تبلیغات
شُبیر علیه السلام - مطالب ابر ولادت
 
درباره وبلاگ


تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد . دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟ دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد ! امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد . من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد . کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد

مدیر وبلاگ : عبرات
زینب کبری (س) روز پنجم جمادی الاول سال 5 یا 6 هجرت در مدینه چشم به جهان گشود. خبر تولد نوزاد عزیز، به گوش رسول خدا (ص) رسید. رسول خدا (ص) برای دیدار او به منزل دخترش حضرت فاطمه زهرا (س) آمد و به دختر خود فاطمه (س) فرمود: ((دخترم، فاطمه جان، نوزادت را برایم بیاور تا او را ببینم )).


فاطمه (س) نوزاد کوچکش را به سینه فشرد، بر گونه های دوست داشتنی او بوسه زد، و آن گاه به پدر بزرگوارش داد. پیامبر (ص) فرزند دلبند زهرای عزیزش را در آغوش کشیده صورت خود را به صورت او گذاشت و شروع به اشک ریختن کرد. فاطمه (ص) ناگهان متوجه این صحنه شد و در حالی که شدیدا ناراحت بود از پدر پرسید: پدرم، چرا گریه می کنی؟! رسول خدا (ص) فرمود: ((گریه ام به این علت است که پس از مرگ من و تو، این دختر دوست داشتنی من سرنوشت غمباری خواهد داشت، در نظرم مجسم گشت که او با چه مشکلاتی دردناکی رو به رو می شود و چه مصیبت های بزرگی را به خاطر رضای خداوند با آغوش باز استقبال می کند)).

در آن دقایقی که آرام اشک می ریخت و نواده عزیزش را می بوسید، گاهی نیز چهره از رخسار او برداشته به چهره معصومی که بعدها رسالتی بزرگ را عهده دار می گشت خیره خیره می نگریست و در همین جا بود که خطاب به دخترش فاطمه (س) فرمود: ((ای پاره تن من و روشنی چشمانم، فاطمه جان، هر کسی که بر زینب و مصایب او بگرید ثواب گریستن کسی را به او می دهند که بر دو برادر او حسن و حسین گریه کند)).[1]

پی نوشت ها:
[1] خطابه زینب كبرى (س ) پشتوانه انقلاب امام حسین (ع) صفحات 55 - 57 اثر دانشمند محترم محمد مقیمى از انتشارات سعدى ، به نقل از طراز المذهب ، ص 32 و 22.
منبع : ۲۰۰ داستان از فضایل ، مصایب و كرامات حضرت زینب (ع)، عباس عزیزى.


نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها : حضرت زینب(س)، ولادت، ثواب گریستن بر حسین(ع)، رسول خدا (ص)،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
واقعۀ عاشورا گرچه به مانند هر پدیدۀ تاریخی دیگر در مقطع زمانی مشخص و مکانی ویژه ای اتفاق افتاد، با این وجود پیامی فراتر از مقیاس های زمانی و مکانی خویش داشت. به طوری که با گذشت قریب چهارده قرن از وقوع این حادثۀ عظیم، هنوز نام و یاد آن زنده است و الهام بخش جنبش های ظلم ستیزانه بسیاری می باشد. عاشورا، دانشگاه عشق است. تجلی گاه ایثار و از خودگذشتگی، عزت و سربلندی، وفا و پایداری و پایمردی است. آکنده از درس و پیام هایی است که پیام آوران عاشورا مسؤول تبلیغ و بازگویی آنند. عالمان، خطیبان، مبلغان و پیام آوران کربلاست که با حفظ ارزش های متعالی و عزت حسینی آنرا به نسل های آتی منتقل کنند. امّا، در نهایت تأسف، در مواردی چند، عده ای بنابر انگیزه های گوناگون تعهد مزبور را نادیده گرفته و با زیر پا گذاردن ارزش های عالی و متعالی قیام کربلا اقدامبه تحریف تاریخ عاشورا نموده اند.

بنابراین اساس و نیز اهمیت و برجستگی خاص فکری-عقیدتی ماجرای عاشورا، شرایط ایجاب می کند پژوهشگرانی پای به عرصۀ تحقیق گذارند و با پژوهش در تاریخ کربلا، به تفکیک واقعیت از تحریف بپردازند و نیز به بیان چهرۀ حقیقی حادثۀ کربلا همت گمارند. از سویی، واقعۀ عاشورا واقعه ای بس عظیم است و پرداختن به جزء جزء حوادث آن نیازمند زمان، ابزار و امکانات وسیع و گسترده ای است که در توان یک مقالۀ مختصر نیست. از سوی دیگر، علی اکبر علیه السلام یکی از برجسته ترین شهدای صحنۀ کربلاست که در فرهنگ محرّم و سوگواری امام حسین علیه السّلام به وی بهای شایانی داده شده است؛ در حالی که زندگانی و شهادت او در هاله ای از ابهام باقیمانده و همراه و آمیخته با تحریف بیان می شود. بنابراین نوشتار حاضر بر حسب وظیفه توجه خویش را به حضرت علی اکبر فرزند امام حسین علیه السّلام مبذول نموده و می کوشد تا با پژوهش در منابع تاریخی تصویری به نسبت واضح و روشن از زندگانی و شهادت وی ارائه نماید. در واقع موضوع این سخن زندگانی و شخصیت علی اکبر علیه السّلام و مقصود آن زدودن زنگار جعل و تحریف از تاریخ زندگی اوست.


نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها : علی اکبر علیه السلام، عاشورا، امام حسین علیه السّلام، ولادت، روز جوان،
لینک های مرتبط :
قدوم نورسیده آفتاب را ملائک بی‏ شمار، به تبریک آمده ‏اند و بر بام خانه دختر خورشید، بال می ‏افشانند. از بهشتِ دامان بتول، بهاری سرزده است و خانه علی و زهرا، امروز، خانه تمام شادی‏ها و دست‏ افشانی‏هاست.خدا، لبخند می‏زند این روز شگفت را و مرد تنهای نخلستان‏ها، به نسل سبز این کودک می‏ اندیشد. به نور ممتدی که سینه به سینه، تا قیامت خواهد رفت؛ «وَلَو کَرِهَ الْکافِرُون».

عاشورا متولد شد...

اتفاق کمی نیست... بگذار تمام کائنات بدانند آغاز تو را! دو دریای آبی، به هم آمیختند و در پیوند خدایی و زبانزدشان، اقیانوسی پدید آمد که تاریخ را دیگرگونه خواهد کرد. بگذار از امروز، همه شمشیرها، خود را مهیا کنند! بگذار لب‏ها برای تشنگی، آبدیده شوند! بگذار کفر، از هم‏اکنون، دست به کارِ تیز کردن تیغ کینه باشد و ایمان، کوه صبرش را به شانه های تو تکیه دهد! تاریخ، در راه است تا با خون معصوم تو، خود را رقم زند.

حادثه ‏ها در راهند. آب‏های متلاطم و دست‏ های جفا پیشه‏ ای که سدِّ سیراب شدن‏ اند، توفان خونخواهی حق و رسوایی باطل، خطبه‏ های بلیغِ روسیاهی کفر، قرآن فصیح بر منبر نیزه‏ ها و خدایی که دلشدگانِ زخم‏ خورده را خود به پرسش و مرهم می‏ آید؛ همه در راهند. تو، مولود عشق، امروز، در آغوشِ مادر، مهیّای فردای خونخواهی و «هل من ناصر» باش! لبخند بزن، تا خون در رگ‏های طبیعت جاری شود!


نوع مطلب : مناسبتها، 
برچسب ها : امام حسین(ع)، حضرت عباس(ع)، امام سجاد(ع)، ولادت، ماه شعبان، اعیاد،
لینک های مرتبط :
امکانات جانبی