغاز، نهضت خود را از هر گونه انگیزه ی غیرخدایی و اتهام هایی که درباره ی خروج ایشان از مدینه بر سر زبان ها بود، پاک ساخت. ایشان با ندایی رسا فرمود هدفش از این حرکت، احیای سنت های فراموش شده ی نبوی و پاس داشت امر به معروف و نهی از منکر در جامعه است. بنابراین، حتی اگر کوفیان برای حضرت نامه نمی نوشتند، ایشان دست به این قیام می زد. البته در این صورت، ممکن بود مکان درگیری با نیروهای مخالف تغییر کند، ولی در مسیر و هدف مبارزه تغییری ایجاد نمی شد. در این میان، مردم کوفه در روند آزمون الهی قرار گرفتند ولی سربلند بیرون نیامدند. جنبه های گوناگون این قیام بسیار فراتر از جغرافیای زمانی و مکانی کوفه بود. دعوت مردم کوفه در این جریان، نقشی فرعی داشت. امام حسین(ع) بدون اطمینان و تکیه به این دعوت، قیام خود را آغاز کرد و از آن تنها به عنوان مسئله ای عمومی برای مخالفت با حکومت سراسر فسق و فجور وقت، بهره گرفت.


ادامه مطلب...

نوع مطلب : امام حسین (ع)
برچسب ها : عاشورا، امام حسین (ع)، قیام، کربلا، زن، شهادت،
سه شنبه 29 دی 1394 :: نویسنده : عبرات
ایستادگی در برابر ظلم و ظالم و تلاش برای محو آن، از ویژگی های مهم فرهنگ اسلامی است که در فرهنگ عاشورا و حماسه قیام امام حسین - علیه السلام - به زیباترین شکل متجلی شد. حماسه عاشورا را می توان رویارویی انسان با شیطان تفسیر کرد; انسانهایی که اعمال آنها از قدرت ایمان و جهان بینی آنان نشات می گرفت و شهادت اسارت - که نتیجه قطعی آن بود - جز حلاوت، زیبایی و جلوه های شورانگیز عشق و عرفان چیز دیگری به همراه نداشت. اصحاب عاشورا با الهام از پیامبر - صلی الله علیه و آله - و آیین مقدس او، هدف خویش را دفاع از ارزشها و آرمانهای اسلامی قرار داده بودند و هرگونه تحمل سختیها و رنجها را فرصتی برای پیوستن به محبوب می دانستند و در نتیجه مسائل عاطفی، عشق و علاقه به خانه و خانواده و دلبستگی به جهان برای آنان دارای چنان لذت معنوی بود که درد ناشی از آن نتوانست حتی احساس تسلیم در برابر دشمن را برایشان ایجاد کند; نمونه بارز آن را در شخصیت حضرت زینب - سلام الله علیها - قهرمان حماسه کربلا می توان مشاهده کرد. او که در مکتب والای رسالت و امامت تربیت شده است، با اتکاء به ایمان و توکل به خدا، وظیفه خود را در قافله سالاری کاروان بازماندگان عاشورا بخوبی ایفا نمود و ضمن رهبری و نگهداری از کودکان و داغدیدگان، از هر فرصتی برای ابلاغ پیام عاشورا استفاده کرد.اینک گوشه هایی از حماسه های حضور این بانوی قهرمان را در راه اعتلای ارزشهای متعالی به تصویر می کشیم:

برای آخرین بار که امام حسین - علیه السلام - به نزد بانوان حرم می آید به حضرت زینب - سلام الله علیها - می فرماید، خواهرم جامه کهنه ای برایم بیاور که احدی از این مردم در آن رغبت نکند تا آن را زیر لباسهایم بپوشم شاید پس از کشته شدن بدنم را برهنه نکنند، (1) این بانوی شکیبا به درخواست مرادش عمل می کند و همچون کوهی استوار، برادر را برای رفتن به میدان شهادت بدرقه می کند زیرا او در کتاب درسش آموخته است:

"ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا، بل احیاء عند ربهم یرزقون. " (2)

و نیز از معلم مکتبش امام علی - علیه السلام - شنیده است، پایگاه شهادت صبر نیست، که جایگاه شکر و بشارت است. (3)


ادامه مطلب...

نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : اسوه صبر، زینب (س)، زیبایی، امام حسین(ع)، شهادت، کربلا،
شنبه 12 آذر 1390 :: نویسنده : عبرات
باز می اندیشم ،

به غروبی که شقایق می رفت

تا میان شفقِ عشق ، "علی اصغر" را

سیر از زمزمِ کوثر بکند

طرحِ معراج "رقیه" ، که از آغوش پدر

شده آرام به تنها یک سر

جان جانه به جانان می داد

دلِ هر خولیِ بی قلبی را

می فشارد از درد

کوچه هایی که دگر از فردا

جایگاه غم، تنهایی "اکبر" می شد

خالی از رهگذرست

مانده در خلسة ابهام و قدم های پر از وهم و سوال

مانده در بی کسی و رنج و ملال

چه کسی جرأت کرد ، حق باران را

با ستم، با همة سنگ دلی

بستاند از ابر؟

تا نبارد به دل ریش و پریشان شده ی کرب و بلا؟

هالة غربت را ،

می توانم امشب

در نگاه همة مردم ماتم زدة شهر ببینم با درد

شب، شبِ شام غریبان دلِ مردة ماست

شب، پر از بی کسیِ کوچة سرخوردة ماست

شب، پر از زجه زدن های گل میخک و یاس

و پر از دغدغه هایی که دلم را بی تاب

می کشاند به هوایی که

میان نفس شعر تَرَم جاری شد

و شهادت می داد که شقایق،

تا ابد پابرجاست



م . حسرتی




نوع مطلب : مناسبتها
برچسب ها : شقایق، علی اصغر، شهادت،


هوای دل



تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد
امکانات


آمار
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :